جمعه, ۲۵ خرداد, ۱۴۰۳ / 14 June, 2024
مجله ویستا

باز خوانی یک کارنامه


باز خوانی یک کارنامه
● نمایشگاه بین المللی كتاب، تبعات و انتظارها
اگر این روزها گذرتان به راسته كتاب فروشی های روبه روی دانشگاه و یا كریم خان بیفتد، شاهد خواهید بود كه تب تند مسابقات فوتبال جام جهانی و گرمای هوای تابستان تهران، چگونه بازار كتاب را همچون پار و پیرار و سنوات گذشته به ركود بیش از پیش كشیده است.
متاسفانه عدم عادت به مطالعه، حتی در فصولی كه مراكز آموزشی اعم از ابتدایی، متوسطه و عالی تعطیل هستند، در میان كسانی كه فرصت مطالعه دارند نیز تشدید شده و جامعه دانش آموزی و دانشجویی ما كمترین تماس را با كتاب دارند و وقت خود را به كارهای دیگر اختصاص می دهند.
نقطه عطف كتاب و كتاب فروشی و كتابخوانی، طی دو دهه اخیر، گویا ظاهراً اردیبهشت ماه هر سال به هنگام برپایی نمایشگاه بین المللی كتاب تهران نمایان می شود و پس از آن است كه ركود نسبی سراغ بازار كتاب می آید و چنانچه مسائل حاشیه ای در جامعه اوج گیرد، اولین تاثیرش را می توان در ركود هرچه بیشتر كتاب و كتابخوانی در فصل تابستان شاهد بود. انتخابات ریاست جمهوری و مسابقات فوتبال جام جهانی، در تابستان سال گذشته و امسال، دو شاهد مدعای بنده در مورد تشدید ركود بازار كتاب هستند.
مردم هرآنچه كه باعث شود حواسشان معطوف آن شود، هرچند عادت به مطالعه ندارند، اما اولین كاری را كه انجام می دهند، كنار گذاشتن همان اندك مطالعه است و عوامل دخیل دیگری را نیز می توان برای این امر برشمرد.
قریب به یك ماه و نیم است كه نمایشگاه بین المللی كتاب تهران پایان یافته و برای برگزاری بیستمین دوره اش باید تا اردیبهشت ۸۶ صبر كرد. در مورد برپایی نوزدهمین دوره آن، به گاه برگزاری نمایشگاه، رسانه های گروهی، به ارزیابی كمی و كیفی آن پرداختند و از وجوه مختلف نقاط مثبت و احیاناً منفی نمایشگاه زیر ذره بین اهالی كتاب و كتابت قرار گرفت.
یكی از ناشیانه ترین این ارزیابی ها را، یك ماه پس از پایان یافتن نمایشگاه نوزدهم، به قلم آقای علیرضا فراهانی در روزنامه شرق، دوشنبه ۲۲ خرداد، صفحه ،۱۹ شاهد بودم. نوشته ای بدون جمع بندی خاص، بی سروته، متناقض، به دور از فصاحت قلم و غیر شفاف و در تعجبم چرا ویراستاران روزنامه وزین شرق، این نوشته را عیناً به چاپ رسانده و نگاهی به محتوا و چگونگی نگارش آن نینداخته اند و یا انداخته اند و «سرسری از آن گذشته اند». قصدم نقد نوشته جناب فراهانی نیست، اما اگر قرار است كسی دستی به قلم ببرد و مطلبی را بنگارد، باید اشراف وافی و كافی بر مطلب داشته باشد. در این فرصت فقط به یك مورد از تناقض گویی جنابشان اشاره دارم و بعد به اصل مطلب كه همانا كتاب و نمایشگاه است خواهم پرداخت.
ایشان در بخشی از نوشته شان آورده اند: «امسال برخلاف چند سال گذشته ما شاهد عدم حضور بزرگان اهالی فرهنگ، هنر و علم در نمایشگاه بودیم.» و چند سطر پائین تر فرموده اند: «... به واقع از خود نمی پرسیم كه اصلاً دلیل آمدن بزرگان اهالی فرهنگ، هنر و علم به این نمایشگاه- با توجه به مشكلاتی كه در سطور فوق هم ذكر شد- چیست [؟]».
و بعد ضمن انتقاد از شمارگان كتاب و برشمردن این نكته «مثلاً یك كتاب شایسته ادبی كه در میان جمعیت هفتاد میلیونی این سرزمین حدود دو تا سه میلیون علاقه مند دارد از آن جهت ۲۰۰۰ نسخه یا نهایتاً ۳۰۰۰ نسخه تیراژ دارد كه مولف می بیند وقتی كتابش را حتی در سطح پایتخت ناشر آن طور كه باید و شاید پخش و توزیع نمی كند، دلیلی برای هزینه های بیشتر نمی بیند. آن هم در دوره ای كه حتی تامین معاش به سختی امكان پذیر است. امروزه ناشران و صاحبان نشر تنها تبدیل به موسسه های تجاری شده اند كه در قبال گرفتن مبلغی فقط امور مربوط به مجوز نشر و چاپ كتاب را انجام می دهند و پس از آن هیچ مسئولیت فرهنگی ای برخود قائل نیستند.» ناشران را مورد خطاب قرار می دهند و آنها را به طور عام تجارت پیشه معرفی می كنند. اگر شما از فرمایشات ایشان كه بدون هیچ دخل و تصرفی تقدیم شد سردر آوردید، بنده هم سردرآوردم و این هیچ نیست جز آن كه نویسنده محترم با كمال شرمندگی پوزش از ایشان، نه می داند چه می خواهد بگوید و نه توانایی آن را دارد كه بر صفحه كاغذ به درستی ذهنیاتش را قلمی سازد. برای آن كه یك طرفه به قاضی نرفته باشم، توجه شما را به خواندن دوباره مطلب ایشان معطوف می دارم، تا دریابید به بیراهه رفته ام، یا خیر. ضمن آنكه نقد و بررسی مطلب ایشان به راستی نیاز به یك صفحه روزنامه شرق دارد كه از حوصله روزنامه و بنده خارج است.
اما كتاب و نمایشگاه بین المللی؛ آنچه كه در آبان ماه سال ۱۳۶۶ تحت عنوان «نمایشگاه بین المللی كتاب تهران» آغاز به كار كرد، نوزدهمین دوره اش در اردیبهشت ماه امسال، در روز شنبه ۲۳ این ماه، پایان یافت. كاری كه همانند هجده سال گذشته اش انجام پذیرفته بود، بار دیگر صورت گرفت، اما با امكاناتی محدود تر و استقبالی فزون تر و تبعات مثبت و بعضاً كاستی های چشمگیر.
در دوران جنگ و قبل از رحلت امام (ره) تنها یك دوره نمایشگاه فوق برپا شده و با یك سال فترت - سال ۶۷- دومین دوره آن در اردیبهشت ماه سال ،۱۳۶۸ در دورانی كه مقام معظم رهبری، مقام ریاست جمهوری را دارا بودند، نمایشگاه پیگیری شد و پس از آن در دولت های بعدی برگزاری نمایشگاه، همواره یكی از دغدغه های فرهنگی كشور بود و اكبر هاشمی رفسنجانی با خاتمی و لاریجانی و میر سلیم، سید محمد خاتمی با مهاجرانی و مسجد جامعی همان راهی را رفتند كه دولت میرحسین موسوی با خاتمی رفت و خاتمی چه در مقام وزیر ارشاد و چه در مقام ریاست جمهوری همان كاری را كرد كه قبلاً خود و بعداً دولت های قبل از وی انجام داده بودند و به این ترتیب برپایی نمایشگاه، به گونه ای با آبروی فرهنگ كشور پیوند خورد و گره زده شد و بدون هیچ شك و تردیدی، در دستور كار همه دولت ها قرار گرفت، همان گونه كه دولت احمدی نژاد و صفار هرندی راه هجده ساله را بدون كم و كاست رفتند.
نمایشگاه امسال در كنار كاستی های دو دهه قبل از خود، دارای دو وجه مشخص دیگر نیز بود. كم شدن فضای سالن ها و جابه جایی تام و تمام برگزار كنندگان قبلی- اتحادیه ناشران و كتاب فروشان تهران- با افراد جدید (گویا اتحادیه ناشران قم) و بروز مشكلاتی كه قبلاً كم و كمتر شده بود، اما هیچ گاه از بین نرفته بود، ولی این بار بسیار بارزتر بود.
فضای نمایشگاه به علت آتش سوزی سالن ،۶ طبیعی بود كه محدود تر شود، چرا كه سابقه نشان داده بود، مسئولان وزارت بازرگانی حتی در بهترین شرایط، سالن های بیشتری را در اختیار نمایشگاه كتاب قرار نداده و نمی دهند و رعایت نكات ایمنی- فاصله گیری از دیوارها به اندازه یك متر برای جلوگیری از آتش سوزی و ایجاد فضای زیادتر راهروها، برای تردد هرچه بهتر بازدید كنندگان- امسال در دستور كار قرار گرفت و طبیعی بود كه مضایقی را برای ناشران فراهم آورد. به گونه ای كه بسیاری از ناشران از فضای تنگ غرفه ها گله داشتند و براساس آمار خانه كتاب و كارنامه چهارساله ناشران- ۸۴-۱۳۸۰- فضای غرفه ها اختصاص یافت، به گونه ای كه به ناشر مطرحی همچون طرح نو، تنها ۱۲ متر فضای نمایشگاهی داده شد؛ ناشری كه در سال های گذشته بیش از شصت، هفتاد متر را غرفه آرایی می كرد و به این گونه بود وضع بسیاری دیگر از ناشران.
طبیعی و بدیهی است كه دولت فعلی، دغدغه اش برای برپایی نمایشگاه كتاب از دولت های قبلی اگر بیشتر نباشد، قطعاً كمتر نیست و بخشی از آنچه كه باید صورت پذیرد، در ظاهر امر از قوه به فعل نیامده و كاستی های امسال رخ نموده است.
این كه رئیس جمهور صراحتاً- ولو به زبان طنز و شوخی- خواستار عدم برگزاری نمایشگاه در مكان فعلی شود و هنوز مركب فرمایشاتش خشك نشده، از سوی شهردار و مقامات فرهنگی وزارت ارشاد این گفته و خواسته رد شود، نشانه چیست؟
دولت می خواهد فضای بهتری را برای این كار- كه باید حتماً صورت پذیرد- اختصاص دهد، اما ابزار لازم را در اختیار ندارد و چنان می شود كه بر مدار پار و پیرار شده است.
از سوی دیگر، امسال شاهد روآوری بیشتر مردم به نمایشگاه كتاب بودیم. ازدحام بیشتر مردم نسبت به سال های قبل و كمبود امكانات و تقلیل آن، طبیعی بود كه بروز مشكلاتی را رقم زند. از حمل و نقل گرفته تا دیگر امور. وقتی در مدت ده یا یازده روز، ۵/۲ تا ۳ میلیون انسان بنا به هر دلیلی كه می خواهیم برشمریم، به منطقه ای هجوم آورند، طبیعی است كه مشكلات تشدید شوند و شكل نمایان تری به خود بگیرند.در این رهگذر، كتاب به مثابه بهانه ای بیش جلوه نمی كند و همگان سعی می كنند از موقعیت به وجود آمده، حداكثر استفاده را ببرند و چه بسا سوءاستفاده كنند. از مینی بوسی كه كرایه اش حداكثر صد تومان است و سه چهار برابر آن را طلب می كند، تا صاحب رستورانی كه برای مدت ده، یازده روز، باید مبلغ سنگینی را برای اجاره بپردازد، و محل درآمد نیز باید مراجعه كنندگان به او باشند و تاوان اجاره سنگین را چه بسا سنگین تر از جیب خود خارج سازند تا اجاره كننده مغبون نشود.
اما كتاب؛ سابقه نشان داده است كه با جابه جایی دولت ها و حاكم شدن نگرش های جدید و متفاوت با گذشته، تا مدتی كتاب دچار نوعی سردرگمی شود و از آنجا كه متولی تام و تمام كتاب، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، ركود و رونق آن نیز طبعاً پیامدهای این جابه جایی ها خواهد بود.
افول شمارگان كتاب در دوران ریاست جمهوری هشت ساله سیدمحمد خاتمی، چه دلایلی می توانست داشته باشد؟ در این دوران و به خصوص در زمان تصدی سیدعطاءالله مهاجرانی بسیاری از كتاب هایی كه در دوران ماقبل آن اجازه و فرصت نشر نیافته بودند به زیور طبع آراسته شدند و به بازار آمدند و در ابتدای وزارت مسجدجامعی نیز روال كار همان بود و در اواخر عمر وزارت وی، قدری در صدور مجوزها تجدیدنظر به عمل آمد و به اصطلاح سخت گیری بیشتری می شد، اما آنچه كه مسلم بود، این بود كه تیراژ كتاب روزبه روز به قهقرا می رفت و دلایل عدیده ای از سوی اهالی كتاب و كتابت ابراز می شد.
وجود یارانه كاغذ موجب افزایش ناشران شده است، ناشران ناوارد به امور كتاب - كه اصطلاحاً گلخانه ای نام نهاده شدند - به بازار كتاب لطمه زده اند، تعداد كتاب فروش ها یك چهارم تا یك پنجم ناشران است، اعتماد مردم به كتاب كم شده است، رقبای كتاب همچون اینترنت و امثالهم سهل و آسان و ارزان قیمت در دسترس مردم هستند، كتاب گران است، كتاب خوب و به موقع توزیع نمی شود، آثار تالیفی درخور مطالعه نیستند و آثار ترجمه شده نیز دچار ممیزی می شوند؛ ممیزی كتاب موجب عدم رغبت به مطالعه شده است، عادت به مطالعه نداریم، سرانه مطالعه در كشورمان به روزی سه، چهار دقیقه می رسد، دغدغه های مردم بیشتر به خوراك ، پوشاك و مسكن معطوف است و مطالعه به مثابه یك ضرورت، در زندگی روزمره آنان جایی ندارد، دولت چون یارانه های كاغذ را می پردازد، خود را به صورت طبیعی متولی امر كتاب می داند، دخالت دولت در این امر زیاد است، تعداد ناشران دولتی بسیار زیاد است و كارهای موازی در زمینه نشر از سوی آنان فراوان صورت می گیرد و این خود لطمه بزرگی به صنعت نشر كشور وارد می كند، انبارهای ناشران دولتی مملو از كتاب های كارشناسی نشده است و حیف و میل بیت المال، موجب اغتشاش در بازار كتاب شده است، ورودی كتاب بیش از خروجی آن است و در جایی كه در كشور فرانسه بین هشتصد تا هزار ناشر فعالیت می كنند، وجود هشت هزار ناشر در ایران چه معنایی دارد؟
عضو كنوانسیون جهانی كپی رایت نیستیم، به همین دلیل جایی در جهان نداریم، در نمایشگاه های خارج از كشور، به دیده احترام به ما نمی نگرند، چرا كه به كپی رایت اعتقادی نداریم، قوانین موجود در كشور حامی مولف نیست، ناشر می تواند در اماكن مسكونی فعالیت كند و مالیات نپردازد، اما كتاب فروش باید مكانش تجاری باشد و تكلیف پرداختن و نپرداختن مالیاتش هنوز مشخص نیست، روابط بر ضوابط در چاپ كتاب حاكم است، قوانین حاكم بر چاپ كتاب شفاف نیست، علایق و سلایق فردی حاكم بر چاپ كتاب است، امنیت لازم در زمینه چاپ كتاب كمتر وجود دارد، كتابی كه ده ها بار چاپ شده است، شاید دیگر اجازه چاپ نگیرد، یك كتاب مشابه، امكان دارد از سوی یك ناشر مجوز دریافت داشته باشد و از سوی ناشر دیگر اجازه چاپ پیدا نكند و این یعنی سردرگمی ناشران و ده ها نكته دیگر همچون آنچه كه ابراز شد، همچون وام و خرید كتاب از سوی معاونت فرهنگی و هیات امنا و دیگر مراكز و دوائر دولتی.
ممیزی كتاب همواره وجود داشته و تنها از شدت و ضعف آن كاسته شده است. گرانی همواره و همیشه در جامعه ما اقشار كم درآمد را آزار داده است. یارانه كاغذ به رغم آنكه از سوی بسیاری از ناشران غیرمفید تشخیص داده شده، اما بیشترین انتفاع را به همین قشر از ناشران در گذشته متوجه ساخته است.
