یکشنبه, ۳ تیر, ۱۴۰۳ / 23 June, 2024
مجله ویستا

نگاهی اجمالی به رویدادهای سیاسی جهان در سال ۸۵


نگاهی اجمالی به رویدادهای سیاسی جهان در سال ۸۵
سالی كه برگه های پایانی تقویم آن را ورق زدیم، آنقدر حوادث شگفت و نوپدید درسینه ثبت كرده است كه به جرأت می توان گفت نقطه عطف جهان فردا به حساب می آید. كم نبودند وقایع مهم و بنیان كنی كه سال ۸۵ را به یادها سپردند.
از دریچه دوربین عكاسان و وقایع نگاران « تایم» اگر به روزهای سپری شده نگاه افكنیم سال ۸۵ نیز سزاوار آن است كه همچنان نام سه گانه ؛ « جنگ ،نفت وسال مسلمانان » به خود گیرد. دست كم دردفتر خبرنگاران ، امسال این سه واژه بیش از همه كلمات وعبارات تكرار شد. به روایت دیپلمات ها هم اگر رجوع كنیم تصویر سال كهنه چیزی بیش از این نخواهدبود چه آنكه هر واقعه از وقایع بزرگ این سال ، سرچشمه در یكی از این سه موضوع دارد.
« انرژی ونفت » ، محورحوادث سال ۸۵ است زیرا دوجنگ بزرگی كه درحوالی كانون هیدروكربن جهان آغازشدهنوز شعله هایش دردوسوی خاورمیانه زبانه می كشد. «مسلمانان» دركانون وقایع سال هستند چون اولاً سرزمین وزادگاه آنان هنوزمیدان نزاع ورقابت های جهانی است ثانیاً اغلب جنبش های شگفت این سال با اراده آنان رقم خورده است.
بالاخره «جنگ» حكایت هر روز این سال بود. همه ما درفضای سربی ودرمیان خشم وخشونت ،لحظه های جانكاهی را با شهروندان مظلوم عراق ، افغانستان وفلسطین سپری كردیم. گردش چرخ سیاست جهانی همچنان به دست كسانی بود كه اشتهای سیری ناپذیری برای ادامه این كارزار خونین داشتند،نه آه و ناله كودكان وزنان عراقی وجدان خفته آنان را به خود آورد ونه هشداروتحذیرعالمان و عقلای سیاست توانست افساری بر اسب سركش قدرت طلبی آنان باشد. از بام خاورمیانه اگربه سیر حوادث بنگریم جهان همچنان آشفته وسرگردان است ودنیای رسته ا ز بند كمونیسم هنوزدرتب دوران گذارمی سوزد و سهم وقسمت ملت های خاورمیانه نیزازاین دوران، جنگ است وبحران.
● تولد در میدان
اما كمی آن سوی میدان جنگ ،جهان حوادث دیگری از جنس زیستن وامید تجربه كرد. صدای پای جنبش های تازه درگوش هاطنین افكندكه نوید یك بیداری وآگاهی سیاسی را همراه داشت.
سال ۸۵كه به نیمه رسیدنخستین میوه های این نهال بیداری به بارنشست. مخالفان جنگ ومخالفان سیاست سلطه به پیروزی های تازه در عرصه های سیاسی دست یافتند . خط شكن این پیروزی ها، جنبش های تازه نفس آمریكای لاتین بودند. هنوز كاخ سفیداز شوك سقوط متحدان خود خلاص نشده بود كه هفتم نوامبر ازراه رسید ونومحافظه كاران این بار بزرگترین ضربه سیاسی را درخانه وموطن خویش دریافت كردند. رأی مردم آمریكادرانتخابات كنگره درنظر همه یك پیام داشت كه جنگ عراق و افغانستان مشروعیت خود را ازدست داده وافكارعمومی این كشور برشكست بوش مهرتأیید زده اند.
امااین، تمام حكایت ناكامی نومحافظه كاران در سال ۸۵ نبود هنوزموج غافلگیركننده ای از حوادث درخود خاورمیانه درراه بود. متحدان آمریكا درجایی كه همه آن را قلب جهان می شناسند با شكست های سهمگین تر ازهفتم نوامبرروبروشدند.
