شنبه, ۲۶ خرداد, ۱۴۰۳ / 15 June, 2024
مجله ویستا

دومین گروه محصلین اعزامی به فرنگ (در عصر ناصری)


دومین گروه محصلین اعزامی به فرنگ (در عصر ناصری)
فرخ خان امین الدوله پس از بازگشت از اروپا و تشریح ترقیات علم و دانش و فرهنگ آن دیار برای ناصرالدین شاه، مأمور شد كه تعدادی از شاگردان دارالفنون را به فرانسه اعزام کند و پس از ۶ ماه مطالعه و بررسی توانست بیش از ۵۶ دانش آموز را برای فرستادن به آن كشور آماده سازد. در این بین بسیاری از خانواده‌ها به علت دل نگرانی از تأثیر یافتن فرزندانشان از فرهنگ و تمدن غربی، با رفتن آنها به اروپا مخالفت كردند. با این وجود ۴۲ نفر آماده اعزام شدند كه بیشتر آنها نیز از دانش آموختگان دوره اول مدرسه دارالفنون و فرزندان اعیان و اشراف بودند.
دانش آموزان در ۲۷ شعبان ۱۲۷۵ قمری به ناصرالدین شاه معرفی شدند و در ۶ رمضان همان سال به سرپرستی حسنعلی خان امیر نظام گروسی، سرتیپ ژنرال آجودان، روانه فرانسه شدند. از میان این محصلین تعدادی از آنها به تحصیل طب مبادرت ورزیدند كه در ذیل به معرفی آنان می‌پردازیم.
● میرزا آقا بزرگ (نواب): وی فرزند آقا مهدی نواب است كه در سال ۱۲۷۵ قمری، پس از تحصیلات مقدماتی و فراگیری طب در دارالفنون، با هزینه دولت برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستاده شد. وی در آن جا نیز به تكمیل دانش خود در طب پرداخت و پس از مراجعت به ایران برای درمان بیماران به كرمان رفت.
● میرزا احمد گروسی: میرزا احمد فرزند حكیم باشی گروسی است او هم برای فراگیری دانش طب به فرانسه فرستاده شد. تحصیلات مقدماتی طب و نیز زبان فرانسه را به همراه دیگر دانش آموزان ایرانی اعزامی به آن كشور، در شهر بندری دیپ فرا گرفت. گویا وی این رشته را به پایان می‌رساند و بعد از بازگشت به ایران به شهر خود گروس می‌رود. در آن جا زیر نظر پدرش كه خود حكیم باشی آن زمان بوده است به فراگیری و تكمیل یافته‌های طبی خود پرداخته، به كار درمان بیماران مشغول می‌شود.
● حسین خان (میرزا حسین خان آزاد): حسین خان پسر میرزا یوسف خان مستشار الدوله است كه بخاطر نفوذ پدرش، توانست در یازده سالگی به همراهی دانش آموزان اعزامی دارالفنون به فرانسه اعزام شود. وی پس از استعفای امیر نظام گروسی، به مدت سه سال به عنوان كاردار آن سفارتخانه انتخاب شد. حسین خان كه به جهت كمی سن خود نمی‌توانست به مدرسه یا دانشگاهی وارد شود، به شكل منفرد و خصوصی به تحصیل پرداخت تا به مرور زمان به شرایط مناسب نایل آمد. روزنامه دولت علیه ایران در این باره می‌نویسد:
«حسین خان، پسر میرزا یوسف خان، كارپرداز اول تفلیس، طفلی است یازده ساله و یك سال و نیم است وارد پاریس شده است. به جهت صغر سن او را به مدرسه نگذاشته، به مسیو قیار كه یكی از معلمین معروف پاریس است و زبان فرانسه را به سهولت گفتگو می‌نماید، سپرده‌اند. میل زیاد به نقاشی دارد و معلم او زیاد از حد از او تعریف می‌كند. در آخر سال ان شاءا… داخل مدرسه خواهد شد».
بعدها، حسین خان در فرانسه به مدرسه و دانشگاه راه یافت و به فراگیری طب مشغول شد. او مدتی را نیز در انگلستان به تكمیل دانش طب پرداخته پس از۱۸ سال تحصیل به ایران بازگشت. وی در سال ۱۳۰۰ قمری جزو پزشكان خاصه ناصرالدین شاه درآمد، آنگاه در سال ۱۳۱۷ قمری (۴ سال بعد از قتل ناصرالدین شاه)، به سمت حكیم باشی مسعود میرزا ظل السلطان، پسر وی انتخاب ‌شد. او در سالهای بعد به اروپا بر ‌گشت و در شهر پاریس اقامت ‌گزیدو سرانجام، در سال ۱۳۵۵ قمری در همان جا بر اثر تصادف با اتومبیل درگذشت.
دكتر حسین خان آزاد، كتابخانه ارزشمندی داشت كه بعدها، در لندن به حراج گذارده شد. او در هنگام اقامتش در اروپا تا زمان مرگ خود با هیچ ایرانی رابطه نداشت و بیشتر به انزوا و دوری از اطرافیان گرایش داشته است.