همان قدر كه یارانه كاغذ می توانسته مضر به حال كتاب باشد، وام های سهل الوصول نیز همان كارایی را دارا بوده اند، كدام ناشر قدرتمند را می شناسید كه به سراغ وام نرفته باشد؟
فروش كتاب به هیات امنا و معاونت فرهنگی كافی است اندكی سستی گیرد، فریادها و فغان ها به آسمان می رسد و اگر همین نمایشگاه با مضایقی ناشران را روبه رو سازد، آش و كاسه، همان است كه در مورد یارانه كاغذ و پرداخت وام بوده است، با دست پس می زنیم و با پا پیش می كشیم!
چاپ كتاب، تبعات خاص خود را دارد و این را هر ناشر اهل فنی می داند و با هیچ یك از ابعاد و نكات مثبت و منفی آن بیگانه نیست.
سئوال اساسی اینجا است، چرا به رغم این همه گفته های ضد و نقیض ناشران برای دریافت كاغذ و دیگر امكانات ارزان چاپ مثل فیلم و زینك و وام سر و دست می شكنند و برای قرار گرفتن در مكان بهتری در نمایشگاه از یكدیگر سبقت می گیرند؟ و در هنگامه برگزاری نمایشگاه نیز طبیعی است كه توقعات رخ بنمایند و صد البته املای نانوشته نیز غلط ندارد.
امكانات نمایشگاه محدود و بعضاً ضعیف است. طبیعی است كه عده ای از روابط خاص خود استفاده كنند و از امكانات بهتری بهره ببرند، مگر این امر میان ما غریبه و بیگانه است؟ و مگر ما خودمان در زندگی روزمره از این كار گاه و بی گاه بهره نمی بریم؟ عبارت پارتی بازی از كجا آمده است؟
ترافیك، معضل اصلی مردم تهران است، نمایشگاه آن را تشدید می كند. علت تشدد ما در برابر ترافیك نمایشگاهی، این است كه به كمتر از آن رضایت داده ایم و بیشتر از آن را برنمی تابیم، حال آنكه ترافیك همواره ما را آزار داده است.
نمایشگاه كتاب، هرچه كه می خواهد باشد و از هر منظر و نگاهی كه به آن بنگریم، بزرگترین رویداد فرهنگی كشور است و هر كس كه اهل این وادی است، نمی تواند از كنار آن بی اعتنا بگذرد و همین بهترین دلیل برای این ادعا است.
در طول برگزاری نمایشگاه از عالی ترین مقامات سیاسی و غیرسیاسی كشور گرفته تا نویسندگان و پژوهندگان و مترجمین و نویسندگان و به طور خلاصه اهالی كتاب، حضور در نمایشگاه از مهمترین كارهای آنان است و چه بسیار چهره های آشنا كه در طول روز در نمایشگاه حضور می یابند و این هیچ نیست جز اهمیت به آن.
تكاپوی ناشران برای رساندن كتاب های چاپ اول و تجدیدچاپی و تحرك ادارات مختلف ارشاد برای صدور مجوز، بخش دیگری از اهمیت نمایشگاه است، و خلاصه نمایشگاه محلی می شود از تبادل فكر و فرهنگ گرفته تا فروش بستنی و ساندویچ و نوشابه.
باید به نمایشگاه كتاب كارنامه داد و پیشداوری نیز نكرد و نگرشی نسبی به آن داشت و در كارهای همسنگ آن در دیگر وزارتخانه ها، آن را سنجید.
نمایشگاه كتاب به یقین دارای نكات و نقاط مثبت فراوانی است، آن نقاط و نكات را باید بیابیم و تقویت كنیم. ضرورت جابه جایی نمایشگاه اجتناب ناپذیر است، اما باید مقدور و میسور باشد. تغییر عادات بد در میان مردم، نیاز به فرهنگ سازی دارد و تقویت افكار و كارهای مثبت از راه توسعه فرهنگ میسر است و كتاب سهل الوصول ترین این راه ها است.
فرق ما در میان كشورهای فرادست و فرودست تر از خودمان، فقط در فرهنگ است. با تقویت و توسعه فرهنگ مثبت است كه می توانیم در عرصه جهانی حضوری پررنگ تر داشته باشیم.
نمایشگاه كتاب و روی آوری مردم به مطالعه، در تقویت این امر، جایگاهی انكارناپذیر دارند، همین نمایشگاه را حفظ كنیم، تقویت سازیم و آن گاه نتایج مثبت آن را شاهد باشیم.
نصر الله حدادی
منبع : روزنامه شرق