دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا

آمریکا و جنگ ایران و عراق


آمریکا و جنگ ایران و عراق
جنگ ایران و عراق یكی از بزرگترین تراژدی های انسانی در تاریخ معاصر خاورمیانه است.نزدیك به یك میلیون نفر در این جنگ كشته و هزاران نفر مجروح شدند. میلیون ها نفر هم آواره شده و منابع بسیاری تلف شد.
نیروهای عراقی تهاجم تمام عیاری را در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ بر ضد ایران شروع كردند. پیش از شروع این تهاجم ،درگیری های مرزی وجود داشت. عراق به پیروزی برق آسا بر همسایه ای امید داشت كه به تازگی یك انقلاب را پشت سر گذاشته بود و در انزوا به سر می برد. اما به رغم پیروزی های اولیه عراق، ایرانی ها با بسیج جمعیتی خود مناطق اشغال شده اولیه را آزاد كردند.سرانجام جنگ در ۲۰ اوت ۱۹۸۸ پایان یافت.فرانسه در این جنگ تامین كننده اصلی تسلیحات پیشرفته تكنولوژیك عراق بود تا از منابع مالی خود در این كشور حفاظت كند. شوروی هم به عراق سلاح می داد، البته همزمان برای اعمال نفوذ در هر دو طرف تلاش می كرد. دست كم ده كشور به هر دو طرف این جنگ كمك می كردند. اما فهرست این كشورها بدون نام آمریكا كامل نیست. هدف آمریكا در این میان سود تجاری مثلا از فروش اسلحه نبود بلكه هدف اصلی آن به دست آوردن كنترل منابع نفتی منطقه بود. به همین دلیل پیش از بررسی سیاست آمریكا در جنگ ایران و عراق نگاهی به تاریخچه رابطه آمریكا و نفت مفید خواهد بود.
تاریخچه نفتی
بخش عمده ذخایر نفتی جهان در مناطق محدودی از خلیج فارس واقع شده است.
كمتر از ۴ درصد از مصرف نفت آمریكا از ناحیه خلیج فارس تامین می شود اما براساس آمار رسمی، اروپای غربی و ژاپن وابستگی زیادی به نفت خلیج فارس دارند و بنابراین اگر این منطقه به دست قدرتی متخاصم می افتاد، متحدان آمریكا به زانو درمی آمدند و امنیت آمریكا هم به خطر می افتاد. اما با نگاهی به تاریخ سیاست آمریكا در خلیج فارس می توان دریافت حفاظت از منافع نفتی اروپای غربی و ژاپن هرگز از اهداف اولیه واشنگتن نبوده است.
در دهه ۱۹۲۰ وزارت خارجه آمریكا درپی آن بود كه انگلیس را مجبور كند سهمی از قراردادهای پرسود نفتی خاورمیانه را به شركت های آمریكایی بدهد. سفیر آمریكا در لندن كه اتفاقا رییس شركت نفتی خلیج مكزیك آمریكا بود، مامور شد كه انگلیس را به این كار وادار كند.
در پایان جنگ جهانی دوم وقتی ذخایر نفتی در عربستان یافت شد، وزیر نیروی دریایی جیمز فورستال به وزیر خارجه گفت: «برایم مهم نیست كدام شركت آمریكایی در توسعه این ذخایر عربی حضور داشته باشند، مهم این است كه این شركت آمریكایی باشد.» در آن زمان رقابت اصلی برسر نفت این منطقه میان آمریكا و انگلیس بود.
در سال ۱۹۲۸ دو شركت آمریكایی استاندارد اویل نیوجرسی و موبیل به همراه انگلیس و فرانسه قرارداد «خط قرمز» را امضا كردند كه براساس آن هریك متعهد شدند بدون مشاركت دیگری در توسعه حوزه های نفتی خاورمیانه حضور نداشته باشند. اما بعد از جنگ جهانی دوم این دو شركت آمریكایی (به همراه تگزاكو و استاندارد اویل كالیفرنیا) قراردادهای عربستان را به تنهایی منعقد كردند. وقتی فرانسوی ها و انگلیسی ها شكایت كردند، شركت های آمریكایی به دادگاه گفتند كه آن قرارداد (خط قرمز) ملغی شده؛ چون انحصاری بوده است.
در اوائل دهه ،۱۹۵۰ نفت برای اولین بار به عنوان سلاح سیاسی توسط آمریكا و انگلیس در مقابل ایران استفاده شد. ایران شركت نفت خود را ملی كرده بود و واشنگتن و لندن هم در واكنشی به این اقدام خرید نفت ایران را تحریم كرده اند. این كار اقتصاد ایران را در آستانه فروپاشی قرار داد.
