یکشنبه, ۲۷ خرداد, ۱۴۰۳ / 16 June, 2024
مجله ویستا

ترجیح علم سنجی بر سیاست علم


ترجیح علم سنجی بر سیاست علم
گشودن باب بحث درباره علم و علم سنجی کار واجبی بود که « ایران» آن را به عهده گرفت . مشکلی که در کشور ما هست و باید در رفع آن بکوشیم این است که بیشتر مردمان و حتی دانشمندان به عادت فکری و عملی خود چنان وابسته اند که اگر کسی تذکری بدهد یا نظری برخلاف آن اظهار کند به جای این که در باب آن تذکر و نظر تأمل کنند برآشفته می شوند و صاحب نظر و تذکر را به جهل و غرض ورزی منسوب می کنند. چنان که در همین بحث مفید نقشه جامع علم کشور توقع این بود که مؤسسه علمی بزرگی مثل دانشگاه تهران از آن استقبال کند و نظری را که یکی از استادانش عنوان کرده بود مورد تأمل قرار دهد نه این که سراسیمه و پرخاشجو به میدان بیاید و مطالب ناروا و بیجا بگوید. راستی ما را چه شده است که به نام علم و روش علمی و آزادی فکر هیچ چون و چرایی را برنمی تابیم مگر مطالبی که در مقاله توهم توسعه علمی... در باب اشتباه میان سیاست علم و علم سنجی و دقیق نبودن ملاک ها و موازین سنجش آمده بود، بی وجه بود و به فرض این که نقصی داشت برآشفته شدن دانشگاه وجهی نداشت و حتی دور از شأن دانشگاه بود. در هر صورت این بحث بسیار چیزها و از جمله این وضع روحی و اخلاقی را روشن کرد که اگر کسی بگوید فهرست نویسی و نمایه سازی و اطلاع رسانی وسیله است نه هدف، کسانی برمی آشوبند و این گفته را علم ستیزی می خوانند. همچنین آشکار شد که بازی های قدرت جهانی، همه را اعم از متدین و غیرمتدین، موافق یا مخالف سیاست استعماری، مجذوب و مقهور می سازد و شاید امکان تأمل و تفکر را حتی از دانشمندان و هوشمندان نیز بگیرد. اکنون قصد این است که ببینیم این همه که از مجلات معتبر می گویند مبادا این اعتبار لفظ تو خالی و بی وجه باشد.
وقتی وزارت علوم اعتبار مجلات را معین می کند در فهرست مجلات معتبر، قاعدتاً مجلات این وزارتخانه باید معتبرترین باشد و در معتبر بودن مجله رهیافت که مجله سیاست علمی و پژوهشی است نباید شک کرد. مع هذا اگر کسی بر حسب اتفاق مجله را در جایی ببیند و ورق بزند ممکن است بگوید: این مجله که از سوی وزارت علوم منتشر می شود و فصلنامه سیاست علمی و پژوهشی خوانده شده است، لایق عنوان علمی و پژوهشی نیست. او از همان ابتدا که مجله را باز می کند می تواند دریابد که:
اولاً اطلاق عنوان فصلنامه سیاست علمی و پژوهشی به رهیافت لااقل، از دو جهت بی وجه است. یکی این که سیاست علم غیر از سیاست علمی است. سیاست علمی اگر معنای محصلی داشته باشد، همان علم سیاست است اما سیاست علم راه بردن علم و مدیریت نظام علمی است. این از عنوان مجله ای که باید در میان مجلات معتبر نمونه باشد. وجه دیگر آنکه در این دفتر نشانی از سیاست علم پیدا نیست.