برای نخستین بار اسرائیل جنگ ۳۳ روزه رابه جنبشی تازه نفس باخت. به تعبیر تحلیلگر سی ان ان این یك سونامی برای كاخ سفید بود. تأثیرات پیروزی بی سابقه حزب الله به تغییرمعادلات داخل لبنان محدود نماند كه كفه توازن قدرت رادركل خاورمیانه به سود جبهه مقاومت دگرگون ساخت. سیدحسن درمیان نگاه بهت زده اعراب ، اعتماد به نفس وباور پیروزی را به اردوی ازهم گسیخته امرای عرب بازگرداند.درگرمای این پیروزی ، سوریه نفس راحتی كشید، حماس سد حصر وانزوا را شكست واسلام گرایان به پیروزی های تازه ازجمله درانتخابات بحرین دست یافتند. با این رشته حوادث ، دو رشته نزاع آغازشد.
نزاعی در درون نظام سیاسی اسرائیل وآمریكاكه درتل آویو «دان حالوتس» قربانی اصلی این شكست شد ونزاع دوم بویژه درپایان سال ۸۵ خودبه جریان افتاد كه صحنه تازه ای از یك رویارویی میان مخالفان وموافقان سیاست جهانی آمریكابه نمایش گذاشت.
● خاورمیانه جدید بی خبر از راه رسید
خاورمیانه كه تمام ایام چهار سال پس از سقوط صدام را درجنگ به سربرده است درنیمه پایانی سال ۸۵ ، به محور ومداردیپلماسی تبدیل شد. فقط كاندولیزا رایس نبودكه بخش غالب ساعات كاری خود را دراین منطقه به مذاكره ونشست گذراندكه نمایندگان ودیپلمات های همه دولت ها وبازیگران جهانی راهی این منطقه شدند،چنانكه روسیه وشخص پوتین واردگود مذاكرات خاورمیانه شد اروپا برای پیداكردن نقشی نو، دست وپا زد وسازمان ملل زیر فشارافكارعمومی كوشید باانعكاس اخبار تجاوزات اسرائیل قدری از باراتهام تماشاچی بودن بكاهد.
زمان چندانی نكشیدكه شكست دردو جنگ بزرگ منطقه گردونه دیپلماسی خاورمیانه را كه شاید سه دهه برمحوراراده یك بازیگر می چرخید ، دگرگون ساخت. همان خاورمیانه ای كه آمریكایی ها آن را حوزه انحصاری خود خوانده بودندبه حضور بازیگران جدید آغوش گشود.
درسوی دیگر ، گوی ومیدان دراختیار گروههایی قرارگرفت كه سال ها از صحنه معادلات بركناربودند. این گرو هها از لبنان تا فلسطین یك نام وشناسنامه داشتندبه نام « مقاومت.»
به این ترتیب درسال جدید همه چیز درخاورمیانه زیرورو شد وهیچ نقطه ای درجغرافیای منطقه نبودكه ردپای تغییر به آنجا نرسد.
شاید دورافتاده ترین نقطه دربرابراین سیلاب حوادث كشور یمن بود كه آن هم باتهاجم نظامی حكومت عبدالله صالح به شیعیان به گود نزاع كشیده شد. اكنون سیمای خاورمیانه درنگاه همه تغییر یافته است وبه عبارتی خاورمیانه نوین بدون آنكه خیلی ها باخبرباشند متولد شده است. اگرتوقف طرح خاورمیانه نوین درسال پیش وسال های پیشترفقط یك معما یاگمانه زنی بود ، درسال جدید به واقعیتی غیرقابل انكار تبدیل شد.
بدون شك ، سرگذشت سال پوست اندازی خاورمیانه از زبان تحلیلگران داخل آمریكاشنیدنی خواهد بود. ازمیان تحلیلگران پرشمارغربی كه دراین باره سخن هاگفته وسرمقاله ها نگاشته اند شاید گزارش رسانه پرآواز آمریكایی یعنی « فارن افیرز » بیشتر در یادها مانده است . ریچاردهاس برای مقاله جنجالی خود ، عنوان «پایان عصر آمریكادرخاورمیانه» را برگزید.