بعد هم سیا كودتایی ترتیب داد كه شاه را در قدرت تحكیم كرد و شركت های آمریكایی ۴۰ درصد از سهام شركت نفت ایران را كه قبل از این صددرصد در اختیار انگلیس بود به دست آوردند.
در سال ۱۹۵۶ سلاح نفت بار دیگر مورد استفاده قرار گرفت و این بار آمریكا از این سلاح در مقابل انگلیس و فرانسه استفاده كرد. وقتی انگلیس و فرانسه به همراه اسراییل به مصر حمله كردند، واشنگتن اعلام كرد نفت آمریكا تا وقتی این دو كشور به عقب نشینی سریع اقدام نكنند، به غرب اروپا نمی رود.
آمریكا مخالف سرنگونی ناصر نبود و همانطور كه آیزنهاور بعدها گفت، «اگر این كار به سرعت انجام می شد واشنگتن آن را می پذیرفت.»
اما عملیات نظامی انگلیس و فرانسه منافع آمریكا در منطقه را تهدید می كرد.
در اكتبر سال ۱۹۶۹ شاه ایران از آمریكا خواست نفت بیشتری از ایران بخرد تا درآمدهای حكومت او افزایش یابد. درخواست شاه رد شد؛ چون همانطور كه یكی از معاونان نیكسون می گوید، بخش عمده سود ناشی از این خرید عاید شركت های غیرآمریكایی می شد. اما خرید نفت عربستان سود بیشتری عاید آمریكا می كرد.
در پایان دهه ۱۹۶۰ بازار بین المللی نفت چهره ای متفاوت از دو دهه قبل از خود گرفت. عرضه محدود شد و تعداد شركت نفتی افزایش یافت و كشورهای تولیدكننده در چارچوب سازمان كشورهای صادركننده نفت، اوپك، كنار هم جمع شدند.
مذاكرات حساس درباره قیمت نفت در سال ۱۹۷۰ بین شركت های آمریكایی و دولت لیبی شروع شد. واشنگتن حمایتی از این شركت ها نكرد و درحقیقت این شركت ها هم تاكید زیادی بر افزایش قیمت ها نداشتند. برای شركت های نفتی قیمت های بالا سودمند بودند و سرمایه گذاری آنها را در كشورهای درحال توسعه رشد می دادند.
در سال ۱۹۷۲ دولت نیكسون از قیمت های بالای نفت حمایت می كرد و استدلال او هم این بود كه قیمت های بالا سود اقتصادی بیشتری عاید آمریكا و البته رقبای صنعتی آن می كند.
كشورهای صنعتی غرب در میان هشدارهایی كه درباره تحریم احتمالی نفت وجود داشت، تشكیل جلسه دادند تا تصمیم بگیرند. آمریكا برای نشان دادن نگرانی خود به همپیمانان غربی پیشنهاد كرد كه منابع نفتی تقسیم شود، اما براساس سهم واردات هر كشور و نه براساس نیازهای كلی انرژی آنها. از آنجا كه آمریكا وابستگی كمتری به واردات داشت، این فرمول به آن معنی بود كه درصورت وقوع تحریم آمریكا كمتر از متحدانش از منابع نفتی محروم می شد.
بعد از اكتبر ۱۹۷۳ جنگ خاورمیانه به وقوع پیوست، اما پیش از تحریم های اعراب مقامات شركت های نفتی آمریكا در نامه ای به نیكسون هشدار دادند كه موضع آمریكا در خاورمیانه باید ترمیم شود.
در اواخر سال ۱۹۷۳ و اوائل ۱۹۷۴ تولیدكنندگان نفتی عرب تولید خود را قطع كردند و آمریكا و هند را به خاطر مواضع طرفدار اسراییل آنها تحریم كردند.
غربی ها خاطراتی از صف های طولانی پمپ بنزین ها و روزهای بحرانی آن دوران به یاد دارند. شركت های نفتی بین المللی كه توزیع و بازاریابی نفت را به صورت انحصاری دراختیار داشتند وارد عمل شدند و درنتیجه كمبود عرضه نفت عربستان برای آمریكا از ناحیه منابع دیگر جبران شد.
آمریكا كه حامی اول اسراییل بود از این تحریم كمترین آسیب را دید.
از ژانویه ۱۹۷۴ تا مارس آن سال مصرف نفت در آمریكا فقط ۵ درصد با كاهش روبه رو شد، این رقم در فرانسه و آلمان غربی ۱۵ درصد بود.
