دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا


هفت هیجان


هفت هیجان
همه ما احساساتی چون عشق یا مهر و محبت، کینه و نفرت، غم و شادی، خشم و ترس و امید، رحم و شگفتی را تجریه کرده‌ایم. ا ینها احساساتی هستند که در زندگی ما اهمیت فراوانی دارند و نه تنها در خوشبختی ما موثرند بلکه بر سلامت حافظه و نیروی عقل و ادراک ما نیز تاثیر می‌گذارند، به تجربه ما معنی می‌بخشند، در داوری‌مان درباره اشخاص و اشیاء دخالت می‌کنند و در تصمیم و کردار ما نفوذ انکارناپذیری دارند. اما ما تا چه اندازه با این هیجانات آشنا هستیم؟
۱) تعجب
تعجب گذراترین هیجان است. از نظر عصب‌شناختی وقایع ناگهانی و غیرمنتظره مانند رعدوبرق، جشن اعلام نشده و ناگهانی و قرار ملاقات مهم فرا موش شده باعث افزایش سریع شلیک عصبی می‌شود و تعجب را تولید می‌کند. چون مدت تعجب بسیار کوتاه است، معمولاً سریع به هیجان دیگری تغییر می‌یابد. مثلاً تعجب ناشی از فراموش کردن قرار ملاقات به اندوه تبدیل می‌شود. اما عموماً بعد از تعجب هیجان، شادی تجربه می‌شود. مثل جشن تولدی غیرمنتظره. اما اهمیت کارکردی تعجب در این است که ما را برای برخورد با وقایع ناگهانی و غیرمنتظره و پیام‌های آن آماده می‌کند.
۲) ترس
تصویری که ما از آسیب یا خطر داریم، باعث برانگیخته شدن ترس می‌شود که البته ماهیت این آسیب یا خطری که ما تصور می‌کنیم، می‌تواند جسمانی یا روانی باشد. با مثالی این موضوع را بیشتر توضیح می‌دهیم. همه ما احساس درد را حتی برای یک بار هم که شده تجربه کرده‌ایم. درد نمونه‌ای از آسیب‌ جسمانی است که از سوختن یا بیماری و... ناشی می‌شود در حالی که اهانت به عزت نفس یا تهدید به از دست دادن یک دوست نمونه آسیب روانی است. بنابراین ترس‌ها اگر چه ناراحت‌کننده هستند، اما ما را برای حفاظت از خود ما مجهز می‌کنند. ترس، هشدار هیجانی آسیب جسمانی یا روانی آینده است.
۳) خشم
آخرین مرتبه‌ای که به شدت خشمگین شدید چه موقع بود؟ وقتی که خشمگین می‌شوید، چه می‌کنید؟ آیا خشم خود را ابراز می‌کنید یا در درون‌تان نگه می‌دارید؟
خشم داغ‌ترین و پرشورترین هیجان است. خشم می‌تواند به شیوه‌های متفاوتی برانگیخته شود. از آ‌نجا که هدف خشم نابودی موانع موجود در سر راه فرد است، می‌تواند به صورت بالقوه خطرناک‌ترین هیجان موجود باشد. البته گاهی اوقات نتیجه خشم نابودی و صدمه زدن به یک موجود زنده نیست. مسلماً افراد زیادی را دیده‌اید که با مشت به جان تلفنی افتاده‌اند که به قول معروف سکه‌شان را خورده است یا به در قفل‌شده‌ای لگد می‌زنند و ناسزا می‌گویند. با وجود این تفاسیر، خشم نیز مانند محبت می‌تواند هم بسیار خوب و هم خیلی بد باشد. مثلاً افرادی که با کمک خشم به نحو تحسین‌برانگیزی به جستجوی حقیقت می‌پردازند و با بی‌عدالتی‌های زندگی به مبارزه برمی‌خیزند و آنها را دگرگون می‌سازند. بنابراین می‌توان خشم را شمشیری دولبه دانست که باید به موقع و بجا و به یاری تعقل از آن بهره برد.
۴) انزجار
انزجار به نسبت، هیجان پیچیده‌ای نیست. واکنش هیجانی خود را هنگام دیدن زخمی خونین، بو کردن شیر فاسد یا چشیدن لیموی فاسد تصور کنید، بعد خیلی ساده متوجه برانگیزنده‌های انزجار خواهید شد. وقتی احساس انزجار می‌کنید. دوست دارید اشیای زنندة ناخوشایند و غیربهداشتی را از بین ببرید یا آنها را دور کنید. بنابراین انزجار هیجان نگه دارندة سلامتی و به وجود آورنده آن است. پیش‌بینی احساس انزجار، شخص را در حفظ محیط بهداشتی مثل شستن ظروف، مسواک زدن دندانها و شستن بدن و همین طور از اختلال‌های جسمانی و روانی مثل فردی که برای دوری کردن از بدن بدقواره و منزجرکننده ورزش می‌کند، ترغیب می‌کند. تخلیه غذا و مایعات فاسد، سلامت جسمی ما را حفظ می‌کند. و تخلیه افکار و ارزش‌های فاسد، سلامت روانی ما را تامین می‌کند.
