چهارشنبه, ۳ مرداد, ۱۴۰۳ / 24 July, 2024
مجله ویستا

ذبح عظیم


ذبح عظیم
نام ذی الحجه نامی آشناست و به دنبال ورود این ماه ندای لبیك اللهم لبیك به گوش جان می رسد، برای گوش ها و دل ها مفاهیمی چند همانند طواف، سعی صفا و مروه، صحرای عرفات، تقصیر، منی و قربانی آشناست. اما نام قربانی عجیب با دل های عاشقان بازی می كند، به راستی ذبح عظیم كه در قرآن آمده و بر ابراهیم وارد شد، چیست؟ آیا گوسفند است؟
ولی گوسفند آن قدر نباید ارزش داشته باشد، كه آن را ذبح عظیم، آن هم از لسان قرآن، بگویند: فدیناه بذبح عظیم.
پس حقیقتی دیگر پشت این پرده نهفته است و لذا در همین راستا زانوی ادب در محضر ائمه زمین می زنیم، تا آن ها كه تالی و ترجمان كتاب الله هستند، این حقیقت را پرده برداری كنند.
از حضرت رضا صلوات الله علیه روایت است كه: چون خداوند به ابراهیم (ع) امر نمود، گوسفند را به جای اسماعیل ذبح كند، ابراهیم (ع) تمنا كرد كه ای كاش گوسفند نیامده بود و فرزندش را به دست خود ذبح می نمود تا این كه دلش شكسته شد و به درجه رفیع صبر ورضا فائز گردید، سپس به ابراهیم (ع) وحی شد كه نزد تو چه كسی محبوب ترین خلق است؟ عرض كرد: حبیب تو محمد (ص)
وحی رسید كه آیا او احب است به نزد تو یا نفست؟
عرض كرد: بلكه او احب است به سوی من از نفسم.
فرمود: آیا فرزند او را بیشتر دوست می داری یا فرزند خود را؟
عرض كرد: فرزند او را.
فرمود: آیا مذبوح شدن فرزند او به تیغ ستم دشمنان بیشتر دلت را می سوزاند یا ذبح فرزندت به دست خودت در راه اطاعت من؟
عرض كرد: ذبح فرزند او به دست دشمنان بیشتر دلم را می سوزاند. فرمود: ای ابراهیم جمعی هر آینه خواهند كشت فرزند خاتم الانبیاء (ص)، حسین صلوات الله علیه را به ظلم و عدوان و به این عمل مستحق غضب و سخط من می شوند. پس ابراهیم جزع نمود و دلش شكست و گریست؛ وحی شد كه ای ابراهیم فدا نمودم جزع تو را بر اسماعیل به جزعت بر حسین صلوات الله علیه و واجب نمودم از برای تو درجات رفیعه اهل مصایب را و این است: «وفدیناه بذبح عظیم» (۱) ذبیحه بزرگی را فدای او كردیم (۲)
مرحوم علامه طهرانی نیز در كتاب روح مجرد قضیه ای جالب را مطرح می كند. ایشان می فرمایند: معمولاً در طهران، هر واعظی را كه برای یك دهه برای منبر رفتن در مجلسی دعوت می كردند، در شب آخر وی را برای همان دهه از سال دیگر دعوت می نمودند. در آخرین سالی كه مرحوم دری در قید حیات بود، یك شب از دهه محرم (شب هشتم یا نهم) جوانی از ایشان قبل از منبر سؤال می كند كه مراد از این شعر چیست؟
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا كه وعده تو كردی و او به جا آورد
مرحوم دری می گوید: جواب این سؤال را در بالای منبر می دهم تا برای همه قابل استفاده باشد.
ایشان در فراز منبر از قضیه نهی آدم ابوالبشر از خوردن گندم، و داستان نان جوین خوردن امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را در تمام مدت درازای عمر بیان می نماید و حتی این كه آن حضرت در تمام مدت عمر ابداً نان گندم نخورده و از نان جوین سیر نشد و سپس می گوید:
مراد از شیخ در این بیت حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه السلام است كه وعده نخوردن از شجره گندم را در بهشت داد ولی به آن وفا نكرد و از امر خداوند سرپیچی نمود و گندم را تناول كرد و مراد از پیر مغان حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است كه در تمام مدت عمر نان گندم نخورد و وعده عدم تناول از شجره گندم را او ادا كرده و به اتمام رسانید. این مجموع تفسیر این بیت بود كه وی (مرحوم دری) بر سر منبر شرح داد و منبرش را خاتمه داد. قبل از پایان سال، مرحوم دری فوت می كند و لهذا در سال بعد در دهه محرم در آن مجلس مدعوی كه باید حضور داشته باشد، نمی تواند شركت نماید. درست در سال بعد در دهه محرم، در همان شبی كه این جوان سؤال را از مرحوم دری می كند، وی را در خواب می بیند كه: مرحوم دری به نزد او آمد و گفت: ای جوان! تو در سال قبل چنین شبی از من معنی این بیت را پرسیدی و من آن طور پاسخ گفتم. اما چون بدین عالم آمده ام، معنی آن طور دیگری برای من منكشف شده است: مراد از شیخ حضرت ابراهیم (ع) است و مراد از پیر مغان حضرت سیدالشهدا صلوات الله علیه و مراد از وعده، ذبح فرزند است كه حضرت ابراهیم (ع) بدان امر خداوند وعده وفا داد، اما حقیقت وفا را حضرت اباعبدالله الحسین صلوا ت الله علیه، در كربلا به ذبح فرزندش حضرت علی اكبر صلوات الله علیه انجام داد... (۳)

سید عباس موسوی مطلق
۱ـ سوره مباركه صافات، آیه شریفه ۱۰۷
۲ـ خصائص الحسینیه مرحوم آیت الله شیخ جعفر شوشتری، ،۲۱۹ بحارالانوار، ج ،۴۴ ص ،۲۲ عیون الاخبار، ج ۱ . ص ۲۰۹
۳ـ حافظ و پیرمغان، ص ،۱۸ به نقل از روح مجرد، علامه طهرانی .
منبع : روزنامه ایران