جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

خانه سینما کجاست


خانه سینما کجاست
خانه سینما هم اکنون چه بخشی از سینماگران ایرانی را نمایندگی می کند؟ این مهم ترین نهاد صنفی بخش فرهنگ کشور که به واسطه نحوه شکل گیری و حمایت های پیشین مدیران فرهنگی اجازه انجام فعالیت هایی را دارد که در مقایسه با سایر نهادها در ساختار فعلی مدیریت کشور بی همتاست تا چه میزان توانسته در مواجهه با مدیریت فرهنگی، مدافع خواسته ها و مطالبات دست اندرکاران حرفه سینما در تمام زمینه ها باشد؟ آیا می توان گفت جامعه اصناف سینمای ایران آنچه را به عنوان کارکردهای یک نهاد صنفی انتظار می رود در این سال ها نمایندگی کرده است؟ پاسخ به این پرسش ها در شرایط کنونی و با توجه به سازوکار نهادهای بخش خصوصی حوزه فرهنگ با دولتمردان شگفت انگیز دولت نهم چندان آسان نیست. چه آنکه مطالبات و خواسته های فرهنگی اصحاب دست اندرکار اجرایی کشور آنچنان فاصله یی با مفاهیم پایه یی حوزه های تصویری دارد که حتی مدیریت سینمایی اش از سوی مشاور هنری رئیس جمهور مدافع لیبرال مسلک ها در سینما خوانده می شود و سایه غضبناک مدیران ارشد فرهنگ را هم کاملاً بر سر خود احساس می کند.برای پاسخ به این پرسش ها باید اندکی به عقب بازگشت. باید پذیرفت آنچه در مدت سه سال روی کار آمدن دولت نهم در حوزه سینما رخ داده از پیش بینی های اولیه بعد از تغییرات کلان سال ۸۴ فاصله دارد. هرچند دلیل اصلی این مدعا را باید در بی علاقگی و «مساله نبودن» حوزه هنر نزد مدیران ارشد دولت جست وجو کرد اما کارکردهای خاص سینما، تاثیر حضور چهره های تاثیرگذار و شناخته شده این عرصه نزد عالی ترین مقامات کشور و نیز سابقه همراهی و انطباق جامعه سینماگران با تغییرات دولتی در سال های قبل را نباید در این زمینه بی تاثیر دانست.
مدیریت سینمایی کشور به رغم تمام سیاست های محدودکننده و پذیرا شدن شدیدترین انتقادات در مدت فعالیتش شاهد نوع عملکرد مدیران ارشد فرهنگ و هنر کشور با خود بوده است که تا حد صدور بیانیه های عذرخواهی گونه درباره فعالیت مدیران سینمایی و نیز ورود چندباره به وظایف ذاتی مدیران کل معاونت سینمایی پیش رفته و در چنین شرایطی ناگزیر بوده برای حفظ جایگاهش هرچه بیشتر مطابق خواسته ها عمل کند. این چنین است که انتظار عملکردهای خارق العاده و پیشرو از سوی نهادی چون خانه سینما بعید است. انتخاب فردی چون رضا میرکریمی برای مدیریت این نهاد در دو سال گذشته و تعامل بخش عمده یی از سینماگران با وی مصداقی از پذیرش شرایط فعلی است. این در حالی است که اختلافات درونی و قدیمی بخش های مهم سینماگران که در منازعات تهیه کنندگان نمود یافت هم در این مدت به اوج رسید و البته قابل پیش بینی بود که مدیریت خانه سینما این اختلافات را چگونه حکمیت کند. در همین دوران بود که اتحادیه تهیه کنندگان عملاً فروپاشید و اصلی ترین صنف نماینده بخش خصوصی سینمای ایران مجبور به حرکت زیر چتری به نام «شورای عالی تهیه کنندگان» شد که عملاً پاسخی مساعد بود از جانب مدیران سینمایی و خانه سینما به انشعاب کنندگان از اتحادیه تهیه کنندگان که با صفت «تهیه کننده دولتی» از سوی همکاران سابقشان خطاب می شدند. و البته در جریان شدت یافتن اعتراض سینماگران به عملکرد مدیران سینمایی در مقطع جشنواره فجر مدیریت خانه تلاش کرد از سیاست «مذاکره پنهانی و لابی پشت پرده» به جای همراهی با اعتراضات استفاده کند که ظاهراً در مواردی به نتیجه رسید و در مواردی نه. و حالا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری خانه سینما مدیرعاملی جدید به خود می بیند.
محمدمهدی عسگرپور هرچند در بهترین حالت ادامه دهنده دوران میرکریمی خواهد بود اما شاید نامش به عنوان سینماگری که هم سابقه مدیریت تلویزیونی در دوران ریاست علی لاریجانی، مدیریت بنیاد فارابی در دوران ریاست جمهوری خاتمی و هم سابقه معاونت هنری سازمان فرهنگی و هنری شهرداری قالیباف را دارد نشان از نوعی انتخاب هدفمند از سوی نهادهای تاثیرگذار مدیریت خانه سینما دارد. کانون کارگردانانی که در دوران ضعف رقیب همیشگی اش اتحادیه تهیه کنندگان حالا جایگاه دست بالا را در میان تمام اصناف دارد نام عسگرپور را به عنوان نامزد این صنف برای حضور در هیات مدیره به مجمع عمومی ارائه داد و با کمترین مشکل حالا نامزدش را در جایگاه مدیرعاملی می بیند. با مرور همه این اتفاقات بهتر می توان به پرسش های ابتدای نوشتار فکر کرد. خانه سینما در شرایط فعلی نماینده سینماگرانی است که بیش از هر چیز به حرکت میانه جماعت دست اندرکار سینما با دولتمردان اعتقاد دارد؛ سینماگرانی که حضور نهاد حاکم را در کنار فعالیت های فرهنگی لازم می دانند و البته قائل به حفظ نوعی «استقلال» برای خود هستند
. استقلالی که البته چارچوب های مشخص دارد و هیچگاه صورت ساختارشکنانه نخواهد گرفت. آنها البته آن میزان هوشمند هستند که در فاصله یک ساله تا انتخابات ریاست جمهوری بدانند حفظ آرامش در تمام فعالیت ها لازم است و در این راه حتی حاضر به تغییر انتصابات قبلی خود تا حد دبیر جشن مهم خانه سینما هم هستند. با این گزاره ها باید پذیرفت خانه سینما یکی از مهم ترین دوره های فعالیت خود را در سال های اخیر پشت سر می گذارد. دوره یی که می تواند جایگاه این نهاد را تغییر دهد. فعلاً که همه به فکر «حفظ» هستند.

بابک غفوری آذر
منبع : روزنامه اعتماد