اومدارك وشواهد فراوان برای این ادعای خویش اقامه كرد و نوشت كه خاورمیانه نوین دیگر علاقه چندانی به آمریكا و انگلیس كه می توانند بخشی از این عصرها باشند ، ندارد ویا این علاقه به حداقل خود رسیده است. پس ازاعلام این نظریه ،آوار نقد وشماتت بودكه به سمت كاخ سفید راه افتاد؛ دهها وبلكه صدها مقاله وتحلیل بر رسانه های آمریكانقش بست كه از تولد خاورمیانه جدید برمحورگریز ازنفوذ آمریكا سخن راندند.
فقط كافی است به فهرست نظر سنجی هایی كه از شهروندان عرب ومسلمان منطقه درباره موقعیت بوش وآمریكا شده بود نگاه شود، نتیجه بدست آمده ازاین همه نظرخواهی یكسان بود: « بوش منفورترین چهره برای مردم منطقه وضریب احساسات ضدآمریكایی در منطقه درحد انفجارآمیزی روبه بالا رفتن است.»
شاید این جا تاریخ هم یكی از طنزهای خود را تكراركردكه ماشین جنگی ودستگاه دیپلماسی آمریكا كه با هدف تبدیل عراق به پایگاه فرماندهی آمریكا وارد این كشورشده بودند درباتلاق عراق متوقف شدیا به تعبیریك كارشناس آمریكایی ،جنگ عراق ،جنگی بود كه «عصر آمریكایی» به آن نیاز داشت تا بتواند شروع شود اما جنگ دوم در ۲۰۰۳ جنگی بود كه پایان این عصر را رقم زد.
اما هرچه سال به پایان خود نزدیك شد دشواری های تازه ای پیش پای آمریكا گشوده شدولحظه ای رسید كه به تعبیر نویسنده « نیوزویك » تقریباً همه بازیگران منطقه ای ، بوش راتنها گذاشتند.
یكی از این عوامل ، از دست رفتن پروژه سازش خاورمیانه بود. سال ها بودكه آمریكااز این امتیاز یاكارت بازی منحصر به فردبرخورداربودكه تنها پل ارتباطی دو سویه میان اعراب و اسرائیل بود وازاین بابت فراوان بهره می جست و به خود می بالید.
اما تولیت آمریكا وسرقفلی آن برمنازعه اعراب واسرائیل از ژوئیه ۲۰۰۵ بهم خورد . از این پس عواملی چون: حماسی كه در حال پیشرفت روزافزون بود، ضعف جانشینان یاسر عرفات، و سیاست یك سویه واختناق آلوداسرائیل همه دست به دست هم دادند تا آمریكا تبدیل به عنصری غیرمؤثر در خاورمیانه شود؛ شوك بزرگی برای دولت بوش كه پس از شكست درعراق هنوز به این كارت بازی چشم دوخته بود .
اما درایام عسرتی كه گریبان آمریكارادرخاورمیانه گرفت ایالت متحده سومین ضربه را ازناحیه متحدین سنتی دریافت كرد،رژیم های عرب ،به عنوان مهم ترین تكیه گاه كاخ سفید،درچند رویارویی انتخاباتی ازجمله دربحرین ویا پیش از آن مصر ، بازی را به حریف مبارز تازه نفس واگذاركردند.
شهروندان خاورمیانه امسال هم درچند نقطه با مسأله انتخاب دوجریان روبرو شدند . رهبران وجناح های محافظه كارسنتی كه درپی حفظ وضع موجودند و نیروهای تازه نفس. بسیاری از مردم منطقه گزینه دوم را انتخاب كردند و رأی شان را درسبد كسانی ریختند كه امروزشبكه اسلامگرایان را از شمال آفریقا تا آسیای مركز ی شكل می دهند. در این انتخاب ها كه هركدام گروهی را درهرم حكومت این كشورها نشاند ، یك عامل جدید به عنوان فاكتورتازه درتحولات منطقه واردمیدان می شود وآن «اسلام »است .
چنانكه گزارشگران حاضر درصحنه غرب ، روایت می كنند اكنون زوال نفوذ دیرین شاهزادگان و امرا دراین انتخابات ناشی ازاین بودكه آنها محاسبه دقیقی از تأثیرات این عامل درمیدان انتخابات نداشتند. پیدابودكه با نقش آفرینی حركت جدیدی به نام اسلام ، دوران كارایی اندیشه های ناسیونالیسم و سوسیالیسم عربی به سرآمده است.
جنبشی كه استواربرتعالیم اسلام به صحنه آمد درهر سرزمین اسلامی ، نمایی متفاوت گرفت اما همه شعبه ونحله های اسلامی دراین برهه ازیك سرچشمه تغذیه شده اند . هنوز منشأ اصلی همه خیزش ها مسأله فلسطین خوانده می شود ومسأله قدس برتارك همه الگوهای الهام بخش مبارزه ایستاده است. تأثیرا ت این جنبش ازآنروست كه هم نماد حق كشی است و هم مصداق بارز جبهه خیروشراست. پس بی سبب نیست كه تحلیلگران ، شناسنامه همه جنبش های دیروزوامروزخاورمیانه رابه زمان اشغال فلسطین یعنی ۱۹۴۸ برمی گردانند.● جهان در برابر نومحافظه كاران
از واقعه ۱۱ سپتامبرتاكنون دماسنج افكارعمومی جهان با سیاست نومحافظه كاران تنظیم شده است. پدیده نفی جنگ كه درایام وسال ها ی گذشته صورتی پراكنده وغیر مؤثر داشت درسال ۸۵ شكل وشمایل یك جنبش را پیدا كرد . جنبشی كه دست كم درعصركنونی نمونه آن كمتر تجربه شده است.
با هرگامی كه نومحافظه كاران رو به جلو برمی داشتندبنیادهای صلح درعراق بیشتر به خطر افتاد. تضادی كه در چنین فضای فاجعه باری رخ می نمایاند قابل پیش بینی است : بوش وجامعه بین المللی دومسیر متفاوت را می پیمایند وعجیب است كه نومحافظه كاران گوش برشنیدن همه صداها می بندند. اما بالاخره روزموعود فرا می رسد.
آرایی كه شهروندان آمریكا درهفتم نوامبر به صندوق های رای ریختند چیزی نبودكه كاخ سفیدآن را به حساب خرده نارضایتی مردم ازحكومت درآمریكا بگذارد.همه چیز واضح و روشن از پیش اعلام شده بود انتخابات هفتم نوامبر رفراندومی برای تأیید یا رد تفكرجهانی حاكمان كاخ سفیدبود.
اما اتفاقی كه درعرصه انتخابات آمریكارخ نمود با وقایع دیگری پیش وپس ازخودپیوندخورد.
به عبارتی مقدمات رویگردانی از نومحافظه كاران از قبل فراهم بود . فقط یك جرقه لازم داشت تااین آتش اعتراض نمادین برضد آنان شعله ور شود واین جرقه را ارتش آمریكافراهم كرد. موج اعتراض زمانی كاخ سفید را احاطه كرد كه نخستین نشانه بن بست در عملیات بوش ومتحدین اش درعراق وافغانستان نمایان شد. همه دریافتندكه جنگی كه فرمانده آن وعده قطعی پیروزی درآن داده بود وبا این قطعیت همه منابع كشور را روانه آن ساخته بود سرازبن بست درآورده است. با فزونی تابوت نظامیان كشته شده آمریكا درعراق ، افكارعمومی این كشوربه سمت یك رویارویی رفت .
۸ آبان هزاران تن از مردم شهرهای مهم ایالتهای آمریكا درتجمعی به نشانه اعتراض به جنگ عراق خیابان های آمریكا را به میدان نمایش اراده سیاسی خویش تبدیل می كنند . جالب است كه این اتفاق درست یكماه قبل از انتخابات كنگره شكل می گیرد.
