پنجشنبه, ۲۴ خرداد, ۱۴۰۳ / 13 June, 2024
مجله ویستا


زبان کهنسال روستای تاریخی گرمه


زبان کهنسال روستای تاریخی گرمه
سرگذشت زبان ها همانند هر پدیده اجتماعی دیگر، زادوزندگی و مرگ است. گویش های خوری (Khuri)، فرویگی (farvigi) و گرگو (gargu)، زبان گفتار مردم شهرك خور و روستاهای فرخی و گرمه از روزگاران دوربر كرانه جنوبی كویر نمك برجای مانده است و در حال جان دادن است. جان گویش گرگو و پس از آن گویش فرویگی از گویش خوری بیشتر است.
خور (khur) مركز بیابانك از بخش های شهرستان نائین در استان اصفهان و فرخی و گرمه از روستاهای غربی و جنوبی خور هستند. زبان خوری، فرویگی، و گرگو از گویش های زبان پارسیك یا پهلوی ساسانی است كه به سبب دوری و جابه جا نشدن زبانوران، كمتر از گویش های دیگر دستخوش دگرگونی شده اند.
در بخش بندی زبانهای ایرانی، گویشهای خوری، فرویگی و مهرگونی از زبانهای ایرانی نو در شمار دسته مركزی قرار دارند و با بلوچی و زازی (Zazi) ومازنی (mazani) و گیلكی و سیوندی (sivandi) خویشاوندند و مورد پژوهش دانشمندان زبان شناس قرار گرفته اند.
پروفسور ژرژ ردار (George Radar) سوئیسی، دكتر ریچارد فرای (Richard Frai) امریكایی، دكتر ویلهلم آیلرس (Wilhelm Eilerse) آلمانی و پروفسور ایوانوف (Ivanov) روسی از دانشمندان بیگانه و دكتر صادق كیا و دكتر بهرام فره وشی و آقای مهدی عباسی با راهنمایی دكتر علی اشرف صادقی گویش خوری را پژوهیده اند.
در این زمینه و درباره انگیزه های مؤثر در زوال این گویش ها پای سخن لسان الحق طباطبایی كه گویش های خوری و فرویگی وگرگو را پژوهیده و در حال گزارش آنها است می نشینیم.
«پژوهش های دانشمندان غربی و روسی برای رسیدن به هدفهای ویژه خودشان بود و دربرگیرنده آگاهی های پیرامون ما نمی باشد. همچنین است پژوهش هایی كه به پیروی از بیگانگان عملی شده است. كار پژوهش در زبانهای ایرانی وگویش های وابسته باید به دست پژوهشگران زبانور و گویشمندان دلبسته و آگاه به دانش زبان شناسی و فرهنگ مردم امكان پذیرد و این كاری است كه افزون بر آگاهی ها و اندوخته های دانشی، شكیبایی و تاب دشواریها را می باید. و نشود كه بی هیچ گرسنگی و تشنگی به فرجام رسد و زهی دریغ و افسوس كه نگهبانان پاسداری از فرهنگ ما، فكری برای پژوهشگران كوشنده و دلبسته نكرده اند كه دلبسته و تهی دست كار خود را تا پایان پیگیری می كنند.
بی گمان پژوهشهایی كه تاكنون در گویش های خوری و فرویگی شده است، كاستی ها ونادرستی ها دارد و یا از پژوهشهای دست دوم به شمار می آید.
▪ در پیشینه پژوهش گویش خوری به دست زبانوران می گوید:
«نخستین گویشوری كه یادداشت كوتاهی برپایه ساختارهای دستوری نوشته است، «مرحوم شیخ علی فقیهی» است و پس از او تنی چند از فارسی زبانان خوری و آشنایان گویش خوری به گردآوری واژه ها دست زده اند و برخی نیز شعرهایی به خوری سروده اند. او كه پژوهشهای میدانی گسترده یی در زمینه زبان و فرهنگ مردم خور و روستاهای پیرامون آن دارد و كار برابری با دیگر گویش های پیوسته را به پایان می برد، درباره سبب ها و دست اندركاران از میان رفتن این سه گویش می گوید، «تا نیمه سده پیش، خوری زبان گفتار اكثریت مردم خور بود و بر فارسی رایج در آنجا برتری داشت. بسیاری ازمردم غیر گویشور در گفت وگو با گویشوران به خوری سخن می گفتند. اما شورستان سرسخت و بی آب و گیاه مردم را وامی داشت با گذشتن از ریگزارها و سنگلاخ ها برای كسب درآمد به دنبال نان به فهلگی(فعلگی) در شهرها بروند.
دانش اندوزی و گذراندن پایه های تحصیلی و كسب مدارج دانشی از انگیزه های نیرومندتر در روانه شدن مردم به شهرها بود، چرا كه بالاتر از دوره دبستان، در خور نبود، و دبستان هم به همت و پایمردی روانشاد حبیب یغمایی مدیر مجله یغما دایر شده بود. با بازگشت اینان به خور، زبان خوری زبانان با زبان دیگری كه حتی فارسی رایج در خور هم نبود و به آن زبان شهری می گفتند روبرو می شد.
افزون بر این، شمار بسیاری از باسوادان كه بیشتر از میان فارسی گویان خور بودند، نسبت به گویش خوری همان دیدگاه سنتی را داشتند كه هر زبان جز زبان ادبی و رسمی را فاسد می دانستند و چنین بود كه گویشوران خوری بویژه بیرون از زادگاهشان به گویش خوری سخن نمی گفتند.
تأثیر این دو فاكتور یا به سخن دیگر رویگردانی از زبان مادری، در از میان رفتن آیین ها، رسمها و سنتهای این سرزمین و همچنین گویش آن بیش از ایجاد و گسترش راهها و بیرون آمدن از خور و روستاهای پیرامونش از بن بست كهن است. اندك اندك رادیو و آنگاه تلویزیون در خانه ها پدیدار شد. سپس روزنامه ها هم از راه رسید و سبب آن شد كه «بن تنیر» bontanir جای خود را به آشپزخانه open داد و «میون سرا» miunsera به هال تبدیل شد و معماری و ساختار خانه ها نیز دگرگون گشت.
بسیاری از واژه ها و عبارت ها كاربرد خود را از دست داد و فراموش شد. دیگر امروز «آیرون» ayarun (دید و بازدید شبانه مردمان) برپا نمی شود، و یك خوری پانزده ساله مفهومش را هم نمی داند. یك خوری سی ساله به سختی می تواند به خوری سخن بگوید، و جوان بیست ساله خوری هیچگونه آگاهی از گویش نیاكان خود ندارد. از دست سالخوردگان كاری برنمی آید. پیری و مرگ نیز شمار گویشوران سالخورده راكاهش داده است. در حال حاضر با شمار اندكی از گویشوران سالمند روبرو هستیم كه دریافت درست از پژوهش را در گفتار دشوار می سازد.
با این همه ساختار گویش «خوری» دست نخورده است.پژوهش در این گویش نیمه جان را خویشكاری (وظیفه) خود دانسته و آهنگ كار نمودم، نزدیك پنج سال است هرازگاهی راهی كویر می شوم و با دلگرمی از مهربانی های مردمان آفتاب سوخته زادگاهم در سایه سار نخل های راست برزش (بالایش) شادمانم، اگرچه جان دادن زبانی را با چشم دیدن بسیار دردناكتر از خواندن خبر مرگ آن در كتابها است.
در خور و گرمه (garmeh) دوبیتی را چهاربیتی می گویند.
ماری پرهیزگاری
منبع : سایت کویر ایران