چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا
بهشت
تاریخ نشر : ۸۴۰۴۲۵
تیراژ : ۲۲۰۰
تعداد صفحه : ۴۰۶
نوبت چاپ : ۱
شابک : ۹۶۴-۳۷۴-۰۵۲-۸
رده دیویی : ۸۱۳.۵۴
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
قطع : رقعی
جلد : شومیز
محل نشر : تهران
نویسنده : موریسون - تونی
مترجم : پارسای - گیسو
''بهشت' نیز مانند دیگر داستانهای سیاه پوستان داستانی از تبعیض نژادی است. اما این بار خشونت ناشی از این امر از سوی سیاهان اعمال میشود. بردگان پیشین به گوشهای پناه برده و برای خود دهکدهای ساختهاند. دهکدهای با قوانین و آرمانها و افسانههای خویش. یکی از قوانین آنها این است که پای هیچ سفید پوستی نباید به آن جا برسد. درست همانند قانون 'ورود سیاهان ممنوع' در شهرهایی که سفید پوستان در آن ساکن هستند. در چند مایلی دهکده صومعهای وجود دارد که زنی سفید پوست به همراه مادرش در آن جا زندگی میکنند. صومعهای که پذیرای تمام افراد راه گم کرده و به پایان خط رسیده است. چند زن دیگر از نقاط دور و نزدیک با سرگذشتهای متفاوت پا به آن جا میگذارند. همه رانده شده و وامانده. هر کدام برای ساعتی میآیند، اما برای همیشه میمانند. زنان دهکده آنان را برای جشن فرا میخوانند. شادی و پایکوبی آنها و بیخیالیشان جوانان دهکده را به حیرت میاندازد. مردان خشمگین میشوند. آنها که وجود این زنان را مضر و خطرناک میبینند شبانه تصمیم میگیرند با بک حمله به زندگی آنان پایان دهند. یکی از افراد دهکده به طور اتفاقی حرفهایشان را میشنود و تصمیم میگیرد به اتفاق کشیش جوان دهکده، آنها را از این کار باز دارند. اما زمانی به آن جا میرسند که زنان در خون خود میغلتند و ماجرا به پایان رسیده است. فردای آن روز، وقتی که ماشین حمل اجساد برای بردن جسدها به آن جا میرسد، همه جسدها ناپدید شده است و... آنها در بهشت خوشحال و شاد یک دیگر را ملاقات میکنند'.
تیراژ : ۲۲۰۰
تعداد صفحه : ۴۰۶
نوبت چاپ : ۱
شابک : ۹۶۴-۳۷۴-۰۵۲-۸
رده دیویی : ۸۱۳.۵۴
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
قطع : رقعی
جلد : شومیز
محل نشر : تهران
نویسنده : موریسون - تونی
مترجم : پارسای - گیسو
''بهشت' نیز مانند دیگر داستانهای سیاه پوستان داستانی از تبعیض نژادی است. اما این بار خشونت ناشی از این امر از سوی سیاهان اعمال میشود. بردگان پیشین به گوشهای پناه برده و برای خود دهکدهای ساختهاند. دهکدهای با قوانین و آرمانها و افسانههای خویش. یکی از قوانین آنها این است که پای هیچ سفید پوستی نباید به آن جا برسد. درست همانند قانون 'ورود سیاهان ممنوع' در شهرهایی که سفید پوستان در آن ساکن هستند. در چند مایلی دهکده صومعهای وجود دارد که زنی سفید پوست به همراه مادرش در آن جا زندگی میکنند. صومعهای که پذیرای تمام افراد راه گم کرده و به پایان خط رسیده است. چند زن دیگر از نقاط دور و نزدیک با سرگذشتهای متفاوت پا به آن جا میگذارند. همه رانده شده و وامانده. هر کدام برای ساعتی میآیند، اما برای همیشه میمانند. زنان دهکده آنان را برای جشن فرا میخوانند. شادی و پایکوبی آنها و بیخیالیشان جوانان دهکده را به حیرت میاندازد. مردان خشمگین میشوند. آنها که وجود این زنان را مضر و خطرناک میبینند شبانه تصمیم میگیرند با بک حمله به زندگی آنان پایان دهند. یکی از افراد دهکده به طور اتفاقی حرفهایشان را میشنود و تصمیم میگیرد به اتفاق کشیش جوان دهکده، آنها را از این کار باز دارند. اما زمانی به آن جا میرسند که زنان در خون خود میغلتند و ماجرا به پایان رسیده است. فردای آن روز، وقتی که ماشین حمل اجساد برای بردن جسدها به آن جا میرسد، همه جسدها ناپدید شده است و... آنها در بهشت خوشحال و شاد یک دیگر را ملاقات میکنند'.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست