جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

اسلام و فمینیسم


اسلام و فمینیسم
جنبش زنان از اوایل قرن نوزدهم به نام «فمینیسم» و با شعار تساوی و برابری زن و مرد در همهٔ شئون در فرانسه پدیدار شد و در واقع نوعی اعتراض به مردسالاری حاکم بر اعلامیهٔ حقوق بشر فرانسه بود. اعلامیهٔ مذکور که بر اثر انقلاب کبیر فرانسه و بر اساس حقوق فطری و طبیعی در سال ۱۷۸۹ میلادی به تصویب رسید، با بی‏اعتنایی آشکار به حقوق زنان هیچ‏گونه حقی را برای آنان در نظر نگرفت و در حقیقت، اعلامیهٔ دفاع از حقوق مردان بود. در نتیجه گروهی از زنان در مخالفت با این نابرابری، دست به اعتراض زدند و خواهان حقوق برابر با مردان شدند. این حرکت را بعدها «کندورسه», ریاضی‏دان و فیلسوف فرانسه ادامه داد که به تشکیل «مکتب طرفداران زن» انجامید. پایه‏گذاران اصلی این مکتب در اوایل قرن نوزدهم، سن سیمون و شاگردان او بودند که به گسترش نظریه برابری زن و مرد، کمک شایانی کردند. مکتب طرفداران زن در دفاع از حقوق زنان به سه نکتهٔ اساسی تاکید داشت:
۱) زن، انسانی بالغ و کامل است و در برابر مردان، به ویژه در زندگی زناشویی، از استقلال، اختیار و حقوق برابر برخوردار است؛
۲) زن، از نظر فکری، انسانی آزاد و مستقل است؛
۳) زنان، باید در مسائل سیاسی شرکت کنند و از حقوق مساوی با مردان برخوردار باشند.
در دهه‏های اخیر دیدگاه‏های فمنیستی ـ در قالب کنوانسیون‏های بین‏المللی یا مباحث تئوریک ـ مرزهای جغرافیایی کشورهای مختلف را درنوردیده و به یُمن انقلاب ارتباطات، فضای فرهنگی جوامع مختلف و از جمله کشور ما را تحت تأثیر خود قرار داده است. جمهوری اسلامی ایران, به ویژه نخبگان فرهنگی ناگزیرند در قبال این پدیده یکی از سه رویهٔ زیر را در پیش گیرند:
نخست آنکه همهٔ سنت‏های جاری دربارهٔ جامعهٔ زنان را دینی و بالطبع کامل تلقی کرده و بر هر گزاره و گزینهٔ دیگر، مهر ابطال و انکار زنیم. نتیجهٔ این رویکرد که در میان برخی از قشرهای مذهبی, هوادارانی دارد، تحریم مطالعات و پژوهش‏های ویژه در عرصهٔ مسائل زنان و در پی آن، عدم احساس ضرورت حضور در اجلاسیه‏های داخلی و خارجی، و طرد همهٔ عناصر و مؤلفه‏های فمنیستی است.
راه دوم, خود باختگی در برابر هیمنهٔ فمینیسم جهانی، پذیرش مطلق (یا قریب به اتفاق) گزاره‏های فمنیستی و تلاش برای تبلیغ و ترویج آن در ایران و جامعه اسلامی است. این رویه به چیزی کمتر از کنار گذاشتن سنت‏ها و آموزه‏های دینی یا توجیه و همگون‏سازی آن با الگوهای فمنیستی رضایت نمی‏دهد. گفتنی است اتخاذ این رویه، امتیازاتی را نیز به همراه دارد؛ از جمله اینکه به تحقیق و تأمل نیاز ندارد و تنها کافی است به آن سوی مرزها نگریست. افزون بر اینکه حمایت و پشتیبانی کشورهای غربی را هم به دنبال دارد و همنوایی با آنها موجب اعتبار اجتماعی و جهانی نیز می‏شود. گرایش‏های نسبتاً شدیدی به این رویه در میان روشنفکران، نخبگان فرهنگی و مدیران اجرایی به ویژه در دههٔ سوم انقلاب مشاهده می‏شود. پیامدهای اجتماعی و فرهنگی این گرایش، به دو گونه در جامعه ما رخ نموده است: یکی تشکیک در آموزه‏ها و گزاره‏های اسلامی مربوط به زنان، که بیشتر از سوی روشنفکران تجددگرای لائیک، صورت می‏گیرد و دیگری تلاش برای همگون‏سازی آموزه‏های دینی با ارزش‏ها، توصیه‏ها و گزاره‏های فمنیستی، که بیشتر از سوی نخبگان تجددگرای مذهبی صورت می‏گیرد و در پایان به «عرفی شدن دین» یا «فمینیسم اسلامی» پایان می‏یابد. قدر مسلّم اینکه رویکرد حاضر با معیارهای عقلی و آموزه‏های دینی سازگار نیست، افزون بر آنکه آزمایش خود را در تاریخ معاصر ایران، بارها و بارها پس داده است. چه آنکه تأثیر ژرفِ آموزه‏های ملّی ـ دینی بر رفتار و آداب و رسوم زنان ایرانی، مانع از گرایش عمیق به آموزه‏های فمنیستی می‏گردد.
به نظر می‏رسد رویکرد عقلانی و آگاهانه به سنّت و مدرنیته و نقد جسورانه و پالایش و معرفی عناصر کارآمد هر دو حوزه، بهترین راه برخورد با اندیشه‏های فمنیستی است. این رویکرد اگر چه به برکت انقلاب اسلامی و خود آگاهی ملّت ایران احیا شد و زینت‏بخش محافل علمی و فرهنگی گشت، در مقام عمل هیچ‏گاه به طور کامل و جامع تحقق نیافت. امروزه بسیاری از اندیشمندان و نخبگان انقلابی و مسلمان که در مقام مباحث تئوریک، روش عقلانی و نقادی را در مبادلات فرهنگی ـ و از جمله مباحث زنان ـ پذیرفته‏اند، عملاً تحت تأثیر مؤلفه‏های مدرنیسم قرار گرفته و به ترویج و تبلیغ ارزش‏ها و هنجارهای آن پرداخته‏اند. اینان به درستی دریافته‏اند که لازمهٔ برخورد با هر نوع انحرافی، به کارگیری روشی متناسب و هم‏سنخ با آن است و از این‏رو به جای برخوردهای چکشی و حذفی باید از رهگذر منطقی و عقلانی با پدیده‏های جدیدی همچون اندیشه‏های زن‏مدارانه در حوزه مسائل زنان برخورد کرد.
برگزاری همایش اسلام و فمینیسم، طی روزهای سوم و چهارم اسفند ماه ۱۳۷۹ در دانشگاه فردوسی مشهد، تلاشی از این دست است که مجموعه مقالات ارائه شده به آن، طی مجموعه دو جلدی حاضر، برای استفاده همگان تدوین شده است.
● نقد و بررسی‏
بر اساس فراخوان همایش «اسلام و فمینیسم» از صاحب‏نظران و اصحاب قلم برای ارائه مطلب دربارهٔ محورهای زیر، دعوت شده بود:
۱) فمینیسم؛ شامل:
الف) عوامل و زمینه‏های پیدایش فمینیسم در غرب و ایران؛
ب) نظریه‏های فمینیستی؛
ج) وضعیت فمینیسم در غرب و ایران. به نظر می‏رسد هشت مقاله از مقالات مندرج در دو جلد کتاب مذکور در این چارچوب قابل طبقه‏بندی باشد، که عبارت‏اند از:
اصول و نظریه‏های فمینیسم در غرب, نوشتهٔ علیرضا انوشیروانی؛ بررسی جنبش فمینیسم در غرب و ایران, نوشتهٔ احمد رضا توحیدی؛ فمینیسم، اسلام و ایران, بررسی فمینیسم در غرب و مقایسه آن با ایران و تئوری اسلام در این زمینه, نوشتهٔ عبدالرّحمن حسنی‏فر؛ فمینیسم در جامعهٔ اسلامی, نوشته فاطمه رجبی؛ تاریخچهٔ فمینیسم در ایران؛ نوشتهٔ فاطمه عطایی؛ گذری بر فمینیسم ایرانی, نوشتهٔ مجید کافی؛ زمینه‏های ظهور فمینیسم در غرب, نوشتهٔ حمیرا مشیرزاده؛ فمینیسم، علل و پیامدها, نوشتهٔ احمد علی راسخ.
مجموع این مقالات هشتگانه می‏کوشد ضمن ارائهٔ تعریفِ جامعی از واژه «فمینیسم»، تاریخچه‏ای از آن، به عنوان جنبشی اجتماعی ـ سیاسی ارائه نماید. همچنین با اشاره به آرای برخی از اندیشمندان و نظریه‏پردازان این نهضت، نظریه‏های بنیادین اندیشهٔ فمینیستی تشریح می‏گردد. در برخی از نوشتارها سعی بر آن است تا به ارائه طریق در خصوص وضعیّت کنونی زنان در جوامع انسانی پرداخته شود و در این راستا دستاوردهای جنبش فمینیسم و موضع‏گیری‏های مختلفِ دربارهٔ آن مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین به جنبش حقوق و آزادی زنان ایران و تاریخچه جنبش زنان در عصر پهلوی پرداخته شده و این‏گونه نتیجه‏گیری شده که تکوین جنبش زنان در ایران بر مبنای اعتراض به شرایط موجود قابل توجیه است، لکن نظر به حاکمیّت گفتمان اسلامی بر فضای کنونی جامعه، این جنبش باید در چارچوب قوانین دینی سازماندهی شود، تا بتواند به اهداف مورد نظر اسلام، در جهت آزادی زن و حفظ حقوق و تکامل و رشد آن دست یابد. به اعتقاد یکی از نویسندگان مقالات این بخش، نه برگشت به گذشته و نه تقلید کورکورانه از فرهنگ غرب, راه به جایی نخواهد برد. راه درست همانا بازگشت به ارزش‏های الاهی است. چنان‏که اسلام می‏گوید: «ملاک ارزشمندی انسان‏ها فقط در تقوا است و هیچ عامل دیگری، حتی جنسیّت، تأثیری در انسانیّت انسانها ندارد».
۲) زن و انسان‏شناسی؛ شامل:
الف) ویژگی‏های جسمی ـ روانی زن و مرد از دیدگاه اسلام؛
ب) ویژگی‏های جسمی ـ روانی زن و مرد از دیدگاه فمینیسم؛
ج) مقایسه ویژگی‏های جسمی ـ روانی زن و مرد از دیدگاه اسلام و فمینیسم.
دو مقاله با عناوین: تفاوت‏های رفتاری زن و مرد (پایه‏های فیزیولوژیک و غیر فیزیولوژیک), نوشتهٔ حمیدرضا آقا محمّدیان و رضا پورحسین؛ نگرشی بر تفاوت‏های بیولوژیک زن و مرد, نوشته محمد ربانی و بلوغ, نوشته سید محمد موسوی بجنوردی دربارهٔ موضوعات مطرح در این محور، قابل طبقه‏بندی است.
بین دو جنس زن و مرد تفاوت‏های بسیاری، از جنبه‏های مختلف وجود دارد که اکثراً پایه‏های آن فیزیولوژیک و زیستی است، و عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زمینه‏های بروز و اظهار تفاوت‏ها را فراهم کرده و در حدّ بالایی منجر به تغییراتی در آنها می‏شوند. در مجموعه مقالاتی که پیرامون محور زن و انسان‏شناسی به نگارش در آمده، اصولاً به تفاوت‏هایی پرداخته شده که صرف نظر از پایه و علّت وجودی و رشد آنها، نمود رفتاری در احوال و کردار فرد داشته است. از این رو در نوشتارهای این بخش به مواردی همچون تفاوت‏های وراثتی، تفاوت‏های ساختار تشریحی (آناتمیک)، تفاوت‏های فیزیولوژیک، اختلاف از نظر حسّاسیت و بروز بیماری‏ها میان زن و مرد به طور کلی و به مقولهٔ بلوغ، به طور خاص پرداخته شده است.
۳) زن و فرهنگ؛ شامل:
الف) نقش زن در توسعهٔ فرهنگی از دیدگاه اسلام و فمینیسم؛
ب) مقایسه آرمان زندگی در اسلام و فمینیسم؛
ج) فعالیت‏های فرهنگی زنان در جامعه ایران.
مقاله‏های سیمای متفاوت شخصیت زن، محترم در آینه اسلام راستین و محقّر در اغلب فرهنگ‏های بشری و برخی آثار ادب فارسی, نوشتهٔ حسین رزمجو؛ المرأهٔ فی القرآن, نوشتهٔ محمّدهادی معرفت؛ فمینیسم اسلامی, ترکیب پارا دوکسیکال, نوشتهٔ جعفر مرادی، در این بخش قابل طبقه‏بندی است.
در این نوشتارها، با بررسی اجمالی در نگرش آیین آسمانی اسلام نسبت به زنان از لحاظ آفرینش و حقوق اجتماعی ـ به ویژه نقش اساسی که مادران در کامل کردن نظام خانوادگی و تعلیم و تربیت ایفا می‏کنند ـ میزان تأثیرگذاری این آموزه‏ها بر فرهنگ و ادب ایرانی به تصویر کشیده می‏شود. ضمن آنکه با غور در آیات قرآنی و نیز روایات موجود در زمینهٔ تفاوت میان زن و مرد، به شبهاتِ برتری مردان نسبت زنان به در بینش اسلامی، پاسخ داده شده است. همچنین با انجام مقایسه‏ای میان اسلام و فمینیسم در حوزه‏های عقیدتی، اقتصادی، روانی، سیاسی، حقوقی و خانواده، امکان تحقق فمینیسم اسلامی مورد کنکاش قرار گرفته است.
۴) زن و اجتماع؛ شامل:
الف) پایگاه و نقش اجتماعی زن از دیدگاه اسلام؛
ب) پیامدهای اجتماعی رویکردهای فمینیستی؛
ج) وضعیّت اجتماعی زنان در ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی؛
د) زن مسلمان، مدرنیسم و پست مدرنیسم. دو مقالهٔ طرح واره‏های ظریف تبعیض جنسی (پیامد اجتماعی رویکرد فمینیستی, نوشتهٔ فرزانه غنیمی؛ موانع مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب, نوشتهٔ عباس محمّدی اصل، در این بخش قرار می‏گیرد.
در این مقالات، با انجام یک تحقیق پیمایشی در زمینه باورداشتِ نقش‏های جنسیتی تعریف شده برای هر یک از دختر و پسر در جامعهٔ ایرانی، میزان تأثیر سطح تحصیلات بر این امر مورد بررسی قرار گرفته است. ضمن آنکه تأثیرپذیری مشارکت سیاسی زنان در ایران پس از انقلاب از شکاف جنسی به عنوان یک شکاف ساختی از تقسیم جمعیت جامعه میان دو گروه مردان و زنان، مبنای کندوکاو قرار گرفته و این گونه نتیجه‏گیری شده که ایزوله‏سازی شکاف جنسی به عنوان متغیر وابسته، تابعی از حضور و عملکرد متغیرهای مستقلی چون نیروهای اجتماعی حاکم بر صحنهٔ قانونگذاری نظام حکومتی و عملکرد قوهٔ مجریه بر این بنیان، در عرصهٔ آموزش و پرورش رسمی است. (صفحه ۴۷۰, جلد دوم).
۵) زن و خانواده؛ شامل:
الف) خانوادهٔ آرمانی از دیدگاه اسلام و فمینیسم؛
ب) اسلام، فمینیسم و تربیت کودکان. مقاله‏های جایگاه خانواده از دیدگاه اسلام و فمینیسم, نوشته حسین بستان؛ بررسی سه دیدگاه مختلف در مورد کارکرد اصلی ازدواج, نوشتهٔ علی ربّانی خوراسگانی، در چار چوب این محور قابل طبقه‏بندی است.
