جمعه, ۳ اسفند, ۱۴۰۳ / 21 February, 2025
مجله ویستا
شاه طهماسب رمان نویس!

تذکره «شاه طهماسب اول»، روایت است که متعلق است به شاه طهماسب بن شاه اسماعیل بن سلطان حیدر صفوی که از ۹۱۹ تا ۹۸۴ هجری قمری می زیسته و وقت سلطانی، اقتضا کرده و دست به قلم برده و البته به نثر ساده و سلیس، روایت ساخته از خاطرات و البته، خوشایند است این روایت به پاکیزگی.
او به وقت جلوس به تخت، ده ساله بود و کشور به دست وی نبود در آن هنگام و چون به کف آمد آن قدرت از پدر رسیده، روزگارش به جنگ گذشت و در اندک مهلتی که از جنگ های سی وپنج ساله یافت، در قزوین، آنچه را که از سر گذرانده بود در ایام تخت نشینی، رشته کرد چون دانه های تسبیح و «تذکره شاه طهماسب» شد چنین که تفألی زدیم و خواندید از آن.
خب! کتب شاه نگاشته در این ملک بسیار نباشد و این که شاهی، از شمشیر فراغت یابد و به قلم، مهلت دهد که گواهی دهد روزگار را- گیرم از نگاه وی و چشم انداز وی- غنیمت است و باید خواند و دید که چه کرده و چه دیده و فرمان داده که لااقل، اگر گزاف باشد گزاف تخت نشینی است که خود واقف است بر عمل نه گزاف دبیری که نان خورد از خوان سلطانی.
«من میرحسن بیگ یوز باشی را فرستادم که سوگند خورده، او را تسلی دهد که، او را و فرزند او را ، به خواندگار ندهم و نزد علی آقای چاوش باشی به همین صیغه سوگند یاد کرده، او را نیز همراه حسن بیگ یوزباشی فرستادم؛ و حسن بیگ او را تسلی داده، به قزوین نزد من آورد؛ و در تبریز سلطان بایزید چند روزی توقف نموده، نامه ای نزد من فرستاده بود که: «شما به تبریز بیایید که دو بلوک به طرف بغداد، و یک بلوک به وان برویم /// و تمامی لشکر خواندگار با من یارند، و مرا می خواهند، و خواندگار تا در استنبول خبردار شود، همه بر ما برمی گردند. من در جواب نوشتم که به قزوین تشریف بیار، تا با هم جانقی کنیم، به هر چه صلاح باشد، چنان نماییم. پیش از آنکه سلطان بایزید به فارس آید، سنان بیگ از جانب خواندگار به ایلچیگری آمد، و دوراق آقا از جانب سلطان سلیم آمدند، و مکتوب آوردند. در باب سلطان بایزید، مدعیات نوشته بودند. به ایشان گفتم صبر کنید!»
روایت شاه طهماسب در این کتاب از آن روزگار، کما بیش دقیق است ـ اگر به کذب هم کوشیده باشد دقیق کوشیده است! - بنابراین، خواسته و نخواسته، وارد حوزه «قصه» شده چنان که این روزها از این کلمه مراد می کنیم و آدم ها را و انگیزه ها را، جذاب، به تصویر و توصیف کشانده است. اگر خواهیم که این زبان را اختیار کنیم در این روزگار، البته درست باشد و باید آموخت. آری باید آموخت!
یزدان سلحشور
منبع : روزنامه ایران
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست