دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا

انقلاب مخملی یا کودتای مخملی


انقلاب مخملی یا کودتای مخملی
در بررسی این تحولات این سؤال اساسی مطرح است كه آیا دراین تحولات، آمریكا نقش بلامنازعه و فعال مایشاء برخوردار است یا اینكه شرایط درونی این كشورها موجد و زمینه ساز این قبیل تحولات می باشد؟
پس از رسوایی تهاجم نظامی ایالات متحده آمریكا به عراق و مخالفت های جهانی ، چندی است این كشور در راستای شعار مبارزه با تروریسم ولی با هدف تسخیر كشورهای اسلامی و تثبیت هژمونی خود بر منطقه استراتژیك خاورمیانه ، اهداف سیاسی خود را در قالب انقلابهای آرام و رنگین پیگیری می كند كه اصطلاحاً به انقلابهای مخملین معروف شده است . تاكنون حمایت های مالی وپشتیبانی های عملیاتی آمریكا از مخالفین حكومتهای گرجستان ، اوكراین و قرقیزستان ، موجب شده است كه طرفداران غرب و آمریكا به آرامی و بدور از خشونت معمول انقلابها ، زمام امور را دراین كشورها بدست گیرند. بسیاری از تحلیلگران سیاسی معتقدند انقلابهایی ازاین دست كه البته برای آمریكا نیز هزینه كمتری دارد، در دیگر كشورهای آسیای مركزی و كشورهای اسلامی منطقه مثل لبنان ، سوریه، مصر و ایران نیز درحال پیگیری و كلیدخوردن است.
در صدد هستیم با تعریف انقلاب مخملین ، عوامل موجده و سناریوی انقلاب مخملین و موانع تحقق آن در ایران را مورد كنكاش قرار دهد.
● تعریف انقلاب مخملی یا رنگین :
انقلاب مخملین نوعی دگرگونی بدون خونریزی است كه آن را برای اولین بار « واسلاوهاول» رئیس جمهور سابق چك كه در آن زمان رهبر مخالفان این كشور بود ، بر سر زبان ها انداخت. بعدها در گرجستان از آن به عنوان یك نماد مهم جهت اعتراض به حكومت «شو آردنادزه» استفاده شد. دراین كشور علاوه بر نماد فوق، از گل سرخ نیز استفاده شد كه بعدها «انقلاب سرخ» نیز نامیدند. زیرا «میخائیل ساكاش ویلی» درحالی كه شاخه گل سرخ ساقه بلندی در دست داشت، موفق شد وارد مجلس شود و ازآنجا حكومت شواردنادزه را سرنگون نماید.
تحولات در اوكراین نیز نام های مختلفی چون انقلاب نارنجی ، انقلاب شاه بلوطی یا انقلاب سرخ به خود گرفت. زیرا هزاران نفر از مخالفان شال ، كلاه و روسری نارنجی به تن كرده بودند و رسانه های خارجی از این حركت به«انقلاب نارنجی» یاد كردند. اما خود اوكراینی‌ها نام انقلاب «شاه بلوطی» بر آن گذاشتند ، به خاطراینكه درخت خیابان های «كی یف» پایتخت اوكراین شاه بلوط است و برگ های آن به نوعی نماد ملی این كشور محسوب می شود. اما از آن جایی كه «یوشچنكو» رهبر مخالفان اوكراین در اعتراضات اوكراینی ها برای ادای دین به انقلاب گل های سرخ در گرجستان از طرفدارانش خواست تا یك شاخه گل قرمز نیز به دست گیرند، به این انقلاب نیز سرخ لقب دادند و اما در قرقیزستان نیز به پیروی از تحولات فوق « گل لاله » را به مناسبت همزمانی این تحولات با فصل بهار وبه عنوان نماد اعتراضات خود انتخاب كردند. از آنجایی كه انقلابهای مخملین با تحریك و حمایت قدرتهای بین المللی و بویژه امریكا صورت می گیرد، برخی تحلیل‌گران معتقدند كه این تحولات به جای اینكه نام انقلاب به خود گیرند، بیشتر شبیه «كودتای مخملین» می باشند.
● عوامل موجده
عوامل موجدهٔ انقلابهای مخملین را می توان به دودسته عوامل خارجی و عوامل داخلی تقسیم بندی نمود؛
۱) عوامل خارجی:
ازجمله وجوه مشترك تحولات گرجستان ، اوكراین و قرقیزستان دخالت خارجی و بویژه نقش قابل توجه آمریكا است. پس از تحولات در گرجستان و اوكراین ، رسانه های آمریكایی و برخی مقامات این كشور اعتراف كردند كه حمایت های مالی ومعنوی از مخالفان نموده اند. مصاحبه «استفن یانگ» سفیر آمریكا در قرقیزستان و همچنین واكنش رایس وزیرخارجه آمریكا به تحولات این كشور نشان دهنده نقش سفارت آمریكا در اجرای سناریوی آمریكایی انقلابهای رنگین می باشد. به عنوان نمونه می توان به نقش حمایتی اشخاصی مثل «جورج سورس» میلیاردر یهودی آمریكایی اشاره كرد كه درزمینه انقلابهای مخملین درمنطقه فعالیت های گسترده‌ای انجام داده است. وی ۲۰ میلیون دلار جهت كمك به اپوزیسیون و گروههای حامل دمكراسی در پنج كشور آسیای مركزی در نظر گرفته است. نقش حمایتی آمریكا به لحاظ كمك های مالی ، سیاسی و تبلیغاتی وحتی سازماندهی و كارگردانی عملیاتی در انقلابهای مخملی به قدری زیاد است كه در مواردی اصطلاح كودتای مخملی به واقعیت نزدیكتر است تا انقلاب مخملی !
