دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا


نقش خانواده در بهداشت و عفت عمومی جامعه


خانواده اساسی ترین نهادی است كه امیال غریزی افراد را به گونه ای مشروع و مقبول برآورده می كند . در كلی ترین دسته بندی از نیازهای بشری ۲ دسته نیازهای اولیه و ثانویه را نام می برند . نیازهای اولیه مانند خوراك ، پوشاك ، نیازهای جسمی و جنسی و نیازهای ثانویه شامل نیاز به آموزش ، احترام ، اعتماد به نفس ، تربیت و …
میان نیازهای اولیه انسان ها ، در خصوص ارضای غرایز طبیعی ، بحث ها ، نظریه هاو حتی مكاتب فكری نیز ایجاد شده است ، این امر حكایت از اهمیت شكل ارضای این نیاز طبیعی ، در جهت صحیح و غیرمخرب آن است .
آنچه از واقعیات و نظریات مربوط به كاركردهای خانواده برمی آید این است كه مهمترین فضای ارضای نیازهای طبیعی و جنسی انسان ها ، خانواده است . از این نظر خانواده مكانی مشروع و مورد توافق جمع است كه با ارضای نیازهای افراد ، به بهداشت عمومی و عفت اجتماعی نیز كمك می كند .
در گذشته جوانان وقتی به سن بلوغ می رسیدند ، تنها راه برطرف كردن نیازهای جنسی خود را تشكیل خانواده می دیدند . به همین دلیل ، میانگین سن ازدواج نیز به طور محسوس پایین تر از جامعه امروز بود .
در آن زمان ، خانواده بسیاری از بی نظمی ها و انحرافات اجتماعی و حتی بیماری های عمومی مقاربتی را كه ممكن بود بر اثر روابط جنسی آزاد میان افراد ایجاد شود از میان می برد . اگر بخواهیم در ارتباط با موضوع بالا ، خانواده را تعریف كنیم باید بگوییم خانواده نوعی تعهد و تقید در روابط زناشویی و نوی قواعد برای ارتباط با جنس مخالف است . خانواده برای فرد تعهد می آورد . مثلا تعهد به خانه ، مسكن ، تعهد به یك همسر ، تعهد به فرزندان ، تعهد به معیشت و خانه . هر فرد با ازدواج ، ملزم می شود كه روابط زناشویی خود را مقید به قواعد ، الگوها و مكان های خاص كند . تنها از این نظر می تواند فردی را محرم جنسی خود بپندازد و همیشه به این همسر وفادار باشد . در عین حال علاوه بر تعهد به این امر ، باید به پیامدهای ارتباط با همسر خود یعنی تولد فرزند و نگهداری آن نیز متعهد باشد . اگر این تعهد از میان برود ، با وجود خدشه دار شدن اعتماد و عفت عمومی ، انواعی از بیماری های مقاربتی میان اعضای جامعه شایع می شود .
در جامعه جدید ، نهادهای آموزشی و تربیتی رشد و در آموزش افراد جامعه نقش ایفا می كنند .
در حال حاضر ، آموزش طولانی مدت این نهادها ، سبب شده است سن ازدواج بالا برود . دلیل اصلی آن نیز ، سپری شدن بخش زیادی از سالهای نیمه اول عمر آدمها در این مراكز است . این آموزش ، علاوه بر بالا بردم سن ازدواج ، سطح توقعات و دقت های افراد را در انتخاب همسر افزایش می دهند . اگر مسائل و مشكلات اقتصادی هم به آنها اضافه شود ، همگی امر ازدواج و تشكیل خانواده را به تاخیر می اندازند . در جامعه ما بر اساس سرشماری سال ۱۳۷۵ ، میانگین سن ازدواج پسران و دختران به ترتیب (تقریبا) ۲۶ و ۲۴ است ؛ البته این ارقام بر حسب جمعیت شهری و روستایی تفاوت می كند . میانگین سن ازدواج جوانان روستایی تقریبا ۲ سال كمتر از جوانان شهری است . بدیهی است ، با توجه به ارزش ها ، سنتها و فضای حاكم بر جامعه ما ، این میانگین سن ، بالا است .
پیش بینی می شود در سال های اخیر به این ارقام ، ۲ سال اضافه شود و میانگین سن ازدواج بالا رود كه بر بار مشكل می افزاید .
متاسفانه پیامد بالا رفتن سن ازدواج و افزایش احساس نا امیدی برای تشكیل خانواده ، سبب رواج فساد اخلاقی ، گسترش روسپیگری ، گسترش لذتگرایی مادی حاكم بر زندگی ، بی تعهدی به همسر و بروز برخی بیماری ها در جامعه ، است . این آسیب ها ، به طور قطع سلامت و عفت جامعه را به خطر می اندازند .

موسی عنبری
جامعه شناس
منبع : بنياد انديشه اسلامي