چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا
رویکرد فمینیسم به اختلالات روانی زنان

روان درمانگران فمینیستی معتقدند که «نگرش قالبی نقش جنسی» باعث شده است که زنان ناراحتی های خود را درون سازی کنند- به زبانی ساده تر در درون خودشان بریزند و سکوت کنند- و مردان برون سازی کنند. نتیجه این «نگرش قالبی نقش جنسی» این است که مردان اختلا ل هایی چون سو» مصرف الکل و دارو و اختلا ل شخصیت ضد اجتماعی را بیشتر برون سازی کنند در حالی که زنان اختلا ل های عاطفی، ترسهای مرضی، وسواسهای فکری وعملی و وحشت زدگی بیشتری نشان دهند که عمدتا ناشی از درون سازی کردن مشکلا ت است. فشارهای فرهنگی معمولا از طریق رسانه های گروهی، نهادهای مذهبی و زبان جنسیت گرا وارد می شوند. این رسانه ها پیام هایی را درمورد بی کفایتی جنسیت، رفتار نقش جنسی کلیشه ای و ارزشهای شخصی منفی القامی کنند. برای مثال کتابهای درسی عموما دختر بچه ها را منفعل و ترسو و پسربچه ها را ماجراجو و جسور توصیف می کنند. معلمان شکست های تحصیلی دخترها را به «بی کفایتی» و شکست های پسران را به «تلا ش نکردن» نسبت می دهند. فمینیست ها معتقدند که این پیام های اجتماعی، ابعاد ظلم درونی شده هستند چرا که پیام های بیرونی پس از مدتی بخشی از فکر و احساس ما می شوند.
دخترها بندرت برای دنبال کردن فعالیت هایی که مستلزم «خود مختاری یا مهارت» هستند، ترغیب می شوند. به آنها گفته می شود عروسک بازی و مهمان بازی کنند در حالی که پسران را به فضا نوردی یا پلیس بازی ترغیب می کنند. دخترها در همان سنین اولیه وقتی که پیروی ا زانتظارات جامعه را آغاز می کنند، خود و امیال واقعی خویش را خوار می شمرند. «تعارض ها و انتظارهای نقش جنسی» معمولا حس خود کاذب به بار می آورد. زنان مجبور می شوند مقررات جنسی ای را بپذیرند که جامعه بر ضرورت آنها، برای این که مقبول مردان باشند، تاکید می کند. مثلا یکی از انتظارهای نقش جنسی این است که از زنان انتظار می رود که همیشه خانم باشند، هرگز ناسزا نگویند، کتک نزنند یا عصبانی نشوند، آنها باید بکوشند مردان را خشنود کنند واز همه مهمتر هرگز دریک بازی از مردان باهوش تر نباشند یا آنها را شکست ندهند. بعد از سالها زندگی در دنیای دروغین و ناخشود کننده ، مخزن خشم، ناکامی و رنجش زنان متراکم می شود و اغلب به صورت رفتارهای خود ویرانگر بروز می کند. نگرش کلیشه ای درباره نقش جنسی توان همه آدمها را محدود می کند و نه فقط زنها را. هنگامی که افراد مجبور می شوند از انتظارهای جنسی پیروی کنند،نمی توانند به مهارت ها یا تمایلا ت خود در زمینه های خارج از مرزهای جنسی خویش دست یابند. افراد به ویژه زنهایی که به جهت گیری سنتی نقش جنسی خود تن داده اند بسیار بیشتر از زنهایی که به نقش ها و انتظارهای زنانه سنتی پای بند نبوده اند، افسرده و مضطرب هستند، اعتماد به نفس کمتری دارند و گوشه گیرترند.
ناراحتی زنان در عین حال ناشی از استرس هایی است که ثمره «عدم حمایت جامعه» از تغییر نقش های آنهاست.
زنان وارد نقش های تازه ای شده اند، استقلا ل بیشتری کسب کرده اند ولی چون جامعه اکراه دارد که همراه با آنها تغییر کند، مانع از موفقیت آنها می شود. «فشار نقش» مشکل دیگری است; فشار نقش عبارت است از فشارهای متضاد نقش های مختلف. برای مثال ممکن است خانمی در طول روز کار کند، بعدازظهر به دانشگاه برود و شب از خانواده مراقبت کند. او باید چهار نقش مختلف را اجرا کند (کارمند، مادر، همسر، دانشجو) و فشار انجام دادن شایسته همه اینها واقعا توان فرساست. «تعارض نقش» نیز مشکل دیگری است که عبارت است از برخورد نقش ها با هم. مثل زمانی که عناصر موجود در مادر خوب بودن، با عناصر دانشجوی خوب بودن در تعارض قرار بگیرد. بسیاری از زنان به دلیل سپردن فرزندانشان به مهد کودک، احساس می کنند که باید بین مادر خوب بودن و داشتن یک شغل بامعنی و هدف مند یکی را انتخاب کنند. آتشی که به این گناه دامن می زند پیام هایی است که جامعه درباره فرزند پروری مناسب می فرستد. «ضربه جنسی» عامل مهم دیگری برای آسیب روانی در بین زنان است. زن هایی که در کودکی یا بزرگسالی خشونت جنسی را تجربه کرده اند، در مقایسه با زنانی که چنین تجربه ای نداشته اند، دنیا را از دریچه دیگری می بینند. آنها همواره احساس می کنند با دیگران بیگانه هستند و از آنها فاصله روانی دارند.
از دیدگاه فمینیستی زنانی که ضربه جنسی را تجربه کرده اند دو بار قربانی می شوند، یک بار هنگام عمل و بار دیگر توسط جامعه، حرفه پزشکی و قانون. سرزش کردن زنان به خاطر تجاوز جنسی راهی برای نادیده گرفتن خشونت و ماهیت آسیب زای جرم است. مسوول شناختن زن برای تجاوز جنسی با این نتیجه گیری که آنها مقررات جامعه را نقض می کنند (مقرراتی که می گوید همیشه باید از خودت مراقبت کنی) باعث می شود که بسیاری از زنان این اقدام فجیع را گزارش ندهند. در عوض قربانیان این تجاوزها باید احساس گناه کنند و خشم فرو خورده خود را در نشانه هایی چون افسردگی، انکار، اضطراب، اختلا ل های خواب، عزت نفس کم، کژکاری های جنسی و غیره نشان دهند.
مرتبه اقتصادی پایین زنان به ایجاد و حفظ ناراحتی آنها بیشتر دامن می زند. زنان همچنان در مشاغل کم مزد و دون پایه دسته بندی می شوند. فاصله زیاد دستمزدها، امکانات کم رفاه اجتماعی و این انتظار که زنان باید عمدتا مسوولیت مراقبت از فرزندان را برعهده داشته باشند، دست به دست هم می دهند تا زنان را از لحاظ اقتصادی در وضعیت ناخوشایند، و از این رو ضعیف و درمانده نگه دارند.
نویسنده : محمدامین شریفی
منبع : روزنامه مردم سالاری
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست