یکشنبه, ۳ تیر, ۱۴۰۳ / 23 June, 2024
مجله ویستا


آفرینش داستان‌های اساطیری


آفرینش داستان‌های اساطیری
● حضور قصه در دنیای كودك
كودكان سرمایه‌های ارزشمند و سازنده‌ی آینده جامعه هستند و آموزش آنها در چگونگی ساخت و رشد جامعه بسیار موثر است.
از دیرباز تاكنون تاثیر قصه و قصه‌خوانی در روح و روان كودك مشخص و بارز بوده است، به‌طوری كه این تاثیر در جهان كودك یكی از تاثیرات عمیقی است كه در روح و روان كودك باعث می‌شود نیروی هیجان و تخیل برای بهتر زیستن در آنها به حركت درآید.
در گذشته كودكان سراسر دنیا با قصه‌های مادران خود به خواب می‌رفتند و این قصه‌ها نكات مشتركی بود كه بین‌ملل مختلف رد و بدل می‌شد و اهمیت دوران كودكی در زندگی بزرگسالی از گذشته‌های بسیار دور مورد توجه بوده است. غزالی اندیشمند بزرگ قرن پنجم هجری می‌گوید: «باید كودكان و نوجوانان كتاب‌های ساده و سودمند بخوانند تا به راه درستی، راستی و پارسایی هدایت شوند.»
ادبیات گنجینه‌ای است كه قرن‌ها سینه‌به‌سینه از اسطوره تا افسانه را برای ملل مختلف به ارمغان آورده است و هر كدام از این موضوعات با توجه به اهمیت از توجه بیشتری برخوردارند.
از جایی كه ادبیات كودك اعم از شعر و قصه یكی از راه‌های آموزش و پرورش غیرمستقیم است پس باید در نگارش آن به ارزش‌های اصیل انسانی و ارتباط ملل مختلف در جهت رشد و ارتقای فرهنگ به میزان قابل توجهی ارزش گذارده شود.
نویسنده‌ی كودك باید به نكات روان‌شناختی و حضور نكات آموزشی توجه كند. نوشته‌ی كودك باید از هر جهت غنی باشد تا كودك از آن لذت ببرد و تاثیر بسزای آن را در زندگی‌اش حس كند.
از آنجایی كه بزرگ‌ترین وظیفه‌ی هر نسل تعلیم و تربیت نسل‌های آینده است پس ضروری است كه نكات ارزنده و آموزشی جذاب را در داستان به عنوان پل ارتباطی بگنجانیم.
كودكان، پیشگامان آینده هستند و باید عمیقا با فرهنگ گذشتگان آشنا شوند و این آشنایی می‌تواند از راه قصه صورت بگیرد. بی‌تردید برای هماهنگی و ایجاد نظم در حیات ادبیات شناخت منابع اصلی و ریشه‌های اصیل لازم است و به بیان دیگر گذشتگان و اندیشه‌های آنان را باید گامی بدانیم كه راه را به ما نشان می‌دهند. شناخت سنت و آیین‌ها به منظور شناخت بشر یكی از راه‌هایی است كه تاریكی را روشن می‌سازد.
● از اسطوره تا اسطوره
اسطوره به عنوان یكی از نكاتی كه می‌توان از آن در قصه استفاده كرد یكی از مواردی است كه باید به آن توجه شود. اسطوره‌ها، قسمتی از فرهنگ هستند. «اسطوره (Myth) همان واژه‌ای است كه در زبان فرنگی به دو شكل (story) قصه و (History) تاریخ دیده می‌شود. از اینجا می‌توان دریافت در مورد اسطوره دو نوع تلقی وجود دارد. از طرفی آن را افسانه و دروغ و از طرف دیگر حقیقت و تاریخ می‌دانند.
آری،مطالب تاریخی و مذهبی و واقعی با گذشت زمان ظاهر افسانه یافته است. پس اسطوره بیانی است كه ژرف ساخت آن حقیقت و تاریخ (در نظر مردمان باستان) و رو ساخت آن افسانه باشد. اساطیر در مواجهه با حقیقت تبدیل به تاریخ می‌شوند.»
به نوشته‌ی فرهنگ آكسفورد، اسطوره «روایتی صرفا تخیلی است كه معمولا اشخاص، اعمال، یا رویدادهای ماوراء الطبیعی را شامل می‌شود و بعضی از تصورهای متداول مربوط به پدیده‌های طبیعی یا تاریخی را تجسم می‌بخشد.» اسطوره‌ها، الگوهای جهان انسانی هستند و به گونه‌ای رفتارهای انسانی در بسیاری از نگرش‌هایمان برگرفته از آنها هستند.
● ضرورت استفاده از اسطوره
اساطیر طیف وسیعی از نگرش‌هایی هستند كه كمتر خدشه‌ای به آنها وارد می‌شود و متعلق به گذشته‌اند و شیوه‌ی بودن در جهان را آموزش می‌دهند و در زندگی گذشتگان نقش كانون مركزی را به عهده داشته‌اند، اما جهان نوین ما تهی از اسطوره است. حتی گفته شده كه بیماری و دردهای جوامع نو را به درستی می‌توان به نبود اسطوره‌ی مناسب در آنها نسبت داد.
اساطیر طیف وسیعی از نگرش‌هایی هستند كه كمتر خدشه‌ای به آنها وارد می‌شود و متعلق به گذشته‌اند و شیوه‌ی بودن در جهان را آموزش می‌دهند و در زندگی گذشتگان نقش كانون مركزی را به عهده داشته‌اند، اما جهان نوین ما تهی از اسطوره است. حتی گفته شده كه بیماری و دردهای جوامع نو را به درستی می‌توان به نبود اسطوره‌ی مناسب در آنها نسبت داد ...
اسطوره‌ها الگوهای كاملی‌اند كه می‌توانند با محبوبیت همگانی در نگرش عمومی و تفكر جمعی انسانها تاثیرگذار باشند و به كلامی دیگر، اسطوره تاریخ گذشته است كه می‌تواند الگویی برای رفتار انسان فراهم بیاورد و منبع اصلی اسطوره‌ها، الهام است.
نیاز بشر امروز – اعم از كودك- همچون بشر اولیه به اسطوره مبرهن است به تعبیر " آگوست كنت" اسطوره‌ها به دوران ربانی تفكر بشر تعلق دارند هنگامی كه بشر مرحله‌ی تفكر، عقلانی را پایه نگذارده پدیده‌های اطرافش را به نحوی غیرعلمی ادراك می‌كرد. اسطوره‌ها الگویی برای تسلط انسان بر طبیعت است و این میل از ابتدا در انسان وجود داشته و دارد.
حضور اسطوره به عنوان پل ارتباط‌دهنده میان خیال، رویا و واقعیت می‌تواند باعث ایجاد نظام محكم و استواری شود كه اعتقادات انسان بر اساس آن استوار شود و حضور اسطوره در داستان با دانستن ویژگی‌های اسطوره یك نیاز اساسی است.
● رابطه‌ی قصه و اسطوره
وظیفه‌ی قصه، توضیح امور فلسفی، معنوی و آموزشی است كه با رویا و واقعیت كه همان اسطوره است می‌توان آن را به واقع توضیح داد؛ اما انسان امروزی انسانی است كه دیگر اسطوره‌ای در میان ندارد و جهان امروز دیگر جهان اسطوره‌سازی نیست، آدمی‌زاده دیگر یك موجود مافوق طبیعی نیاز ندارد و اختراعات و اطلاعات و ارتباطات همه جزیی از زندگی انسان مدرن شده است. دیگر نمی‌توان به راحتی از پرومته (رب‌النوع آتش)، زهره (رب‌النوع زیبایی،عیش و شادی)، وتان (خدای جنگ) و ... سخنی به میان آورد.
در نگرش‌های جدید فلسفی، انسان امروزی، انسانی است كه به دنبال خودش تا ناكجا آبادش پیش می‌رود، اما او نمی‌داند ناكجا آباد همان زندگی انسان اولیه و نگرش‌های واقعی است.
انسان در مرزهای زندگی تن به اسارت نظامی داده است كه روح و روان، حماسه، اسطوره و ... بین چرخ‌دنده‌های آن خرد شده است.
برای تحلیل حضور اسطوره در قصه‌ می‌توان به این نكته اشاره كرد؛ در جهان فانی و زودگذر كه هر روز مفاهیم جای خود را تغییر می‌دهند هیچ اسطوره‌ای با توجه به مفهوم اسطوره و جایگاهش نمی‌تواند تغییر ماهیت دهد.
اسطوره تلمیحی است كه در خود، استعاره و تشبیه نهفته دارد و برای استفاده از اسطوره در قصه كودك باید تلفیقی از اساطیر كهن و تخیلات امروزی ارایه شود.
لازم است از اسطوره‌ها به شكل ساده، در آفرینش آثار كودكان استفاده كنیم. اگر چه بخواهیم دقیق بگوییم در قصه‌ی كودكان هیچ نام و نشانی از اسطوره نمی‌بینیم و جهان قصه‌ی كودكان را خالی از اسطوره می‌یابیم.
حضور اسطوره در داستان یعنی احیای رفتار انسانی كه با حضور آن خواننده، كودك به تكرار آن به پا می‌خیزد و حركات اسطوره‌ای را تقلید می‌كند.
گروهی علت پیدایش اسطوره را مقابله‌ی انسان با ضعف و ناتوانی‌هایش می‌دانند. این گروه معتقدند انسان در مقابله با خشم طبیعت و با استفاده از تخیل می‌خواهد بر طبیعت و موجودات طبیعی مسلط شود.
اسطوره‌ها گاهی مسایل سخت و پیچیده را با ظرافت و دقت حل می‌كنند و این مساله برای كودكان كه تخیل قوی دارند باعث می‌شود با اسطوره به راحتی ارتباط برقرار كنند در صورتی كه ممكن است این تصورات با منطق امروزی ما قابل درك نباشد، حضور مفاهیمی چون كشمكش، خوبی و بدی، جادو و نیروی مافوق طبیعی، حادثه محوری، تكرار و پایان خوش در بیشتر اسطوره‌ها می‌تواند در نوع نگرش كودكان در برخورد با مشكلات و حل آن موثر باشد.
«اساطیر» عموما با احساسات و عواطف بشری سر و كار دارند و این ارتباط مستقیم می‌تواند در چگونگی واكنش مخاطب به پیرامونش موثر واقع شود.ارتباط افسانه‌ای واقعیت‌ها در اسطوره علل سحرآمیزی آنهاست.
بدی اسطوره‌ای كه متعلق به اهریمن است و مظهر نابودی، بیماری، غم، زشتی، تاریكی و تمامی صفات بد و نابودكننده یكی از اسطوره‌هایی است كه در دنیای كنونی هم می‌توان از آن استفاده كرد و پیروزی اهورامزدا همان قهرمان همیشگی و خیر مطلق یادآور قهرمان محوری است كه كودك در قالب قهرمان از خواندن قصه لذت می‌برد و درك می‌كند خوبی همیشه جاودان است. این نمونه از اسطوره را به راحتی می‌توان در شكلهای مختلف به تصویر كشید. اسطوره‌ها از لحاظ زمان و مكان متعلق به مردمانی هستند كه در هزاره‌های پیشین می‌زیسته‌اند. باید برای استفاده از اسطوره‌ها زمان و مكان مورد استفاده آنها را تغییر داد و طبق سفارش جامعه اسطوره‌های جدیدی با الهام از صور قبلی به وجود آورد. « اسطوره‌ی قهرمان رایج‌ترین و شناخته شده‌ترین اسطوره‌هاست.»
اسطوره تلمیحی ست كه در خود، استعاره و تشبیه نهفته دارد و برای استفاده از اسطوره در قصه كودك بایدتلفیقی از اساطیر كهن و تخیلات امروزی ارایه شود.لازم است ازاسطوره‌ها به شكل ساده، در آفرینش آثار كودكان استفاده كنیم.