رسانه‌های بیگانه و تبلیغات اغواگرانه آنها یكی دیگر از عوامل مهم ایجاد كننده انقلابهای رنگین است. این رسانه‌ها با حمایت از جنبش‌های دموكراسی خواهانه و اصلاح‌طلبانه كه در لفافه هزاران ترفند وحیله تبلیغاتی – روانی انجام می شود، به راحتی زمینه های شكل گیری انقلابهایی از این دست را فراهم می كنند. كمك وحمایت مالی آمریكا از راه اندازی شبكه های ماهواره ای و تلویزیونی محلی در كشورهای مشترك المنافع و فعالیت‌های رسانه‌ای اپوزیسیون حكومتهای ناآرام از نظر آمریكا، درهمین راستا قابل تحلیل است.
البته در بررسی این تحولات این سؤال اساسی مطرح است كه آیا دراین تحولات، آمریكا نقش بلامنازعه و فعال مایشاء برخوردار است یا اینكه شرایط درونی این كشورها موجد و زمینه ساز این قبیل تحولات می باشد؟ برخی تحلیل‌گران معتقدند كه آمریكا بیش از آنكه نقش اساسی داشته باشد ، درصدد است این تحولات را به نام خود تمام كرده تا با ایجاد جو روانی در منطقه اهداف كلان منطقه ای خود را پیش ببرد.
۲) عوامل داخلی:
نیروهای طرفدار غرب؛ یكی از عوامل عمده داخلی انقلابهای مخملی كه بعد از پایان جنگ سرد اتفاق افتاده‌اند، ازلحاظ سیاسی روی كار آمدن حكومت هایی با گرایش لیبرالی یا نئولیبرالی طرفدار آمریكا یا مستعد نزدیكی به آن است تا حاكمانی را كه به هر دلیل مانع سلطه سرمایه داری غربی و قرارگرفتن در مدار آمریكا می شوند، كنار بگذارند.
سازمانهای غیردولتی یا NGO ها ؛NGO ها كه از نظارتهای عمومی شركتهای دولتی بیرون هستند ، مكانهای بسیار مناسبی برای سرمایه گذاری و جذب و هدایت افكارعمومی برای بسترسازی این انقلابها می باشند. به طور مثال در قرقیزستان حدود ۵۰ NGO فعالیت داشتند.
وضعیت اقتصادی ؛ انقلابهای رنگی در آسیای مركزی بیش از آنكه نتیجه بازیهای ژئوپلتیك باشد ، نتیجه چگونگی روند نوسازی در این كشورهاست. توسعه اقتصادی ضعیف و شكننده این كشورها بستر مناسبی را دراختیار طراحان این قبیل انقلابها می گذارد تا ضمن پوشاندن مقاصد اصلی سیاسی اقتصادی خود در لفافه دفاع از دموكراسی و حقوق بشر و حل مشكلات اقتصادی ، دلیل واقعی درافتادن با حكومت را پنهان نمایند.
● وجوه مشترك انقلابهای بوقوع پیوسته ؛
۱) بسترهای واحد ؛ لازمه وقوع انقلاب مخملی ، تدارك و سازماندهی دستاویزی (تاكتیكی) برای كانونی كردن فشار برروی حكومت و واداشتن آن به گردن نهادن به خواست اپوزیسیون است. این فشار می تواند برای انتخابات پارلمانی چند حزبی یا برای برگزاری رفراندوم یا انتخابات آزاد برای پذیرش كاندیدای مستقل ریاست جمهوری و... باشد.
۲) بهره گیری از نمادهای تحریك ساز ؛ انتخاب اسامی تحریك كننده و جذاب برای اعتراضات گروهی از وجوه مشترك بارز تحولات در كشورهای آسیای مركزی است كه مجموعاً به انقلابهای مخملین و رنگین معروف شده‌اند.
۳) سازمان یافته ؛ ازجمله وجوه مشترك این انقلابها ، سازمان یافته بودن آنهاست . به هر اندازه كه مبارزه متشكل و سازمان یافته باشد و اقدامات مردمی تحت كنترل اپوزیسیون و رهبران آنها باشد، آنها با حمایت خارجی، سریع‌تر حكومت را به زیر می‌كشند.