۵) علاقه
علاقه رایج‌ترین هیجان در عملکرد روزانه انسانهاست. وقایع محیطی (نظیر تغییر، تازگی و چالش افکار نظری یادگیری و موفق شدن) و اعمال اکتشافی باعث برانگیخته شدن علاقه می‌شوند. ما هیچ وقت علاقه خودمان را از دست نمی‌دهیم، بلکه آن را از یک موضوع یا واقعه به موضوع یا واقعه دیگر هدایت می‌کنیم. اگر ما در دنیایی زندگی می‌کردیم که یکنواخت و بدون تغییر بود، نیاز کمی به هیجان علاقه داشتیم، اما دنیای ما سرشار از تازگی و تغییر است. تغییر، کنجکاوی را برمی‌انگیزد و علاقه را پرورش می‌دهد و علاقه ما را برای تحقیق و دست‌کاری محیطی ترغیب می‌کند.
علاقه در تمایل ما به خلاق بودن، یادگیری و پرورش دادن شایستگی و مهارت‌های ما نیز نهفته است. یادگیری یک حرفه یا زبان خارجی بدون حمایت هیجانی از سوی علاقه، کار بسیار دشواری است.
۶) اندوه
اندوه منفی‌ترین و آزاردهنده‌ترین هیجان است. دو فعال‌ساز اصلی اندوه، جدایی و شکست هستند. جدایی مثل از دست دادن شخص مورد علاقه بر اثر مرگ، طلاق، پیشامد، مثل مسافرت یا مشاجره بسیار اندوه‌بار است. شکست نیز اندوه را برمی‌انگیزد، مانند شکست در یک امتحان یا مسابقه، حتی شکست‌های خارج از اراده هم می‌توانند موجب اندوه ما شوند؛ مثل جنگ، بیماری، تصادفات و یا بحران‌های اقتصادی و بالاخره رنج و عذاب هم اندوه را برانگیخته می‌کنند. اندوه باعث می‌شود ما هر نوع رفتار لازمی را جهت کاهش دادن موقعیت‌های اندوهبار انجام دهیم. به عبارت دیگر، اندوه ما را برای بازگرداندن محیط به حالت قبل از وقوع اندوه برانگیخته می‌کند. مثل ورزشکاری که به خاطر اندوه ناشی از شکست جدید، برای کسب مجدد اعتماد به نفس تمرین می‌دهد. هر چند که در اغلب مواقع جدایی و شکست نمی‌تواند به حالت قبلی‌اش برگردد. تحت چنین شرایطی، اندوه ادامه پیدا می‌کند و به غصه می‌انجامد. اندوه طولانی به آزاردهنده‌ترین تجربه‌های انسان یعنی افسردگی می‌انجامد. اما با نگاهی مثبت‌تر مشاهده می‌کنیم که جنبه سودمند نیز دارد. اندوه همبستگی گروه‌های اجتماعی را آسان می‌کند چون جدایی از افرادی که در زندگی‌مان مهم هستند، موجب اندوه می‌شود و چون اندوه احساس ناراحت‌کننده‌ای است، پیش‌بینی آن ما را برای همبستگی با اشخاص مورد علاقه‌مان برمی‌انگیزد. اگر ما برای یکدیگر دلتنگ نمی‌شویم. برای دیدن یکدیگر هم برانگیخته نمی‌شویم.
۷) شادی
و بالاخره هفتمین هیجان «شادی» است. طبق نظر «تام کینز» شادی از نظر عصب‌شناختی به وسیله کاهش سریع شلیک عصبی فعال می‌شود. رهایی از درد جسمی، رهایی از نگرانی‌ها، حل کردن مسأله‌ای دشوار و پیروز شدن در رقابتی پراضطراب همه نمونه‌هایی از الگوی کاهش برانگیختگی عصب‌شناختی شادی است.«شادی» احساس مثبتی است که از حس ارضا و پیروزی به دست می‌آید. زمانی که ما به صورت درونی احساس مثبت بودن می‌کنیم، شادی زندگی را خوشایند می‌کند و این خوشایندی شادی، تجربه‌های غیرقابل اجتناب زندگی مانند حس ناکامی، ناامیدی و در مجموع عواطف منفی را بی‌اثر می‌سازد. شادی اشتیاق ما را برای پرداختن به فعالیت‌های اجتماعی آسان می‌کند. تعداد کمی از محرک‌های اجتماعی، قدرت تقویت‌کنندگی لبخند انسان را دارند. بنابراین شادی ابراز شده، چسب اجتماعی است که روابط را به یکدیگر می‌چسباند، مانند رابطه مادر و کودک، همکاران و یا همبازی‌های تیم ورزشی.
● هیجان‌خواهی
حال که با این ۷ هیجان آشنا شدید، آیا می‌توانید بگویید میزان هیجان‌خواهی شما در چه حدی است!؟ هیجان‌خواهی یا تنوع‌جویی در احساسات و تجارب از نیازهای انسان است، چنان که بعضی از افراد حتی خطر هم می‌پذیرند تا به چنین تجربه‌هایی دست یابند. طالبان هیجان بیشتر، طالبان هیجان کمتر را آدم‌های کسل‌کننده‌ای می‌دانند که زندگی محدودی دارند. برعکس، طالبان هیجان کمتر احساس می‌کنند که طالبان هیجان بیشتر دست به فعالیت‌های بی‌ثمر و ماجراجویانه می‌زنند. این نگرش‌ها می‌توانند در انتخاب شریک زندگی اهمیت زیادی داشته باشند. و هم‌گونی زن و مرد از لحاظ این خصلت می‌تواند میزان سازگاری در زندگی زناشویی را پیش‌بینی کند.
سلیمه بحرینی
منبع : روزنامه اطلاعات