چهارشنبه, ۳۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 19 June, 2024
مجله ویستا

خطرناک تر از عرب افغان ها


خطرناک تر از عرب افغان ها
این شبكه در عمل موفق به بی اثركردن تدابیر امنیتی و قوانین ضدتروریسمی شده اند كه در این قاره علیه آنان اتخاذ شده بود. در واقع اشغال عراق و گسترش دامنه خشونت در این كشور با مستمسك قراردادن مقاومت علیه اشغالگران و جهاد علیه شیطان بزرگ و متحدان اروپایی اش باعث ایجاد قطبی برای جذب هزاران جوان داوطلب جهاد به عراق شد یعنی چیزی شبیه اوضاعی كه در افغانستان، چچن، كوزوو و بوسنی شاهدش بودیم.
• مجاهدان برگشته از عراق
به وجود آمدن قطبی برای جذب مجاهدان، باعث ایجاد موج جدیدی از افراط گرایان موسوم به «مجاهدان برگشته از عراق» شده است. زیرا این دسته نسل جدیدی از مجاهدان بین المللی هستند كه برای حفظ سنگر مبارزه و جهاد، موظف به بازگشت به موطن عربی خود یا مهاجرت به اروپا هستند. چیزی شبیه نسل های پیشین كه در دهه نود به «مجاهدان برگشته از افغانستان» و «مجاهدان برگشته از بوسنی» و یا «مجاهدان برگشته از آلبانی» مشهور شده بودند و در انتهای قرن بیستم و در آغاز هزاره جدید به «مجاهدان برگشته از چچن» و نیز «افغانی های جدید» - شامل بازگشتگان پس از ۱۱ سپتامبر پاكستان و افغانستان- اطلاق می شد. از پاییز گذشته سلسله گزارش های سرویس های اطلاعاتی غرب، حكایت از آن داشت كه زنجیره ای از فعالیت های مشكوك در میان «مجاهدان برگشته از عراق»، به ویژه در اروپای غربی، فزونی یافته است. گزارش های بی شماری از دستگاه های متخصص - در امور مبارزه با تروریسم - نیز نسبت به خطرات امنیتی قریب الوقوع شبكه های جهادی اروپایی كه به تازگی از عراق آمده بودند، منتشر می شد. صحت این هشدارها خیلی زود به اثبات رسید، زیرا طی شش ماه گذشته چندین عملیات تروریستی ناكام ماند كه از جمله آنها طرح انفجار بمب های پرتوزا در آلمان بود كه در ژانویه گذشته به شكست انجامید. این طرح از سوی گروهی از «مجاهدان برگشته از عراق» برنامه ریزی شده بود. مدت زمانی قبل از آن (دسامبر سال گذشته) نیز در اثنای سفر ایاد علاوی نخست وزیر پیشین عراق به برلین طرح ترور وی ریخته شده بود. كمی بعد نیز نیروهای اطلاعاتی موفق شده بودند كه در فرانسه، دو شاخه وابسته به این گروه جهادی را(در ماه های ژانویه و ژوئن گذشته) شناسایی كنند. در هلند یك گروه افراطی كه بیشتر اعضای آن تابعیت هلندی داشتند طی اقدامی جنجال برانگیز (ماه نوامبر) موفق به ترور «تئو ون گوگ» كارگردان هلندی شدند و پنج روز قبل از انفجارهای مترو لندن در هفتم جولای گذشته قاتل ون گوگ اعتراف كرد كه به عنوان عضوی از یك گروه افراطی قصد انجام عملیاتی انتحاری در آمستردام را داشته است. مجموعه داده هایی از این دست باعث شد كه دستگاه های امنیتی اروپا از بیم انجام عملیات تروریستی با ابعاد گسترده در حالت آماده باش به سر برند چراكه كارشناسان (از ابتدای جولای) از طرح انجام عملیات تروریستی مطلع بودند اما كسی نمی دانست كه این عملیات در كجا و توسط چه كسی انجام خواهد گرفت. بنابراین بلافاصله بعد از انفجارهای لندن انگشت اتهام متوجه این گروه جهادی شد؛ گروهی كه اعضای آن به تازگی از فضای پرتنش عراق به اروپا آمده بودند. با آنكه در چند روز پس از انفجار تحقیقات مراحل اولیه خود را طی می كرد و هنوز هیچ دلیل متقنی در مورد هویت و گرایش عاملان انفجار به دست نیامده بود كارشناسان مبارزه با تروریسم براین امر اتفاق نظر داشتند كه انفجارها توسط گروه «مجاهدان برگشته از عراق» صورت گرفته است.
