پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا
از سال صفر نمیتوان آغاز کرد

●دانشگاه و تجربه
تحصیلات آکادمیک در رشتهای خاص،مانند مطالعات جنبی غیرتخصصی در آن رشته، صرفاً هنرمند را برای کار آمادهتر و راه را برای او هموارتر میکند. تجربه خلاقیت ایجاد میکند، و خلاقیت بدون علم و پیشینهٔ آکادمیک میسّر است ولی سازمان یافته و مؤثر نیست. همیشه در پس تئوری، به عمل نیاز است. حرکت تجربی صرف اساساً حرکتی کند است اما وجود استاد، انتقال تجربه را سریعتر میکند. اگر کسی معلم و استاد ندیده باشد، همان ابتدا قدرت هنرمند را ندارد و نمیتوان به او هنرمند گفت زیرا هنرمند کسی است که تجربه کرده باشد. بسیاری از هنرمندان ما هنگام صحبت از تاریخچهٔ زندگی هنری خود، میگویند اگر استاد راهنما داشتند، موفقتر میشدند. دانشگاه و استاد تأثیر تکنیکی و فنی کار را ارتقا میدهد». هادی ضیاءالدین معتقد است «حس، بینش، و تفکر در کار، مسئلهای فردی است و هنرمندی که تحصیلاتش را در رشتهای خاص آغاز کرده، باید خلاقیت را با تلاش خود به دست آورد. زندگی و محیط میتواند در طول زمان بر شکلگیری استعداد و خلاقیت و احساس در کار هنری اثر بگذارد». اگر تجربه و خلاقیت، به معنای خاص،در کار هنری نباشد، تنها به یک امتیاز فنی و تکنیکی تبدیل میشود و هنرمند میتواند حرفی را که مهم نیست، تفکری را که در دنبالهٔ کشفی نیست، و اثری را که حاصل معنائی نیست،به نحوی آرایش بدهد که پذیرفتنی باشد. آغداشلو ضمن بیان اینکه نمونههائی متعدد از هنرمندان بسیار جوان و با نبوغ شگفتانگیز یا شاید بدون تجربهٔ کافی مانند آرتور رمبو، در تاریخ هنر وجود دارد، ادامه میدهد: «با خواندن شعرهای زمان جوانی و پیری حافظ متوجه میشویم که اشعار دوران پیری وی از وزن بیشتر و اعتبار بیشتری برخوردار است. آدمی که در جستوجوی معنای خود بوده و آن را ارتقاء داده است، در کنار این جستوجو و ارتقا، به ابزاری کاملتر و کارآمدتر دست پیدا کرده که در این ارتقا مؤثر بوده است؛ و این ماحصل و چکیدهٔ تجربه است». اگر هنرمند در رشتهای خاص فارغالتحصیل شد،بالاتر از همهٔ تحصیلات آکادمیک برای خود دانشگاهی تأسیس میکند و سالهای سال در آن به کسب تجربه میپردازد تا پیشینهٔ آکادمیک خود را عملیتر کند. افجهای در این باره میگوید: «به کسی که طی سالهای دراز در انجمن خوشنویسان تحصیل خط میکند بهطور عام نمیتوان نام هنرمند داد، اما بهطور خاص میتوان. با این حال، بهطور طبیعی باید آن کاری را که یاد گرفته، طی سالیان دراز به پختگی برساند. در خوشنویسی مدرک درجه یک به کسانی میدهند که باور شدهاند. این معنای تجربه است». مجید مظفری نیز میگوید: «کسب تجربه برای فارغالتحصیل رشتهٔ سینما یا تئاتر و پخته شدنش، به سیاستگذاری مسئولان تئاتر و سینما بستگی دارد». او ادامه میدهد: «باید یکی دو سالن تئاتر برای اجرای حرفهایها در نظر گرفته شود تا جوانان بروند و در کنارشان کار کنند. خود من، وقتی در کنار آقای نصیریان یا انتظامی یا کشاورز میایستادم، اعتماد به نفس پیدا میکردم. الآن هم باید این اتفاق برای جوانها رخ بدهد».