● شیخ جلیل اصفهانی: وی فرزند زین العابدین خان (اشرف الكتاب) است كه پس از به پایان رساندن تحصیلات طب، به ایران بازگشت. او در ابتدا مأمور درمان كارمندان و اعضای دستگاه تلگرافخانه شد. سپس به شمار پزشكان دربار درآمد. در سال ۱۲۸۸ قمری، هنگام همراهی شاه در مسافرت جاجرود، در روخانه غرق شد. او علاوه بر طبابت به خوشنویسی نیز می‌پرداخت. استنساخ چندین جلد كتاب، از جمله الفیه الفنون و تشریح دكتر پولاك از زمره آثار اوست.
از شیخ جلیل پسری به نام میرزا علی خان بر جای ماند كه به هنگام فوت او ۴ سال داشت. او بعدها، در مدرسه دارالفنون به تحصیل طب پرداخت و به مراحل ترقی و پیشرفت رسید و به لقب اعلم الملك دست یافت.
● میرزا عبدالوهاب خان غفاری: پسر محمود خان احتساب الملك كاشانی و از خاندان غفاریهای آن شهر است كه به همراه برادر خود، هدایت ا… به فرانسه رهسپار شد. در آن جا به تحصیل طب مبادرت ورزید و در كار خود ماهر شد. در كتاب سفرنامه فرخ خان امین الدوله (مخزن الوقایع) از او به عنوان طبیب و نقاشی زبردست یاد شده است.
میرزا عبدالوهاب خان پس از بازگشت به ایران مدتی را در دربار ناصری به طبابت اشتغال ورزید و از پزشكان خاصه دربار شده است تا این كه به لقب فخرالاطبا، نائل آمده است.
در دربار، بیشتر پزشك مخصوص عزیز السلطان (ملیجك) بوده است. اما بعدها به عنوان پزشك ویژه مسعود میرزا ظل السلطان (۱۲۶۶ـ۱۳۳۶ قمری) درآمده است و در دستگاه حكومتی اصفهان مشغول به كار شده است. قبل از او حكیم باشی ظل السلطان میرزا رضا و همسر فرانسوی وی مارگریت بوده است و دكتر فوریه، پزشك مخصوص ناصرالدین شاه، در كتاب خود ( سه سال در دربار ایران) از فخر الاطبا، یاد كرده است. ناصرالدین شاه، در پایان آخرین سفر خود به فرنگ، در تبریزبه مرض اسهال مبتلا می شد. در این زمان دكتر فوریه با میرزا عبدالوهاب فخرالاطبا برای نخستین بار رو به رو می شود. و در این باره می‌نویسد:
«فخرالاطبا، را به بالین خواستند او با طمأنینه مخصوص، با قدمهای شمرده سر به پائین به حضور شاه آمد و به زمین زانو زد و با دست چپ آرنج شاه را گرفت و با دست راست به امتحان نبض وی پرداخت…
به خاطر درمان اسهال ناصرالدین شاه بین فوریه و فخرالاطبا اختلاف نظرپیدا شد. فوریه نوشیدن مقداری الکل را به شاه پیشنهاد می کند فخرالاطبا آن را به شدت نهی می‌کند ومی گوید كه عرق و الكل سبب بروز حصبه می شود و فوریه می گوید، پس چرا بعد از این همه گیلاسهای كنیاك كه من به ایشان خورانده‌ام، تاكنون حصبه نگرفته‌اند.»
فوریه درباره وضع ظاهری و ویژگی‌های فخرالاطبا، می‌گوید: «از همكار خود آقای فخرالاطبا طبیب مخصوص شاه نیز باید اسم ببرم. این مرد قیافه خاصی داشت كه در پاریس تا حدی انگشت نما محسوب می‌شد. به این معنی كه جثه‌اش قوی و قامتش بلند و صورتش سرخ فام و چشمانش زیادتر از اندازه گشاد بود. وقتی كه با عزیز السلطان كه كوتاه بود و لكه‌های سرخ بر صورت داشت راه می رفتند درست نقطه مقابل هم بودند».
در سفرهای ناصرالدین شاه، معمولاً فخرالاطبا از ملتزمین ركاب بوده و در كنار دیگر اطبا، شاه را همراهی می كرده است. شاه در یادداشت روزانه‌اش (رمضان سال ۱۳۰۳ قمری)، حادثه غم انگیزی را درباره زندگی فخر الاطبا بیان می‌كند و می نویسد كه: «فخرالاطبا، حكیم ملیجك، در نیاوران بالای منزل حاجی سرورخان، خانه‌ای گرفته بود و زن و بچه‌اش را آورده بود. بعد از (خوردن) سحری كه همه خوابیده بودند، پسر سه ساله‌ای داشته، رفته بود توی حوض مرغابی‌ها، می‌خواسته است مرغابی را بگیرد، افتاده است توی حوض و مرده است. فخرالاطبا و زنش دو سه روز گریه و زاری می كردند». تا به حال از تاریخ دقیق درگذشت خود فخرالطبا اطلاع و آگاهی متقن و مطمئنی به دست نیاورده‌ایم.
منبع : درمانگران حکیم خراسان