• القاعده سازمانی اروپایی
«المجله» تحقیقات ذیل را در مورد شبكه اروپایی گروه جهادی موسوم به «مجاهدان برگشته از عراق» انجام داده است. این تحقیقات صرف نظر از درستی یا نادرستی در مورد دست داشتن این گروه در انفجارهای لندن است، چراكه اثبات قطعی این مسئله نیازمند ماه ها تحقیق و بررسی است. هرچند به فرض اثبات یا عدم اثبات این مسئله باید به این امر اذعان داشت كه در هر حال موشكافی ابعاد پیچیده این شبكه چالش عمده دستگاه های اطلاعاتی در سراسر اروپا محسوب می شود. وجود شبكه هایی از این دست نه فقط برای غرب بلكه برای جهان عرب نیز خطرناك است همچنان كه امیر «نایف بن عبدالعزیز» وزیر كشور عربستان طی سخنانی بر این امر اذعان كرد كه خطر «مجاهدان برگشته از عراق» به مراتب بیشتر از مجاهدانی است كه از افغانستان برگشته اند. ماجرای «مجاهدان برگشته از عراق» چیست؟ و این شبكه چگونه از یك شبكه حمایت لجستیك كه فقط ساماندهی اعزام نیروهای جهادی به عراق، معرفی آنان به گروه های زیرزمینی و سپس برگرداندن دوباره آنان به اروپا را بر عهده داشت، تبدیل به سازمانی شد كه با شبكه ای عنكبوتی و پیچیده مستقیماً دست به عملیات تروریستی می زند؟ داستان مجاهدانی كه با تابعیت انگلیسی، افكار افراطی دارند و ایده برپایی «خلافت اسلامی» را دنبال می كنند، چیست؟اینها مواردی است كه «المجله» ابعاد مختلف آن را در این گزارش ارایه می دهد. این گزارش با بررسی پرونده بازجویی رهبران تازه بازداشت شده این شبكه ها و نیز تحقیقات راهبردی كه مراكز متخصص اروپایی در مورد این پدیده جدید انجام داده اند، برای اولین بار توسط «المجله» منتشر می شود:
آغاز داستان شبكه اروپایی «مجاهدان برگشته از عراق» به اواخر تابستان گذشته برمی گردد یعنی زمانی كه اخباری مبنی بر حضور برخی مجاهدان اروپایی تبار در میان گروه های مقاومت عراق به دست آمد. در اوایل ماه آگوست خبر رسید كه طی بمباران فلوجه توسط جنگنده های آمریكایی (۱۷جولای سال گذشته) یك مجاهد ۱۸ساله فرانسوی الاصل به نام «رضوان الحكیم» كشته شده است. دو هفته بعد نیز «ابوبكر الحكیم»
-برادر بزرگتر رضوان- كه سعی داشت با عبور مخفیانه از مرز سوریه به نیروهای مقاومت عراق بپیوندد، به دست نیروهای مرزی سوریه دستگیر شد. ماجرا به این دو برادر ختم نشد و در ۱۷ سپتامبر ،۲۰۰۴ «طارق ونیس»۲۰ساله، سومین مجاهد فرانسوی الاصل و متولد پاریس - كه از ۸ ماه پیش به شكل داوطلبانه به عضویت یك گروه جهادی درآمده بود- طی درگیری با گشتی های آمریكایی در نزدیكی بغداد كشته شد.
