جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

سلامتی می آورد


سلامتی می آورد
مردم درانقلاب اسلامی ایران خواهان آن بوده وهستند که شاخص های رفاه در زندگی آنان تبلور یابد. یکی از این شاخص ها مربوط به سلامت زنان است. در مقاله حاضر نویسنده به سلامت زنان و شاخص های مرتبط با آن پرداخته و به برخی از عوامل متنوع زیستی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موثر بر سلامت زنان اشاره کرده است در نهایت تحولات وضعیت سلامت و بهداشت زنان و شاخص های بهداشتی کشور مرتبط با سلامت زنان را در جامعه ایران با ارجاع به آمار و اطلاعات چند دهه اخیر مورد بررسی قرار داده است.
□□□
«سلامت» به عبارتی یک ارزش مثبت تلقی می شود و معمولاً بهترین آرزوی انسان ها برای خود و دیگران را «سلامت» تشکیل می دهد. سلامت را هم در حکم وسیله و هم در حکم هدف می توان به تصور آورد. سلامت، «وسیله» است برای دستیابی به آرزوها و ایده آل های زندگی، برای دستیابی به موفقیت در تحصیل یا شغل و حرفه مطلوب یا دستیابی به همسر مناسب و در عین حال، خود، یک «هدف» به حساب می آید زیرا تمام تلاش ها و فعالیت های انسانی در جهت نیل به زندگی توام با سلامت و کامیابی شکل می گیرد. در فرهنگ ایرانی نیز همواره تاکید زیادی بر این مفهوم شده و می شود. عبارت «سلام سلامتی می آورد» برای بسیاری از افراد آشناست و تاکید دیگری است بر اهمیت سلامت در فرهنگ ایرانی.
در چشم انداز جهانی به ویژه در کشورهای جهان در حال توسعه و منجمله ایران وضعیت سلامت زنان در چند دهه اخیر تحت تاثیر چند روند تغییر و دگرگونی عمده قرار گرفته است. این تغییرات عبارتند از:
۱) افزایش میزان باسوادی و سطوح تحصیلات زنان
دخترانی که به مدرسه می روند، به خصوص آنها که به تحصیلات متوسطه دست می یابند بیش از پیش ازدواج و فرزندآوری را به تاخیر می اندازند و از نظر بعد خانوار در پی ازدواج خانواده های کوچک تری دارند و از خدمات مراقبت های بهداشتی بیشتری بهره مند می شوند.
۲) افزایش سن اولین ازدواج
در بسیاری از کشورها زنان به تدریج در سنین بالاتری ازدواج می کنند که در کل به این معناست که فرزندآوری به تاخیر می افتد و برای زنان این فرصت پدید می آید که سال های بیشتری را در مدرسه به سر ببرند. در عین حال متضمن این است که به تدریج تعداد کمتری از دختران نوجوان در معرض مخاطراتی چون حاملگی های ناخواسته و بیماری های مقاربتی از جمله HIV که با رابطه جنسی پیش از ازدواج همبستگی دارد، قرار بگیرند.
۳) ظهور HIV / ایدز
نرخ عفونت HIV / ایدز با سرعت بیشتری نزد زنان در مقایسه با مردان افزایش می یابد که در نتیجه ارتباط با شرکای جنسی آلوده پدید می آید. زنان جوان به ویژه در معرض خطر قرار دارند. چند عامل باعث می شود که زنان از نظر ابتلاپذیری به ایدز/ HIV در مقایسه با مردان بیشتر آسیب پذیر باشند. زنان احتمال بیشتری دارد که به این عفونت آلوده شوند چرا که در جریان رابطه جنسی، سطح مخاطی mucosal surface بیشتری از بدن شان در معرض آلودگی قرار می گیرد (تفاوت دستگاه تناسلی) و منی semen)) در مردان حاوی مقدار ویروس HIV متراکم تری نسبت به مایع مهبلی vaginal))زنان است. زنان همچنین بیشتر احتمال دارد که مبتلا به بیماری های مقاربتی (STD های) درمان نشده و بدون علامت / نشانه باشند که خود، ابتلاپذیری به ایدز را افزایش می دهد و به علاوه هنجارهای اجتماعی که انفعال زنان را طلب می کند و وابستگی اقتصادی زنان باعث می شود به دشواری بیشتری بتوانند از شریک جنسی شان توقع وفاداری متقابل یا استفاده از کاندوم را داشته باشند. زنان به دلیل خونریزی hemorrhage))و کم خونی ناشی از زایمان بیشتر در معرض ابتلای به ایدز ناشی از انتقال خون آلوده قرار می گیرند.
