چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا


نگرش‌های شخصی و عادت‌های رفتاری شما بر چه اساسی استوار است؟


نگرش‌های شخصی و عادت‌های رفتاری شما بر چه اساسی استوار است؟
هرکه کارد قصد گندم بایدش
کاه هم اندر تبع می‌آیدش
مقاله نوشتن چندان هم سخت نیست، فقط کافی است جرقه‌ای در ذهن ایجاد شود و حول محور آن ایده، فکر کرد، بعد موتور فکر با یک نیش استارت روشن می‌شود و برداشت شما از آن ایده، مولود یک طرح خواهد شد. سپس فکر کنید که این طرح آیا قابل تعمیم است؟
اگر هست در کجا؟ و چه کاربردی از آن می‌توان در زندگی داشته باشیم؟ متأسفانه اکثر ما عادت کردیم وقتی یک بین شعر یا یک آیه از قرآن یا یک حدیث از بزرگان دین را می‌خوانیم فقط تحسین می‌کنیم ولی کمتر پیرامون آن به تفکر می‌پردازیم و آن را در تغییر رفتارمان به کار می‌بندیم. در سلسله طبقه‌بندی یادگیری بلوم سطوح مختلفی از یادگیری ذکر شده که با توجه به شعر فوق از حضرت مولانا به آن می‌پردازیم.
۱) سطح دانش:
وقتی شعری را می‌خوانیم کلمات و معنی منفرد کلمات را می‌فهمیم و بعد ترکیب کلمات را معنا می‌کنیم، سپس آن را حفظ می‌کنیم. مثل کلمه تبع که از تبعیت می‌آید یعنی چیزی پس از چیز دیگری آمدن یا کلمات هر که کارد یعنی هر کس چیزی بکارد. این سطح تا فهمیده نشود نمی‌توان به سطح بعدی وارد شد. یکی از مشکلات بزرگ و شاید پنهان در سیستم آموزشی مدارس ما به‌خصوص در دوره ابتدائی تأکید بیش از حد و محوری روی همین سطح دانش است، طوری‌که کودکان ابتدائی را فقط به حفظ اشعار و طوطی‌وار پس دادن آن مجبور می‌کنند. و بچه‌ها کمتر فرصت می‌کنند از این چارچوب خارج شوند. البته این شیوه تدریس را این‌طور توجیه می‌کنند: کودک هنوز به مرحله ذهن انتزاعی نرسیده و نباید وی را درگیر مسائل پیچیده‌تر و معانی عمیق‌تر کرد، این درست ولی این ذهنیت بسته در دوره‌های سنی بالاتر نیز باقی خواهد ماند و گواه این گفتار در سئوالات استنباطی است که اکثریت دانش‌آموزان از پاسخگوئی به آن عاجزند. و اگر نظری هم به درس انشاء بیندازیم قالبی بودن اغلب بچه‌ها را در این درس می‌توانیم به وضوح ببینیم.
۲) سطح درک و فهم:
شعر مولانا پس از معنی لغوی و تحت‌اللفظی باید درک شده، و معنی آن فهمیده شود. با کلمات و جملات دیگر بتوان آن را نوشت، مثلاً هر کسی که در نیت خودش به دنبال اصل وجودی هدف آن کار باشد در حواشی کار نعمات و فواید دیگری که شاید فکرش را هم نمی‌کرده به‌دست می‌آورد.
داستان شیخ احمد نراقی مرحوم که سیبی را که در جوئی روان و غلتان بود برمی‌دارد و گاز می‌زند، بعد به این فکر می‌افتد که شاید صاحب سیب راضی نباشد.
