پنجشنبه, ۳۱ خرداد, ۱۴۰۳ / 20 June, 2024
مجله ویستا

امام بیدار


امام بیدار
این هم از عجایب امام شناسی ماست كه آن وجودهای مقدس را با القاب و عناوینی كه در حد فهم ماست ـ و لزوماً برخاسته از نگرشی زمینی است ـ توصیف می كنیم: سالار شهیدان(ع) را فردی تصور می كنیم كه تشنه و تنها در میدان ایستاده است (البته چنین نیز هست، ولی این قدر ماجرا را تاریخی دیدن، به معنای فروكاستن آن ماجرای بزرگ به حماسه ای بشری است). صدیقه كبرا(س) را بانویی ستمكش در نظر می آوریم كه نامحرمان بی شرم، جرأت گستاخی به او را می یابند. علی(ع) را «خانه نشین» قلمداد می كنیم؛ غافل از این كه شكیبایی شكوهمندانه او هرچه باشد، خانه نشینی معنا نمی دهد؛ چرا كه خانه نشینی معنایی منفی و در حد پاپس كشیدن و شانه خالی كردن از مسئولیت دارد.
دردناك تر از همه این كه معصوم چهارم را «امام بیمار» می خوانیم. این در واقع بیماری روحی و بی بصیرتی ماست كه ایشان را چنین می پنداریم.
حتی اگر ایده شیعی در باب امامت را نپذیریم و پیشوایان دینی برخوردار از نیروی عصمت را یك سره وجودهایی تاریخی بدانیم، نمی توانیم انكار كنیم كه آنان بسیار فراتر از زمان خود می زیسته اند و به همین دلیل، تمام قول و فعل آنان می تواند برای هر انسانی اسوه و حجت باشد؛ یعنی در هریك از مقاطع زندگی این بزرگان، برهه هایی را می بینیم كه نشان از بزرگی روح و منحصر بودن آنان در ویژگی های انسانی است و به همین دلیل است كه كسانی جز مسلمانان و شیعیان هم شیفته ایشان می شده اند.
از این میان، سیره و منش امام زین العابدین(ع) و نوع مواجهه ایشان با مفهوم «دعا» به گونه ای است كه به وسیله آن می توان شیوه كمال یافته ای از بندگی و ارتباط با موجود متعالی را بازتعریف كرد.
فهم منحصر به فرد بودن امام(ع) در این موضوع محتاج آن است كه قدری در مفهوم دعا درنگ كنیم. عارفان و استادان اخلاق عملی گفته اند كه دعا ـ در مفهوم حقیقی آن ـ تنها در لحظات خاصی فرادست می آید و زبان فقط در چنین عوالمی به دعا گشوده می شود. چنین مفهومی از دعاـ كه موضوع آن همانا انسان كلی است ـ شاید به مفهوم «تجربه دینی و عرفانی» نزدیك باشد. در این لحظات است كه كلمات و واژه ها چنان صادقانه به زبان می آید كه گویی عین «معنا» هستند. چنین دعایی است كه با جهان جان ما نسبتی تام برقرار می كند و در تعالی فطرت ما مؤثر می افتد. شاید این همان است كه برخی از اهل معنا از آن به «حال دعا» تعبیر می كنند.
با این توصیفات می توان دریافت كه نامبردار بودن امام سجاد(ع) به دعا، چه معنای ژرفی می تواند داشته باشد. این جا دیگر دعا فقط بر زبان آوردن كلمات نیست، بلكه مشاركت در مواجهه ای رویارو و بی واسطه با قدس و شركت در تجربه ای غیرقابل گزارش است. امامان معصوم(ع) البته هریك ـ به فراخور وضعیت سیاسی و اجتماعی دوران خود
ـ شیوه ای را برای تبلیغ آرمان الهی خود در پیش می گرفته اند. به معصوم چهارم كه می نگریم، درمی یابیم كه با سیره فردی اش انسان را ـ دردرازنای زمان ـ به این نكته توجه می دهد كه می توان به رغم فشارهای بی امان از این سو و آن سو، در متن الهیت زیست و این پیام بزرگ زندگی حضرت سجاد(ع) است.
●دریابیم كه اگرچه زبان ظاهر این امام
ـ چنان كه مثلاً سالار شهیدان حسین بن علی(ع) بر این روش رفت ـ خاموش بود، اما به زبان گویای باطن، با جان های آگاه و مشتاق، همان كرد كه حماسه خونین پدرش؛ چرا كه دعا «زبان باطن» است؛ زبان باطن بیدار. با این وجود «بیمار» خواندن این جبروت شگرف، در واقع اسیر شدن به همان مقام ظاهر است و البته نشان دهنده باطل ترین نوع مسلمانی و امام شناسی.
پوریا كشوری
منبع : روزنامه همشهری