بعد از تحریم متحدان آمریكا تلاش كردند برای قراردادهای نفتی دوجانبه با كشورهای تولیدكننده، خودشان وارد عمل شوند، بدون آنكه به سراغ شركت های نفتی بین المللی بروند. واشنگتن با این تلاش ها مخالف بود؛ چون كامیابی متحدان هیچ گاه نگرانی سیاست گزاران آمریكایی نبوده است.
نگرانی اصلی آمریكا وضعیت متوسط آمریكایی ها هم نبوده است. یكی از مقامات سابق وزارت دفاع آمریكا تخمین زده است كه در سال ۱۹۸۵ به تنهایی هزینه های نظامی خلیج فارس برای مالیات دهندگان آمریكایی ۴۷ میلیارد دلار بوده است.
امنیت داخلی رژیم هایی مثل عربستان تا حد زیادی به خارج و به ویژه به حمایت آمریكا وابسته است. بسیاری از سعودی ها بر این باورند كه در قبال تولید بیش از ظرفیت نفت كشورشان، منافع بلندمدت كشورشان تامین می شود. اما همه دولت ها و حكومت های خاورمیانه حاضر به ا ین كار نیستند. طی بیش از چهل سال درحالی كه شرایط با تغییرات زیادی همراه بوده است، سیاست آمریكا در خلیج فارس یك عامل ثابت داشته است و آن حمایت از نیروهای محافظه كار بومی در قبال جلوگیری از به قدرت رسیدن جنبش های رادیكال مردمی، بدون توجه به هزینه های انسانی این كار بوده است. آمریكا به طور كامل در دستیابی به این هدف موفق نبوده است. در سال ۱۹۷۹ آمریكا متحد اصلی خود را در ایران از دست داد. اما الگوی اصلی و كلی سیاست واشنگتن تغییر نكرده است.
جنگ ایران و عراق
آمریكا روابط دیپلماتیك با هیچ یك از دو كشور عراق و ایران نداشت و در ابتدا بی طرفی خود را در این جنگ اعلام كرد؛ اما درحقیقت نسبت به این جنگ بی تفاوت نبود و بلكه آن را منشا فرصت های جدید برای خود می دید.
نیاز به پول و سلاح بغداد را به رژیم های محافظه كار منطقه و مصر وابسته تر می كرد و درنتیجه سیاست های عراق را متعادل می كرد و باعث بهبود روابط این كشور با كشورهای عرب منطقه می شد. این جنگ همچنین ایران را نیازمند به آمریكا می ساخت. از سوی دیگر ناآرامی در خلیج فارس كشورهای منطقه را بیشتر به آمریكا وابسته می كرد.
وقتی جنگ شروع شد، شوروی كشتی های حامل سلاح خود را روانه عراق كرد، اما یك سال و نیم بعد وقتی عراق در موقعیت تهاجمی تر قرار گرفته بود، از دادن سلاح به این كشور خودداری كرد. در سال ۱۹۸۱ عراق پیام هایی از شوروی دریافت كرد كه حاوی درخواست برای پایان جنگ و عقب نشینی نیروها بود. در همان زمان وزیر خارجه آمریكا در سنای این كشور گفت كه دورنمای بهبود روابط با عراق را پیش بینی می كند. آمریكا هم فروش پنج جت بوئینگ به عراق را تصویب كرد و معاون وزیر خارجه اش را به بغداد فرستاد. آمریكا نام عراق را از فهرست كشورهای حامی تروریسم بین الملل پاك كرد و در سال ۱۹۸۴ دو كشور روابط دیپلماتیك خود را ازسر گرفتند.تهدید شوروی و نیروی استقرار سریع
در همان زمان آمریكا روابط نظامی خود را با دیگر كشورهای عرب منطقه بهبود بخشید و با تاكید بر تهدید شوروی، این كشورها را به ایجاد نیروی استقرار سریع در منطقه فرا خواند. در سال ۱۹۸۰ كارتر دكترین خود را اعلام كرد و گفت: «آمریكا آماده استفاده از نیروی نظامی درصورت نیاز به جلوگیری از اشغال خلیج فارس توسط قدرت های خارجی است.» اما نگرانی حقیقی آمریكا پنج روز بعد وقتی وزیر دفاع وقت آمریكا بیانیه مربوط به برنامه های نظامی خود را اعلام كرد معلوم شد. او گفت كه بزرگترین تهدید توسعه طلبی شوروی نیست بلكه سركشی كنترل نشده جهان سوم است.
