شنبه, ۲۶ خرداد, ۱۴۰۳ / 15 June, 2024
مجله ویستا

روایت همنوایی نقره و سنگ!


روایت همنوایی نقره و سنگ!
نقش و جایگاه <زیور‌آلا‌ت> علا‌وه بر بازتاب حس زیبایی‌شناسانه آن، از سوی دیگر، به لحاظ پیام‌های بومی و منظر‌های آئینی و جادویی‌اش، در طول تاریخ بشری، یک پدیده عمیق مردم شناسی است که آمیختگی روح آدمی در پیوند با عناصری از طبیعت به حساب می‌آید. در این رهگذر، گیاه و فلز و سنگ، از نخستین دستمایه‌های انسان در بهره‌گیری از شناخت فضاهای نمادین، در معنا بخشیدن به بخش پنهانی از زندگی بوده است.
انسان تاریخی، آنگاه که به عناصری همچون فلز و سنگ دست یافت، راه رسیدن به باور و نگاه‌های تمدنی را با فضاهای <ابزار>سازی و ابزارمندی، همراه ساخته، تا در سایه سازگاری‌ها، به سمت نوعی هویت‌یابی و رمزگشایی از ناشاخه‌های پیرامونش، گام تازه‌ای بردارد، و آنگاه که انسان، مقوله هنر را در نقش نگاره‌ها و برجستهسازی‌های پیرامونش، به فضاهای تلفیقی و باز‌آفرینی هنری نزدیک و نزدیک‌تر کرد، به‌زودی دنیای <تفاوت>‌ها، از منظر نشانه‌های خودی، سرباز کرد و از میان هزاره‌ها و قرن‌ها، به شکل‌بندی و همنوایی نقش‌ها در فضاهای <تزئینی> پرداخت و اینچنین شد که دوره‌های تاریخی‌ای از سده‌های نخستین با خود هنر و ابزار لا‌زم را به فرصت‌ها و تجربه‌ها‌ی تازهتر واگذار کرد. لذا شکل ‌پذیری و بهره‌گیری از عناصری همچون گیاه و سنگ و فلز، خود در شمار اولین آزمون‌های بشری، برای ایجاد فضاهای هنری و پاسخ به دلواپسی‌های فردی‌اش گردید که <زیور‌آلا‌ت> با <موتیو>‌های گوناگونی، به زندگی‌اش راه یافت. نشانه‌هایی که به تن و اندام‌اش، پیش از هر عنصر دیگری، نزدیک‌تر بوده است که به تدریج به فضاهای جادویی وپیام‌های آیینی بدل گردید.
امروزه کشفیات و گمانه‌زنی‌های به جا مانده از نقش‌های دوره‌های باستانی و تمدن‌های سوخته، در ایران، (به‌خصوص از روزگار قبل از میلا‌د و به ویژه در دوران هخامنشیان و ساسانیان) ‌و همچنین بازیافته‌هایی از هنر دوره عیلا‌می، تا یافته‌های مفرغی لرستان، همه و همه، حکایت از نقش‌هایی دارد که مردم آن روزگاران در ساخت و پرداخت آن از مصالحی همچون خاک، گیاه، سنگ و فلز، با ابزارهای اولیه به زیباسازی خود و زندگی پیرامون خود، علا‌قه فراوانی می‌داشته‌اند و آنگاه که کشف آتش به کارکردی تازه رسید، مقوله <پیوند> و <اتصال> عناصر یاد شده، از سمت سادگی به طرف فناوری پیچیده‌تری، راه پیدا کرد و به‌خصوص تلفیق <رنگ>‌ها هم به تنوع شکل‌ها و زینت‌‌ها، افزوده گردید، و امروزه آنچه که از تمدن‌های نخستین به جامانده، خود گویای همین فضاهای بومی و شکل‌‌بندی‌های متنوع و بافت و ریتم نقش‌هایی ا‌ست که به شکل ابزارهای مورد استفاده در زندگی روزمره از آن بهره گرفته می‌شد. گفتنی است که این نوع نشانه‌ها که به‌طور ناآگاهانه‌ای، در فضاهای هنری ساخته و پرداخته می‌شد. در طول زمان با آمیزه‌هایی از طلسمات، باورها و نمادهایی از زشتی و زیبایی، شومی‌ها و شادمانی‌ها، معنا یافت و با درون زندگی مردم همراه گشت که در گذر زمان با تغییرات و دگرگونی‌های هم پیوند یافته بود. شکی نیست که ساختمان این نوع <زیور‌آلا‌ت> به تدریج به سمت تعادل و تناسب‌های هنری راه پیدا کرد.
یدالله رضوانی، طی سال‌های متمادی در بازاندیشی و بهره‌‌گیری از دستمایه‌های هنر <زیور> آرایی و ساخت و ساز نقش‌هایی از <آویزها> و <آویزه>‌هایش به گونه‌ای <دیگر> به ایجاد فرم‌ها و شکل‌بندی نقره و سنگ‌های تزئینی پرداخته که در آن چشم‌انداز عناصر درهم تنیده از <پتینه‌کاری> و چکش‌زنی و ایجاد اتصالا‌ت از طریق خمش فلز (بدون جوشکاری)، به قالب‌بندی‌هایی رسید که تا حدی با دنیای تزئینی <جواهرسازی> هم همسویی‌هایی دارد اما وی خود به کمک ابزارهای ساده همچون درفش، چکش، انبر، میخ و... نقش‌ها را به کارکردی دیگر، فرا می‌خواند. رضوانی در بکارگیری سنگ‌ها و فلزو همچنین ایجاد رنگ‌ها، قرینه‌های متقارن و نامتقارن، سطوح دوگانه، و... با مهارت دست و نگاه، به هم‌نشینی ترکیب‌ها و حجم‌ها، در آثار خود، جلوه‌ها و بازتاب‌ها روایت دیگری از تاریخ گذشته را در مقوله <زیور‌آلا‌ت> به دست می‌دهد، که به دور از <تقلید>‌های رایج، دست به گزینه‌هایی می‌زند، که ترکیب نقش‌ها، از هم‌نوایی گوشه‌هایی از یک پرنده و یا یک ابزار شکار و یا سر یک گاو حاصل می‌گردد، که گاه به صورت یک فرم برجسته و انتزاعی خود را به نمایش می‌گذارد. ‌ گفتنی است که جست‌وجوی هنرمند در کشف فرم‌ها و شکل‌دهی سنگ و فلز، همواره با نوعی نگرش حسی همراه بوده، که از فضاهای ابتدایی و کهنه، به سمت پرداخت‌هایی امروزی تر پیش می‌راند.
در این فرصت رضوانی نقوش گذشته را به باورهای امروزی نزدیک و نزدیک‌تر می‌کند و در ورز دادن سنگ و نقره از فضاهای طبیعی و باستانی سود می‌جوید. هنرمند برای نشان دادن رازها و پیام‌های <زیور>‌ها و کارکرد تاریخی و آئینی آنها و با توجه به متن‌ها و آثار پژوهشی، نظری پرسشگرانه به این هنر داشته و دارد، وی پیوسته در فضاهای <سهل> و <ممتنع> به خلا‌قیت‌هایی دست می‌یازد، که تقارن‌های هندسی و طراحی فرم‌ها و نقش‌ها، حکایت از یک معماری و مهندسی <دیگری> دارد، که در چشم‌انداز آن، هنرمند از سمت سادگی خطوط به سمت منحنی‌ها و رشته بندی <اتصالا‌ت> میان سنگ و فلز می‌رسد، که با دنیای ریخته گری و جوشکاری همچنان فاصله فراوانی دارد. ‌ رضوانی در هم‌نشینی سنگ‌ها با نقره، به طبیعت و انرژی سنگ‌ها نیز توجه فراوانی دارد. چنان که در گذشته در میان کولی‌ها و ایلیاتی ها این سرزمین، سنگ‌ها به کار رفته در آویزه‌ها و گردن‌بندها، هرکدام معنا و پیام خاصی داشته و دارند. که گاه شکل‌ها هم خود نشانه‌ای از تظاهر طبیعت و زندگی بوده است. ‌ یدالله رضوانی، در بهره‌گیری از مصالح اولیه و شیوه‌های ایستایی و چشم‌نوازی آویزه‌ها و گردن بندها و گوشواره‌ها، به گونه‌ای عمل می‌کند که شکل‌بندی و طراحی‌های جاری، با نوعی همنوایی و حس مشترک عناصر یاد شده، همراه می‌شوند. یدالله رضوانی، در تازه‌ترین نمایشگاه <زیور‌آلا‌ت> که امضای خودش را دارد به سمت حجم‌ها و ترکیب‌بندی‌های جدی‌تر روی آورده است.
به خصوص در فرم بخشیدن نقره و سنگ، در فضاهای تلفیقی، نمادها و نشانه‌‌های زینتی را به سوی مخاطبانی می‌برد که در چشم‌انداز آن، علا‌وه بر یک نگرش هنری، خود دستمایه پرسشی است نسبت به هویت بومی و تاریخی سرزمین‌هایی از گذشته‌های تاریخی، که اصولا‌ مردمان آن روزگار، در نقش‌پردازی و نزدیک شدن به طبیعت و نوع معیشت چگونه می‌زیسته‌اند؟ به نظر می‌رسد یدالله رضوانی، در نزدیک ‌کردن مخاطبانش به دنیای <زیور‌آلا‌ت> و فضاهای زیبایی شناسانه هنرهای باستانی، به فرصت تازه‌تری دست یافته است
محمود معتقدی
منبع : روزنامه اعتماد ملی