یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا

سکانس های پایانی یک هنرپیشه


سکانس های پایانی یک هنرپیشه
پیراهن قرمز را به تن كرده بود و سعی می كرد محكم و باروحیه باشد. دو روز وحشتناك و سخت را پشت سر گذاشته بود و حالا موقع برگشتن به شرایط عادی بود. صورتش را تر و تمیز اصلاح كرده و سرتاپا نو پوشیده بود. سوت را یك بار دور انگشت اش چرخاند و بعد یك فوت شدید...
عصر سه شنبه همه منتظر دیدن چهره تیم ملی بعد از یكشنبه تلخ نورنبرگ بودند. اول قرار بود تمرین ساعت سه بعدازظهر باشد اما بعد گفتند كه سه ساعت عقب تر رفته است. كاملاً مشخص بود كه جذاب ترین چهره تمرین برانكو است و قاعدتاً همه به نوعی سعی داشتند واكنش های سرمربی را خوب زیر نظر بگیرند. متهم ردیف اول شكست در برابر مكزیك كه همزمان در تهران چند باری در ذهن هواداران تیم ملی محاكمه شده بود می دانست كه باید با روزهای قبل تفاوت داشته باشد. برانكو و بازیكنان و حتی مرد سرسختی مثل دادكان همگی سعی داشتند با رسانه ها گرم تر و مهربان تر از بقیه باشند. این اتفاق حتی برای علی دایی هم افتاده بود و همگی دیدند كه در گفت وگو با گزارشگران تلویزیونی و برخورد با بعضی از هواداران نرم خو و آرام است.
برای برانكو البته تفاوت هایی هم وجود داشت. او را چند نفر خارج از گروه پرتعداد خبرنگاران و هواداران تیم ملی هم كنترل می كردند. بیش از همه همسر و دختر برانكو این چند روز سعی كرده اند كه پشت سرپرست خانواده باشند. دختر برانكو در تمرین سه شنبه تقریباً تمام مدت تمرین به صورت ایستاده پدر را نگاه كرد، در حالی كه در چشم هایش نگرانی موج می زد. دخترك كه بیماری قلبی مزمنی سال های سال است او را رنج می دهد، درد خود را فراموش كرده بود و می ترسید نكند این همه فشار پدر را از پای درآورد. در كنار او همسر برانكو هم حضور داشت. بانو ایوانكوویچ از فاصله ای دورتر و نشسته به شوهرش نگاه می كرد، ظاهراً می دانست كه این روزها هم می گذرد و سختی ها به پایان می رسد. او پس از پایان بازی با مكزیك حتی به شوخی و طعنه به رفقای برانكو گفته بود كه مگر او مربیگری هم بلد است و فوتبال را می شناسد؟!
سرمربی قرمزپوش تیم ملی البته چشم های دیگری را هم نگران ساخته بود. دو فیلمساز جوان كه مدت ها است روی پروژه فیلم مستند زندگی برانكو كار می كنند و مدت ها است كه به كاراكتر شخصیت اول فیلم شان دل بسته اند و به او عادت كرده اند. میلاد صدرعاملی سعی می كند با وسواس یك فیلمساز سرد و گرم چشیده مثل پدرش نماها را كنترل كند و خیلی خوب اتفاقات تاریخی حول وحوش تیم ملی را ثبت و ضبط كند. میلاد و فواد تا به حال حدود ۵۰ ساعت از برانكو فیلمبرداری كرده اند و به دنبال سوژه تا به حال به كرواسی و واراژدین زادگاه برانكو هم سفر كرده اند تا كشف و شهود كامل شود. آنها احساس كرده اند كه روزهای آخر را با سوژه پشت سر می گذارند و به احتمال فراوان باید جام جهانی ۲۰۰۶ را پایان بندی فیلم در نظر بگیرند. ظاهراً شخصیت اصلی مثل فیلم های وسترن در صحنه پایانی به سوی عمق حركت خواهد كرد و از نظرها محو خواهد شد، در حالی كه موسیقی با تمی برگرفته از حس وداع به گوش می رسد.
میلاد و فواد ظهر سه شنبه سعی كردند پای خبرنگارهای حاضر در آلمان را هم به فیلم باز كنند. شخصیت های فرعی این قسمت از فیلم شامل یك خبرنگار از صف مدافعان برانكو، یكی به عنوان مخالف سرسخت و دیگری در حكم بینابین این دو شد.
قرار بود درباره شخصیت برانكو صحبت شود اما چیزی نگذشت كه پای جام جهانی و مسائل فنی هم به وسط كشیده شد و بحث و جدل بالا گرفت و چند نفر دیگری هم وارد معركه شدند. هرطرف سعی داشت طرف دیگر را متقاعد كند، اما در نهایت هیچ یك از طرفین قانع نشد و مواضع همچنان ثابت باقی ماند و میز مذاكره تنها بر سر چند موضوع كوچك به تفاهم رسید. در تمام این مدت چراغ قرمز «ركوردر» دوربین روشن بود و فقط لحظاتی كه قرار بود حرف های خصوصی و مورد داری زده شود دوربین از حركت ایستاد. سر و صدای برخاسته از این جدل آن قدر شدید بود كه خدمه هتل «بوخ هورلز هوف» را بدگمان كرد. آنها البته این چند روز با سر و صدای غیرمتعارف مهمانان ایرانی آشنا شده بودند اما از ترس اینكه مبادا این سر و صدای بلند منجر به مسئله ای شود هر چند دقیقه یك بار از پشت دیوار سركی می كشیدند و اوضاع را كنترل می كردند. یك ساعتی از بحث گذشت و فیلمسازان جوان ناگهان از معركه داغ جنگ و جدل بیرون آمدند و طرفین را به حال خود واگذاشتند. ظاهراً دیالوگ هایی را كه لازم بود ثبت كرده بودند و حالا باید به پلان بعدی فكر می كردند؛ پلان های حساس و سرنوشت ساز كه به موازات بازی های پرتغال و آنگولا باید طرح ریزی می شد.
عصر سه شنبه در حین تمرین مشخص شد كه در كنار این چشم های نگران كسانی هم هستند كه دیگر چندان امیدوار به حضور سرمربی در تیم ملی ایران نیستند. بعضی از افراد مسئول در فدراسیون و كلاً دستگاه ورزش یواشكی و در گوشی با این و آن حرف می زدند و همچنان برانكو را تنها مقصر شكست در برابر مكزیك می دانستند. مشخص بود كه این گروه با تهران در تماس هستند و از جو نامناسب آنجا باخبرند. برانكو اما در وسط زمین تمرین سعی داشت با پیراهن سرخ رنگ و صورت اصلاح كرده و مرتب روحیه از دست رفته را به تیم برگرداند. جناب سرمربی غروب سه شنبه و عصر چهارشنبه در برابر خبرنگاران قرار گرفت. این تاكتیك همچنین با اعلام عمومی بودن تمرین های تیم ملی تا بازی پرتغال همراه شد تا شاید هواداران چندصدنفری تیم ملی در فردریش هافن بتوانند بازیكنان را برای نبرد بزرگ روز شنبه آماده كنند. تمرین بعدازظهر سه شنبه اگرچه چندان با تشویق های منسجم و هماهنگ هواداران مواجه نشد اما حداقل برای ملی پوشان مزایایی داشت. برانكو سعی داشت با طراحی بازی هایی مشابه گرگم به هوا و كولی دادن ضمن فشار آوردن به بدن ها آنها را از نظر روحی آزاد كند. اما پشت این روحیه آرام سرمربی فشارهای روحی شدیدی وجود داشت كه در یك گفت وگوی پر از جدل بیشتر آشكار شد.
آرش راهبر
منبع : روزنامه شرق