خانواده در اشکال مختلف آن، نهادی است که از دیر باز کار کردهای مهمی چون تنظیم روابط جنسی، حمایت عاطفی، تولید مثل و جامعه‏پذیری کودکان را ایفا کرده است. با توجه به الگوهای جهانی و فرا تاریخی تقسیم کار جنسی، زنان همواره بیش از مردان، مسئولیت تأمین این کارکردها را بردوش کشیده‏اند و همین امر نقطه عزیمت بسیاری از مباحث فمنیستی را تشکیل داده است که هر کدام از زاویه‏ای خاص و با رویکرد ویژه‏ای به موضوع پرداخته‏اند. بر این اساس در مقالهٔ نخست این بخش، ابتدا به بیان آرای برخی از صاحب‏نظران فمنیست در باب خانواده و سپس دیدگاه اسلام در این زمینه پرداخته شده است. آنگاه طی مقالهٔ دوم، مقولهٔ ازدواج و نگرش‏های مختلفِ نسبت به آن، شامل دیدگاه مبتنی بر کارکرد زیستی ازدواج و لزوم ارضای کامل نیاز جنسی در انسان، دیدگاه مبتنی بر، قلمداد کردن ارضای نیاز جنسی به عنوان سدّ راه کمال انسان و در نهایت کارکرد اخلاقی و معنوی مورد نظر اسلام در امر ازدواج مورد بررسی قرار گرفته است.
۶) زن و حقوق؛ شامل:
الف) حقوق زن از دیدگاه اسلام (کتاب و سنّت)؛
ب) حقوق زن از دیدگاه فمینیسم؛
ج) مقایسه حقوق اساسی و حقوق موضوعهٔ مربوط به زن در ایران؛
د) نگرش مردم نسبت به تغییرات حقوق زن در جامعه و مبانی اجتماعی آن.
با توجه به محتوای مطالب کتاب، مقاله‏های زیر را می‏توان در ارتباط با این محور طبقه‏بندی کرد: گمانه‏های نابرابری در ساختار اسلامی حقوق زن, نوشتهٔ سیّد مرتضی حسینی؛ حقوق مختصه زنان در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران, نوشته حسن خانجانی موقّر؛ مقایسهٔ حقوق اساسی و حقوق موضوعهٔ مربوط به زن در ایران اسلامی, نوشتهٔ نادر پورارشد و شهناز محمودی.
اهداف مقالات مذکور به طور غالب، تبیین و بازیابی نارسایی‏های حقوقی قوانین موضوعه در ارتباط با زن، با در نظر گرفتن فلسفهٔ وضع آنهاست. این نوشته‏ها به جهت رهنمون شدن به این مطلب است که با کاستن از نارسایی‏های مذکور می‏توان ریشهٔ جلوه‏های ناامنی زنان را خشکاند و از این طریق، زن را برای نقش‏آفرینی شایسته‏اش تأمین کرد. در این رابطه، تفاوت‏های اقتصادی زن و مرد در نظام اقتصادی اسلام و پاسخ به شبهات و پرسشهایی در این زمینه از قبیل اینکه چرا زنان در مسائل اقتصادی مانند ارث، دیه، قصاص و مانند آن با مردان برابر نیستند؟ و آیا این نابرابری، به منزلهٔ نادیده انگاشتن حقوق اقتصادی زنان نمی‏باشد، وجهه همت اصحاب قلم بوده است.
۷) زن و اقتصاد؛ شامل:
الف) استقلال اقتصادی زن از دیدگاه اسلام؛
ب) احکام اقتصادی مربوط به زن در اسلام (مهریه، ارث و...)؛
ج) عوامل و موانع فعالیت اقتصادی زن در ایران.
عناوین مقالات مرتبط با این محور عبارت‏اند از: برخی موانع اشتغال زنان در بازار کار, نوشتهٔ نادره عطاریان؛ بررسی مزایا و معایب اشتغال خارج از منزل زن در خانواده, نوشتهٔ شهناز ولکجی.
از نظر دیدگاه غالب مقالات ارائه شده در این بخش، امروزه دیدگاه مطرحی که مخالف با اشتغال زنان باشد، وجود ندارد و روی هم رفته پذیرفته شده که زن می‏تواند در صحنه اجتماع حاضر شود و با پذیرش شغل و مسئولیت‏های دیگر اجتماعی به گردونه تحرکات و فعالیت‏های اجتماعی بپیوندد. لکن با عنایت به انتظارات خاص از زنان (همچون اداره امور خانه در کنار اشتغال بیرونی) اتخاذِ تمهیداتِ لازم از جمله برنامه‏های تأمین اجتماعی و تعدیل تعهدات و الزامات قانونی و به ویژه اصلاح باورها و ذهنیت‏های منفی مخالف کار خارج از منزل بانوان، که به دنبال، تداوم نقش‏های سنتی صرف (همسری ـ مادری) برای زنان است، همچنین روند بهره‏گیری از نیروی کار زنان، که بخش قابل توجهی از توانمندی جامعه را در اختیار دارند ضروری به نظر می‏رسد. در این بخش، با انجام یک تحقیق پیمایشی ابعاد مختلف بحث کار خارج از خانهٔ زنان، همچون گرایش کارگران زن به کار در خارج از خانه، میزان گرایش به قوانین حمایتی زنان و وضعیت آینده جامعه پیش‏بینی شده است.
در یک نگاه کلی در ارزیابی کتاب می‏توان به این جمع‏بندی رسید که گذشته از گستردگی محورهای مورد بحث، در همایشی که مجموعه مقالات عرضه شده در آن، در این کتاب به چاپ رسیده است، در برخی مقاطع، هم پوشی‏ها و تداخل‏هایی بین محورها مشاهده می‏شود. ضمن آنکه چاپ محورهای فراخوان نگارش مقاله، به جای انتهای جلد دوم، در صفحات آغازین جلد اول می‏توانست در روشن ساختن اذهان عموم و به ویژه پژوهشگران حوزهٔ زنان و رهنمون ساختن آنان به بخش‏های تخصصی مورد علاقهٔ خود، مؤثر باشد. از این گذشته، گرچه در مقدمهٔ کتاب به نگرش اسلام به مقولهٔ زن اشاره شده، لکن، از نگرش فمینیستی، چندان سخنی به میان نیامده و نیز ارتباط منطقی بین اسلام و فمینیسم که انگیزهٔ اصلی برگزاری همایش مورد نظر را تشکیل می‏داده، تبیین نگردیده است. از سوی دیگر به رغم تفاوت محسوس در سطح علمی مقالات منتخب برای چاپ در مجموعهٔ دو جلدی حاضر، عدم دسته‏بندی موضوعی مقالات در این مجموعه، از وزانت و کاربردی بودن مطالب تا حدودی کاسته است. همچنین عدم ارائه ترجمهٔ فارسی مقاله المرأهٔ و کرامتها فی القرآن امکان بهره‏وری از مطالب آن را از افراد ناآشنا به زبان عربی سلب کرده است.
صرف نظر از ایرادهای شکلی و محتوایی مذکور، مجموعه مقالات حاضر می‏تواند در آشنا ساختن افکار عمومی با برکه‏ای که زورق فمینیسم در آن پهلو می‏گیرد، اقدامی مثبت و سازنده قلمداد شود. به رغم نبود نوشتاری در تأیید مبانی فمینیسم و همخوانی آن با شرایط کنونی جامعهٔ ایران، در مجموعهٔ حاضر که می‏توانست بستر مناسب‏تری برای داوری و قضاوت ذهن‏های جست‏وجوگر فراهم آورد.
آنچه مجموعهٔ مطالب حاضر بدان رهنمون می‏گردد این است که: چه دیدگاه‏های نظریه‏پردازان فمینیست ملاک واقع شود و چه از نظریات نقادانه جامعه شناسان و منتقدان اجتماعی پیروی گردد و یا عقل و تحلیل‏های ذهنی به داوری برگزیده شود، در هر سه صورت یک نتیجه عاید خواهد شد و آن اینکه ساحلی که زورق آرمان‏های فمینیستی در آن پهلو می‏گیرد به تعبیر آندره میشل جامعه‏ای است، با پیوندهای آزاد و عاشقانه، طلاق و جدایی‏های مکرر، خانوادهای تک والدینی و فروپاشی و نابودی خانواده هسته‏ای, که آثار و پیامدهای گسترده‏ای نیز در پی دارد. تافلر نیز این گزینه‏ها را آینده محتوم و گریزناپذیر جوامع فمنیستی معرفی می‏کند.
نویسنده: مجتبی عطارزاده
پی‏نوشت:
۱.‏ استفن مور, دیباچه‏ای بر جامعه‏شناسی، ترجمهٔ مرتضی ثاقب‏فر، تهران: ققنوس، ۱۳۷۶، ص ۷۱.
منبع: www.i-b-q.com
منبع : خبرگزاری فارس