یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا


بشارت


بشارت
کافی بود آندری زویاگینتسف در نمای چشم نواز آغازین فیلم «تبعید» از زیبایی و عمق به یک میزان استفاده می کرد تا ناامیدی نسبت به این فیلم مجالی برای عرض اندام نمی یافت. در واقع «تبعید» که کارگردان بی شک با استعدادی دارد نسبت به فیلم «بازگشت» بار احساسی کمتری به تماشاگر منتقل می کند اما در عوض فیلمبردار آن میخائیل کریخمان با حضور ستاره وار خود نماهای بی نقصی ثبت کرده است. «تبعید» که تحت تاثیر آندری تارکوفسکی ساخته شده است و استعارات دینی بی شماری در آن وجود دارد به کنکاش در احوال خانواده یی می پردازد که از بهشت خانگی خود که هیچ شباهتی به باغ عدن نداشته است تبعید شده اند و از یک طرف انسان های بی خیالی هستند و از طرف دیگر سعی می کنند افراد به ظاهر عمیقی هم باشند و زندگی سرد و بی روح را به ترک کردن یکدیگر ترجیح بدهند. این فیلم در نمایش عمومی به خصوص در ایالات متحده اگر موفقیتی به دست آورد مطمئناً زودگذر خواهد بود.
«تبعید» اقتباسی نه چندان وفادارانه از کتاب «موضوع خنده دار» ویلیام سارویان است و داستانش در لوکیشن هایی از کالیفرنیا گرفته تا منطقه ناشناسی که عامدانه ناشناس مانده است، می گذرد. در بخشی از فیلم شاهد مارک (الکساندر بالوًیو) هستیم که در حال رانندگی از حومه شهر به سمت شهر است تا با الکس (کنستانتین لاورïننکو) ارتباطی داشته باشد که گرچه هیچ نشانه یی در فیلم وجود ندارد اما مطمئناً ارتباطی غیرقانونی است.فیلم در بخش دیگر خود به الکس و همسرش ویرا (ماریو بونًوی) کات می خورد که در خانه بیرون شهرً پدر الکس مشغول صحبت با پسر (ماکسیم شیبایف) و دخترشان (کاتیا کولکینا) هستند. آنها در ابتدا خانواده منسجمی به نظر می آیند و در رفتار هیچ کدام شان سبکسری مشاهده نمی شود اما یک شب وقتی بچه ها به رختخواب فرستاده می شوند ویرا رو به الکس می کند و از باردار بودن خود خبر می دهد.
غریزه الکس حکم می کند که به سراغ برادرش مارک برود. مارک هم البته دو راه پیش پای او قرار می دهد؛ یا ویرا را بکشد یا او را ببخشد. با بخشش برنده می شود اما ویرا باید با خلاص شدن از شر بچه هزینه این بخشش را بپردازد. یک شب که بچه ها به خانه دوستی فرستاده شده اند تا سرگرم یکی از پازل های لئوناردو داوینچی به نام «عید بشارت» (روز باردار شدن حضرت مریم مطابق با ۲۵ مارس. م) شوند مارک به همراه دو نفر که در سقط جنین تخصص دارند به خانه الکس و ویرا می آید تا کار را تمام کند. اما ناگهان الکس تغییر می کند و درمی یابد که تصمیم به سقط جنین یک تصمیم اشتباه است.
پیش از این صحنه ویرا از غریبه بودن خود و شوهرش و ارتباط سرد میان آنها به الکس شکایت می کند اما در هیچ قسمتی از فیلمنامه توضیح داده نمی شود چرا ویرا چنین احساسی دارد و با چنین دیدی به رابطه شان نگاه می کند. با اینکه ویرا در فلاش بک طولانی فیلم تا حدی لب به سخن می گشاید اما در طول فیلم عقاید شخصیت ها مبهم می ماند و عوامل پشت پرده یی که باعث اعمال آنها هستند تحت تاثیر نمادگرایی موجود در فیلم پنهان می مانند و آشکار نمی شوند. اگر در فیلم «بازگشت» چنین تمهیدی باعث شده بود شخصیت ها با یک تراژدی گسترده مواجه شوند و یک ابراز احساسات فراموش نشدنی خلق کنند در «تبعید» اما به نتیجه یی برعکس منتج شده است و بر ابهام و پیچیدگی فیلم افزوده است.ارجاعات مذهبی هم بر ابهام موجود در فیلم افزوده اند. همزمانی حضور متخصصان سقط جنین و پازل عید بشارت یکی از این ارجاعات آشکار است که البته معانی عمیق تری هم از آن می توان برداشت کرد. بی میلی دختر خانواده (ایو / حوا) نسبت به خوردن سیب، اشاره به رسالات کرنتی کتاب مقدس و نقاشی «اخراج از باغ عدن» ماساچو هم دیگر از مضامین دینی موجود در فیلم هستند که به راحتی فهمیده می شوند. اما مشکل اصلی این است که این ارجاعات مذهبی ربط چندانی به شخصیت های فیلم ندارند چراکه آنها فقط احساسات خود را نشان می دهند و به اصل موضوع اشاره یی نمی کنند.
بدون شک زویاگینتسف در «تبعید» علاقه مند به کارگردانی یک فیلم فضامحور بوده است و خوشبختانه به همین دلیل با بهره گیری از لنزهای مناسب در فیلمبرداری فاصله موجود میان شخصیت ها و تماشاگران را ترمیم کرده است. در همان نمای نفسگیر ابتدای فیلم دوربین به زیبایی به سراغ یک درخت تک افتاده و آسمان آبی می رود و قاب بندی استادانه خود را به رخ می کشد؛ نمایی که در آن زویاگینتسف تحت تاثیر رمانتیک های دانمارکی و کارو نقاش معروف فرانسوی و با استفاده از یک کلیسا، یک تپه و هجوم ناگهانی آب بر علف ها به نتیجه حیرت انگیزی رسیده است.زویاگینتسف همراه با کریخمان از نورپردازی صحنه ها هم غافل نشده اند و به تنالیته رنگ ها به خصوص تفاوت میان روشنی هایی که به سفید یا طلایی ضدنور تبدیل می شوند توجه زیادی نشان داده اند (بیشتر صحنه های خارجی در مولداوی فیلمبرداری شده است). موسیقی هم در کنار نور و رنگ از عناصر حیاتی فیلم است که در طول فیلم همواره از حادثه یی شوم خبر می دهد و رد پای سرودهای ارتدوکسی روسیه هم در آن وجود دارد.
نام تابلویی از داوینچی
منبع؛ ورایتی
جی وایزبرگ
ترجمه؛ هومن حاتمی
منبع : روزنامه اعتماد