چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا
زیباییهایی که به تاریخ میپیوندد

در روزگار نهچندان دور، در تمامی پهنه شمال ایران زمینه استقرار، تولید و پرورش درختان، جانوران، پرندگان، حشرات و گیاهان دارویی وجود داشته است. درختانی که بهطور انحصاری در شمال ایران یافت میشوند باقیمانده دوران سوم زمینشناسی، در فهرست ذخایر ژنتیک جهانی و حامل پیامهای علمی و مقررات خلقت در اعصار طولانی و از جمله آیات خداشناسی محسوب میشوند.
این جنگلها از اوایل سده اخیر ابتدا مورد تهاجم و غارت استعمارگران خارجی واقع شده و سپس افراد داخلی با شدت بیشتری به آن تاختهاند. اگرچه همواره دلایل ذکر شده برای یورشها به توجیهات ظاهری مثل رفع مشکل «بخش خاصی از» مردم تحت شرایط اضطراری مزین شده و میشود، سوال اینجاست که آیا شنیده شده تا بهحال کسی که اصل منابع را نابود میکند قصد خود را با صراحت «تخریب منابع» اعلام کند؟ قطعا برای جلب افکار عمومی دلایل عامهپسند به خوراکهای خبری افزوده میشود. بههرحال با افزایش جمعیت و تقلیل منابع انهدام کامل زیستبومها نمود بیشتری مییابد.
هماکنون در شمال ایران تراکم جمعیتهای انسانی سهبرابر ظرفیت استانی و میانگین کشوری است. این فشردگی همچنان با مهاجرپذیری و جاذبههای طبیعی شمال کشور روند صعودی دارد. هر یک از استانهای شمال به تنهایی به لحاظ مهاجرپذیری به نسبت وسعت، رتبه اول را در بین استانهای کشور دارا هستند. بهخاطر شیبدار بودن اراضی، پراکنش جمعیت در شمال ایران هندسه یکنواختی ندارد و نواحی کمشیبتر که زیستبومهای منحصربهفرد جهانی در روی آنها مستقر شده، ابتدا جنگلزدایی شده و سپس طی فرآیند تبدیلی به محلهای کشاورزی و سپس مسکونی و تجاری تغییر میکنند.
در این پهنه بهطور متوسط در هر دو کیلومترمربع یک شهر، روستا یا آبادی وجود دارد. ساکنان، حواشی آنها را متناسب با توان تصرفی خود، تغییر داده و پوششهای طبیعی آن را حذف و بهطور دلخواه جایگزین میکنند. در ادامه، پسماندها و پسابهای سکونتگاهها بهصورت انواع زباله، عناصر شیمیایی کشاورزی و صنعتی و اخیرا میکروبی «زبالهها و فاضلابهای بیمارستانی و آزمایشگاههای تشخیص پزشکی» چرخههای طبیعی را دچار بههمریختگی میکنند.
● نابودی زودهنگام جنگلهای شمال
به مرور زمان مناظر درختان سر به فلک کشیده نادر جهان، حیوانات و پرندگان وابسته به آنها به تاریخ سپرده میشوند. اجتماعات کوچک و پایههای پراکنده درختان به آشیانهای اکولوژیک و مناطقی که انهدام آنها بهعلت شیب زیاد دشوارتر است پناه برده و درخواست حمایت را به اطلاع گوشهای شنوا میرسانند.
در حالی که هر قسمت از اندامهای درختانی از قبیل: آزاد، شمشاد، سرخدار، سفیدپلت، ملج، اوجا، نمدار، توس، بارانک، گیلاس وحشی و بسیاری از گیاهان دارویی و صنعتی، که رویشگاه انحصاری آنها شمال ایران است در اروپا و آمریکا به قیمتهای باور نکردنی به فروش میرسد، کشور ما بهرهای از این ثروت عظیم و مجانی نمیبرد. در ازای آن پس از گذشت هر دهه بر صفحات فهرست گونههای نادر و در حال انقراض ایران و کتاب Red book of Iran افزوده میشود.
اگرچه روند تخریب، تصاعدی است و شتاب آن خطی و یکنواخت نیست اما با احتساب جنگلزدایی روزانه ۴۰ هکتار در جنگلهای شمال ایران۱، در دهه ۲۰۴۰ هجری شمسی نسل بعدی فقط میتواند تصاویر جنگلها و درختان شمال کشور را تماشا کند. همانگونه که اینک در مناطق مرکزی و باختری کشور آثاری از تجدید حیات و نسل بعدی درختان کهن و قطور دیرزیست دیده نمیشود. در قبال این مبارزه با طبیعت و مساعد کردن زمینه مجازات و قهر خداوندی چه محصولی عاید فرزندان ما میشود که حتی نقش و نفعی در ایجاد این شرایط نداشتهاند؟
فرسایش خاک کشور، بهویژه در شمال ایران، بیش از سهبرابر میانگین جهانی است. خاکی که برای تولید هر یک سانتیمتر آن، بدون حضور عوامل تخریب، ۳۰۰ سال فرصت لازم است به میزان ۱۰ برابر میزان خاکزایی سالانه، شسته و روانه مخزن سدها و اراضی پاییندست میشود. افزایش تعداد وقوع سیلهای خسارتآور در سالهای اخیر یکی از پیامدهای محسوس تخریب پوشش گیاهی است.
افزایش تعداد و ظهور آفات جدید کشاورزی و مصرف سموم متنوع به میزان ۹ برابر میانگین کشوری در مازندران برای مهار آنها، تولید و دفن زبالههایی که سریعا تجزیه میشوند، زبالههای بیمارستانی و آزمایشگاهی که با وجود بارشهای جوی، پرندگان و وحوش جابهجاکننده، انواع بیماریها به سکونتگاهها برمیگردند، بروز و ظهور بیماریهای جدید گیاهی، دامی و انسانی به خاطر بیتوجهی به هشدارهای افرادی که چشم و گوششان برای درک هشدارهای خالق هستی بسته نشده است، از علائم حرکت به سمت وضعیت بحرانی حکایت دارد. آیا انهدام محصولات کشاورزی و باغی وارداتی ناسازگار با محیطهای شمال کشور بر اثر سرمای زمستان ۱۳۸۶ با دوره بازگشت کمتر از نیم قرن، برای ساکنان، مدیران و کارشناسان پیام و هشدار خداوند نیست؟
کافی است در یک مقایسه ساده، که همگان قادر به درک آن هستند، درختان و گیاهان طبیعی مصون مانده هر ناحیه جغرافیایی را با آنچه از بیرون مرزهای اکولوژیک به آن وارد و تحمیل شدهاند مقایسه نماییم. آیا آثار سرمای اخیر بهصورت ترکهای عمیق تنه درختان، شکستگی شاخهها، خشک شدن بسیاری از درختان ۳۰ تا ۴۰ ساله بهطور فراگیر در شمال کشور پیام خداوند نیست؟ آیا پیام الزاما باید معادل ضربات فیزیکی و صدمه به اعضا و جوارح انسان باشد تا آن را درک کنیم؟
● به نام توسعه به کام دیگران
برخی از مردم ساکن در سرزمینهای شمالی کشور هشدارهای الهی را دریافت کردهاند ولی از آنجاییکه اختیارات اداری در دست آنها نیست به ناچار خسارات توسعه نامتوازن را متحمل میشوند. توسعهای که اغلب منافع نهایی آن نصیب مالاندوزانی میشود که شمال را برای تفریح و درآمدزایی نه برای زیست انتخاب کردهاند؛ برخی از این مردم با تخریب محیطهای طبیعی مقابله میکنند و نمیخواهند محیط زندگی آنها به محیط تفریح رفاهطلبان ساکن در شهرهای بزرگ تبدیل شود.
همچنین متخصصان اعم از دانشگاهیان، پژوهشگران، کارشناسان دستگاههای اجرایی، مدیران ارشد و حتی وزارتخانه مربوطه نسبت به تخریب منابع، پایداری و مخالفت کردهاند. ولی یورشها به بهانه یا تصور اشتغالزایی و توسعه همچنان تداوم یافته و پیشخور کردن سرمایه آیندگان و تامین منافع ثروتاندیشان را به ارمغان میآورد. یکی از مصداقهای بارز آن هجمه تصاحب و تغییر در باغ جهانی و ملی گیاهشناسی نوشهر است. وجود ۴۶۵ گونه گیاهی نادر ایران و جهان با قدمت بیش از ۷۰ سال نشان از سرمایهگذاری و زحمتهای ایثارگرانه گذشتگان برای تاسیس و نگهداری آن دارد.