وی به صراحت نگفت كه آمریكا در واكنش به تهدیدهای داخلی مثل انقلاب در كشورها مداخله نظامی می كند، اما بعد از ترك مقام خود آنچه را كه در آن زمان نمی توانست به صراحت بگوید بیان كرد: «موضوع قابل توجه و حساس این است كه آیا آمریكا باید برای حفاظت از چاه های نفت در مقابل تهدیدهای داخلی و منطقه ای برنامه ریزی كند یا نه.»
ملاحظه آمریكا در اظهار صریح نیت خود در
این باره و اهمیت چاه های نفت خلیج فارس از دو نكته ناشی می شود. اول اینكه شیخ نشین های منطقه نمی خواهند كه در داخل كشورهایشان وابسته به نیروهای آمریكایی تلقی شوند. دوم اینكه كشورهای خلیج فارس از حرف هایی كه در آمریكا درباره به دست گرفتن كنترل چاه های نفت منطقه زده می شود نگران می شدند.
آنها می دانستند این كار سلاح تحریم را در موقعیتی دیگر از دست این كشورها می گیرد.
باتوجه به این حساسیت ها وزیر دفاع وقت آمریكا به دولت پیشنهاد كرد كه آمریكا باید برنامه هایی را برای مداخله در مقابل كودتاها و تهدیدات دیگر آماده كند، اما از اعلام صریح این سیاست خودداری كند.
دولت كارتر برنامه تشكیل یك نیروی استقرار سریع برای منطقه خلیج فارس را شروع كرد. این طرح تا بعد از حمله شوروی به افغانستان پیشرفت چندانی نداشت .هدف این طرح به گفته مشاور امنیت ملی كارتر كمك به یك دولت دوست درصورت وقوع حمله بود.
در سال ۱۹۸۰ ارتش آمریكا یك تمرین جنگی انجام داد كه موضوع آن حمله فرضی شوروی به ایران بود. ارتش چنین نتیجه گیری كرد كه برای عقب راندن شوروی به ۳۲۵ هزار نیرو نیاز است.
بعد از به قدرت رسیدن ریگان او نظریه خود را به دكترین كارتر اضافه كرد و اعلام كرد كه: اجازه نمی دهیم عربستان سعودی یك ایران دیگر بشود. در دوران ریگان سیا اعلام كرد كه احتمال حمله شوروی به ایران دور و بعید است.
در سال ۱۹۸۲ در سند راهنمای دفاعی پنتاگون آمد كه شوروی ممكن است نیروهایش را تا خلیج فارس گسترش دهد.
براساس این نظریه پایگاه های نظامی آمریكا نه تنها در خاورمیانه كه در سراسر دنیا افزایش یافت و راه برای نفوذ آمریكا كاملا باز شود.
دو راه به تهران
سیاست آمریكا در قبال ایران پیچیده تر بود چون همزمان دو هدف را دنبال می كرد. از یك سو مقامات آمریكا توانایی بالقوه ای برای برنامه مخفیانه نابودكردن حكومت در تهران می دیدند و از سوی دیگر واشنگتن در تلاش برای برقراری رابطه با این حكومت بود.
برای دستیابی به هدف اول سیا از سال ۱۹۸۲ هرماه صدهزار دلار به گروه مقاومت ملی ایران در پاریس به رهبری علی امینی می داد.
در سال ۱۹۸۰ در دولت كارتر، آمریكا پخش برنامه برای ایران از مصر را به هزینه ماهانه ۲۰ تا ۳۰ هزار دلار آغاز كرد.
همزمان با این اقدامات آمریكا هدف دوم را هم دنبال می كرد كه آن تلاش برای برقراری رابطه با حاكمان ایران براساس منافع دو طرف در مبارزه با چپ ها بود.
همانطور كه ریگان بعد از رسوایی ایران كنترا اعلام كرد، «هدف آمریكا یافتن راهی برای بازگرداندن ایران به جای اول خود و در میان خانواده كشورهای دمكراتیك بود.»
جنگ عراق ادامه داشت و در سال ۱۹۸۱ به جنگ نفتكشها كشیده شد. عراق این حملات را شروع كرد و تا سال ۱۹۸۴ ایران به این حملات جواب نمی داد. اما با شدت گرفتن این حملات ایران سرانجام شروع به واكنش نشان دادن كرد.
آمریكا در این جنگ وارد شد و از نفت كشورها در مقابل حملات ایران حفاظت كرد. توجیه آمریكا هم در این سیاست این ادعا بود كه عراق فقط به كشتی های ایران حمله می كند اما ایران كشتی های دیگر را هم هدف می كرد. « همین دلیل وارد این درگیری شد. كویت هم كه تا آن زمان اعلام بی طرفی كرده بود وارد درگیری شد و بنادر خود را بر روی محموله های تسلیحاتی گشود كه از طریق زمینی به عراق منتقل می شد. این ادعای آمریكا كه عراق فقط به كشتی های ایرانی حمله می كند درست نبود چون هفت كشتی عربستان در این حملات آسیب دید. عراق بخش هایی از آب ایران را منطقه خارج از جنگ خوانده بود اما به گفته كارشناسان قانون بین الملل این اقدام عراق شبیه شیوه كاری آلمان ها در جنگ جهانی دوم است و منطقی ندارد.
آمریكا نیروی دریایی خود را در آب های خلیج فارس با نام و عنوان نیروی حافظ صلح مستقر كرده بود، اما همانطور كه« گری سیك »مقام سابق شورای امنیت ملی آمریكا در امور ایران می گوید، نیروی دریایی آمریكا آرایش تهاجمی داشتند و به صورت تحریك آمیز عمل می كردند. براساس گزارش های كنگره، مقامات همه كشورهای خلیج فارس به این كار تحریك كننده آمریكا در منطقه انتقاد داشتند. حضور آمریكایی ها تلفات جانی برای غیرنظامیان بی گناه به همراه داشت. در نوامبر ۱۹۸۷ یك كشتی آمریكایی در شب به سوی یك قایق با این تصور كه این قایق یك قایق سرعتی ایران است، شلیك كرد این تنش ها در خلیج فارس همچنان به تحقق هدف مهم آمریكا در منطقه كمك می كرد و كشورهای خلیج فارس را به افزایش همكاری نظامی با آمریكا سوق می داد.
بی اعتنایی و دیپلماسی
آرایش تهاجمی نیروی دریایی آمریكا در خلیج فارس با انتقاد چندانی در رسانه های داخلی این كشور روبه رو نشد. نویسندگان مطبوعاتی آمریكا می گفتند كه آمریكا در جنگ عراق و ایران به سوی عراق متمایل شد اما این چرخش با نیت خیر و در چارچوب استراتژی دستیابی به صلح صورت گرفته بود. نیویورك تایمز در این باره نوشت:« اكنون واشنگتن سیاست همه جانبه مهار ایران را به خوبی انجام داده است.»
سیاست و استدلال واشنگتن در این جنگ آن بود كه ایران مانع اصلی صلح است. درحالی كه حقیقت چیز دیگری است.
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ وقتی عراق به ایران حمله كرد، شورای امنیت سازمان ملل چهار روز برای تشكیل جلسه در این باره تعلل كرد.
در ۲۸ سپتامبر این شورا قطعنامه ای صادر كرد كه در آن پایان این جنگ خواسته شده بود، اما حمله عراق محكوم نشده بود و درخواستی هم برای بازگشت نیروهای عراقی به مرزهای شناخته شده بین المللی صورت نگرفته بود.
ایران این قطعنامه را یك طرفه خواند و آن را رد كرد. چند جلسه بی نتیجه دیگر در شورای امنیت برگزار شد و بعد تا جولای سال ۱۹۸۲ جلسه ای برگزار نشد.
چند مورد میانجیگری از سوی طرف سوم صورت گرفت كه اولین آن از سوی« اولاف پالمه »به نمایندگی از دبیركل سازمان ملل بود.
در سال ۱۹۸۲ میانجیگری دیگری از سوی دولت الجزایر صورت گرفت.
شورای امنیت درباره سلاح های شیمیایی و استفاده از آن در این جنگ قطعنامه ای صادر كرد. آمریكا استفاده از این سلاح ها را محكوم می كرد اما از هرگونه اقدام شورای امنیت بر ضد عراق جلوگیری می كرد.
سه ماه بعد از پایان جنگ ایران و عراق، معاون وزیر نیروی دریایی آمریكا ابراز امیدواری كرد كه نتیجه عملیات آمریكا در خلیج فارس، بی میلی آمریكایی به حضور نیروی نظامی آمریكا در درگیری های كشورهای جهان سوم در مواقع حساس را كم كند.
برای واشنگتن« مواقع حساس » به معنی به خطرافتادن منافع اقتصادی و نظامی و شركت های نفتی خود است.
منبع: Zmagazin
مترجم :نیلوفر قدیری
منبع : روزنامه همشهری