
رحمان سعادت؛ اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه سمنان
یک جمله در فلسفه علم وجود دارد که میگوید: «فکر مانع فکر است.» منظور این است که گاهی یک عبارت یا نظریه علمی آنقدر تکرار میشود که دیگر جرئت نمیکنیم به چیز دیگری فکر کنیم. برای مثال، در زمان گالیله، فکر غالب این بود که خورشید به دور زمین میگردد و بنابراین کسی به خود اجازه نمیداد به فرضیه دیگری فکر کند.
در اقتصاد نیز گاهی با چنین وضعیتی مواجه هستیم. برای مثال، آنقدر بر این موضوع تأکید شده که نقدینگی عامل تورم است که دیگر نمیتوانیم به دلایل و عوامل دیگر فکر کنیم؛ در حالی که عوامل غیرنقدینگی و فشار تقاضا نیز میتوانند در ایجاد تورم نقش داشته باشند.
افرادی که خود عامل تورم هستند، گاهی تورم را به اشیا و عوامل بیرونی نسبت میدهند. مگر خود نقدینگی میتواند بهصورت خودکار و بدون دخالت انسان خلق شود؟ خالق نقدینگی انسانها هستند. به بیان دیگر، خود انسان میتواند عامل تورم باشد و تورم خلق کند.
اگر در کشورهای دیگر تورم عمدتاً یک پدیده پولی باشد، اما پس از نیم قرن زیست با تورم در ایران، به نظر میرسد که خود ما نیز در برخی موارد عامل تورم هستیم.
درست است که تورم یک پدیده پولی است و همچنین فشار تقاضا میتواند سبب تورم شود و از این منظر، تورم بهعنوان یک پدیده خارج از انسان معرفی میشود؛ اما به دلایل زیر میتوان گفت خود انسان نیز میتواند خالق تورم باشد. البته درجه تورمزایی افراد متفاوت است.
نقدینگی یک عنصر عامل نیست، بلکه معلول است. اگر DNA انسان به سمت تورمزایی رفته باشد، تورم خلق خواهد کرد؛ حتی اگر نیازی به تورم وجود نداشته باشد. این نوع انسان، به نوعی معتاد تورم است. موارد زیر میتواند در تغییر «ژن» انسان برای تولید تورم مؤثر باشد:
الف) سیاستمداران و مدیران تورمزا
سیاستمدار و مدیر، انسان هستند و برخی از آنها تورمزا. در دنیای امروز که سیاست مبتنی بر انتخابات و رقابت است، عموماً کاندیداها برای اینکه از رقبا سبقت بگیرند، سعی میکنند با وعدههای متعدد و رؤیایی، بهویژه وعدههای اقتصادی، نتیجه انتخابات را به نفع خود تغییر دهند.
وقتی پیروز انتخابات میشوند و با واقعیتها و محدودیتها مواجه میشوند و از سوی دیگر تحت فشار افکار و مطالعه عمومی برای اجرای وعدهها …











