جمعه, ۲۲ تیر, ۱۴۰۳ / 12 July, 2024
مجله ویستا


فرصت‌هایی‌ که‌ از دست‌ می‌روند


از قرار معلوم‌ و به‌ قاعده‌ معمول‌، فراغت‌ یعنی‌، رهایی‌ از آموزش‌ و به‌ زعمی‌ دیگر نیز استراحت‌ و آسایش‌ پس‌ از آموزش‌ است‌أ دورانی‌ كوتاه‌ كه‌ با امید به‌ روزهای‌ شیرین‌ آغاز می‌شود اما در اغلب‌ مواقع‌ بی‌هیچ‌ خاطره‌یی‌ كه‌ طعم‌ شیرینی‌ با خود به‌ همراه‌ داشته‌ باشد، پایان‌ می‌یابد.آنقدر كه‌ می‌توان‌ گفت‌، فراغت‌ هویتی‌ مبهم‌ است‌ كه‌ از آن‌ فقط‌ این‌ جمله‌ استنباط‌ می‌شود: فصل‌ مدارس‌ به‌ پایان‌ رسیده‌ است‌. تابستان‌ آغاز شده‌ و تا سال‌ تحصیلی‌ جدید دو سه‌ ماهی‌ باقی‌ است‌.
سال‌ها هست‌ كه‌ سال‌ از پس‌ سال‌ می‌آید. فرزند دانش‌آموز من‌ در انتهای‌ بهار و نیمه‌های‌ نخستین‌ ماه‌ تابستان‌، بساط‌ كیف‌ و كتابش‌ را جمع‌ می‌كند تا در فرصت‌ دیگر بگشاید، سال‌ها از پی‌ هم‌ می‌رود و می‌آید و فرزند دانش‌آموز من‌، گاهی‌ در كتاب‌ علوم‌ یا زیست‌شناسی‌ خود چیزی‌ از طبیعت‌ یا محیط‌ زیست‌ می‌خواند و در شب‌ امتحان‌ به‌ حافظه‌ كوتاه‌ مدت‌ خود می‌سپارد و تمام‌.
اگر فرصت‌ دست‌ دهد امسال‌ حتماص شمال‌ هم‌ خواهیم‌ رفت‌. ویلای‌ اختصاصی‌ كرایه‌ شده‌ كنار ساحل‌، در سفری‌ حداكثر بمدت‌ یك‌ هفته‌، نقصان‌های‌ موجود در طرح‌ سالم‌سازی‌ دریا سال‌ها است‌ كه‌ قربانیان‌ بسیار می‌گیرد. پس‌ دریا هم‌ اكراه‌ دارد، مابقی‌ تفریح‌ در مسیر جاده‌ تهران‌ شمال‌ است‌ كه‌ اگر جاده‌ چالوس‌ باشد یعنی‌ یك‌ طبیعت‌گردی‌ درست‌ و حسابی‌!
این‌ سه‌ برداشت‌ در اغلب‌ مواقع‌ تمامی‌ آن‌ چیزی‌ است‌ كه‌ از فراغت‌ و تفریح‌ فرزند ما در یك‌ تابستان‌ جوانی‌ زندگی‌ برجای‌ می‌ماند!
تا به‌ حال‌ اندیشیده‌ایم‌ كه‌ فرزند ما در این‌ سال‌هایی‌ كه‌ می‌آید و می‌رود تا چه‌ حد به‌ شناخت‌ محیط‌ طبیعی‌ اطرافش‌ یا سرزمینش‌ نیازمند است‌.تخریب‌ طبیعی‌، آنچه‌ كه‌ امروز ما با آن‌ دست‌ به‌ گریبانیم‌، حاصل‌ عدم‌ شناخت‌ ما از محیط‌ اطرافمان‌ است‌. ما، انسان‌هایی‌ كه‌ از نقصان‌ شناخت‌ آزرده‌ایم‌ و به‌ همین‌ دلیل‌ بی‌آنكه‌ بدانیم‌ خود، دیگران‌ و محیطمان‌ را آزار می‌دهیم‌، حالا مسوولیت‌ این‌ را بر عهده‌ داریم‌ كه‌ به‌ عنوان‌ سرپرست‌ خانواده‌ به‌ روزهای‌ تعطیل‌ فرزندان‌ خود هم‌ رنگ‌ و بویی‌ تازه‌ دهیم‌أ روزهایی‌ كه‌ از پتانسیل‌ بسیار قوی‌ برای‌ شناخت‌ برخوردار است‌، روزهایی‌ كه‌ می‌توان‌ در گذر بهترین‌ فصل‌ سال‌ برای‌ شناخت‌ طبیعت‌، فرزندان‌ را با بسیاری‌ مفاهیم‌ طبیعی‌ آشنا كرده‌،اما متاسفانه‌ عدم‌ وجود برنامه‌ریزی‌های‌ مناسب‌ در این‌ خصوص‌ موجب‌ می‌شود تا بهترین‌ فرصت‌های‌ آموزش‌ برای‌ شناخت‌ محیط‌ زیست‌ را از دست‌ بدهیم‌.