رد جوی را می‌گیرد و به باغی می‌رسد و بعد باغبانی و بعد شریک باغبان و بعد شروط شریک باغبان که در صورتی رضایت می‌دهد که دختر زشت و بدخوی وی را به همسری بپذیرد را همه شنیده‌ایم. شیخ از ترس خدا می‌پذیرد و همه چیز باب میل وی پایان می‌پذیرد و علی‌رغم حرف‌های گفته شده دختر شریک باغبان بسیار زیبا و بی‌نقص و خوب از کار در می‌آید. گندم در شعر به منظور رضای خدا و کاه معادلش دختر کامله شریک باغبان است.
۳) سطح تجزیه و تحلیل:
در این‌جا باید همان‌طوری که اشاره شد پیرامون درک و فهم خود بیشتر فکر کنیم و محور اصلی آن را با ایده‌‌های دیگر قاطی نکنیم. مثل این شعر: تو نیکی می‌کن و در دجله انداز/ که ایزد در بیابانت دهد باز. شاید این شعر حضرت سعدی با شعر مولانا خیلی نزدیک باشد ولی زوایای آن با هم فرق می‌کند. نمی‌خواهیم ارزش‌گذاری کنیم، می‌خواهیم فرق ایده‌ها را خوب از هم تمیز دهیم. یکی از مشکلاتی که ذهن انسان همیشه درگیر آن است و در تفکیک زوایای ادراکات خود دچار اعوجاج و اصطلاحاً قاطی کردن می‌شود و گاهی هم نتیجه‌گیری غلط و مضحکی هم از یک تجزیه و تحلیل غلط نیز می‌گیرد، همین است. حساسیت اصلی مفسران قرآن نیز در تجزیه و تحلیل است آیات الهی است و کاری است که از عهده هر کسی برنمی‌آید.
۴) کاربرد:
چهارمین مرحله از یادگیری مرحله کاربرد ایده‌هاست درختی که حالا میوه‌اش رسیده است و باید آن را چید و استفاده کرد. زندگی وقتی معنی دارد که شما بتوانی آن‌چه را که آموختی به‌صورت عملی اجرا کنی و مصداق آیه شریفه چرا آن‌چه را که می‌گوئید عمل نمی‌کنید نباشیم، که نزد خدا گناه بزرگی است. مرز بین واقعیت و عمل دانشمند و عالم همین‌جاست.
دانشمند فقط دارنده دانش است ولی عالم عامل به گفتار است. کسی که چیزی را یاد بگیرد ولی به آن عمل نکند یا به آن اعتقاد عملی نداشته باشد در حقیقت آن‌چیز را هنوز یاد نگرفته است. اگر شعر مولانا در شما به این مرحله برسد باید از فردا هر کاری که می‌کنید در پی اصل و کمال و هدف باارزشی باشد، در محیط عمل شما، حتماً هدف‌های جزئی زندگی هم قابل حصول است.
هر کسی در هر شغلی می‌تواند هدف اصلی را که خدمت به نوع بشر است مدنظر قرار دهد. روزی‌رسان خداست، وقتی من به فکر خدا هستم چگونه می‌شود خدا به فکر من نباشد. کار اصلی همه ما تا پایان عمر بندگی خداوند است. هر استعدادی را که در مسیر زندگیتان در جهت بهتر شدن انجام دهید آن هم روزی خداوند بوده که به شما ارزانی داشته است.
چه‌قدر اشتباه می‌کنند کسانی که اولویت اولشان برای هر حرکتی مادیات زندگی است. این مادیات برانگیزنده و فریبنده هستند. چرا این‌قدر یقین دارید که درست عمل می‌کنید؟ گندم بخواهید تا صاحب کاه هم شوید ولی اگر کاه بخواهید مثل آن است که چیزی را که نمی‌دانید، می‌خواهید.
اجازه دهید طبقه‌بندی بلوم را خلاصه کنیم و به آخرین مرحله آن یعنی مرحله ارزشیابی بپردازیم.
۵) ارزشیابی:
شما در این مرحله عالم با عمل هستید. شاید در مسیر هدایت قدم برمی‌دارید. این‌که گفتم شاید الهام گرفته از بعضی آیات قرآن است که خداوند به رهروان و عاملان همین‌گونه خطاب می‌کند. شاید که رستگار شوید. به هر حال در مرحله ارزشیابی در یادگیری هرکه وارد شد صاحب‌نظر و برای دیگران مرجع است و می‌تواند ادعا کند که شعر مولانا را، هم حفظ کرده و هم فهمیده و هم درک و هم عمل کرده و حالا کاملاً آن را یاد گرفته. پس یادگیری هر چیز به آن سادگی‌ها که فکر می‌کردیم نبوده و نیست.
تا چه اندازه خودتان را می‌شناسید؟
در پرسش‌نامه زیر به نگرش‌های شخصی و عادت‌های رفتاری توجه شده است. سئوالات را بخوانید و به آنها جواب دهید.
● آزمون
با علامت زدن کلمات درست یا غلط، به هر عبارت جواب بدهید. اولین جوابی را که به ذهنتان می‌رسد علامت بزنید.
۱) اگر به سودم باشد، یواشکی از جلوی دربان و نگهبان عبور می‌کنم.
درست/ غلط
۲) هرگز توی صف جلو نمی‌زنم.
درست/ غلط
۳) اگر کسی متوجه نشود، بدون بلیت وارد سینما می‌شوم.
درست/ غلط
۴) گاهی اوقات سعی می‌کنم کار کسانی را که به من توهین کرده‌اند تلافی کنم.
درست/ غلط
۵) اگر پیشخدمت فراموش کرد پول یکی از غذاها را برایم حساب کند، احتمالاً به روی خودم نمی‌آورم.
درست/ غلط
۶) راضی نمی‌شوم کسی مسئولیت خطائی را که من مرتکب شده‌ام پذیرا شود.
درست/ غلط
۷) اگر مطلبی را ندانم. می‌گویم که نمی‌دانم.
درست/ غلط
۸) سعی می‌کنم همیشه صادق باشم.
درست/ غلط
۹) سر میز شام در منزل، به همان اندازه سر میز شام در رستوران رعایت ادب را می‌کنم.
درست/ غلط
۱۰) هرگز وارد مکانی که روی آن نوشته شده است: ”ورود افراد متفرقه ممنوع“ نمی‌شوم.
درست/ غلط
● محاسبه امتیازات
برای این‌که امتیازات خود را جمع ببندید، با توجه به جواب‌های زیر، در ازاء هر جواب مشابه به خود یک امتیاز بدهید.
۱) غلط
۲) غلط
۳) غلط
۴) غلط ۵
) غلط
۶) درست
۷) درست
۸) درست
۹) درست
۱۰) درست
▪ امتیاز ۴ ـ ۱: انگیزه کمی برای مطلوبیت اجتماعی دارید. سازگاری شما کم است. سعی می‌کنید متفاوت و مستقل از دیگران رفتار کنید. اگر شما را از گروه بیرون بگذارند آن‌قدرها ناراحت نمی‌شوید.
▪ امتیاز ۸ ـ ۵: انگیزه‌تان برای مطلوبیت اجتماعی متوسط است. خودتان را به‌طور واقع‌بینانه به دیگران معرفی می‌کنید. می‌توانید اشتباهات، و در ضمن فضایل خود را به نمایش بگذارید.
▪ امتیاز ۱۰ ـ ۹: انگیزه فراوان برای مطلوبیت اجتماعی دارید. احتمالاً بیش از حدی که لازم است به تأیید دیگران اهمیت می‌دهید. نمی‌توانید به راحتی احساسات خودتان را ابراز کنید.
در این پرسش‌نامه امتیاز متوسط مطلوب‌تر است. این‌گونه، به خودپذیری بالاتری می‌رسید و بهتر می‌توانید با دیگران کنار بیائید.
منبع تست: کتاب شما کی هستید؟
سالواتوره دیاتو/ مهدی قراچه‌داغی
انتشارات پیکان
سعید سالارکیا
منبع : مجله موفقیت