۴) خانواده های کوچک تر
زنان به تدریج دوران فرزندآوری کوتاه تری را در طول زندگانی خود تجربه می کنند. برای یک زن با شرایط متوسط در یک کشور در حال توسعه که نرخ باروری نسبتاً پایینی داشته باشد مانند اندونزی و مکزیک دوران فرزندآوری، ۱۵ سال (فاصله میان اولین و آخرین زایمان) یعنی کمتر از ۲۰ درصد طول عمر مادر را
در برمی گیرد. در کشورهایی که نرخ باروری شان بالاتر است و امید به زندگی هم کمتر است مانند کنیا و سنگال فاصله میانگین بین ۱۹ تا ۲۰ سال است که تقریبا
ً ۴۰ درصد طول عمر یک زن را شامل می شود. همین فواصل زمانی در مورد کشورهای توسعه یافته مثل آمریکا (ایالات متحده) و ژاپن به ترتیب به هشت سال و دو سال کاهش می یابد.
۵) امید به زندگی بالاتر
امید به زندگی در بدو تولد اساساً به دلیل بهبود شرایط بقای نوزادان و کودکان خردسال افزایش یافته است در نتیجه مسائل بهداشتی که در سنین بالاتر عمر افراد ظهور پیدا می کنند منجمله سرطان دهانه رحم یا بیماری های قلبی - عروقی به تدریج شیوع بیشتری می یابد و هزینه های مراقبت بهداشتی را متوجه مسائل مرتبط با بیماری های مزمن می کند که اتفاقاً به نسبت کمتر موثرند و بیشتر هزینه بر هستند. زنان معمولاً بخش عمده سالمندان هر کشور را تشکیل می دهند. در مقایسه در اکثر کشورهای جهان امید به زندگی زنان از مردان بیشتر است هرچند این طولانی تر بودن عمر الزاماً به معنای سلامت بیشتر نیست و سال های پایانی زندگی توام با بیماری های مزمن و درد و رنج معمول در سال های سالمندی است.
۶) افزایش نسبی مشارکت زنان در نیروی کار
زنان به طور فزاینده و روزافزون وارد عرصه نیروی کار رسمی می شوند. در کنار امتیازات مثبت همچون درآمد بیشتر و در شرایطی- کسب حمایت اجتماعی- زنان با مخاطرات بهداشتی شغلی جدیدی روبه رو می شوند و با چالش هماهنگ کردن اشتغال خارج از خانه در کنار تداوم مسوولیت های سنتی مانند مراقبت از فرزندان و شیردهی پس از زایمان نیز مواجه هستند.
در مجموع هم عوامل زیستی و عوامل فرهنگی - اجتماعی، سلامت زنان را در طول زندگی شان تحت تاثیر قرار می دهد و اثرات انباشتی به همراه دارد. بنابراین لازم است تا هنگام بررسی علل و پیامدهای ضعف سلامت زنان به کلیه مراحل چرخه زندگی ایشان توجه شود. در عین حال لازم به ذکر است در تجزیه و تحلیل وضعیت سلامت زنان، باید هم ساختار توسعه و هم ساختار اجتماعی جوامعی که در آن زندگی می کنند در نظر گرفته شود. گذشته از ثروت و فقر که در هر کشوری تفاوت در شرایط سلامت افراد ایجاد می کند
(در درون مرزهای یک کشور در حال توسعه، فقیر و غنی سلامت شان فرق می کند) مقایسه بین کشور توسعه یافته و در حال توسعه هم نشان دهنده تفاوت هایی است با این حال در سطح کل جامعه عوامل اجتماعی دیگری چون جنسیت، نژاد و قومیت، سن، منطقه جغرافیایی وضعیت تاهل و طبقه اجتماعی هم به عنوان تعیین کنندگان سلامت افراد مطرح اند. (Stein ۱۹۹۷:۹۷)
از آنجا که بسیاری از شاخص ها برای بررسی وضعیت سلامت افراد از اطلاعات و آمار مرگ ومیر بهره می گیرند برای بررسی تفاوت های موجود میان سلامت زنان و مردان از جمله به شاخص هایی چون امید به زندگی در بدو تولد و نیز میزان مرگ ومیر کودکان ارجاع می شود. نرخ مرگ ومیر اطفال همچنین به سنت ها و آداب و رسوم جنسیتی مرتبط است. در کشورهایی که والدین، سلامت و بقای پسران را بر دختران ترجیح می دهند و با پسربچه ها در زمینه تغذیه و مراقبت های بهداشتی بهتر رفتار می شود، شانس بقای دختران کاهش می یابد. هند مثال بارز چنین شرایطی است. کاهش نرخ مرگ ومیر مادری در کشورهای در حال توسعه می تواند متضمن منافع اقتصادی - اجتماعی وسیعی باشد چراکه اکثریت این زنان که در اثر علل مرتبط با حاملگی فوت می کنند در سال های جوانی خود قرار دارند و مسوولیت سایر فرزندان و افراد دیگر تحت تکفل خود را نیز برعهده دارند. طبق برآوردهای موجود بیش از یک میلیون کودک هر ساله در نتیجه مرگ ومیر مادران بی مادر می شوند و احتمال مرگ ومیر در مورد این کودکان، در مقایسه با کودکانی که والدینشان زنده اند سه تا پنج برابر بیشتر است.
در گزارش گروه «جنسیت و توسعه» بانک جهانی در سال ۲۰۰۳ در زمینه اهداف توسعه هزاره و ارتباط آن با مساله برابری جنسیتی، به سه هدف کلی یعنی کاهش مرگ ومیر کودکان (زیر پنج سال)، بهبود سلامت مادران و مبارزه با ایدز/ HIV ، مالاریا و سایر امراض تاکید شده است. سلامت زنان در شاخص های توسعه انعکاس می یابد.
منشور حقوق زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز بر حق سلامت زنان در بهره مندی و دسترسی به خدمات، حمایت ها و مراقبت های بهداشتی - درمانی موردنیاز و با کیفیت مناسب تاکید می کند. سلامت زنان مطمئن ترین راه برای رسیدن به زندگی بهتر برای همگان است و ظرفیت سازی و توانمند سازی آنان جهت مشارکت در برنامه های بهداشتی پیش نیاز اصلی برای ارتقای بهداشت و نیل به اهداف سلامت جامعه است. آگاهی روزافزون در مباحث سلامت زنان موجب فزونی تلاش های بهداشت همگانی در سازماندهی فعالیت ها و ارتقای سلامت و پیشگیری از بیماری در اقشار مختلف زنان می شود.با توجه به مسوولیت های سنگین زنان در جامعه و با توجه به محوری بودن نقش آنها در تحکیم خانواده و نقش پررنگ آنها در اجتماع ضروری است جهت تامین بهداشت و سلامت این گروه کوشش شود تا بتوانند از این طریق درکل جامعه سلامتی را به ارمغان بیاورند. وقتی سخن از بهداشت و سلامت زنان به میان می آید به دلیل اهمیت و تعیین کنندگی سال های دوره باروری زنان، آنچه معمولاً کانون توجه قرار می گیرد مفهوم «بهداشت باروری» است که ابعاد وسیع تری را در مقایسه با مفهوم «تنظیم خانواده» در برمی گیرد. «بهداشت باروری» بنابه تعریفی که در کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه در سال ۱۹۹۴ در قاهره از آن به عمل آمده، عبارت است از:
«سلامت کامل فیزیکی، ذهنی و اجتماعی و منظور از آن صرفاً فقدان بیماری یا ضعف در موضوعات مرتبط با سیستم باروری و کارکردها و جریان های آن نیست. بنابراین بهداشت باروری همچنین بر اینکه انسان ها از توانایی زندگی جنسی رضایتبخش و ایمن برخوردار باشند، دلالت دارد و همین طور ظرفیت تولیدمثل و آزادی برای تصمیم گیری در مورد اینکه کی و چطور آن را عملی سازند را نیز در برمی گیرد.»
ابعاد یا مولفه های بهداشت باروری طیف وسیعی از شاخص ها را در بر می گیرد که برخی از شناخته شده ترین شان عبارتند از: میزان باروری کل، میزان استفاده از روش های پیشگیری از بارداری، نرخ مرگ ومیر مادران، میزان شیوع ناباروری، شیوع عفونت HIV در میان زنان باردار و... .
هنگامی که به تحولات شاخص های سلامت زنان در کشور ایران توجه می کنیم شاهد بهبود قابل توجه شاخص های حوزه بهداشت به ویژه بهداشت باروری هستیم. شاخص های بهداشت عمومی
و بهداشت باروری در هر جامعه از متغیر ها و عوامل متعددی تاثیر می پذیرند. پیش از معرفی شاخص ها و تغییرات شان در دهه های اخیر در ایران لازم است به تحولات تاریخچه فعالیت های تنظیم خانواده
در کشور اشاراتی داشته باشیم.
در ایران سیاست های جمعیتی به طوررسمی با تشکیل اداره جمعیت و تنظیم خانواده از سال ۱۳۴۶ برنامه ریزی و اجرا شد و مابین سال های ۱۳۴۶ الی ۱۳۵۷ حدود ۲۰ درصد زنان تحت پوشش خدمات تنظیم خانواده قرار گرفتند. در آن سال در وزارت بهداری (که بعدها به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تغییر نام یافت) واحدی به نام بهداشت و تنظیم خانواده استقرار یافت تا بر جمعیت کنترل و محدودیت اعمال کند. در سال های بعدی این واحد، تحت عنوان سازمان تنظیم خانواده شهرت یافت. دوره دوم سیاست های تحدید موالید و برنامه های تنظیم خانواده در ایران در سال های ۱۳۶۸ اتخاذ و به مورد اجرا گذاشته شد.
زمانی که در سال ۱۳۶۷ نتایج سرشماری منتشر و میزان رشد جمعیت (به طور کلی ۹/۳ درصد بدون احتساب معاودین عراقی و پناهندگان افغانی ۵۵/۳) و به طور دقیق تر ۲/۳ درصد در سال های ۵۵ تا ۶۵ اعلام شد. خطر افزایش انفجاری جمعیت و زمان دو برابر شدن آن (یا نرخ ۹/۳ درصد در هر ۱۸ سال یک بار) متفکران جامعه و در راس آن، دولت را به فکر اتخاذ سیاستی رسمی مبنی بر کاهش موالید انداخت. در پی وقوف به روند بی سابقه رشد شتابان جمعیت، دولت ودستگاه های برنامه ریزی لزوم اتخاذ سیاست هایی در جهت تعدیل میزان رشد جمعیت از طریق تشویق و ترغیب برنامه های تنظیم خانواده و کاهش سطح زاد و ولد و باروری را اجتناب ناپذیر دانستند به طوری که از سال ۱۳۶۷ این سیاست ها در متن اولین برنامه توسعه اقتصادی و اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی قرار گرفت.
در سال ۱۳۶۸ سیاست رسمی جمهوری اسلامی مبنی بر کاهش موالید تحت عنوان تنظیم خانواده اتخاذ و اجرای آن به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، وزارت آموزش و پرورش و سازمان های ذی ربط دیگر واگذار شد. در سال ۱۳۶۹ شورایی به نام شورای تحدید موالید با تصویب دولت و به ریاست وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تشکیل و در سال۱۳۷۰ با ایجاد اداره کل جمعیت و تنظیم خانواده برنامه های جمعیتی گسترش یافت و در تاریخ ۲۶/۲/۷۲ قانون تنظیم خانواده مشتمل بر چهار ماده و دو تبصره در مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ دوم خرداد ماه ۱۳۷۲ به تایید شورای نگهبان رسید.
همانطور که اشاره شد، پیگیری اهداف بلندمدت تامین بهداشت باروری درایران با مدیریت و اجرای سیاست های جمعیت در قالب برنامه تنظیم خانواده شکل گرفته است.
شیرین احمدنیا
منبع : روزنامه سرمایه