این باغ گیاهشناسی در زمره باغهای رسمی جهانی و مایه مباهات، افتخار و نشانه هویت طبیعی کشور است. اخیرا به بهانه احداث جادهای که میتوان با مختصر تغییر مسیر، بدون تجاوز به حریم باغ گیاهشناسی ترددها را تامین کرد، به آن دستاندازی شده است. تومارهای مردم ساکن در منطقه، استنادات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مبنیبر ثبت آن در زمره آثار ملی و IUCN بهعنوان ذخیرهگاه ژنتیک بیوسفر، مخالفتهای سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، وزیر جهاد کشاورزی، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان جهاد کشاورزی استان، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان و نیز موضعگیری انجمن علمی جنگلبانی ایران (دانشگاه تهران) و جامعه جنگلبانی ایران (مازندران و ۱۰ استان کشور) برای قانع شدن مدعیان عامل به توسعه ناپایدار کافی نیست؟
آیا مسیر لوله گاز جاده فیروزکوه مازندران که با وجود مخالفت دستگاههای مذکور با فشارهای غیرکارشناسی احداث شد و معادن ذغال سنگ و جادههای متعدد که منجر به رانش و تخریب دامنههای کوهستانی شدهاند شواهدی بر اقدام عجولانه برخی متصدیان وقت و نادیده گرفتن نظریههای کارشناسی موجب عبرت نیست؟
در این قبیل موارد نظریه چه کسانی یا چه مراجعی باید مستند قرار گیرد و اتخاذ تصمیم نهایی برعهده کیست؟ اگر اشتباهات مکرر و غیرقابل جبران رخ داد و پیامدهای آن بر مردم و طبیعت و جبران آن بر دولت تحمیل شد آیا عاملان به استناد تلاش برای خدمات عمرانی مبرا میشوند؟ آیا اگر افرادی که با بیتوجهی به هشدارهای مستند کارشناسی با استفاده از جایگاه اداری خواسته خود را بر جامعه تحمیل کردهاند مورد مواخذه قرار گیرند موجب نمیشود تا دیگران اهتمام خود را صرف کنند تا ضمن خدمترسانی، براساس رهنمودهای علمی و کاربردی محیطهای طبیعی را حفظ و حتی احیا نمایند؟ آیا هرکس به هر بهانهای میتواند با سوار شدن بر اهرمهای سیاسی و اداری نظرات کارشناسی مستند مراجع را زیرپا گذارد؟ بهانه صنعتی کردن شمال کشور و اختصاص ۱۰ درصد از سطح جنگلهایی که هیچ نقشی در ایجاد آنها نداشتهاند به بهانه اشتغالزایی نیز از همین مقولات است.
در حالیکه بسیاری از صنایع سازگار با محیطهای شمال کشور و پشتیبانیکننده بخش کشاورزی یا از بین رفته یا در همین مسیر قرار دارند و کارکنان آنها به جای بخش تولید به بخش خدمات شهرها افزوده شدهاند، برخی به زمین زدن کلنگ صنایع خودروسازی در شمال را افتخار میدانند. کشور هلند وسعتی معادل مجموع مساحت مازندران و گیلان و تراکم جمعیتی ۴۰۰ نفر در کیلومترمربع دارد در حالیکه در شمال ایران این تراکم ۱۲۰ نفر در کیلومترمربع است.
در کشور یاد شده نهتنها در زمینه خدمات توسعه و عمران افراط نشده بلکه با طراحی صحیح و پایبندی به اصول طرح تفصیلی آمایش سرزمین، صنایع سازگار و در خدمت بخش کشاورزی را محور توسعه قرار دادهاند و اینک بخشی از صادرات کشاورزی آن (بهویژه در زمینه پرورش گل، تولید گوشت و محصولات لبنی) معادل کل صادرات کشاورزی کشور ماست. از نمونههای دیگر میتوان به کشور ژاپن اشاره نمود که شرح آن موجب اطاله مطلب میشود.
آیا آنها کلنگ و تیشه بدست گرفته و برای جلب رضایت برخی، منافع ملی خود را فدا کردهاند؟ یا آنکه به استناد بررسیهای علمی، توسعه پایدار و درازمدت را هدف قرار داده و جایگاه هر اقدام، فعالیت و برنامهای را در این راستا معین کردهاند. شاید اگر در هر تصمیم کلان نگاهی گذرا به مصوبات برنامه ایران در افق ۱۴۰۴ داشته باشیم بسیاری از تصمیمات مقطعی و متناقض با آن و مخرب محیطهای حیات انسانی که در درازمدت ثمری برای کشور ندارد، به تجدید نظر احتیاج داشته باشند.
دکتر محمد امینی
عضو هیات علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران
پی نوشت: سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، کنفرانس رامسر ۱۳۷۹
عضو هیات علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران
پی نوشت: سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، کنفرانس رامسر ۱۳۷۹
منبع : روزنامه کارگزاران
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست