دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا


چرا زنان می نویسند؟


چرا زنان می نویسند؟
در سال های اخیر زنان در عرصه نویسندگی خوش درخشیده اند، حضور کمی و کیفی نویسندگان زن در قلمرو داستان نویسی سبب شده است بسیاری در جست وجوی دلایل و علل این موفقیت باشند.
چرا زنان در سال های اخیر در حیطه داستان نویسی حضور گسترده یی داشته اند؟ آیا حضور در این حیطه به معنای حضور زنان در تمامی قلمروهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است؟ به عبارتی موفقیت زنان در عرصه داستان نویسی به معنای موفقیت آنان در تمامی عرصه ها است؟
بسیاری بر این باورند که رشد و گسترش سوادآموزی، بالا رفتن سطح تحصیلات و حضور گسترده دانشجویان دختر در دانشگاه ها سبب حضور فعال و پویای زنان در عرصه های مختلف شده است.
بسیاری نیز بر این گمان هستند که برای فهم موفقیت زنان در عرصه داستان نویسی باید در جست وجوی علل و دلایل دیگری بود. چرا که می توان این پرسش را مطرح کرد که چرا زنان در عرصه های علمی، اجتماعی و اقتصادی چندان موفق نبوده اند؟ البته برخی موفقیت زنان ایرانی را تابعی از موفقیت جامعه زنان در سطح بین المللی می دانند. اگر چنین باشد باز هم سوال و نقیضه بالا همچنان مطرح است.
برخی از اهل نظر بر این گمان هستند که موفقیت زنان در عرصه داستان نویسی تا حدودی مبین وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان در ایران است. به عبارتی زنان از حیث اجتماعی محدودتر شده اند، امکان کار و اشتغال برای بانوان، با وجود رکود بازار کار به طور کلی در ایران کم شده است. به همین سبب زنان برای خود کارها و شغل هایی ایجاد می کنند که کمترین ابزار تولید را می خواهد.
زن ها در منازل خود به عروسک سازی، گل سازی، دوخت و دوز، بسته بندی و... روی آورده اند، به عبارتی این شغل ها ادامه همان کارهای خانه است. در واقع زن به دوران ماقبل مدرن بازگشته است. حال توجه کنید زن ها برای نوشتن به چه ابزارهایی نیاز دارند، این ابزارها کمترین جا و کمترین هزینه را از زنان می گیرند. زنان نویسنده در حقیقت با نوشتن به نوعی به شغل قصه گویی خود در جامعه سنتی به شکلی دیگر ادامه می دهند. به عبارتی حضور زنان در عرصه نویسندگی مبین فراروی آنها از ساختار سنتی خانه و جامعه نیست، بلکه در راستای همان وظایف و ساختارها است.
این نظر با یک تکمله طنزگونه نیز همراه است؛ بسیاری بر این باورند که زنان از سر بیکاری می نویسند، چرا که در سال های اخیر مردان خانواده به دلیل شرایط حاد اقتصادی ناچار به کار در چند شیفت هستند و زنان خانواده، در غیاب مردان، با رفتن به محافل و آموزشگاه های گوناگون سر خود را گرم می کنند، یکی به آموزشگاه گل سازی و سفره آرایی می رود و دیگری به آموزشگاه داستان نویسی، این نظرگاه اگرچه به تمامه حق نیست اما بهره یی از حقیقت در آن هست.
اولین نکته اینکه برخلاف تبلیغات گسترده، زنان چندان نقشی در اقتصاد خانواده و جامعه ندارند. دوم اینکه زنان تمایل به خروج از خانه و ساختارهای سنتی را دارند. این تمایل با محفل گرایی های زنانه، رفتن به کلاس های یوگا، مدیتیشن، خودسازی و... خود را نشان می دهد. از طرفی تعداد زیادی از پاورقی نویسان، زن ها هستند که به نظر می رسد نقش مهمی هم در چرخه نشر ایران دارند، این زنان در حقیقت به نوعی تولیدکننده کالاهایی هستند که به سرعت در جامعه مصرف می شوند. تو گویی چندان تفاوتی بین زن هایی که بسته های سبزی تمیز روانه بازار می کنند، با زن هایی که پاورقی های سرگرم کننده تولید می کنند، وجود ندارد، هر دو به اقتصاد خانواده و چه بسا کشور کمک می کنند.
اما برای تبیین حضور داستان نویسان زن باید در جست وجوی علل و دلایل دیگری نیز بود. بنده چند پارامتر را در این خصوص ذکر می کنم.
۱) زنان داستان می نویسند چون تمایل و یا توان ندارند در عرصه های بیانی دیگر خود را نشان بدهند، به عبارتی من داستان می نویسم چون نمی توانم فلسفه بافی بکنم (یا در زمینه سخن فلسفی فعالیت فکری بکنم)، چون نمی توانم یک فرضیه علمی را اثبات بکنم، چون نمی توانم و نمی خواهم در عرصه سنت های بیانی دیگر مطرح شوم. به عبارتی داستان نویسی برای زن مناسب ترین نوع سیاسی است- دست کم در ایران و در این موقعیت چنین است.
بسیاری از هوش کلامی و روایی زن سخن گفته اند، بسیاری زن را موجودی انضمامی اندیش، گریزان از انتزاعی اندیشی، جزیی نگر و روشن بین دانسته اند.
زن داستان نویس می نویسد چون ذاتاً و طبیعتاً به این نوع بیانی و این گونه سخن دلبستگی بیشتری دارد.
۲) زنان داستان می نویسند تا به خود و جنس خود «هویت» ببخشند. همه ما سال های اخیر مطالبی در خصوص نسبت و رابطه «روایت» و «هویت» شنیده یا خوانده ایم، هویت پرسش از کیستی و چیستی است. طبیعتاً در پاسخ به سوال شما کی هستید یا آن چیست، روایتی شکل می گیرد، برای مثال من در پاسخ به سوال شما کی هستید؟ می گویم من فلانی، فرزند بهمانی هستم که در فلان جا به دنیا آمدم و...
چنانکه می بینیم در پاسخ به سوال بالا یک داستان و روایت شکل گرفت. زنان ما برای پاسخ به سوال «من کی هستم؟» داستان خود، گروه، صنف، طبقه، جنس و... خود را روایت می کنند. به عبارتی زنان با نوشتن داستان در پی واکاوی هویت خویش برمی آیند. این واکاوی ممکن است تا آدم ابوالبشر پیش برود. پس زنان با داستان و در داستان خود را و خویشتن خود را می یابند یا می سازند.
۳) زنان داستان می نویسند، چون در طول تاریخ همواره نقش قصه گو را داشته اند و اگر بپذیریم که قصه با جادوگری و درمان نیز نسبت و رابطه یی داشته است بالطبع زنان مثل نیای خود شهرزاد در پی درمان بیماران و یا دست کم آرامش بخشیدن به خود و دیگران هستند. به عبارتی زنان نگهبانان سنت و خانه هستند و بهترین شکل این نگهبانی روایت است. آیا قصه گویی زنان ادامه وظیفه مادری آنها نیست؟
بلقیس سلیمانی
منبع : روزنامه اعتماد