یکشنبه, ۳ تیر, ۱۴۰۳ / 23 June, 2024
مجله ویستا

انسانی که شبیه ماست


انسانی که شبیه ماست
در مقاله‌ی حاضر خواهم کوشید تا به طور مختصر گستره‌ی وسیع نظراتی را بیان نمایم که در پی تکنولوژی شبیه‌سازی – که گوسفندی به نام “دالی” را تولید کرد – در میان برخی عالمان احکام و علوم اسلامی بروز نمود.
اگرچه تکنولوژی شبیه‌سازی که به طور گسترده به آن اشاره شده است، در آثار اسلامی “شبیه‌سازی جنین” را مورد بحث قرار می‌دهد و با این‌که این مقاله به طور خاص به آن پرداخته است، در میان برخی اندیشمندان یک درک افراطی از این تکنولوژی، با توجه به شیوه‌ای که در نوشته‌های علمی مربوط به ژنتیک پدیدار می‌شود، وجود دارد.
به طور کلی “شبیه‌سازی” در سه محدوده مورد استفاده قرار گرفته است:
۲) “شبیه‌سازی مولکولی” مربوط به پژوهش‌های ژنتیکی است که دانشمندان برای آن‌که مواد کافی برای آزمایش کردن داشته باشند، می‌بایست میلیون‌ها کپی یکسان از ژن‌ها در سایز مولکولی فراهم کنند.
۲) “شبیه‌سازی سلولی” مربوط به سلول‌های خاص است که در ردیف‌های سلولی با خصوصیات مشابه تولید شده‌اند تا بر روی تفاوت‌های جزئی در میان آن‌ها مطالعه شود.
۳) “شبیه‌سازی جنین” مربوط به رشد سریع و پیش از موعد جنین است که تولید مثل آن به‌وسیله‌ی پیوند هسته‌ای انجام شده است. این فرآیند عبارت‌ است از بنیاد نهادن هسته از طریق سلول‌های از پیش پیوندزده شده جنینی، در تخمک‌های ناباروری که هسته از آن‌ها جدا شده است که “بلاستومر” نامیده شده است.
این “بلاستومر”ها هستند که قادر خواهند بود یک فرد جدید را تولید نمایند.
اندیشه‌های اخلاقی – قانونی در جهان اسلام تقریباً به طور اختصاصی نگرانی‌هایی را درباره‌ی تکنولوژی شبیه‌سازی مربوط به “جداسازی بلاستومر” یا “شکافت جنین” و “پیوند هسته‌ای” در انسان دارد.
گرچه کاربرد جداسازی بلاستومر جهت پرورش گوسفند در جهان اسلام مورد استفاده قرار گرفته است، در این جا جنبه‌ی مربوط به بازتولید غیرجنسی انسان مطرح می‌باشد که محدودیت‌های مشخص اخلاقی را برای فقیهان افزایش داده است.
در ابتدا باید بگویم علی‌رغم تعدد قرائت‌های مستدل مبنی بر اجتهاد متکی به منابع فقهی در سنت اسلامی، یک اتفاق نظر روی عقاید اخلاقی – قانونی در میان متخصصان مذهبی جهان اسلام در رابطه با شبیه‌سازی انسان وجود دارد.
اکثریت مسلمانان در آمریکای شمالی “سنی” هستند و از یکی از چهار فرقه‌ی به رسمیت شناخته شده و قانونی اهل سنت تبعیت می‌کنند. فرقه شیعیان یک اقلیت در آمریکای شمالی محسوب می‌شوند و اگرچه که عالمان آنان با اهل سنت در شیوه‌ی استدلال اختلاف‌نظر دارند، ولی در نشان دادن چراغ خطر برای شبیه‌سازی انسان با هم‌قطاران سنی خود موافق هستند.
به دنبال موفقیت اخیر در شبیه‌سازی حیوان، علمای برجسته به نمایندگی از مراکز آموزشی مذهبی اهل سنت در خاورمیانه، به ویژه قاهره در مصر، عقاید خود را که هم‌‌اکنون به عنوان یک جایگاه رسمی در این کشور به شماره آورده می‌شود،‌ بیان نموده‌اند.
اصطلاح “عربی” استفاده شده برای این فرآیند، در قانون (شرع) و هم‌چنین در ادبیات ژورنالیستی، نشان از تفکر شایع و درک متداولی دارد که هدف این تکنولوژی به حساب آورده می‌شود. کلمه “استنساخ” به معنای نسخه‌برداری (کپی‌برداری). این برداشت چندان متفاوت از شبیه‌سازی تخیلی که در کتاب دیوید ام رومیک در اواخر دهه‌ی ۷۰ با عنوان “در تصور او: شبیه‌سازی انسان” (فیلادلفیا، لیپینکات، ۱۹۷۸) به تصویر کشیده شد نیست؛ زمانی که “شبیه‌سازی به وسیله‌ی پیوند هسته‌ای” بحث روز در آمریکای شمالی بود.
این مطلب هم‌چنین به دلیل درک رایج از تکثیر انسان است که می‌اندیشد: شبیه‌سازی می‌تواند به دلخواه‌ تولید شود؛ که مفتی مصر، “دکتر نصر فرید واصل” در قاهره به صراحت اعلام کرده است که امکان تکثیر انسان به عنوان یک عمل کفرآمیز و کردار غیراخلاقی، می‌بایست به وسیله‌ی دولت کنترل و مهار شود.
هرچند این جایگاه توسط “یوسف القراداوی” یکی دیگر از فقهای منبع‌گرای مصری مورد تردید واقع شده است. زمانی‌که از او پرسیده شده، آیا شبیه‌سازی، دخالت در آفرینش یا زیر سؤال بردن اراده‌ی حق تعالی است؟ قاطعانه و با اطمینان ابراز کرد: “نه! هیچ‌کس نمی‌تواند اراده‌ی خداوند را زیر سؤال برده یا با آن مقابله کند؛ بنابراین اگر این موضوع به نتیجه‌ی مطلوب رسیده است، پس مطمئناً تحت اراده‌ی پروردگار است. هیچ چیز خلق نمی‌شود مگر آن‌که اراده‌ی خداوند بر خلق آن باشد. مادامی که بشر به این کار ادامه می‌دهد، این خواست و اراده‌ی الهی است. قطعاً ما به دنبال این سؤال نیستیم که آیا این مسأله منطبق با اراده‌ی الهی است؛ ما در جست‌وجوی جواب این سؤال هستیم که آیا این پدیده مشروع است؟
گرچه به مسأله‌ی تکنولوژی شبیه‌سازی، در مباحثات جهان اسلام درباره‌ی “پیوند هسته‌ای سلولی” خواه شامل سلول‌های طبیعی یا سلول‌های زایای اولیه، توجه جدی نشده است؛ اما نگرانی زیادی در مورد تأثیرات اجتماعی و زیست‌شناختی شبیه‌سازی بر روی چارچوب اخلاقی زیربنای اسلام و اساس اجتماعی وجود دارد.
به عنوان مثال، “القراوادی” یک سؤال بنیادی درباره‌ی تأثیرات این تکنولوژی بر زندگی انسان مطرح می‌کند: آیا چنین فرآیندی خواهد توانست در زندگی بشر ناهمگونی ایجاد کند با توجه به این‌که انسان‌ها با افکار نفسانی و بوالهوسی خود، در طبیعت مخلوق خداوند که در آن انسان‌ها را آفریده و زندگی آنان را بر آن بنا نموده است، دخالت کرده‌اند؟
تنها در این زمان است که می‌توان اهمیت موقعیت ایجاد شده توسط امکان شبیه‌سازی یک انسان؛ یعنی تکثیر صورت‌های بی‌شماری از یک شخص را ارزیابی نمود. گویی به و‌سیله‌ی کاغذ کاربن از روی یکدیگر کپی شده‌اند.
این سؤال اخلاقی بنیادین، همان‌طور که “القراوادی” بیان می‌کند، این است که آیا این شیوه در شاکله‌ی یک خانواده که بر مبنای “وجود پدر” و “مادر” پایه‌ریزی شده است، اختلال ایجاد می‌کند؟ تنها در سایه‌ی خانواده است که کودک پرورش می‌یابد تا تبدیل به یک شخص اجتماعی شود.
به علاوه “القراوادی” می‌گوید: نظر به این‌که پروردگار در هر زن و مرد این غریزه را قرار داده که یک فرد را در یک خانواده متولد کند، حال اگر این فرد بتواند به وسیله‌ی شبیه‌سازی خلق شود دیگر چه نیازی به ازدواج خواهد بود؟
چنین شیوه‌ای حتی ممکن است منجر به آن شود که یک زن به یک مرد احساس نیاز نکند. گرچه “القراوادی” این را بیان نمی‌کند، اما با صحبت از دریچه‌ی زیست‌شناختی، مرد ممکن است به یک جنس غیر ضروری و زائد تبدیل شود. ولی زن این‌گونه نیست؛ تا زمانی‌که تخمک و رحم او مورد نیاز باشد.
از این گذشته، چنین عدم تعادلی در طبیعت، موجب فساد در جامعه‌ی انسانی خواهد شد و هم‌جنس‌بازی یعنی روابط نامشروع مرد با مرد و زن با زن را به دنبال خواهد داشت؛ همان‌طور که در برخی کشورهای غربی اتفاق افتاده است.
موضوع دیگری که به وسیله‌ی “القراوادی” بر ضد شبیه‌سازی ارائه داده شده است، مبتنی بر یک نکته قرآنی است درباره‌ی اختلاف میان انسان‌ها به عنوان یکی از نشانه‌های الهی، که بشر را در انواع مختلف و به رنگ‌های گوناگون آفریده است و همین‌طور او را از دیگر حیوانات ممتاز نموده است.
این تنوع و گوناگونی “پرمایه بودن زندگی” را برمی‌تاباند. یک چنین شباهتی از راه تکثیر کردن (کپی)، حتی ممکن است به اشتباهاتی در رابطه‌ی زن و شوهری منجر شود؛ آن‌جا که همسران قادر نخواهند بود شریک زندگی خود را بشناسند؛ این امر نتایج وخیم اجتماعی و اخلاقی به دنبال خواهد داشت.
از نقطه‌نظر سلامتی نیز می‌توان احتمال داد که انسان‌ها از این پس به یک ویروس مشابه مبتلا خواهند شد. “القراوادی” عقیده دارد که این تکنولوژی می‌تواند برای غلبه قطعی بر بیماری‌هایی مانند ناباروری، مورد استفاده قرار گیرد؛ البته تا زمانی که این مسأله به تجاوز به حریم دیگران که پیش‌تر اشاره‌ شد، منجر نگردد.
کامران دوستکام
http://kamrandoostkam.persianblog.ir
نویسنده: عبدالعزیز ساچدینا
برگردان: حامد سلیمانی
منبع: باشگاه اندیشه ۲۶/۶/۱۳۸۲