این‌ عدم‌ برنامه‌ریزی‌ موجب‌ می‌شود تا در آینده‌یی‌ نه‌ چندان‌ دور، تاوان‌ آن‌را بپردازیم‌ همان‌ طور كه‌ هم‌اكنون‌ تاوان‌ گذشته‌های‌ خود را پس‌ می‌دهیم‌.در میان‌ انبوه‌ تقاضاهای‌ مختلف‌ و متعدد، آگهی‌ها و تبلیغات‌ و ... برای‌ آموزش‌ انواع‌ هنرهای‌ كاربردی‌ و غیركاربردی‌ در فضای‌ زندگی‌، جای‌ آموزش‌ طبیعی‌ و مسائل‌ طبیعی‌ در آموزشگاه‌ها همواره‌ خالی‌ بوده‌ است‌.فرزند ما در هر شهری‌ كه‌ زندگی‌ می‌كند، در قریب‌ به‌ اتفاق‌ مواقع‌ از جاذبه‌های‌ آن‌ شهر خبر ندارد. به‌ ندرت‌ نام‌ درختان‌ آن‌ را می‌شناسد، یا نام‌ را با درخت‌ تطبیق‌ می‌دهد.این‌ موضوع‌ در خصوص‌ پوشش‌ جانوری‌ هم‌ صادق‌ است‌. او از گربه‌سانان‌ فقط‌ گربه‌ را می‌شناسد و از سگ‌سانان‌ فقط‌ سگ‌ را.
پرندگان‌ هم‌ دو دسته‌اند،كوچك‌ جثه‌ها گنجشكند و بزرگ‌ جثه‌ها كلاغ‌.
روباه‌ را هرگز ندیده‌ است‌ مگر تصویر موجودی‌ مكار در ذهن‌. حس‌ می‌كند، هرجا گرگی‌ است‌ محكوم‌ به‌ كشته‌ شدن‌ است‌ چرا كه‌ از گرگ‌ فقط‌ موجود درنده‌یی‌ می‌شناسد كه‌ از افسانه‌های‌ كودكی‌ به‌ خاطر دارد.فرزند ما، اگر بسیار همت‌ كند، راه‌ جاده‌ چالوس‌ را كم‌ و بیش‌ می‌شناسد. او، نه‌ از البرز درست‌ چیزی‌ می‌داند، نه‌ از زاگرس‌ چرا كه‌ در كلاس‌ جغرافیا هم‌ آنچنان‌ كه‌ دوست‌داشتنی‌ باشد، به‌ او چیزی‌ نیاموخته‌اند.او ببر را در قصه‌ها و بر فراز قله‌ها دیده‌ است‌ اما نمی‌داند كه‌ سالیان‌ سال‌ است‌ كه‌ ایران‌ ببری‌ به‌ خود ندیده‌ است‌.طبیعت‌ ایران‌ دنیای‌ آموختن‌ است‌. دنیایی‌ از پدیده‌های‌ عجیب‌ و غریب‌ تمام‌نشدنی‌، دنیایی‌ كه‌ می‌تواند به‌ اندازه‌ تمامی‌ اوقات‌ فراغت‌ تا پایان‌ عمر، زندگی‌ ما را پر كند. طبیعت‌ ایران‌، دنیایی‌ از آموزش‌های‌ مختلف‌ است‌ كه‌ نه‌ تنها در فصل‌ تابستان‌ بلكه‌ در تمامی‌ فصول‌ ارزش‌ آن‌ را دارد كه‌ برای‌ شناخت‌ آن‌ سرمایه‌گذاری‌های‌ كلان‌ انجام‌ شود.آمار نشان‌ می‌دهد كه‌ در سالهای‌ اخیر شمار خانواده‌هایی‌ كه‌ فضاهای‌ تفریحی‌ زندگی‌ خود را با گردش‌ در طبیعت‌ پر كرده‌اند با سیری‌ صعودی‌ روبه‌ افزایش‌ است‌.
طبیعت‌ گردی‌ برای‌ پر كردن‌ اوقات‌ فراغت‌ نه‌ یك‌ سرگرمی‌ بلكه‌ دارد به‌ یك‌ نیاز اساسی‌ روحی‌ و روانی‌ برای‌ آرامش‌ انسان‌ تبدیل‌ می‌شود.
برای‌ این‌ امر اگرچه‌ دیر نیست‌ اما باید آهنگ‌ شتاب‌ حركت‌ را بسیار سریع‌تر از پیش‌ كرد، چرا كه‌ صنعتی‌ شدن‌ نیز شتاب‌ خاص‌ خودش‌ را دارد. اگر دیر بجنبیم‌ دیگر فرصتی‌ برای‌ آموزش‌ نمی‌ماند. شاید بسیاری‌ پدیده‌های‌ طبیعی‌ و زیست‌محیطی‌ به‌ افسانه‌ ببر هیركانی‌ بپیوندد.
سرمایه‌گذاری‌ در این‌ حوزه‌ ، سرمایه‌گذاری‌ برای‌ زندگی‌ و حیات‌ است‌. شاید این‌ آخرین‌ فرصت‌ها باشد.فرصت‌هایی‌ كه‌ حالا در مقیاس‌ ؤانیه‌ ارزش‌ پیدا كرده‌اند و نمی‌توان‌ منتظر ماند تا دستی‌ معجزه‌گر به‌ این‌ موضوع‌ سروسامان‌ دهد! خانواده‌ مهمترین‌ جایی‌ است‌ كه‌ فرزند ما رفتار با طبیعت‌ و احترام‌ به‌ آن‌ را می‌آموزد.

حمیرا محب‌علی‌
منبع : روزنامه اعتماد