یکشنبه, ۳ تیر, ۱۴۰۳ / 23 June, 2024
مجله ویستا


سده، جشنی در غبار فراموشی


زمستان و سرمای سخت آن برای انسان نخستین اهریمن شکست ناپذیر بود تا اینکه هورمزد گشایشی کرد و به زمینیان فدیه ای بخشید، که در این باره ملل گوناگون داستان ها و افسانه های متفاوتی دارند.
ایرانیان نخستین نیز بنا بر افسانه ای کشف آتش را به هوشنگ، شاه پیشدادی نسبت داده اند وی که روزی با همراهان خود به شکار رفته بود بر سر راه خود ماری دید و برای کشتن آن سنگی پرتاب کرد که بر اثر برخورد آن با سنگی دیگر جرقه ای جهید و خار و خاشاک اطراف را شعله ور کرد.
نشد مار کشته و لیکن ز راز
پدید آمد آتش از آن سنگ باز
پیروزی هوشنگ بر اهریمن مار، که مظهر و همریشه مرگ است، برای ایرانیان پیروزی بسیار بزرگی به حساب می آمد، پس برای کشفی با این اهمیت، جشنی به بزرگی سده برپا داشتند. سده جشن آتش افروزی است برای کاهش نیروی اهریمن تا از سرما کاسته شود.
ز هوشنگ ماند آن سده یادگار
بسی باد چون او دگر شهریار
البته برای برپایی سده روایت های گوناگونی ذکر شده است. در باب روز برگزاری این جشن، ابوریحان در التفهیم می گوید: این روز، روزی است که تنها ۵۰ روز و ۵۰ شب تا نوروز باقی است که در مجموع صد روز تا آغاز رویش فرصت باقی است که خود یکی از بن مایه های نامگذاری سده است. روایت دیگر درباره این جشن آن است که از این روز (۱۰ بهمن) تا روز گردآوری غله تنها صد روز باقی است.
چون معمولاً در نواحی معتدل گندم و جو در روز پنجاهم نوروز حاصل می دهد.
در روایت دیگر ۱۰ بهمن روزی است که ۱۰۰ روز از آغاز زمستان بزرگ که بر طبق تقسیمات ایرانیان پنج ماه بود و از یکم آبان شروع می شود و تا پایان اسفندماه ادامه داشت گذشته است که غالباً سرما در آن روز به بالاترین حد خود می رسد. از همین رو آن را شب گزنه نیز نامیدند.
در برخی روایات گفته شده که در این روز عدد اولاد آدم به صد رسید و از آن رو آن را سده نامیدند گروهی دیگر بر این عقیده اند که واضع این جشن کیومرث بود و او را صد فرزند از دختر و پسر بود که چون به سن رشد رسیدند جشنی بزرگ فراهم کرد و آن را سده نامید. در تمام این افسانه ها از تولد گرفته تا آتش، نشانه هایی از آفرینش و بخشش آفریدگار است و سده اوج قدردانی و شکرگزاری از آفریدگار محسوب می شود. درباره چگونگی برگزاری این جشن بیرونی در التفهیم این گونه آورده است: ایرانیان در این شب آتش می افروزند تا در میان این شعله ها دفع مضرات کنند و برای این کار همه مردم به همیاری می خیزند تا نیروی متحدی در برابر اهریمن باشند.
ردپای برگزاری باشکوه این جشن بر جای جای تاریخ باستانی _ اسلامی مان از ساسانیان گرفته تا غزنویان باقی است که بیان قسمتی از اجرای باشکوه آن به همت «مرد آویج زیاری» خالی از لطف نیست. او فرمان داد تا بر دو جانب زاینده رود و پشته های اطراف آن توده های بزرگی از خار و هیزم گرد آورند، شهر و گنبدها و مناره ها را با شمع و مشعل آراسته و تنه های توخالی نخل ها را به خار و خاشاک انباشتند، بوته های افروخته خار را به پای پرندگان بسته و در سیاهی شب رها کردند و خوان بزرگی آراستند. وی می خواست این جشن، باشکوه هر چه تمام تر برگزار شود.
امسال هم سده از راه می رسد، اما برای ما معنایی به جز صد سال فراموشی، صد سال تاریخ غبار گرفته، صد سال تنهایی اسطوره هامان در میان کتاب های ورق نخورده، صد سال انتظار برای به خاطر آوردن رشادت های پهلوانان و قهرمانان اساطیری ندارد. برای آتشی با پیشینه مان نیاز به آتش افروزی نیست، تنها نگاهی به شعله های سرکش بخاری و شومینه ها و یادی از فریدون و هوشنگ و آرش همراه با تکرار این معنا که پیشینه ما شناسنامه ماست، فعلاً کافی است.
| سمانه بالا محله
منبع : روزنامه ایران