سه شنبه, ۲ مرداد, ۱۴۰۳ / 23 July, 2024
مجله ویستا

هانوسن - Hanussen


هانوسن - Hanussen
سال تولید : ۱۹۸۸
کشور تولیدکننده : آلمان‌غربی و مجارستان
محصول : آرتور برونو
کارگردان : ایشتوان سابو
فیلمنامه‌نویس : پتر دوبائی و سابو.
فیلمبردار : لایوش کولتائی
آهنگساز(موسیقی متن) : دیوردی ووکان
هنرپیشگان : کلاوس ماریا براندائر، ارلاند یوزفسون، ایلدکو بانشاگی، والتر اشمیدینگر، کارولی اپریس، گرازینا شاپولوفسکا و لاپوش کوواکس.
نوع فیلم : رنگی، ۱۲۰ دقیقه.


اواخر جنگ جهانی اول. «کلاوس اشنایدر» (براندائر)، سرجوخه‌ای اتریشی، از ناحیه سر مجروح می‌شود و تحت نظر «دکتر بتلهایم» (یوزفسون)، پزشکی یهودی، در بیمارستانی نظامی تحت مراقبت قرار می‌گیرد. «بتلهایم» به زودی مجاب می‌شود که این سرجوخه از توانائی‌های پیش گویانه زیادی برخوردار است. «اشنایدر» که در این میان مورد التفات پرستاری به‌نام «خواهر بتی» (بانشاگی) نیز قرار گرفته، نماشی از «ذهن خوانی» را در بیمارستان راه می‌اندازد که به واسطه اعلام ناگهانی تمام شدن جنگ، نیمه کاره می‌ماند. پس از آن، تجار ثروتمند او را به مهمانی‌های شبانه خود دعوت می‌کنند و از او می‌خواهند تا آینده اقتصاد و حکومت را برای‌شان پیش‌بینی کند. «تیبور نُووتنی» (اپریس)، یکی از هم‌قطاران قدیمی «اشنایدر»، مدیریت برنامه‌های او را برعهده می‌گیرد و به‌زودی نام مستعار «اریک یان هانوسن» را برای شخصیت نمایشی او انتخاب می‌کند. با درست درآمدن پیش‌گوئی‌های او، شهرتش نیز افزایش می‌یابد. معاون وزیر کشور آلمان او را به برلین دعوت می‌کند تا این بار توانائی‌هایش را در زمینه سیاست بیازماید. او در دستگیر و به اتهام شیادی به محاکمه می‌کشند؛ ولی او با نطقی غرّا در باب هم دردی‌اش با مردم در دوره‌های سخت و مشقت‌بار، تبرئه می‌شود. در برلین با یکی از دوستان قدیمی‌اش، «والری دو لامیر» (شاپولوفسکا) رابطه ایجاد می‌کند و به‌زودی متوجه می‌شود که رئیس پلیس آلمان او را تحت نظر دارد. «هانوسن» با وجود آنکه از تعلق به هر حزب و دسته‌ای بدش می‌آید ولی پیش‌گوئی‌هایش در مورد به قدرت رسیدن نازی‌ها، او را همراه‌شان می‌کند. «هانی‌استال»، فیلم‌ساز و عکاس، او را به بازی می‌گیرد و از او در «بدل‌سازی» عکس‌هائی از «هیتلر» استفاده می‌کند. به‌دنبال قتل معاون وزیر کشور، موقعیت «هانوسن» نیز متزلزل می‌شود. نازی‌ها که شک برده‌اند مبادا پیش‌گوئی‌های او به ضررشان تمام شود، پس از یکی از نمایش‌هایش که طی آن آتش‌سوزی در رایشتاگ را پیش‌گوئی می‌کند، او رااز سالن خارج و وادارش می‌کنند تا از درختی بالا رود و مثل خروسی آواز بخواند و سپس او را همراه با «والری» می‌کشند.
* واپسین قمست از سه گانه سابو (دو قسمت قبلی: مفیستو، 1981 و سرهنگ ردل، 1985). اینجا سابو «هراس از آینده» و «تقدیر گریزناپذیر» را که درون‌مایه مشترک آثارش است، در دوره‌ای پُرتنش از تاریخ اروپا، به تصویر می‌کشد. از سوی دیگر هانوسن تصویری منفی از خردگرائی ویرانگر روبه رشد در آن سال‌هاست که فردیت و امنیت آدمی را به خطر انداخت. کار، شاید، به قدرت دو قسمت قبلی این سه گانه نباشد، اما براندائر همچنان قدرتمند ظاهر می‌شود.