با پیروی از اسطوره‌ها كه ریشه‌های اصلی آن قهرمان محوری و پیروی از نیكی و دوری از بدی و پلیدی‌هاست و می‌توان به نمونه‌هایی مانند هری پاتر و چراغ جادو اشاره كرد كه الگوی كاملی از این روش هستند و هری پاتر كودك نقش اول همان قهرمانی است كه همیشه موفق می‌شود و كارهای خاصش را به صورت اسطوره‌ای در ذهن و دل كودكان حك می‌كند و همزاد پنداری خواننده با آن تا حدی است كه تا مدتها جزو پرفروش‌ترین كتابهای سال می‌شود. این نمونه موفق تلفیقی امروزی از اسطوره‌ی گذشتگان با دنیای مدرن است.
از آنجا كه جهان ادبیات ایران جهانی است كه از هر حیث قابلیت‌هایی بسیاری در آن دیده می‌شود و مقوله‌ی اسطوره‌ به مثابه‌ی بخشی از زندگی قسمت اعظم از ادبیات را به خود اختصاص داده مانند- شاهنامه كه از خدای نامه گرفته شده- منبع اصلی رویدادهای اساطیری و حماسی ایران است: پس باید برای درك ماهیت آن در دنیای كنونی از ورای اساطیر آن نمودها و جوهره‌های اصیل را درك و استفاده كرد.
طبق بررسی‌های انجام شده در داستان‌های كنونی ردی از اسطوره‌ها كمتر دیده می‌شود در صورتی كه ادبیات ایران از جهت اسطوره یكی از منابع غنی جهان محسوب می‌شود.
زایش اسطوره در جهان حاضر بر اساس روند درونی و قدیمی چه بسا ممكن و سهل باشد پس بر اساس تحلیل و واكنش اساطیر می‌توان از آنها در قصه‌های كودكان استفاده كرد. پس بنا به سخنی از كلوداستروس كه می‌گوید: «... می‌خواستم نشان دهم كه میان شیوه‌ی اندیشیدن ما و شیوه‌ی اندیشیدن آنانی كه مردمان ابتدایی نامیده می‌شوند، تمایزی وجود ندارد.» باید اسطوره‌ها را منشاء عمل و تاریخ بدانیم و از آنها بهره بجوییم.
زهرا طهماسبی (مهتاب) سال ۱۳۵۷ خورشیدی در كرج به دنیا آمده ؛ دارای مدرك كارشناسی زبان و ادبیات فارسی و تاكنون دوكتاب كودك به چاپ رسانده است . نخستین مجموعه شعرش نیز با نام« از رویاهای كودكی ام » سال ۱۳۸۳ خورشیدی در ایران منتشر شد. وی هم اكنون صفحه ی ادبیات روزنامه ی «اسرار» را در كشور ایران اداره می كند. مقاله« ضرورت استفاده از اسطوره‌ها در كتاب‌های كودكان و نوجوانان؛ آفرینش داستان‌های اساطیری» نوشته اوست.
منابع
۱- انواع ادبی، دكتر سیروس شمیسا، انتشارات فردوسی، چاپ پنجم ۱۳۷۶ ص ۷۱
۲- اسطوره‌های آرتكی و مایایی، كارل توب، ترجمه‌ی عباس مخبر، نشر مركز چاپ اول ۱۳۷۵ ص ۱
۳- ادموندلیچ. لوی استروس، ترجمه‌ی دكتر حمید عنایت. انتشارات خوارزمی ص ۸۵
۴- انسان و سمبول‌هایش/ دكتر كارل گوستاویونگ، دكتر محمود سلطانیه چاپ سوم ۱۳۸۱ ص ۱۶۲
۵- اسطوره. رویا. راز. میرچا الیاده ترجمه‌ی رویا منجم، انتشارات فكر روز چاپ اول ۱۳۷۴ ص ۲۵
۶- افراسیاب در اسطوره و حماسه، زخم عمیق رستم/ محمدرضا محمودزاده، انتشارات كاروان چاپ اول ۱۳۸۴ ص ۱۳.
منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی آتی‌بان