تكرار پیاپی موارد اینچنینی رفته رفته كارشناسان مبارزه با تروریسم را نگران وجود شبكه های زیرزمینی و سازمان یافته ای می كرد كه به جذب جوانان مسلمان اروپایی و اعزام آنان به عراق می پرداختند. اعقاب بسیاری از این اروپاییان مسلمان از مهاجرانی بودند كه از كشورهای اسلامی به این قاره آمده بودند. این نگرانی ها آنگاه به اوج خود رسید كه یك فرانسوی ۱۸ ساله دیگر به نام «عبدالحلیم الباجوجی» در ۲۰ اكتبر گذشته با هدف قراردادن یك گردان آمریكایی در جاده منتهی به فرودگاه بغداد از طریق منفجر كردن خود، دست به عملیاتی انتحاری زد. به دنبال این حادثه وزارت دادگستری فرانسه «ژان لویی پروگییر» قاضی برجسته پرونده های مربوط به تروریسم را مسئول رسیدگی به این پدیده نوظهور كرد.تحقیقات اولیه قاضی پروگییر نیز نشان داد كه مسئله بسیار خطرناك و پیچیده تر از آن چیزی بوده كه كارشناسان می پنداشتند. به عبارت دیگر قضیه به این سادگی نبود كه طی مواردی حاشیه ای و جزیی چند جوان احساساتی «سرخود» به عراق سفر كرده و علیه آمریكایی ها جنگیده باشند. بلكه شبكه جهادی سازمان یافته ای با در اختیار داشتن امكانات لازم و تمامی سازوكارهای منظم تشكیلاتی، اقدام به اعزام جوانان داوطلب به عراق می كرده است. این شبكه علاوه بر مدیران كارآزموده، منابع مالی متعدد و امكانات لجستیك، دارای نظریه پردازانی است كه با آموزه های خود صدها تن از افراد را به انجام عملیات انتحاری ترغیب می كنند.
این مجاهدان اروپایی وقتی به عراق می رسند با مشكلات بی شماری مواجه می شوند كه عمده ترین آن مشكلات سردرگمی ناشی از بی اطلاعی آنان از طبیعت این كشور و جو عمومی، بنیان های طایفه ای و ویژگی های منحصر به فرد مذهبی است. در نتیجه به جای ایجاد یك سازمان مقاومت مستقل مجبور می شوند كه به عضویت یكی از سازمان های جهادی محلی درآیند و در این هنگام نیز اولین گزینه سازمان «التوحید و الجهاد» به رهبری «ابومصعب الزرقاوی» است؛ فردی كه از دسامبر ۲۰۰۴ فرماندهی تمام شاخه های القاعده در عراق را بر عهده دارد. وجود مشكلات بر سر راه مجاهدین اعزامی به عراق تاثیری در كاهش نگرانی كارشناسان امور مبارزه با تروریسم ندارد بلكه بازگشت مجاهدان از عراق و تجربه اندوزی آنان در امور تشكیلاتی و نظامی بر نگرانی كارشناسان افزوده است. اكنون مجاهدان اروپایی برگشته از عراق، نسل جدیدی از افراد ورزیده و جنگجو به نام «مجاهدان برگشته از عراق» را به وجود آورده اند.كارشناسان معتقدند كه با توجه به عدم توفیق مجاهدان اروپایی اعزامی به عراق در تشكیل سازمانی مستقل و موثر در آن كشور به احتمال فراوان این دسته برای تداوم مبارزه و ایجاد فشار بیشتر به آمریكا و متحدینش تصمیم گرفته اند كه به موطن خویش بازگردند و با استفاده از تجربه های عراق دست به ایجاد شبكه های جهادی در اروپا بزنند تا از این طریق ضمن تداوم مبارزه در محیطی بومی تر با گسترش خشونت موجود در عراق به غرب، فشار بیشتری به آمریكا و متحدینش- برای خروج از عراق- ایجاد كنند. تحقیقاتی كه قاضی پروگییر بر آن نظارت داشت ۸ ماه تمام در شش كشور اروپایی فرانسه، ایتالیا، انگلیس، هلند و ایرلند و نیز چهار كشور همسایه عراق شامل تركیه، سوریه، عربستان و كویت ادامه یافت و تصویر بسیار كاملی از ساختار منظم و در عین حال پیچیده این شبكه زیرزمینی و زیرشاخه های آن به دست داد به گونه ای كه محققان این كار را همچون «سروكله زدن با اژدهای سه سر» توصیف كرده اند.اولین «سر» این «اژدهای سه سر» عاملان فعال یا مغزهای متفكر عملیات های تروریستی اند كه همچون اشكال به هم تنیده معرق كاری شده، پیچیده و تودرتو هستند و هركدام در كشوری اروپایی مشغول فعالیتند لیكن براساس رابطه شخصی ای كه هر هسته با هسته دیگر دارد میان رهبر و یا اعضای هر شبكه با رهبر و اعضای شبكه كشور همسایه رابطه ای شخصی برقرار است و همین رابطه باعث جدا شدن و انشعاب هر كدام از هسته ها از موطن اصلی و پیوستن به هسته مجاور و تشكیل هسته ای بزرگتر مانند «جماعت سلفیه- جهادیه» یا «التوحید» یا گروه های اسلامی چهارگانه شمال غرب آفریقا شامل «الجماعات المقاتله اللیبیه»، «التونسیه»، «المغربیه» و «الدعوه الجهاد» الجزایر می شود. «سر» دوم بخش امور مالی است. بخشی كه بنا بر تحقیقات، محور اصلی آن «جمعیت خیریه اسلامی» واقع در نواحی جنوبی دوبلین - پایتخت ایرلند- است و یك فعال لیبیایی الاصل - كه حدود ۲۲ سال از اخذ تابعیت ایرلندی وی می گذرد _ریاست آن را بر عهده دارد. او مدت زمانی پس از حملات ۱۱ سپتامبر در ارتباط با این حملات دستگیر و به دلیل فقدان مدارك مستدل علیه وی آزاد گردید. «سر» سوم عهده دار امور لجستیك است. اموری همچون ایجاد خانه های تیمی مخفی، تهیه اسناد جعلی و تسهیل آمد و شد اعضا در مرزها و سایر نقاط. تحقیقات نشان داده است كه مقر اصلی این واحد در لندن است و «محمدعلی ابو همام» فعال اصولگرای مصری تبار ریاست آن را بر عهده دارد. در ۱۰ اكتبر گذشته وی همزمان با دستگیری همتایانش در فرانسه و آلمان توسط سرویس اطلاعاتی انگلیس دستگیر شد.
• اعترافات معاون الجزایری زرقاوی
اگرچه پیشرفت به دست آمده توسط سرویس های ضدتروریستی اروپا در شناخت ساختار پیچیده «مجاهدان برگشته از عراق» و شیوه عمل آنان نتوانست مانع از انفجارهای مترو لندن شود اما باعث شد كه طی نیمه اول سال میلادی جاری كارشناسان ضدتروریسم موفق به شناسایی و ناكام كردن چندین عملیات برنامه ریزی شده تروریستی شوند. دو مورد از این عملیات ها در آلمان، دو مورد در فرانسه و پنج مورد در هلند بوده است. موفق ترین عملیات ضدتروریستی عملیاتی بود كه در ژوئن سال گذشته توسط سرویس اطلاعاتی فرانسه و با همكاری همتایان سوری شان صورت گرفت. در آن زمان با آنكه روابط دو كشور بر سر قضیه لبنان و قطعنامه ۱۵۵۹ رو به تیرگی گذاشته بود اما این مسئله بر همكاری دو كشور برای دستگیری «سعید عریف» فعال الجزایری و از جمله معاونان برجسته الزرقاوی تاثیری نگذاشت. قاضی پروگییر در خلال تحقیقاتش و پس از جمع بندی تمامی اطلاعات دریافته بود كه سعید عریف در شناسایی و اعزام داوطلبان اروپایی به عراق، عبوردادن آنها از مرز عراق، معرفی آنان به گروه های جهادی عراق و نیز تهیه مدارك جعلی برای بازگرداندن آنان برای پیوستن به شبكه های جهادی اروپا، نقشی كلیدی ایفا می كند. قاضی فرانسوی همچنین دریافته بود كه طرح عبور داوطلبین اروپایی از طریق مرز سوریه به عراق در اواخر سال ۲۰۰۲ یعنی پنج ماه قبل از سقوط صدام برنامه ریزی شده بوده است. تحقیقات همچنین نشان داد كه ابومصعب الزرقاوی رهبر سازمان «التوحید و الجهاد» و نیز مسئول كنونی القاعده در عراق، از آغاز نوامبر ۲۰۰۲ به شكل كاملاً مخفیانه به گمان حمله قریب الوقوع آمریكا و برای نظارت مستقیم