سه شنبه, ۱ خرداد, ۱۴۰۳ / 21 May, 2024
مجله ویستا

بگویید استقلال را برای فصل بعد می سازیم، خلاص!


بگویید استقلال را برای فصل بعد می سازیم، خلاص!
می خواهیم استقلال و اتفاقاتش را از دریچه روانشناختی نقد کنیم، آن هم بدون ذکر هیچ مقدمه ای. همان طور که قبلاً نیز در مطالب خود آوردیم، فتح الله زاده به سبب روحیاتی که دارد، عاشق سر و صدا کردن و بمب خبری ترکاندن است و این بار هم به این مهم اشاره می کنیم که استقلال لیگ هفتم را به خاطر نوع انتخاب های آقای مدیرعامل باید تمام شده بدانیم. امیدواریم به بعضی ها برنخورد اما حقیقت این است که آبی ها امسال ابتدا به انتخاب اول فتح الله زاده باختند و انتخاب دوم او نیز آن قدر حاشیه دارد که بیش از هر زمان دیگری نگاه های انتقادآمیز را متوجه استقلال کرده است.
فیروز کریمی جزو مربیان با دانش فوتبال ایران است که کسی نمی تواند منکرتوانایی هایش شود اما آیا او با واکنش ها و حرکات عجیب و غریبش و نیز ادبیات خاصی که به کار می برد به درد تیم هایی چون استقلال وپرسپولیس می خورد؟ فتح الله زاده با حجازی به بن بست رسید و در این بین برای آنکه بر اشتباه بزرگش سرپوش بگذارد اشتباه دیگری مرتکب شد. روی کار آوردن فیروز کریمی معادل بود با پیروزی جناب آقای مدیرعامل در جنگ های تبلیغاتی و رسانه ای، موردی که فتح الله زاده به آن عنایت و توجه زیادی دارد و حاضر است خیلی چیزها را از دست بدهد اما به آن برسد. استقلال یک باخت به صنعت نفت داد و این همه حاشیه به وجود آمد، این یعنی اینکه تیمی که همواره زیر ذره بین بوده حالا با آمدن کریمی نگاه ها را تیزبین تر از همیشه متوجه خود می بیند. فیروز کریمی برای ساختن استقلال زمان می خواهد و اگر این مهم در اختیارش قرار بگیرد، شک نداریم تیمی می سازد که مساوی هم در نظرش باخت است و فقط ۳ امتیاز بازی ها را می خواهد اما آیا بعد از درجا زدن تیم در ۱۲ ، ۱۳ هفته ابتدایی و البته بلندنظریهای شخص مدیرعامل که همواره از جام و رسیدن استقلال به آن در پایان فصل جاری سخن می گوید، کسی به آقا فیروز فرصت ساختن می دهد؟ فتح الله زاده می دانست تیم دچار تغییر و تحولات اساسی شده اما از همان ابتدا وعده داد که در سال اول هم به دنبال قهرمانی هستیم. او در میانه راه فهمید که چه اشتباهی کرده اما متأسفانه بعد از به انجام رسیدن انتقال فیروز کریمی به استقلال تهران که در نظر وی از فتح یک سرزمین هم ارزشمندتر و قابل تحسین تر بود، مجدداً تحت تأثیر جو به وجود آمده قرار گرفت و وعده های آنچنانی داد، در حالی که باید انتظارات را تعدیل و هواداران و اصحاب رسانه را متوجه این مهم می کرد که از لیگ هفتم صرفنظر کنید و منتظر دیدن استقلال واقعی در فصل آینده باشید. حقیقت خیلی واضح بود و مشخص بود تیمی که اینچنین بسته و آماده حضور در مسابقات شده به این زودی ها به معنای واقعی تیم نمی شود، پس چه بهتر که نیم فصل دوم لیگ هفتم به عنوان عرصه ای برای تدارک دیدن و آماده شدن استقلال معرفی می شد تا فیروز کریمی نیز با فراغ بال و در کمال آرامش تیمش را می ساخت و همه چیز را سر جای خود قرار می داد. قبول داریم جسارت، شهامت و نگریستن به افق های دور و در ظاهر دست نیافتنی می تواند از یک مدیر به