جالب است كه درهمان روز دركشور شریك سیاسی بوش نیزمردم كانادا با برپایی تظاهراتی گسترده در ۳۰ شهر این كشور خواستار عقب نشینی هر چه سریع تر نیروهایشان از افغانستان می شوند.
واشنگتن فقط زمانی این قضیه را جدی می گیرد كه این موج مخالفت از اردوی متحدان درجه اول آمریكابرمی خیزد. درژاپن وكره قوی ترین نیروی مخالفان آمریكا شكل می گیرد . همزمان با تظاهرات مردمی ژاپنی ها،برای نخستین بارپایگاه نظامی آمریكا موردحمله قرارمی گیرد كه درصدای مهیب این بمب ها مقام های واشنگتن آثارضربه را حس می كنند . اما قضیه به اینجا ختم نمی شود . وزیر دفاع ژاپن درسخنانی كه بسیاری آن را، تفكر جمعی دولتمردان این كشو رتلقی كردند اساس جنگ بوش درعراق رازیر سؤال می برد.
همه چیز درحوالی مراكز نظامی آمریكا دراین نقطه، حكایت از یك اتفاق دارد . روزنامه « آساهی شیمبون » نتیجه یك نظرسنجی را منتشر می كندكه دلیلی است براین كه ژاپن دیگر حاضر به گوشه گیری درحوزه امنیتی نیست و اهمیت این مسأله تا جایی است كه شینزو آبه نخست وزیر ژاپن خواستار بازنگری در قوانین و طرح هایی است كه بر لزوم تقویت احساسات میهن پرستانه در ژاپن تأكید می كند.
اروپایی ها نیز پیام انتخابات كنگره را به نحو احسن پیگیری می كنند. ۲۰عضو سوسیالیست پارلمان اروپا از نتایج انتخابات آمریكا به عنوان آغازی برای پایان دادن به شش سال كابوس جهان یاد كردند.
دراین حال سولانا به عنوان مقام ارشدسیاست خارجی اروپامی گوید: « با استعفای رامسفلد ، شاهد بروز تغییرات در عملیات نظامی آمریكا در عراق خواهیم بود.» نخست وزیر اسپانیا ایده هموطن دیپلمات خود را با این جمله همراهی می كند: « باید پذیرفت كه مداخله نظامی در عراق یك اشتباه بود.»
بالاخره صریح ترین رفتارمبارزاتی رادراین وادی ماسیمو دالماداشت. او می گوید: نتایج انتخابات آمریكا نشان می دهد كه دوران یكجانبه گرایی در جهان پایان یافته است. اما درایجاداین نهضت ضدجنگ نبایدازنقش یك گروه دیگر غافل ماند وآن رسانه ها هستند كه به غیراز مقطع اول جنگ عراق كه ارتش بوش راهمراهی كردند درادامه مسیر، به بزرگترین منتقدان سیاست یكجانبه گرایی تبدیل می شوند . آنها هیچ روزی رادر سال ۸۵ بی خبر ازصحنه ها ی جنگ وبدون نقد سیاست كارگردانان آن سپری نكردند. شاید آنچه برقلم تحلیلگران اشپیگل درفردای بركناری طراحان جنگ جاری شد مشتی ازاین خروار باشد .
مجله اشپیگل مقاله خود را با عنوان «خداحافظ، كله شق ها» به استعفای «جان بولتون» سفیر آمریكا در سازمان ملل اختصاص داد و نوشت: نومحافظه كاران آمریكا به آخر خط رسیده اند.
او افزود: « ولفوویتس نمونه ای از زرنگی و نادانی در كنار هم و یا همزیستی عقل و ساده لوحی در یك فرد بود.» اشپیگل نوشت: « ولفوویتس نخستین سیاستمدار از میان نومحافظه كاران بود كه بركنار شد.» این مجله رامسفلد راهم بی نصیب نگذاشت و نوشت:« از جمله لطیفه های مربوط به ماجراجویی نومحافظه كاران این است كه رامسفلد دو روز قبل از استعفا به فكر افتاد تا طرح های خود را برای عراق تغییر دهد و چنین به نظر می رسد كه رامسفلد قبل از آن فرصت و وقت برای این امر نداشته است.»
به هرحال ، نومحافظه كاران و عراق، واژه ای است كه از آن گرایش ضد آمریكایی پیدا شده است واین واقعیت را بیش ازدیگران خود كاخ سفید درجنبش خودجوش صلح فهمیده است. وقتی كه درچله زمستان یعنی۲۱دی حمله نظامی آمریكا به سومالی كه به بهانه پیگرد عناصر القاعده آغاز شد؛ موجی از انتقادهای جامعه بین المللی را به دنبال داشت.تا جایی كه بان كی مون دبیر كل سازمان ملل متحد از پیامدهای این دخالت و احتمال تشدید دامنه درگیری ها به سبب مداخله نظامی آمریكا ابراز نگرانی كرد. اینجانیزدالما وارد میدان شد و مخالفت قاطع كشورش را با یكجانبه گرایی آمریكا و دخالت نظامی این كشور در سومالی اعلام كرد.
● گام هایی درمسیرعدالت
برصفحات دفترسال ۸۵ وقایع نوینی هم ثبت شد كه هم به دلیل تازگی آنان وهم به دلیل بارانسانی شان می توانند كورسوی روشنایی درفضای تیره جهان باشند. این وقایع درحقیقت مجموعه ای ازواكنش های دولت هاویا شخصیت های نام آشنا بود كه به هردلیلی در مواجهه با موارد نقض انسانیت وشكستن حریم های اخلاقی بانگ اعتراض برآوردند.
سیاستمدارانی كه برای همراه شدن با افكارعمومی سكوت خویش راشكستند ویا حقیقت را برمصلحت برتری بخشیدند ، ازاین دست بود . اعتراض ها در پنجمین سال فعالیت بازداشتگاه گوانتانامو،واینكه رهبران سیاسی جهان و محافل حقوق بشری به طور گسترده خواستار برچیدن این زندان شدند.
مدافعان حقوق بشر و آزادیهای مدنی در انگلیس با برپایی تظاهراتی در برابر سفارت آمریكا در لندن خواستار تعطیلی بازداشتگاه غیر قانونی «گوانتانامو» شدند. كیت آلن مدیر سازمان عفو بین الملل در بیانیه ای به مناسبت پنجمین سالگرد راه اندازی زندان گوانتانامو، رفتار دولت انگلیس در بی اعتنایی به سرنوشت افراد دارای اقامت این كشور در گوانتانامو را «بی شرمانه» توصیف كرد. اما شنیدنی ترازاین ها مواضع ولادیمیر پوتین بودكه در نشست شورای كمك به توسعه جامعه مدنی و حقوق بشر روسیه در مسكو گفت: « پنج سال است در این بازداشتگاه افراد بدون محاكمه و تحقیق به سر می برند، اما هر زندانی كه از بازداشتگاه گوانتانامو آزاد شده و در نظام قضایی كشورش محاكمه شده، تبرئه شده است. »
دومین گام روشنگرانه دررابطه با فلسطین رخ نمود ، آن هم با دوواقعه: برای نخستین بار باب بسته نقد اسرائیل درآمریكارسماً گشوده شد. آن هم به دست یك رئیس جمهور سابق آمریكا . این حركت به اندازه كافی تبعات داشت كه درشماررویدادهای مهم ۸۵ قرارگیرد. كارتربا كتاب «فلسطین، صلح نه آپارتاید» خود، یك اتفاق بی سابقه را به ثبت رساند.او یك تابوشكنی كرده ودر حریم ممنوعه ای وارد شد كه حتی رسانه ها واصحاب اطلاع رسانی آمریكا از ورود در آن هراس دارند. اهمیت حركت كارتر دراین بودكه با ذكر دهها نمونه عینی پرده ازصورت آپارتاید صهیونیستها كنار زدودركنارآن خیانت كاخ سفید به تعهدات صلح جویانه راعیان ساخت.
محسن آذری
منبع : روزنامه ایران