بر روند ساخت امور زیربنایی همچون مخفیگاه ها و سایر ملزومات آمد و شد داوطلبین جهاد در عراق، دائماً به منطقه «الحسبیه» در نزدیكی مرز عراق با سوریه سركشی می كرده است. دلیل آمد و شد زرقاوی به مناطق مرزی مشترك ایران و سوریه تا مدت ها در پرده ای از ابهام بود تا اینكه پلیس فدرال سوئیس كارت تلفن های شركت سوئیسی «سویسكوم» كه از سوی برخی عناصر شناسایی شده گروه های تروریستی و برای تماس با همتایانشان خریداری شده بود را مورد بررسی دقیق قرار داد. پلیس سوئیس ابتدا جدول كاملی از پیام هایی كه توسط افراط گرایان ارسال و یا دریافت شده بود را تهیه كرد و سپس آنها را با مكالمات شماره تلفن هایی كه براساس سیستم شنود آمریكایی موسوم به «ایشلون» به ثبت رسیده بود، مطابقت داد. در این سیستم - كه با تحلیل دقیق صدای مكالمه كنندگان همراه است- صدای زرقاوی شناسایی و مشخص شد كه بسیاری از مكالمات وی با این كارت های تلفن نه فقط از داخل عراق بلكه از آن سوی مرزهای سوریه نیز بوده است و زرقاوی در مواردی از همان جا بر آمادگی و مراحل آموزش داوطلبین جهاد در عراق نظارت می كرده است. زرقاوی تا اواخر آگوست ۲۰۰۳ همچنان از منطقه «الحسبیه»سوریه تماس می گرفته است تا اینكه بعد از تاریخ مذكور شخص دیگری را به جای خود گمارده و برای فرماندهی مستقیم عملیات ها به داخل عراق می رود. تحقیقات قاضی پروگییر نشان می دهد كه «سعید عریف» الجزایری، معاون زرقاوی در نظارت بر آمد و شد مرزی مجاهدان بوده است. عریف در سال ۲۰۰۰ و پس از آنكه فعالیت گروه «جماعت ملیانی» به رهبری محمدبن صخریه ممنوع اعلام شد از دست سرویس های امنیتی گریخت و از آن زمان تحت تعقیب سرویس های اطلاعاتی آلمان و فرانسه بوده است. او در آن زمان نماینده القاعده در اروپا محسوب می شد.
سعید عریف كه قبلاً عضو جماعت ملیانی و نماینده القاعده در اروپا بود، فرانكفورت را مقر اصلی خود كرده و طرحی تروریستی را برای انفجارهای متعدد در نزدیكی ساختمان پارلمان اروپا واقع در استراسبورگ فرانسه آماده كرده بود. این انفجارها قرار بود در خلال جشن های سال نو ۲۰۰۰ صورت بگیرد. عریف كه متولد سال ۱۹۶۵ در «وهران» الجزایر است، در پی افشای عملیاتش از فرانكفورت گریخت و تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در پاكستان مخفی شد. وی قبل از آغاز تهاجم آمریكا به افغانستان برای پیوستن به مجاهدان عرب چچن به قفقاز رفت. وقتی عریف به منطقه «وادی بنكیسی» در مرز مشترك گرجستان- چچن رسید با یكی از شاخه های وابسته به جماعت «التوحید و الجهاد» سازمان زرقاوی آشنا شد و رابطه نزدیكش با «ابوعطیه» فرمانده این شاخه در قفقاز باعث شد كه به جای پیوستن به مجاهدین چچن به عضویت سازمان زرقاوی درآید. به ویژه آنكه این گروه در آن زمان در پی تقویت شاخه اروپایی خود بود و به افرادی كه تابعیت اروپایی داشتند نیاز مبرمی داشت. قاضی پروگییر در جریان تحقیقاتش از عضویت سعید عریف در شبكه التوحید و الجهاد اطلاع داشت و از جایگاه مهم عریف در میان رهبران این سازمان باخبر بود. پس از افشای طرح تروریستی «مجاهدان برگشته از چچن» (نوامبر۲۰۰۲ ) مبنی بر انجام حملات تروریستی در فرانسه، این شبكه متلاشی و «مناد بن شلالی» رهبر این شبكه دستگیر شد. وی اعتراف كرد كه سعید عریف را می شناسد و آموزش نظامی را در وادی بنكیسی زیر نظر عریف سپری كرده است.
اواخر آگوست ۲۰۰۳ اطلاعاتی به دست قاضی پروگییر رسید كه نشان از حضور مخفیانه سعید عریف در مناطق مرزی سوریه _ عراق داشت. نتایج تحقیقات بعدی قاضی فرانسوی نشان می داد كه دلیل حضور ناگهانی عریف در این منطقه، انتصاب وی - از سوی زرقاوی- به سمت ناظر عبور قاچاقی مجاهدان از مرزهای سوریه به عراق بوده است. این اطلاعات كه توسط سوری ها در اختیار قاضی پروگییر گذاشته شده بود نشان می داد كه امكان دستگیری سعید عریف فراهم شده است.صبح ۱۷ژوئن۲۰۰۴ هواپیمای قاضی پروگییر در فرودگاه دمشق بر زمین نشست. وی حامل مجوزی بین المللی برای تحویل گرفتن عریف- از سرویس اطلاعاتی سوریه- به جرم دست داشتن در برنامه ریزی های تروریستی «گروه فرانكفورت» در سال ۲۰۰۰ بود. قاضی می دانست كه به خاطر اطلاعات ارزشمندی كه سوری ها برای دستگیری سعید عریف در اختیارش گذاشته بودند به آنها مدیون است به ویژه آنكه ارزش این طعمه جدید پس از بازجویی وی در فرانسه و كسب اطلاعات جدید بیشتر هم می شد. پروگییر به هنگام ربوده شدن «ژرژ مالبرینو» و «كریستین ژینو» دو خبرنگار فرانسوی در عراق كه حملات تبلیغاتی رسانه های فرانسه مبنی بر ارتباط پنهانی سوریه بعثی با ربایندگان را در پی داشت، سكوت كرده بود. اما این بار بر خلاف دفعه قبل ضمن برشمردن اقدامات ارزشمند سوریه در كنترل مرزها و همكاری در مبارزه علیه تروریسم تلاش های این كشور در شناسایی و تعقیب شبكه های تروریستی مرتبط با «مجاهدان برگشته از عراق» را ستود. اعترافات «سعید عریف» این امكان را برای سرویس اطلاعاتی فرانسه فراهم كرد كه با پیدا كردن «پازل های گمشده» تصویری روشن از مار «سه سر» شبكه «مجاهدان برگشته از عراق» داشته باشد. با كامل شدن اطلاعات در اكتبر ۲۰۰۴ شاخه لجستیك واقع در لندن و به فرماندهی محمدعلی ابوهمام- فعال مصری- متلاشی و منابع مالی - كه در ایرلند و در قالب جمعیت خیریه اسلامی فراهم می گردید- نیز مسدود شد. اعترافات عریف همچنین سبب شد كه قبل از انجام عملیات تروریستی جدید ماموران فرانسوی پس از كنترل مخفیانه، كه چهار ماه به طول انجامید، موفق به متلاشی كردن شبكه ای شوند كه مقرش در منطقه دوازده پاریس بود. در این عملیات سران شبكه مزبور به نام های «فرید بن یتو» اهل الجزایر و «ثامر بوشناق» اهل تونس (۲۴ و ۲۶ ژانویه ۲۰۰۵) دستگیر شدند. از سوی دیگر در ادامه اعترافات سعید عریف مشخص شد كه شبكه های دیگری از «مجاهدان برگشته از عراق» به دنبال انجام عملیات تروریستی گسترده ای در آلمان، ایتالیا و انگلیس هستند. اعترافات عریف به سرویس اطلاعاتی آلمان كمك كرد تا عملیات ترور ایاد علاوی نخست وزیر پیشین عراق در جریان دیدار وی از برلین را ناكام بگذارند (دسامبر۲۰۰۴). با این حال رهبر شبكه تروریستی كه این عملیات را برنامه ریزی كرده بود، موفق به فرار شد. هرچند چهار تن از دستیاران وی دستگیر شدند. پنج هفته بعد، «ابراهیم محمد» تبعه عراق - «امیر» فراری این شبكه- نیز دستگیر شد. آنچه در جریان دستگیری ابراهیم محمد مایه شگفتی كارشناسان مبارزه با تروریسم شده بود، آن بود كه وی مدت زمان كمی پیش از دستگیری قصد داشت تا در قالب عقد قرارداد با یك شبكه مافیایی در لوكزامبورگ دست به انفجار بمب های پرتوزا در آلمان بزند.
شگفت آور تر از این شیوه تامین منابع مالی برای خرید اورانیوم مذكور بود. ابراهیم محمد برای این منظور با همكاری دستیار فلسطینی الاصلش روش جالبی را برای گمراه كردن شركت بیمه و بانك در پیش گرفته بودند. دستیار فلسطینی وی خود را بیمه عمر كرده و در یك حادثه ساختگی ناپدید شده بود. سپس همسرش به عنوان عضوی از شبكه با مدارك جعلی ثابت كرده بود كه همسرش در جریان سانحه رانندگی در قاهره كشته شده است و بدین ترتیب با دریافت ۸۳۰ هزار یورو «پلیس بیمه» را نیز اغفال كرده بودند. بعد از متلاشی كردن شبكه های تروریستی موجود در آلمان و موج دستگیری هایی كه به دنبال اعترافات سعید عریف به وقوع پیوست، تا چند هفته این دیدگاه وجود داشت كه انفجارهایی كه عریف به بروز قریب الوقوع آنها در ایتالیا و انگلیس - به عنوان برجسته ترین متحدان آمریكا در عراق- اعتراف كرده به بوته فراموشی سپرده شده است، زیرا معمول قضیه هم این بود كه تروریست ها با مشاهده افشای طرح های خود از انجام آنها خودداری ورزند.
• اطلاعات و حوادث جدید
خیلی زود داده ها و اطلاعات جدیدی وارد معادله شد و نشان داد كه خطر پیش رو- به ویژه در انگلیس- بسیار جدی و ریشه ای است. با اعلام خبر پیوستن ابومصعب الزرقاوی به «القاعده» و تعیین وی به عنوان «فرمانده شبكه های وابسته به القاعده در عراق» باردیگر بر هراس ناشی از احتمال حملات تروریستی به انگلیس افزوده شد.
پیوستن الزرقاوی به القاعده تاثیر چندانی بر كم و زیاد شدن خشونت داخل عراق نداشت اما در عرصه خارجی باعث شد كه شبكه های وابسته به جماعت «التوحید والجهاد» شامل «مجاهدان برگشته از چچن» و «مجاهدان برگشته از عراق» زیر نظر شاخه عملیات خارجی القاعده درآمده و با توجه به آنكه زرقاوی در سفر قبلی خود به آلمان و سایر كشورهای اروپایی آنها را سازماندهی كرده بود قدرت هماهنگی و دامنه نفوذ و عمل آنها دو چندان شود.