۴) مسالمت جویانه ؛ انقلابهای مخملی با این اعتبار به این اسم نامیده شده اند كه برای بركناری حكومت ، از توده‌های مردم هیچ حركت مستقل و كنترل نشده‌ای سرنزند و آنان نارضائی خود را با آرامش و تحت فرمان رهبری اپوزیسیون به نمایش بگذارند. به تعبیر تحلیلگر سیاسی روسیه دوبانوف « انقلابهای مخملی در كریدورهای قدرت صورت گرفته اند، نه در خیابان » حالا اگر هم تحمیل تماشاگری و انفعال به مردم ممكن نبود، مبارزات و حركات آنها بایستی در راستای اهداف رهبری اپوزیسیون جهت داده شوند. این امر ضروری است تا در جریان تغییر حكومت ، ابتكار عمل به دست مردم نیافتد.
● ایران و سناریوی انقلاب مخملین ؛
۱) برنامه های آمریكا ؛
ایالات متحده آمریكا در راستای طرح خاورمیانه بزرگتر خاورمیانه جدید كه بزرگترین مانع خود را برای تحقق آن ایران اسلامی می داند، تلاش می كند با كمك اپوزیسیون حكومت اسلامی در داخل و خارج كشور، سناریوی انقلابهای مخملین را برای كشور ما نیز به منصه اجرا و ظهور دربیاورد . برهمین اساس در سالهای اخیر شاهد اختصاص بودجه های چندین میلیون دلاری ازطریق كنگره آمریكا برای حمایت از گروههای دموكراسی خواه و آزادی خواه كه برنامه‌هایشان برای مبارزه و تغییر رژیم یا حداقل تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران مطابق با برنامه های آمریكائی باشد ، هستیم. البته این حمایت های مالی از سال‌ها پیش درحال اجراست به طوری كه آخرین مورد آن اختصاص ۷۵میلیون دلار بود. همچنین حمایت از شبكه‌های ماهواره‌ای ضدانقلاب خارج‌نشین، تقویت و حمایت از رادیو فردا و رادیو آزادی نیز از جمله برنامه‌های آمریكا در راستای زمینه سازی چنین سناریویی در ایران است.
۲) برنامه های ضدانقلاب و مخالفان نظام ؛
- تلاش برای اجرای راهبردها و تاكتیك های آمریكا به عنوان پیاده نظام آن كشور.
- ایجاد افتراق در صفوف طرفداران نظام.
- ایجاد شكاف بین مردم و مسئولین نظام.
- تأسیس شبكه های اینترنتی – ماهواره‌ای و پخش برنامه های ضدنظام.
- دامن زدن به اختلافات قومی ومذهبی
۳) موانع تحقق توطئه مخملین
انقلاب مخملی در فضای سیاسی منطقه‌ای و بین‌المللی در عصر كنونی و در كشوری متفاوت چون ایران و با توجه به ویژگیهای منحصربه فرد آن، هیچ شانسی ندارد؛ زیرا با موانع اساسی مواجه است كه برخی ازاین موانع عبارتند از؛
همبستگی ملی ؛ مردم ایران در طول ۲۸ سال از انقلاب اسلامی در همه صحنه های دفاع از اسلام ، انقلاب و رهبری نظام آماده جانفشانی بوده و در این راستا از اتحاد و انسجامی مثال زدنی برخوردارند.
عدم رهبری واحد درمیان اپوزیسیون ؛ جریانات و گروههای رنگارنگ مخالف و معاند جمهوری اسلامی ایران آنقدر با هم اختلاف در مرام و عقیده و روش اجرائی و.... دارند كه نمی توانند حول یك شخصیت و آلترناتیو برای رهبری انقلاب مخملین علیه حكومت تجمع نمایند. البته برخی گروههای سیاسی فرصت انتخابات نهم ریاست جمهوری را مغتنم شمرده و می خواهند كاندیدای مشتركی را معرفی نمایند كه نقش رهبری اپوزیسیون را هم داشته باشد.
اقتدار رهبری در نظام جمهوری اسلامی ؛ امروز رهبری كه یكی از سه ستون (مردم ، مكتب ورهبری) خیمه انقلاب است ، از اقتدار و قدرتی در نظام اسلامی ایران و حتی كشورهای جهان اسلام برخوردار است كه دشمن نیز به آن اعتراف دارد. زیرا رهبر معظم انقلاب دارای قدرت بسیج كنندگی بسیار بالایی می باشد .
مردمی بودن نظام و وجود مردم سالاری دینی ؛ یكی از وجوه مشترك انقلابهای رنگین در كشورهای منطقه، نبود حكومت های مردمی در این كشورها است درحالی كه نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر رای مردم می باشد.
وجود نیروهای امنیتی؛ نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی مكتبی و مؤمن به آرمانهای امام (ره) و رهبری به دقت مراقب رفتارسیاسی گروهها و جریانات سیاسی فعال در داخل وخارج كشور هستند و با چشمانی تیز از كیان نظام حفاظت می نمایند. بر همین اساس علیرغم حمایتهای مالی آمریكا و تلاشهای مستمر گروههای اپوزیسیون ، ایران شبیه هیچكدام از كشورهای آسیای مركزی نیست كه به راحتی بتوان با چنین انقلابهای بی‌رنگی ، رنگ الهی انقلاب اسلامی ایران را تغییر داد.
منبع:سایت بصیرت
منبع : خبرگزاری فارس