●سمبل و رموز شخصی
بعضی از هنرمندان رموز شخصی خود را بجای سمبل در آثارشان مینشانند. وقتی اثری هنری ارائه میشود، هنرمند جریانات نهفته در پشت آن را توضیح نمیدهد، و مخاطب بر اساس آنچه پیش رو دارد،مسائل زیباشناختی را دریافت میکند. بینندهٔ تابلوی نقاشی هیچگاه نمیداند عناصری که در شکلگیری آن مؤثر بوده جزء رموز شخصی هنرمند بودهاند یا نه؛ ولی با نگاهی به مجموعهٔ آثارِ در طول زمان پدید آمدهٔ هنرمندی متوجه شکلی خاص و مشترک در بین تمام آثار او میشویم. همانطور که انسان تحت تأثیر پدیدههای گوناگون واکنشهای متفاوتی از خود نشان میدهد، اثر هنری نیز میتواند عکسالعملی محسوب شود که از سوی خالقش در پاسخ به جریان یا جریاناتی داده شده که ذهنش را مشغول کرده است. چون هر شخص، روح و عقیده و تفکری ثابت دارد، آن سمبل در کار، خودبخود نمایان میشود ولی هیچگاه نباید آن را بهطور مصنوعی و با پیشفرض قبلی به وجود آورد». ضیاءالدین در این باره تأکید میکند: «دنبال یک شکل خاص و امضای خاص گشتن، هنرمند را محدود میکند.روح و گنجایش انسان بسیار وسیعتر از آن است که با یک سمبل شخصی آن را محدود کند». وقتی در اثری معیارهای زیباشناختی رعایت شده باشد، اینکه در پشت اثر چه نهفته است، نه به مخاطب ربط دارد و نه به توضیح دادن آن نیازی است... اگر هنرمند، هنرمندی ممتاز و برجسته و خلاق باشد، میتواند سمبلها و نمادهای شخصی خود را خلق کند و صرفاً به سمبلها و نمادهائی اکتفا نکند که پیش از او مورد استفاده بوده آیدین آغداشلو معتقد است: «هنرمند میتواند از نمادها و سمبلهای مورد توافق قبلی استفاده کند و سمبلهای شخصی خود را خلق کند. اگر هنرمندی ممتاز باشد، این سمبلها جایگاه و معنائی مناسب مییابد و زمینهساز ساختار دنیای خاص هنرمند میگردد». افجهای نیز سمبل را شیوه و روشی قابل قبول میداند، حتی اگر از اصل قواعد هنر خارج باشد. هر حرفی درون هر کاری بهعنوان ارائه یک سمبل امکانپذیر است. بسیاری از هنرمندان عمدهترین آثار خود را در سنین ۴۰ تا ۴۵ سالگی خلق کردهاند و سبک کاری آنها نیز معمولاً در همین کارها مشخص است. هنرمند به معنائی شکل میدهد که به روحیهٔ ثابت او بستگی دارد. به مرور زمان و با استمرار در کارش و به دست آوردن تجربه، این معنا شکلی نمادین به خود میگیرد و هنگامی که به پختگی و تکامل رسید سمبلهایش بهعنوان سبکی قابل قبول میشود.
●این تجربهٔ من است
وقتی میخواهیم اثری را با ملاکهای کلّی ارزیابی کنیم با شنیدن جملهٔ «این تجربهٔ من است»، درواقع خلع سلاح شدهایم. این گفته، به معنای غیرقابل ارزیابی بودن یک کار تجربی و غیرآکادمیک نیست. اینکه هنرمند دربارهٔ خود چه حرفی میزند چندان مهم نیست. هنرمند میتواند دربارهٔ خود هر ادعائی داشته باشد. هنرمند را نمیتوان بر مبنای سخنان، تعریفات و ادعاهایش ارزیابی کرد. آغداشلو معتقد است: «زمان بهترین، میزان سنجش است. ما هنرمند را بر اساس اثری میشناسیم که ارائه کرده نه بر اساس ادعایش. ابزار نقد هم تا حدودی مشخص است و اعتبار اثر را مشخص میکند. اگر هنرمندی به تجربه و طول عمر خود تکیه کند واجد هیچ ارزش خاصی نیست. تجربه، کار حرفهای، عمر طولانی،حجم کار بتنهائی اهمیت چندانی ندارد. آثاری وجود دارند که بر همین مبنا شکل گرفتهاند. این آثار یا در طول زمان رنگ باختهاند یا در نقد و نظری خیلی از هنرمندانِ با تجربه هستند که به محض انجام کار یا برپائی نمایشگاهی متوجه میشویم با آن بیگانهاند و این خود ارزیابی اثر کسی است که در آن رشته مجرب است. مجید مظفری، تجربی بودن کار هنرمندی را دلیل بر غیرقابل نقد و تحلیل بودن نمیداند. او در حیطهٔ کاری خود میگوید: «شما هر موقع و از هر نظر میتوانید اثر یا حتی صاحب اثر را ارزیابی کنید. این، دلیل نمیشود که بازی من، کارگردانی من، انتخاب متن من، انتخاب بازیگر من و مانند اینها به علت اینکه همگی تجربهٔ من است دیگر ارزیابی نشود. این نظر خود هنرمند است».