در این میان آنچه بیش از سایر موارد ترس و اضطراب «سرویس ضدتروریستی انگلیس» را برانگیخت، «ابوفرج اللیبی» بود. ابو فرج مسئول شاخه عملیات های خارجی القاعده بود و انجام عملیات تروریستی در لندن جزء اولویت های او محسوب می شد. در ماه مه ۲۰۰۴ بسیاری از اعضای «جماعت اسلامی جنگاوران لیبیایی» مرتبط با «القاعده» كه ابو فرج اللیبی فرماندهی آنان را بر عهده داشت، دستگیر شدند و از این افراد مدارك حیرت آوری به دست آمد. این مدارك شامل طرح های تروریستی برای حمله به «مركز شنود الكترونیكی انگلیس» وابسته به سیستم «ایشلون» آمریكا و نیز ترور «تونی بلر» نخست وزیر انگلستان با سم مهلك «ریسین» بود. سرویس ضدتروریستی انگلیس با وجود موفقیت هایی كه در ناكام گذاشتن عملیات های تروریستی به دست آورده بود، همچنان در حالت آماده باش بود زیرا می دانست كه پیوستن «مجاهدان اروپایی برگشته از عراق» به كادر تحت فرمان ابو فرج اللیبی - به سبب انگیزه بالایی كه برای اجرایی كردن عملیات تروریستی در لندن دارد- به مراتب خطرناك تر از شبكه های افراطی قدیمی موسوم به «ملاهای لندنستان» است و ردیابی آنها نیز برای سرویس اطلاعاتی انگلیس بسیار دشوار است. بنابراین وقتی ابوالفرج اللیبی ماه مه گذشته، در پاكستان دستگیر شد؛ سرویس اطلاعاتی انگلیس نفس راحتی كشید، زیرا كارشناسان یقین داشتند كه با دستگیری وی انجام عملیات تروریستی در لندن «منتفی» است. از همین رو با فرارسیدن ماه ژوئن گذشته، از شدت تدابیر امنیتی كاسته و اعلام وضعیت سفید شد چرا كه با متلاشی شدن شبكه های تروریستی و افشای برنامه هایشان دیگر موردی برای نگرانی وجود نداشت.
تحلیل مذكور خیال باطلی بود كه طی انفجارهای پنج گانه لندن بی پایگی آن به اثبات رسید و اگر ثابت شود این حملات ایده های عملی شده ابوفرج اللیبی و براساس برنامه ریزی او صورت گرفته است؛ سرویس های اطلاعاتی غرب به این نتیجه خواهند رسید كه طرح های ابوفرج بدون حضور وی نیز اجرا می شوند. بنابراین احتمال انجام عملیات تروریستی با ابعاد گسترده در دیگر كشورهای اروپایی به ویژه ایتالیا به هیچ وجه دور از ذهن نیست. پس از اعترافات سعید عریف و با در نظر گرفتن وضعیت مذكور ایتالیا تدابیر امنیتی شدیدی را اتخاذ و بسیاری از فعالین اسلامی بنیادگرایی را كه در این كشور اقامت دارند، دستگیر كرده است. برخی از اعضای پارلمان این كشور نیز از دولت خواستار اعلام «وضعیت جنگی» و «آماده باش كامل» شده اند. به ویژه آنكه این كشور به همراه انگلیس جزء برجسته ترین متحدان اروپایی ایالات متحده در عراق محسوب می شوند.
• تخریب لندن و پرسش های افكار عمومی
اكنون این پرسش به شكل جدی مطرح است كه چگونه سرویس های اطلاعاتی و امنیتی انگلیس با وجود اطلاعات دقیقی كه در اختیار داشتند، نتوانستند مانع از بروز انفجارهای لندن شوند، تروریست ها چگونه توانستند با استفاده از مواد منفجره متعلق به ارتش انگلیس دست به انجام عملیات تروریستی لندن بزنند، چرا با وجود هشدار مكرر رهبران كشورهای اسلامی و عربی مبنی بر ماهیت خطرناك پناهندگان به این كشور، باز هم دولت انگلیس میزبانی بسیاری از آنان را قبول كرد. ماجرای پشت پرده مذاكرات دولت انگلیس با گروه های تروریستی برای خودداری طولانی مدت آنان از انجام عملیات تروریستی در انگلیس چیست؟ و اصولاً چه عاملی باعث شد كه قراردادهای پشت پرده نقض شود. اینها پرسش هایی است كه افكار عمومی مشتاقانه در انتظار شنیدن پاسخ آن است.
منبع: المجله
منبع : روزنامه شرق