شنبه, ۳۰ تیر, ۱۴۰۳ / 20 July, 2024
مجله ویستا

دیپلماسی ظریف و دقیق


دیپلماسی ظریف و دقیق
بدون شک باید پاسخ سعید جلیلی،دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان به خبرنگار صدای آمریکا را به علت ترسیم عینی دیپلماسی ایرانی در مقابل افکار عمومی دنیا مورد تحسین قرار داد:”کار دیپلماسی مثل فرش ایرانی است که میلیمتری جلو می رود،دیپلماسی ما نیز ظریف و دقیق است و ان شاءالله پایانی ظریف،زیبا و بادوام خواهد داشت.”
سرانجام نمایندگان ایران و شش کشور عضو ۱+۵ دور میز مذاکرات در ژنو نشستند و در خصوص نحوه تداوم گفتگوها تفاهم نمودند.در این گفتگوها “سعید جلیلی”تاکید کرد که “مدل ۱+۶” نسبت به مدلهای دیپلماتیک دیگر بهتر جواب می دهد و در عین حال غرب باید از بین این گزینه و گزینه “۷-۱”یکی را انتخاب نماید.در این خصوص لازم است چهار نکته مهم را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم:
۱) مذاکرات حساس بین المللی”تابعی از مدلهای ریاضی و کمی است که گفتگوها باید در قالب آن صورت پذیرد.بدیهی است تازمانی که مدل گفتگوها به صورت شفاف ترسیم نگردد کلیت دیپلماتیک و موثر بودن آنها مخدوش خواهد بود.اما مدلسازی در میدان دیپلماتیک مرهون درایتی است که لزوما همه از آن بهره مند نیستند.غرب طی حوادثی مانند جنگ بالکان،بحران فلسطین،بحران شیلی ،جنگ عراق ،نسل کشی در خارطوم و... ناتوانی خود در زمینه “مدلسازی دیپلماتیک”را به اثبات رساند.حال که این ناتوانی تاریخی به اثبات رسیده و از طرف دیگر نیاز به مدلسازی در مذاکرات ایران و غرب احساس می شود،دبیرشورای عالی امنیت ملی کشورمان خود وارد میدان گردیده و دو گزینه را در برابر اروپا و آمریکا قرار داده است.وجه اشتراک این دو گزینه “طرف مذاکره بودن ایران “است.بر این اساس ایران دیگر موضوع مذاکره کشورهای ۱+۵ نخواهد بود،بلکه خود نیز به عنوان بازیگری اصلی در میدان مذاکرات ایفای نقش خواهد کرد.واشنگتن و تروئیکای اروپایی و حتی پکن و مسکو تاکنون نسبت به “غیبت تهران در مذاکرات”نگاهی فرصت محور داشتند اما هم اکنون دیگر چنین قاعده ای صادق نیست و کشورهای ۱+۵ ناچار خواهند بود بسیاری از کارشکنیهای خود را که در غیاب تهران صورت می دادند، متوقف سازند
در هر صورت،ایران در هر دو مدل پیشنهادی “۱+۶”و”۷-۱"در کسوت یکی از طرفهای مذاکره ظاهر می شود و این به خودی خود بزرگترین پیروزی دیپلماتیک برای ما محسوب می شود.
۲) در ماورای مدل پیشنهادی۱+۶ ،نظریه شناسایی ایران و همزیستی غرب با مخالفان آن خودنمایی می کند.پذیرش این همزیستی برای غرب دشوار و در عین حال اجتناب ناپذیر است.در این نوع مدل،ایران،روسیه،چین،فرانسه،انگلستان،آلمان و ایالات متحده آمریکا دور یک میز نشسته و در خصوص مناقشات موجود به مذاکره می پردازند.در این نوع مدل،همه کشورهای مذدکور در عرض یکدیگر تعریف می شوند،یعنی مقوله “استیلا”و”قدرت”بازتعریفی ملموس می یابد.اما در ماورای مدل پیشنهای “۷-۱”یعنی حضور همه طرفهای مذاکره به جز ایالات متحده آمریکا،دکترین “گذار از واشنگتن”نهفته است.واقعیت امر این است که گرایش کشورهای اروپایی نسبت به این دکترین،متعاقب رشد نامنظم ناسیونالیسم اروپایی پس از اشغال عراق شدت یافته است.در قالب یک گزاره کلی می توان گفت که “گذار از آمریکا”میلی بالقوه در میان کشورهای اروپایی است که هنوز به فعلیت نرسیده است.از سوی دیگر،در این‌مدل پیشنهای ایران،آمریکا به عنوان یکی از قدرتهای طرف مذاکره،و نه به عنوان یک قدرت برتر شناخته شده و ارزش کمی آمریکا تنها یک عدد به نسبت هفت عدد دیگر است.در اعداد طبیعی ارزشگذاری کیفی بر اعداد اصالتی ندارد.بنابر این نمی توان اظهار نمود که ارزش عدد ۲ از ۳ یا ۱ از ۲ به لحاظ کیفی بیشتر است.تهران در قالب مدل پیشنهادی “۷-۱”این قاعده ریاضی را وارد حیات دیپلماتیک جامعه بین الملل نموده و این خود نوعی فتح باب به شمار می رود.