اعضای مجموعه اش منتقل شود اما این مهم نیز اصولی دارد و مکان و زمانی. اینکه استقلال را در عین وجود واقعیت ها و حقایق غیرقابل انکار، مدعی قهرمانی و فتح این دروازه و آن دروازه بدانند و انتظارات را بی جهت بالا ببرند، نتیجه اش همینی است که آبی ها را تا مرز سقوط پیش برده و آنها را تحت شدیدترین فشارها قرار داده است. تیم کنونی نیاز به بازیابی روحیه و انجام کارهای روانی دارد و چاره ای نیست جز اینکه عنوان شود «هوادار عزیز! اشتباه کردیم؛ فرصت دهید تا تیم در مسابقات پیش رو، نه برای کسب عنوان که به منظور خودسازی و رفع نقاط ضعفش بجنگد.» به خدا اگر حقیقت نگری وجود داشت، کار استقلال به اینجا نمی رسید. اگر می آمدند با شهامت می گفتند استقلالی که از رده مدیریت تا کادر فنی و بازیکنانش دچار تغییر و تحولات اساسی شده، می خواهد از فصل ۸۷-۸۶ فوتبال باشگاهی ایران به عنوان یک میدان تدارکاتی برای هماهنگ کردن اعضای جدیدش استفاده کند، این همه تنش اکنون در اطراف تیم وجود نداشت. مگر هوادار استقلال چند سال قبل امتحانش را در این زمینه پس نداده بود؟ وقتی قریب آن تیم به قهقرا رفته و از هم پاشیده را تحویل گرفت، به جای آنکه این ور و آن ور مصاحبه کند و وعده های رنگارنگ بدهد، واقعیات را بیان کرد و از برنامه ۳ ساله که سال اول آن اختصاص به زیرسازی داشت، سخن گفت. اینچنین بود که هم هواداران و هم رسانه ها تفهیم شدند نباید از استقلال در لیگ سوم و حتی چهارم انتظار چندانی داشت و در نتیجه بستر مناسبی برای فعالیت امیر قلعه نویی فراهم آمد. شاید اگر فتح الله زاده مثل قریب رفتار می کرد و به داشته ها و حقایق عنایت می فرمود، حجازی نیز به اینجا نمی رسید و این همه انتقاد البته به حق را متوجه خود نمی دید. همه ما می دانیم استقلال لیگ هفتم مثل زمانی که قلعه نویی روی کار آمد، حداقل یک سال برای انجام کارهای مقدماتی نیاز به زمان دارد اما بلندپروازی ها و عامه پسند حرف زدن آقایان آن قدر انتظارات را بالا برد -از جمله در نظر خود ما- که عملکرد بر جای مانده از حجازی و تیمش، هر لحظه مستحق انتقاد و سرزنش بود. نیک می دانیم فیروز کریمی یک روانشناس خبره است که فهم فوتبالی اش نیز در سطح بسیار مطلوبی قرار دارد.
او با استفاده از این ۲ فاکتور ارزشمند در استقلال اهواز چنین تحولی ایجاد کرد -همانطور که پیشتر در تیم های دیگر انجام داده بود- پس در قابلیت هایش شکی نیست اما نباید اشتباهی که در مورد حجازی مرتکب شدند، در مورد او نیز تکرار شود. استقلالی ها اگر واقع بین باشند، انتظارات را تعدیل می کنند و به مخاطب می فهمانند تیم فیروز کریمی در لیگ هفتم ۱۷ بازی تدارکاتی به منظور خودسازی و بازیابی روحیه پیش رو دارد. قهرمانی هم باشد برای پرسپولیس، سپاهان و صباباتری که پیشتر کار خود را انجام داده اند. انصافاً و حقیقتاً چاره ای غیر از این وجود ندارد. استقلال و اعضایش نیازمند آرامش هستند که اگر به آن برسند و جناب مدیرعامل نیز درصدد تفهیم هواداران و رسانه های جمعی برآیند، تیم می تواند در پایان لیگ هفتم، برنده ای واقعی برای چند فصل آینده باشد وگرنه ادامه این روند، آبی پوشان را به نقطه صفر یا شاید جای پایین تر از آن برساند...
منبع : روزنامه ابرار ورزشی