پنجشنبه, ۲۴ خرداد, ۱۴۰۳ / 13 June, 2024
مجله ویستا

آس های مسکو در پوکر بین المللی


آس های مسکو در پوکر بین المللی
در طی هفته گذشته موضوع مورد منازعه ی آبخازیا و اوستیای جنوبی در پیامد برگزاری مجمع پیمان آتلانتیک شمالی ( ناتو ) در بخارست و همچنین قبل از آن پذیرش یکجانبه استقلال کوزوو توسط این گروه از کشورها، به صدر خبرهای بین المللی آمد. هر چند که در نشست ناتو با فشار روسیه فعلا بحث عضویت اوکراین و گرجستان پذیرفته نشد ولی هم زمان مسئله پر مناقشه استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در جمهوری چک و لهستان مورد حمایت اعضای این پیمان قرار گرفت.
استقلال کوزوو نیز ماه ها قبل بدون در نظر گرفتن مخالفت صربستان و متحد استراتژیک آن روسیه توسط پارلمان و نخست وزیر این جمهوری خودخوانده اعلام و بلافاصله توسط واشینگتن و بعضی از دولت های اروپائی به رسمیت شناخته شد. هر چند که جنگ سرد ایدئولوژیک قبلی پایان یافته است ولی گسترش میدان های منازعه بین غرب و روسیه نوک کوه یخی است که بواسطه عدم انطباق منافع ملی این گونه کشورها با همدیگر به تازگی از زیر آب بیرون آمده است. گسترش ناتو به سمت شرق و حوزه نفوذ سنتی روسیه و تجزیه سیستماتیک جغرافیای سرزمینی متحدین این کشور در کنار سیاست هژمونیک ایالات متحده در تمامی عرصه های ژئوپلتیک بین المللی به رهبران مسکو این واقعیت را گوشزد کرده است که سکوت و تمکین در چارچوب عقب نشینی در حالی که پتانسیل واقعی مقاومت را دارا می باشند، برای آنان زیان های غیر قابل جبرانی به همراه خواهد داشت. جنگ عراق و عدم موفقیت در افغانستان بدون شک جرقه اخلال در توانمندی بلامنازع آمریکا و ساختار غرب تلقی شد و این پاشنه آشیل را رقبای بزرگ به عیان دیدند. همچنین عدم پاسخگوئی سیاست تمکین یکطرفه در دوران واپسین روزهای وجود شوروی به رهبری " میخائیل گورباچف " و رهبری تاسفبار " بوریس یلتسین " در روسیه نوین، رهبران تازه و ملی گرای این کشور را متقاعد به سیاست بازدارندگی فعال کرده بود. در چنین اوضاعی شدت منازعه و برخوردهای سیاسی بین روسیه و آمریکا – اروپا در حوزه های متنوع ژئوپلتیک به عنوان یک ضرورت و الزام تامین منافع ملی اجتناب ناپذیر تلقی می شود. در چنین فضائی منازعه مسکو – تفلیس در رابطه با رویکرد جدید رهبران کرملین بر سر طرح های این کشور برای زمینه سازی جهت استقلال یا انضمام آبخازیا و اوستیای جنوبی به روسیه مطرح می شود. این دو جمهوری خودخوانده نیز به نوعی شرایط کوزوو را دارند و اکثریت مطلق مردم روس تبار آن بعد درگیری های سال ۱۹۹۳ در قفقاز روابط خود را با تفلیس قطع کرده و به جهت انزوای بین المللی به صورت تقریبا دو استان نیمه مستقل در ساختار روسیه هویت یافته اند. چنانچه " ولادیمیر پوتین " رئیس جمهور روسیه روز سه شنبه ۹ مارس در دیدار با " آنگلا مرکل " صدراعظم آلمان، ضمن ابراز ناخشنودی و تاکید بر تحریک کنندگی گسترش ناتو به این نکته هم اشاره کرد که استقلال کوزوو مشوقی است برای تجزیه طلبی در اروپا. البته روس ها در این سال ها از آلترناتیوهای بازدارندگی متنوع دیگری همچون موقعیت خود در تامین انرژی اروپا و خروج از پیمان گسترش سلاح های متعارف در اروپا نیز استفاده کرده اند تا " نیش کبری را به پیتون عظیم الجثه " نشان دهند.
طرح مباحث جدید در خصوص استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی از آنجا بار دیگر به اوج رسید که با دستور پوتین در ۱۶ آوریل نسبت به تشدید همکاری و برداشتن موانع بر سر مناسبات با این دوجمهوری خودخوانده، " میخائیل ساآکاشویلی " رئیس جمهور گرجستان را به عکس العمل واداشت. مقام ارشد تفلیسی با تقاضای کمک از جامعه بین المللی، اتحادیه اروپا و آمریکا درخواست کرده است که با محکوم کردن اقدام مسکو به این کشور جهت حفظ تمامیت ارضی خود کمک کنند. بلافاصله پس از این درخواست " تری دیویس " دبیرکل شورای اروپا اعلام کرد که برسی روابط مسکو – تفلیس در این شورا اجتناب ناپذیر است و یک روز بعد " کاندو لیزا رایس " وزیر امور خارجه آمریکا در تماسی تلفنی با " سرگئی لاورف " همتای روس خود در خصوص این موضوع بحث کرد. هر چند که رهبران روسیه در روزهای گذشته گفته اند که این دستور به معنای تشدید منازعه با گرجستان تلقی نمی شود و مسکو همچنان متعهد به گسترش روابط معمول با تفلیس است ولی آنچه به روشنی قابل فهم می باشد تشدید منازعه ای است که بسیار فراتر از حوزه قفقاز خواهد بود.
روسیه به رهبری پوتین از تشدید چنین منازعاتی در روابط منطقه ای و بین المللی خود هم زمان دو هدف مشخص را دنبال می کند. از یک سو این سیاست در وضعیتی که رقبای غربی آن حاضر به پذیرش جایگاه بزرگ این کشور در کاست قدرت بین المللی نیستند برای منافع ملی روسیه الزام آور تلقی می شود. از سوی دیگر پوتین در یک سال گذشته با تشدید این منازعات و ساختاری کردن آن در روابط بین مسکو با محور بروکسل – واشینگتن سعی دارد تا " دمیتری مدویدیوف " جانشین آینده خود را در چارچوب یک سیاست از پیش تعیین شده و استراتژی ابداعی خویش قرار دهد که خروج از آن برای وی به راحتی مقدور نباشد. به هر حال دامنه این منازعه به این سادگی فروکش نخواهد کرد و سطح مناقشات به موازات اقدامات متقابل در قالب رقابت – همکاری بین المللی بین اضلاع قدرت جهانی تعیین می شود و در این میان تفلیس تنها یک قطعه از این پازل خواهد بود.
اردشیر زارعی قنواتی
منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی فرهنگ توسعه