●مرز تقلید و تجربه
ما نمیتوانیم از سال صفر آغاز کنیم و همهٔ گذشته و تمدن فرهنگی قدیم و راههائی را نادیده بگیریم که قدما رفتهاند. حتی اگر بخواهیم منکر تمدن و فرهنگ گذشته شویم یا شدیدتر، ضد آن چیزی بسازیم، به تکیه بر اندوختهها و تجربهها و سیاق آنها نیازمندیم. استفاده از تجارب دیگران تحت عنوان تقلید سخنی بیهوده است. اگر قرار است اثری بازگوکنندهٔ زندگی متفاوت هنرمندی باشد،تقلید جایگاهی پیدا نمیکند؛ اما دربارهٔ طریقهٔ استفاده از تجربهٔ دیگران، آیدین آغداشلو میگوید که بهعنوان نقاش چهطور میتواند از رامبراند تقلید کند، درحالیکه او در قرن دیگری میزیسته، با باورداشتهای دیگری و نوع خاصی از زندگی که بر زندگی او حکمفرما بوده است. او میافزاید: «ما که نمیتوانیم آن را بازسازی کنیم اما هر هنرمندی به دو دلیل از تجربه و مسیری استفاده میکند که هنرمند دیگری طی کرده اول اینکه هر اثر هنری بخشی از تمدن بشری و دستآورد فرهنگ گذشتهٔ جهان است و هر هنرمندی بالاخره بنوعی به این دستآورد تکیه میکند. حتی مدرنیستهائی که بهطور کلی قصد داشتند جهان ماقبل را انکار کنند در بسیاری مواقع به آن رجوع کردند.مثلاً مجموعهٔ نقاشیهائی را میتوان ذکر کرد که پیکاسو از روی نقاشیهای قدیم اسپانیائی کشید؛ منتها به صورت جدیدتر. این تکیهگاه وجود دارد و بنابراین مشغلهٔ یک هنرمند در حدود قابل توجهی فرهنگ گذشته است. اینکه او چهقدر آن را میپذیرد و در کارش استفاده میکند به انتخابش بستگی دارد. دوم اینکه وضعیت هنرمند، وضعیت کسی است که میکوشد معنای شخصی خودش را شکل دهد. این فرد از تجربیات گذشتگان ـ تا حدودی که ذکر شد ـ میتواند استفاده کند. بعد از آن، افزودن چیز جدیدی به جهان معاصر است. بنابراین، هنرمندی مثل مارسل دوشان زبان تازهای خلق میکند ولی این زبان کاملاً تازه نیست.او این را به حد اعلای قدرت خود میرساند. تجربهای مانند کارهای دوشان را تک و توکی افراد انجام دادهاند و او در حقیقت تلاش آنها را به ثمر میرساند. استفاده از تجربهٔ دیگران تا مرز دستیابی به مهارت بجاست، اما از آن مرز که میگذرد هنرمند با خلاقیتی برخاسته از روح و روان او، شکل تازهتری به آنچه فرا گرفته میدهد؛ و دوباره تجربهٔ او در تضارب قرار میگیرد و چیزی به آن افزوده میشود و این کار سلسلهوار ادامه مییابد و همین تسلسل باعث باروری هنر و شکوفائی آن میگردد». افجهای در این باره میگوید: «همّ خوشنویس این است که از روی الگوی از پیش تعیین شدهٔ مکتبی (قواعد کتابت) کار میکند و بعد از آن ابداع شیوهٔ خودش است که از درون خودش انجام میشود. به همین دلیل، معنای اساتید دیگر مشخص میشود ـ مثلاً سبک میرزا غلامرضا ـ . وقتی سیاق خصوصی شخص خوانا میشود، او صاحب سبک خوانده میشود. همهٔ مکاتب خوشنویسی از مکتب میر سرچشمه گرفته و آبشخور آن از مکتب میر است. در دورهٔ معاصر هم اساتیدی داریم که از سبک و شیوهٔ کار خودشان پیروی میکنند». همهٔ تجربهها قابل ارزیابی و استفاده است، حتی تجربههائی که غلط بودهاند. همهٔ تلاشها منفی نیستند، و برای کسانی که به خط اصلی وارد نشدهاند،مفید است. مجید مظفری با تأکید بر ضرورت استفاده از تجارب دیگران میگوید: «همهٔ کسانی که بیش از ده سال در تئاتر تجربه دارند و بعد وارد سینما و تلویزیون شدهاند ماندگار شدهاند و تجربیات ده سالهٔ خود را به کار بستهاند. شما کسی را پیدا نمیکنید که سالها تئاتر تمرین کند و بعد وارد سینما شود و شکست بخورد. اگر کسی شکست خورده باشد به سبب مسائل شخصی وی بوده است»
تجربهٔ گذشتگان نتیجهٔ تجسس و سرد و گرم چشیدنهای آنهاست. تنها تجربههائی میتوانند دعوی محسوب شوند که در گذر زمان رسوب نکرده باشند و این تجربهها حکم است؛ حکمی که پایه و اساس بالیدن هنر و تمدن هر جامعه شمرده میشود.
سید جواد راهنما
منبع : پایگاه رسمی انتشارات سوره مهر

ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست