یکشنبه, ۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 19 May, 2024
مجله ویستا


رستاخیز یک گونه سینمایی


رستاخیز یک گونه سینمایی
ساختن یك فیلم موزیكال شهامت می خواهد. كافی است نتوانید آن تعادل لازم میان واقعیت ملموس و دست یافتنی با یك داستان سرگرم كننده، جذاب و خوش استیل را برقرار كنید و آن موقع است كه با صورت به زمین خواهید خورد. برای هر موزیكال موفق و پرفروش مثل «گریس» یا، The Rockry Horror Picture show در گیشه ها می توان ۱۰ فیلم موزیكال ناموفق همچون «اویتا» یا «فروشگاه كوچك وحشت» را مثال زد و این ژانری است كه حتی كارگردانان بزرگ هالیوود از مارتین اسكورسیزی با ساخت فیلم موزیكال «نیویورك، نیویورك» تا كریس كولومبوس با یك فیلم موزیكال ناموفق دیگر به نام «اجاره» از آن قطع امید كرده اند.
با این حال به لطف ۳ فیلم موزیكال موفق و حتی برنده اسكار یعنی «مولن روژ» از بازلورمان در سال،۲۰۰۱ «شیكاگو» از راب مارشل در سال۲۰۰۲ و «دختران رؤیایی» از بیل كندن در سال۲۰۰۶ این روزها می توان رستاخیز این ژانر دشوار و نگاه دوباره كارگردانان به آن را دید. فیلم های موزیكال «تهیه كنندگان» و «شبح اپرا» با وجود موفقیت و استقبال بی سابقه از نسخه های نمایشی شان بر روی صحنه تئاتر كه به اجراهای بی شماری از آنان انجامید چندان در گیشه های سینمایی دوام نیاورد و پرواضح است كه ساختن یك فیلم موزیكال خوب كار هر كارگردانی نیست. از همین رو وقتی چندی پیش كمپانی فیلمسازی «New Line Cinema» برای ساختن فیلمی موزیكال از روی یكی از موفق ترین نمایش های موزیكالش در برادوی به نام «افشانه مو» یا همان «Hair spray» بودجه ای معادل ۷۰ میلیون دلار كنار گذاشت تصمیم گرفت تهیه كنندگان موزیكال موفق «شیكاگو»، «كریگ زادان» و «نیل مرون» را استخدام كند. این ۲ غول سینمای موزیكال یعنی زادان و مرون با زبان مخصوص این ژانر سینمایی آشنا هستند. زادان می گوید: «ما در اینجا دو چیز متفاوت را پیش روی هم داریم بازآفرینی و نوآفرینی». او در توضیح بیشتر ادامه می دهد: «برخی فیلمسازان آن تجربه تئاتری را كه در برادوی داشتند بازآفرینی می كنند یعنی سعی می كنند همه چیز همان طور دست نخورده باقی بماند با این تفاوت كه در نسخه نمایشی همه چیز به صورت زنده و بر روی سن اجرا می شد و در نسخه سینمایی همه چیز جلوی دوربین اتفاق می افتد. آنها از همان بازیگران و كادر نسخه نمایشی استفاده می كنند در حالی كه ما رویه متفاوتی را در پیش می گیریم.
ما كل آن نمایش موزیكال را از نو می آفرینیم و به آن به عنوان یك فیلم مستقل نگاه می كنیم. ما تظاهر می كنیم كه هیچ كس نمایش های «شیكاگو» یا «افشانه مو» را ندیده و یا از موفقیت آنها خبر نداریم. برای ما از زمانی كه فیلم شروع می شود تا سكانس نهایی همه چیز باید یك تجربه لذت بخش سینمایی باشد.» حال سؤال اینجاست كه چرا ژانر موزیكال این روزها در عالم سینما این چنین دست نیافتنی و دشوار شده است؟ مرون در پاسخ به این سؤال می گوید: «فیلم هایی كه هالیوود پس از عصر طلایی خود ساخت خوب نبودند. آنها با هزینه های بالایی تهیه می شدند و تماشاگران به دیدن آنها نمی رفتند در نتیجه مقامات استودیوهای فیلمسازی كم كم متقاعد شدند كه هیچ كس دوست ندارد فیلم موزیكال ببیند.
البته این به داستان این موزیكال ها بر می گشت نه این كه مردم از شادی و آواز در فیلم استقبال نمی كردند. به نظر من شیوه ای كه داستان ها در فیلم های موزیكال گفته می شوند شرط است. اگر یك فیلم موزیكال خوب ساخته شودمثل «مولن روژ» مردم به دیدن آن می روند.» بسیاری معتقدند «مثل كار را باید به كاردان سپرد» دقیقاً در مورد ژانر فیلم های موزیكال صدق می كند و كسانی كه قصد دارند با این ژانر برای فیلم خود مخاطب جمع كنند باید دقیقاً با مكانیسم این گونه فیلم ها آشنا باشند. ریچارد آتنبورو با كارگردانی فیلم «گاندی» اسكاری دریافت كرده است اما آیا او دقیقاً فرد مناسبی برای كارگردانی موزیكال «یك سروده كر» بود؟ زادان می گوید: «واقعاً نمی دانم تهیه كنندگانی كه تجربه ساخت موزیكال ندارند چطور یك دفعه به فكر ساختن فیلمی در این ژانر می افتند و بی گدار به آب می زنند. معمولاً ساختن این گونه فیلمها نیاز به یك دوره كارآموزی دارد.» زادان و مرون هر دو در نیویورك بزرگ شدند و شیفته موزیكال های برادوی بودند.
حرفه روزنامه نگاری زادان بویژه در دوره ای كه در نیویورك تایمز مشغول به كار شد او را به نوشتن یك اثر بیوگرافی از سوندهیم در سال ،۱۹۷۴ با نام «Sondheim and company» سوق داد كه در نهایت به نخستین تجربه تهیه كنندگی یك كار موزیكال با عنوان «سوندهیم: یك ادای دین موزیكال » انجامید. در مقابل «مرون» در كالج بروكلین در رشته بازیگری تحصیل كرد و در یكی از جلساتی كه قرار بود سخنرانی كند «زادان» را به عنوان میهمان داشت. مرون خیلی زود كار خود را به عنوان دستیار زادان شروع كرد. در دهه ۷۰ هر دو برای جشنواره شكسپیر ژوزف پاپ در نیویورك كار كردند و سرانجام به عنوان دو شریك تهیه كننده به كمپانی فیلمسازی «Storyline Entertainment» پیوستند. نخستین فیلم زادان در هالیوود یك موزیكال مبتنی بر آهنگ و ترانه به نام «Footloose» در سال ۱۹۸۴ بود كه آهنگسازی آن را دین پیچفورد انجام داده بود. زادان در باره این كار می گوید: « او واقعاً توانسته بود كارش را درست انجام دهدو این طور به نظر نمی آمد كه یك مشت آهنگ و ترانه برای یك داستان خاص در نظر گرفته شده اند.
او هر آهنگ را طوری ساخته بودكه دقیقاً منطبق بر یك شخصیت خاص باشد حتی اگر قرار نبود شخصیتی جلوی دوربین آواز بخواند.» موزیكال «Footloose» با چنان استقبالی مواجه شد كه ۶ ترانه متن آن به فهرست ۴۰ آهنگ پرفروش روز راه یافتند. در دوره ای كه هیچ استودیو فیلمسازی ای حاضر نبود فیلم «كولی» را بازسازی كند زادان و مرون پیشنهاد خود را با جف ساگانسكی كه در آن هنگام رئیس شبكه CBS بود در میان گذاشتند و او به آنها گفت: «برای من یك ستاره سینما پیدا كنید كه كار تلویزیونی نمی كند.» آنها نیز از بزرگ ترین ستاره آن زمان بت میدلر كه در آن موقع در اوج شهرت سینمایی اش بود اما نمی خواست در تلویزیون ظاهر شود برای بازی در این فیلم موزیكال دعوت كردند. زادان می گوید: «ما او را متقاعد كردیم كه بازی در موزیكال «كولی» یك تجربه منحصر به فرد خواهد بود.» این موزیكال ۳ ساعته كه در سال ۱۹۹۳ ساخته شد با استقبال تماشاگران و واكنش مثبت منتقدان مواجه شد. این تیم ۲نفره همچنین با یك فیلم موزیكال دیگر به نام «سیندرلا» كه در سال ۱۹۹۷ برای شبكه ABC ساخته شد و بازیگرانی همچون ویكتورگاربر، ویتنی هوستون و ووپی گلدبرگ در آن ظاهر شدند، افتخار آفریدند. آنها كه به شدت تحت تأثیر كار درخشان «راب مارشال»، طراح حركات موزون سیندرلا قرار گرفته بودند از او درخواست كردند كه كارگردانی بازسازی جدیدی از موزیكال «آنی» را به عنوان نخستین تجربه سینمایی اش برای تلویزیون برعهده بگیرد.
مارشال بایست درآن موقع كار خود را به عنوان طراح حركات موزون نمایش موزیكال «شیكاگو» در برادوی را رها می كرد تا فیلم موزیكال «آنی» را برای تلویزیون كارگردانی كند. اما او پذیرفت و نتیجه زحمات خود را دید. او برای كارگردانی «آنی» جایزه امی گرفت و خیلی زود جذب دنیای فیلمسازی شد. در آن زمان هاروی وینستین از كمپانی میراماكس ۱۰ سالی را صرف مصاحبه با كارگردانان مختلف برای انتخاب بهترین گزینه برای ساخت نسخه سینمایی نمایش موزیكال شیكاگو كرده بود كه البته هنوز شخص مناسبی را برای این كار پیدا نكرده بود. با دیدن موزیكال «آنی» در كنار بچه هایش او بی درنگ متوجه استعداد ستودنی مارشال شد و از او خواست تا برای صحبت پیرامون ساخت یك اقتباس موزیكال دیگر به نام «اجاره» دیداری با همدیگر داشته باشند. در این دیدار بود كه وینستین به شدت شیفته كار مارشال و تجربه او شد و توافقاتی میان آن دو انجام گرفت.
راب مارشال بلافاصله زادان و مرون را به عنوان تهیه كنندگان خود معرفی كرد. مرون می گوید: «ما تیم او شده بودیم. همه زبان همدیگر را می فهمیدیم و این رمز موفقیت است.» تهیه كنندگان به خوبی می دانستند چطور برای جلسات تمرین برنامه ریزی كنند. مرون توضیح می دهد: «ما باید یك سری آموزش ها را درباره چگونگی بودجه بندی برای ساخت این فیلم موزیكال به میراماكس می دادیم. استودیوها آشنایی چندان در این زمینه ندارند.» سرانجام پس از یك عمر جواب منفی گرفتن از استودیوهای مختلف فیلمسازی برای سرمایه گذاری در ساخت موزیكال، «زادان» و «مرون» نخستین فیلم موزیكال برنده اسكار خود را ساختند. و این روزها با فیلم موزیكال جدیدی به نام «افشانه مو» چشم به اسكارهای بعدی دوخته اند. برخلاف «شیكاگو» كه یك دنیای شاد و فانتزی را در ذهن شخصیت اصلی فیلم «راكسی» می آفریند در موزیكال «افشانه مو» این شخصیت ها هستند كه با خواندن آواز برای یكدیگر این دنیای شاد و مجازی را برای مخاطب می آفرینند. موزیكال «افشانه مو» مبتنی بر مجموعه ای از ترانه ها و آهنگ های مشهور كتاب هاست كه بازیگران به ناگهان هنگام صحبت عادی خود آواز سرمی دهند و آنها را می خوانند و موزیكال های معدودی از این دست همچون «مولن روژ» یا «گریس» با استقبال مواجه شده اند. برای فیلم موزیكال «افشانه مو» انتخاب كارگردان مناسب حیاتی بود. آدام شنك من اگرچه قبلاً فیلم های كمدی گیشه پسندی همچون «تدارك بیننده مراسم عروسی» و Bringing down the house را كارگردانی كرده بود اما تجربه كارگردانی یك فیلم موزیكال را نداشت. زادان درباره انتخاب او می گوید: «اما آدام قبل از این طراح حركات موزون نمایش های موزیكال بوده و قواعد این ژانر فیلمسازی را می شناسد. درست مثل جان تراولتا كه در این فیلم بازی می كند.» درمورد جان تراولتا متقاعدكردن او برای ایفای نقش «ادنا تورن بلاد» كه برای آن می بایست وزن خود را بالا می برد و سختی های دیگری را نیز به جان می خرید، دشوار بود. زادان این بازیگر را از زمانی كه در نیویورك بود و در گروه كر آواز می خواند می شناخت و می دانست كه تراولتا سلیقه خاص خودش را دارد. مرون می گوید: «به او برای به تصویركشیدن شخصیت بشاش ادنا آزادی عمل دادیم. او در این موزیكال نقش یك زن با وزن ۱۰۰ پوند را بازی می كند كه هنوز دوست دارد شاد و سرزنده باشد.
مترجم: شیلا ساسانی نیا
منبع : روزنامه ایران