۳) ایران در میدان جدید مذاکرات به عنوان یک “طرف مصلح “وارد شده است.ما نسبت به مقولاتی مانند صلح بین المللی،خلع سلاح قدرتها و بازدارندگی هسته ای مواضعی داریم که آنها را در بسته های پیشنهادی خود نیز اعلام نموده ایم.ایران اسلامی به عنوان وامدار گفتمان عدالت در مصاف با ۶ قدرت دیگر جهانی که نگاه سلبی آنها نسبت به “مساوات”در طول تاریخ اثبات گردیده است،نگاه مثبت و موثری نسبت به پیشرفت سیاسی و علمی سایر کشورها دارد.از این رو تهران امروزه نماینده نوعی گفتمان متفاوت با غرب است .از سوی دیگر،ایران اسلامی طی سه دهه اخیر مفهوم قدرت از دیدگاه قدرتها را به چالش کشیده است.بر این اساس تهران هر سه نوع کلی قدرت،یعنی تشویقی،تنبیهی و اقناعی را در راستای کرامت انسانها تعریف می کند و این دقیقا نقطه مقابل خواست و اراده جریان سلطه است.
از سوی دیگر،با توجه به تحولات صورت گرفته پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱،ایالات متحده نمی تواند خود را به عنوان تنها داعیه دار قدرت در جهان معرفی نماید.در هفته آغازین جنگ ۳۳ روزه رژیم صهیونیستی و حزب الله لبنان،کاندولیزارایس به فواد سینیوره نخست وزیر لبنان وعده داد که بزودی بیروت حیات بدون حزب الله و سید حسن نصرالله را تجربه خواهد نمود.اما امروزه حزب الله به اصلی ترین قهرمان جهان عرب تبدیل شده است و پیروزیهای نظامی و دیپلماتیک پی در پی آن در مقابل تل آویو غرب را به تسلیم و حیرت واداشته است.آمریکایی که امروزه در باتلاق عراق و افغانستان گرفتار است نمی تواند ادعای ابرقدرتی در جهان امروز را داشته باشد.
۴) نکته نهایی تکرار یک سوال است.اینکه چرا و بر اساس کدام مکانیسم موجود ایالات متحده آمریکا تن به مذاکرات با تهران داده است؟آیا چرخش واشنگتن به سوی شناسایی تهران ماهیتی تاکتیکی دارد یا استراتژیک و در برابر هریک از اینها چه رفتاری باید بروز داد.البته ممکن است واشنگتن در فراسوی چرخش مواضع خود نسبت به تهران تلفیقی از تاکتیک و استراتزی را دنبال نماید ،اما از آنجایی که غرب معمولا در اعمال شیوه های ترکیبی علیه مخالفان خود ناکام مانده است،می توان به سادگی از این گزینه فاکتور گرفت.
در هر حال،اگر در فراسوی تغییر رفتار آمریکا “تاکتیک”اصالت داشته باشد،تهران نیز پاسخ واشنگتن را با تاکتیک خواهد داد،تاکتیکهایی که لزوما از سوی غرب شناخته شده نخواهند بود و شناسایی دیرهنگام آنها نیز صدمات جبران ناپذیری به قلب کشورهای ۱+۵ وارد خواهد آورد.از این رو لازم است کشورهای غیر از آمریکا که در مذاکرات با تهران شرکت دارند،استراتژی مهار آمریکا را نیز در کنار استراتزی مذاکره با تهران ،به صورت موازی و همزمان مدنظر قرار دهند.اما اگر در تغییر رفتار واشنگتن “استراتژی”اصالت داشته باشد و آمریکا مناسبات خود با تهران را در افقی بلند مدت مدنظر قرار داده باشد،در آن صورت تهران نیز واکنش خود را متعاقب همین تغییر استراتژیک تنظیم خواهد کرد.از این رو “واکنش تهران”عین”کنش و رفتار آمریکا”خواهد بود.
در نهایت به سخن سعید جلیلی،مذاکره کننده توانا و قابل اعتماد کشورمان در ژنو باز می گردیم.به راستی دیپلماسی ایرانی مانند فرش ایرانی ظریف و زیباست.ظرافتی که دشمنان تهران زمانی آن را درک خواهند نمود که دیگر زمانی جهت هضم قدرت ایران وجود نخواهد داشت.
منبع : روزنامه رسالت