این مجله که در ابتدا نشریه شورای پژوهش های علمی بوده و ظاهراً در سال ۱۳۸۲ بطور رسمی به وزارت علوم انتقال یافته است تا شماره ۳۲ آن که تاریخ بهار و تابستان ۱۳۸۳ دارد، از سوی شورای پژوهش های علمی منتشر شده است. انتقال مجله به وزرات علوم هر وقت صورت گرفته باشد مهم این است که رهیافت از ابتدا مجله نسبتاً خوبی بوده و مقالات تحقیقی چاپ می کرده است تا این که در این اواخر به جای این که فصلنامه سیاست علم باشد به یک نشریه ترویجی و خبر نامه علم سنجی مبدل شده است و اگر در صفحه شناسنامه شماره ۳۸ مورخ پاییز و زمستان ۱۳۸۵ ذکر شده است که «فصلنامه سیاست علمی و پژوهشی رهیافت بر اساس ارزشیابی پایگاه استناد سازی علمی (ISC) در هفتمین جشنواره پژوهش و فناوری وزارت علوم و تحقیقات و فناوری به عنوان نشریه برتر برگزیده شد». معلوم نیست که ملاک جشنواره در برتر شناختن نشریه رهیافت چه بوده است. شاید نظر به شماره های سابق و سابقه مجله داشته یا به اعتبار نام اعضای هیأت تحریریه قدر مجله را این چنین بلند دانسته اند و گرنه دو سه شماره اخیر آن نه فقط علمی پژوهشی نیست بلکه اصلاً نام مجله نباید به آن داد به این جهت به وزارت علوم توصیه می شود که فکری بکند و لااقل آن را به وضعی که چند سال پیش داشت، برگرداند. نظری به دو شماره اخیر مجله می اندازیم. هیأت تحریریه مجله از جمله استادان و دانشمندان برگزیده کشورند اما اینان دخالتی در کار مجله ندارند.
برای این که بدانید که رسم وجود هیأت تحریریه در مجلات ما غالباً یک امر صرفاً تشریفاتی است و اثری در بالا یا پائین بودن سطح مجله ندارد، شاهدی در مورد همین مجله دارم استادی حکایت می کرد که نزد یکی از اعضای هیأت تحریریه رهیافت گله می کردم که چرا یکسره گزارش علم سنجی چاپ می کنید مگر گزارش علم سنجی ربطی به سیاست علم دارد (البته مانعی ندارد که در مجله سیاست علم، گزارش هایی هم درج شود اما مطالب مجله اگر یکسره گزارش علم سنجی باشد، بهتر است که به مرکز ISC انتقال یابد و ارگان آنجا باشد) آن استاد عضو هیأت تحریریه از وضع مجله اظهار بی اطلاعی کرده و گفته بود سالهاست که نه فقط هیچیک از مقالات مجله را قبل از چاپ ندیده بلکه مجله را هم برایش نفرستاده اند و از چند سال پیش خبر نداشته است که بر سر مجله چه آمده است.
نکته عجیب آن که سخن نخست شماره ۳۸ (پاییز و زمستان ۸۵) مجله که عنوان نقشه جامع علمی کشور دارد هیچ ربطی به برنامه و سیاست جامع علم ندارد در این سخن یک صفحه ای آثار و نشانه های بیگانگی با علم و فرهنگ و سیاست علم و پژوهش را می توان در آن دید. به نظر نویسنده در کشورهای پیشتاز صنعتی «نخست شالوده نیروی انسانی متخصص و توسعه یافته رابنا نموده اند و در راستای استقرار دانشمندان، اندیشمندان، فناوران و کارآفرینان ملّی و بین المللی همت گماشتند و به توسعه علمی همه جانبه دست یافته اند».
فرض کنیم این عبارت سست و سطحی، درست باشد ولی چون تمام مقاله یک صفحه ای تکرار همین عبارت با الفاظ دیگر است، نمی دانیم آیا این تکرار بیهوده را بر بیگانگی نویسنده با نقشه جامع علم حمل کنیم یا آن را کوششی برای منتفی کردن قضیه بدانیم. به جمله دیگر توجه بفرمایید: «مهمترین رکن برای نقشه جامع علمی کشور، تربیت نیروی انسانی عالم، ماهر، متخصص و توسعه یافته و استفاده بهینه از نیروی انسانی تربیت شده (ایرانی، مسلمان و غیره) می باشد. »! «اولاً مهمترین رکن برای نقشه جامع علمی کشور تربیت نیروی انسانی عالم و ... است».
ما فکر می کردیم که برای تربیت نیروی انسانی ماهر و کارآمد و عالم باید طرح و برنامه ای داشت ولی می فرمایند نه، اول نیروی عالم و ماهر و متخصص تربیت کنیم تا بعد نقشه ترسیم شود. ثانیاً طرح و ترسیم نقشه جامع را موقوف و موکول به استفاده بهینه از نیروی انسانی تربیت شده آن هم نیروی تربیت شده ایرانی و مسلمان و غیره فرموده اند. معنی استفاده بهینه از نیروی تربیت شده ایرانی و مسلمان واضح است. کاش توضیح می دادند که از نیروی تربیت شده «و غیره» چگونه باید استفاده بهینه کرد هنوز از فکر حل این معضلات و درک معانی عمیق این نوشته بیرون نیامد ه ایم که می خوانیم: «تجربه گذشته نشان داده است که حضور و استقرار دانشمندان، اندیشمندان، فناوران و کارآفرینان در یک کشور موجب رشد سریع علم می گردد و این تنها راه میان بر و شتاب گرفتن در توسعه علمی کشور است». این تجربه، تجربه عجیبی است و چیزهای عجیبی را نشان می دهد و مهم این که تنها راه میان بر و شتاب گرفتن در توسعه علمی کشور، استقرار دانشمندان و اندیشمندان و ... است. این سومین بار است که یک مطلب سطحی، تکرار شده و هر بار عبارت بیشتر به بی معنایی میل کرده است. نمی دانم چه بلایی بر سر ما آمده است که بعضی از مدعیان دانش و پژوهش و صاحب چند خورجین مقاله حتی یکی دو جمله درست به زبان مادریشان نمی توانند بنویسند، مهم نیست که یک جاهل خود را عالم بداند و بر نوشته عالمان خرده بگیرد.
امر دردناک این است که کار حکم درباره علم و پژوهش به دست مدعی سپرده شود. ملاحظه بفرمایید پس از این که سه بار یک مطلب مبتذل را تکرار کرده اند، برای این که یادداشت را حسن ختام ببخشند «لزوم توجه جدی به مقوله هایی همچون مشارکت در تولید علم جهانی در راستای شکستن مرزهای دانش... تقویت پایگاه های اطلاع رسانی علمی و مدیریت علمی برای ترسیم نقشه جامع علم کشور» را خاطرنشان کرده اند.
کاری نداشته باشیم که الفاظ و تعابیر نویسنده تو خالی است و به هم ربطی ندارد، مهم این است که فرموده اند نقشه جامع نمی خواهیم مقاله می سازیم و پایگاه های اطلاع رسانی را تقویت می کنیم و از علم و پژوهش چیزی جز حق البلوغ و تقویت پایگاههای اطلاع رسانی نمی خواهیم. اگر نویسنده این یادداشت قرار است برنامه و سیاست علم تدوین کند تکلیف علم و توسعه آن معلوم است و باید از طرح نقشه جامع علم کشور چشم پوشید. مجله رهیافت علاوه بر این سرمقاله درخشان، متضمن مقالاتی با عناوین: اسناد وبی، منبعی نوین برای ارزیابی تحقیقات، مجله های دسترسی آزاد و حقیقت پژوهش علمی ایران در مقایسه با سایر کشورهای جهان اسلام، معرفی بانک اطلاعاتی، گزارش پیشرفت انجمن های علمی، تولید علم ایران در سال ،۲۰۰۶ مقایسه هرم دانشجویان ... ارزیابی عملکرد مؤسسات پژوهشی است.
بعضی از مقالات، مطالب کم و بیش خواندنی دارد اما هیچکدام از این ها نه پژوهش به معنی درست آن است و نه شایستگی عنوان سیاست علم دارد. از شماره آخر هم مثالی می آوریم تا ببینید این «مجله برتر» حاوی چه مطالب نغز علمی و تحقیقاتی است.
برای این که پی ببرید که رهیافت با چه سرعتی تنزل می کند و به مجموعه ای از گزارشهای علم سنجی و اطلاع رسانی یا بهتر بگویم به صورت یک بروشور معرّف و مروج مؤسسات بین المللی اطلاع رسانی علمی در می آید، فهرست مقالات شماره ۳۹ (بهار ۱۳۸۶) را هم می آوریم. آینده اندیشی در حوزه علوم و فناوری نوین، بررسی تطبیقی وضعیت ثبت اختراع ... شاخص های جدید علم سنجی و مقایسه اهمیت رعایت اصول نمایه سازی، شبکه بین المللی برای دسترسی ... . بنیادهای نخبه پرور ایران. از میان همه مقالات به نظر می رسد که مقاله اول ارتباطی با سیاست علم داشته باشد پس نگاهی به آن بیندازیم. این مقاله دو بخش دارد.
بخش کوچکی از مقاله گزارش مختصری از آینده نگری در فرانسه و آمریکاست و بخش دیگر چندین صفحه عبارات تکراری در بیان لزوم آینده نگری و ستایش آن و در بخش بعد بی اعتنایی به آینده و اظهار تأسف از رویکرد پوزیتیویستی علم و غفلت از شأن معرفت شناسانه روش هاست که ازخواندن آنها هیچ چیز دستگیر هیچ کس نمی شود. نتیجه گیری این مقاله را که بهترین مقاله مجله است، به عنوان نمونه می آوریم تا خوانندگان ببینند از آن چه در می یابند «... رشد موزون معرفت و ایجاد زمینه برای نوآوری های مفهومی و موضوعی و تمهید مقدمه برای اتخاذ مناسب ترین تصمیمات و تدوین کارآمدترین راهبرد ها در عرصه های متفاوت در گرو شکل دادن به زیست بوم معرفتی- نظری بهینه است که در آن اجزای گوناگون زیست بوم به شیوه ای سازنده و با بهره گیری از رویکرد متّکی به عقلانیت نقاد و با درس گیری از تجربه های متنوع در درون و بیرون زیست بوم، شرایط مناسب برای به منصه ظهور رسیدن ظرفیت های پنهان در دل مجموعه را فراهم سازند». اگر کسی به این عبارات عنوان کلّی گویی و کلّی بافی و لفاظی بدهد به او چه بگوییم البته در قیاس با آنچه در سخن نخست مجله آمده است، می توان این مقاله را روی چشم گذاشت زیراهر چه باشد جملاتش توی ذوق خواننده نمی زند و اگر آن را بی مایه بدانیم برای آنچه در سخن نخست آمده است نامی نمی توان پیدا کرد. چند جمله ازسخن نخست را بخوانید:
«آینده نگری فرایندی است که از طریق ارتباط با هم اندیشی و هم گرایی با دانشمندان ارشد سازمان ها و نهادهای جامعه تعریف و به سیاست گذاران و تصمیم سازان اعلام می شود». آینده نگری چیست فرایند است فرایندی است که از طریق ارتباط دانشمندان ارشد و ... تعریف و اعلام می شود. این جمله ساده انگارانه است و خواننده از آن هیچ در نمی یابد. دنباله مطلب کوتاه را می خوانیم به امید این که جمله بالا معنایی پیدا کند و قدری روشن شود:
«آینده نگری می کوشد تا معرفت و اندیشه های آینده نگارانه را در میان بخش های دولتی تجاری، نهادهای دانش برای درک فرصت ها و تهدید های محتمل ۱۰ یا ۲۰ سال آینده در عرصه علم، فناوری و اقتصاد مبتنی بر دانش ایجاد کند» (ص ۳). محدود کردن آینده نگری به ۱۰ تا ۲۰ سال آینده می رساند که مطلب از یک طرح خاص آینده نگری اخذ شده و بیجا در این یادداشت قرار گرفته است. اما در هر صورت این معرفت و اندیشه آینده نگارانه که آینده نگری کوشش می کند آن را ایجاد کند.
باید چیز عجیبی باشد، مطالعه نوشته نیم صفحه ای را ادامه دهیم «اهمیت آینده نگری از آن جهت است که توجّه ها را معطوف و متمرکز بر آینده می نماید» (ص ۳) ما هنوز درنیافته ایم که آینده نگری و آینده نگاری و ... چیست اما نمی توانیم از تحسین آینده نگری که «توجه ها را معطوف بر آینده می کند» خودداری کنیم.
باز هم بخوانیم، نیم صفحه مطلب که چیزی نیست: «مطالعات آینده نگری نیازمند بهره گیری از دانش و اطلاعات نخبگان و ترغیب بخش های وسیعی از آحاد جامعه برای مشارکت در تفکر گروهی در خصوص تعیین اولویت ها و ساز و کارهای لازم برای دستیابی و تحقق آنان می باشد» (ص ۳). اگر تاکنون نفهمیده اید که آینده نگری چیست، دیگر امیدی نداشته باشید زیرا مقاله با یک تعارف پایان می یابد. عباراتی که نقل کردیم بوی ترجمه آنهم ترجمه نفهمیده و نادرست سخنان پراکنده می دهد زیرا به فرض این که از آشفتگی این جمله که «مطالعات آینده نگری نیازمند ... ترغیب بخش های وسیعی از آحاد جامعه برای مشارکت در تفکر گروهی در خصوص تعیین اولویت ها...» است چشم بپوشیم، معلوم نیست که نیاز به تفکر گروهی در خصوص ساز و کارهای لازم برای دستیابی و تحقق آنان چه معنی دارد یعنی نمی دانیم این «آنان» که باید تحقق یابند و در دسترس قرار گیرند کیستند یا چیستند وقتی سرمقاله شانزده سطری مجله آن هم با حروف درشت متضمن هیچ مطلبی نیست تکلیف بقیه مقالات و مطالب معلوم است. در چنین مجله ای اگر مطلب خوبی یافتید آن را اتفاقی بدانید کسی که خود هیچ ندارد که بگوید و زبانی هم برای گفتن ندارد، چگونه می تواند مقاله خوب انتخاب کند پس طبیعی است که مجله رو به ضعف و لاغری برود و هر بار کم مایه تر از پیش شود.
این مجله، مجله سیاست علم نیست منتهی صاحبان آن گمان می کنند که سیاست علم همان نمایه سازی و فهرست نویسی و اطلاع رسانی در مورد علم سنجی است یعنی این نکته ساده را نمی دانند که با نمایه سازی نمی توان علم بنا کرد یا علم سنجی پس از حصول علم است و سیاست علم راه علم را می گشاید و نشان می دهد. اشتباه به همین جا محدود نمی شود. علم سنجی نه فقط سیاست علم نیست بلکه در قیاس با سیاست علم اهمیت چندان هم ندارد. وقتی میان مهم و غیرمهم تفاوت گذاشته نمی شود، باید نگران بود زیرا این وضع نشانه بد و خطرناکی است بخصوص اگر از تجربه تاریخ هم درس گرفته نشود. این اشتباه ربطی به درک و شعور و هوش و نفسانیت اشخاص ندارد بلکه قدرت پنهان جهان متجدد در برابر جهان تجدد طلب آن را القاء و املا می کند و اوست که می گوید مهم چیست و بی اهمیت کدام است و شاید نگذارد که فرق میان سیاست علم و علم سنجی که تفاوت آشکاری است، فهمیده شود. این است که مجله رهیافت نقشه جامع علم را به علم سنجی تحویل کرده است.
دکتر سیدعبدالوهاب رونق
منبع : روزنامه ایران