دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا

۲۹۰ میلیارد دلار هزینه برای ماندن درصدر جدول(۲)


این گونه وابستگی به استعدادهای خارجی ممكن است در آینده به ضعف خطرناكی بدل شود، به خصوص در حالی كه در خواست ثبت نام دانشجویان خارجی در مقاطع عالی در رشته های علوم و مهندسی در آمریكا در حال نزول است. دانشمندان چینی و هندی كه با رونق اقتصاد و بهبود فرصتهای آموزشی در كشورشان روبه رو هستند، ماندن را گزینه بهتری می دانند. به علاوه، محدودیت صدور روادید كه پس از حملات ۱۱ سپتامبر برقرار شد، موانع جدیدی در سر راه دانشجویانی ایجاد كرده است كه می كوشند وارد آمریكا شوند. نظرسنجی های انجام شده توسط اتحادیه دانشگاههای آمریكا، شورای آموزش آمریكا و سایر گروههای آموزشی نشان می دهد بازرسی های امنیتی مكرر، فرآیند ناكارآمد تمدید روادید و فقدان شفافیت باعث شده است تا میزان تقاضا برای ثبت نام دوره های مقاطع عالی آمریكا در سال جاری به شدت كاهش یابد.
آسیایی ها در صدر
دولت های آسیایی كه دیگر به تولید با نیروی كار زیاد بسنده نمی كنند، فعالانه نوآوری فناوری را تشویق می كنند. ژاپن و كره جنوبی در حال حاضر هر كدام ۳درصد تولید ناخالص داخلی را صرف تحقیق و توسعه می كنند (در مقایسه با ۷/۲ درصد آمریكا). پكن قصد دارد بودجه تحقیق و توسعه خود را تا سال ۲۰۰۵ به ۵/۱ درصد تولید ناخالص داخلی برساند (از ۶دهم درصد در سال ۱۹۹۶). به علاوه، كشورهای آسیایی می كوشند در سه زمینه دیگر كه موج آینده نوآوری را تشكیل می دهد، پیشگام شوند: زیست فناوری، نانو تكنولوژی و فناوری اطلاع رسانی. این دولت ها حمایت خود را از این سه عرصه افزایش داده اند و اكنون این قاره به اندازه مجموع آمریكا و اروپا بودجه صرف نانوتكنولوژی می كند. كره جنوبی، چین و ژاپن همگی دفاتر ملی برای هماهنگی پژوهش تأسیس كرده و منابع قابل توجهی را در بخش دولتی و خصوصی صرف طرح های توسعه جدید كرده اند.علاوه بر افزایش بودجه علمی و تحقیق و توسعه، چین، هند، كره جنوبی و تایوان سیاست های فناوری سابق خود را كه ماهیت بالا به پایین و دولتی دارد، كنار گذاشته و رویكردهای انعطاف پذیرتر و بازار مدارتر اتخاذ كرده اند كه روحیه كارآفرینی و نوآوری را اشاعه می دهد. دولت های منطقه می كوشند با سیاست های مالیاتی، آموزشی و مالی خوشه های مراكز نوپای تحقیقاتی داخلی را ایجاد كنند. دانشجویان، دانشمندان و مدیران فناوری را تشویق می كنند كه از« سیلیكون ولی» بازگردند و در شانگهای یا بنگلور شركت تأسیس كنند. این دولت ها با ارائه معافیت های مالیاتی و نیز اولویت در دسترسی به آب، زمین و برق، شركت های فعال در عرصه فناوری پیشرفته را از آمریكا، اروپا و ژاپن جذب می كنند.تمام این تغییرات درآسیا نشان دهنده یكی از نتایج معماگونه جهانی شدن است: جغرافیا همزمان اهمیت كمتر و بیشتر برای نوآوری پیدا كرده است. شركت های فناوری اكنون می توانند هرجا اقامت گزینند. خط تولیدی را كه زمانی به نقطه ای مشخص وابسته بود، اكنون می توان به سایر نقاط جهان انتقال داد. اما فقط توان رقابتی نیازمند آن است كه شركت های فناوری به مناطق دانش و اطلاعات خیز دسترسی داشته باشند. شركت ها احتمالاً به سوی كانون های فناوری كشیده خواهند شد كه محل تمركز افكار، استعداد و سرمایه مورد نیاز جهت نوآوری است. در نتیجه جهانی شدن موضوع جغرافیا را بی اثر نكرده است، اما قدرت عمل مناطقی را بیشتر كرده است كه می توانند با موفقیت اجزای نوآوری را گرد هم آورند.
واكنش سریع
واشنگتن باید پیش از شتاب برای رویارویی با این چالش ها، حد و مرز اطلاعات مورد استفاده برای توصیف روند علم و فناوری را بفهمد. پیش بینی كمبود نیروی انسانی در رشته های علمی بارها در گذشته اشتباه از آب در آمده است چون ثبت نام در مقاطع عالی هر سال متفاوت از سال قبل است و سایر تحولات می تواند تأثیر اخبار بد را از بین ببرد. مثلاً با وجودی كه شمار دانشجویان دكترا كه به آمریكا می آیند، كاهش یافته است، نسبت آنانی كه پس از پایان تحصیل می مانند به طور چشمگیری افزایش یافته است. افزون براین، شاید حالا مدرك لیسانس ارتباطی بیش از گذشته با نوآوری داشته باشد و شمار دانشجویان آمریكایی كه در رشته های علمی و مهندسی چنین مداركی می گیرند، افزایش یافته است.
از این رو سیاست گذاران باید مراقب باشند بیش از اندازه بر آماری خاص تكیه نكنند. شمارش دلارهایی كه صرف تحقیق و توسعه یا مقالات تحقیقاتی منتشر شده می شود، آسان است، اما نوآوری نیازمند عوامل بسیار دیگری است. سرعت به كارگیری و پخش فناوری هایی مانند اینترنت با پهنای باند بالا، انعطاف بازارهای نیروی كار و سهولت ورود شركت های جدید به بازارهای فناوری و خروج از آن همه بر توانایی نوآوران برای رشد در یك اقتصاد خاص تأثیر می گذارد. با این حال، این قبیل عوامل معمولاً خارج از قلمرو سیاست گذاری سنتی علم و فناوری قرار می گیرد.پدیده دو وجهی جهانی شدن كه می تواند هم شركت های فناوری آمریكایی را تقویت كند و هم نظام نوآوری را تهدید كند، كار حمایت از نوآوری به وسیله سیاست گذاری را بسیار دشوارتر می كند. نزدیكی به مصرف كنندگان درك بهتری از بازارهای بالقوه جدید را به شركت ها می دهد و به علاوه به آنها اجازه می دهد سریع تر به نیازهای متغیر مشتریان پاسخ دهند. اما انتقال تولید به كشورهای دیگر با وجودی كه ممكن است برای سهامداران خوب به نظر برسد، می تواند تعامل های پیچیده بین شركت ها و دانشگاه ها را بی ثبات كند. در آمریكا این تعامل ها موتور محرك اكتشاف فناوری است. حذف هر كدام از عناصر از خوشه فناوری می تواند توانایی آن را برای تولید افكار جدید كاهش دهد. با فرستادن مشاغل تولیدی به آسیا، بخش مهمی از زیرساخت نوآوری نیز از دست می رود.آمریكا نمی تواند و نباید از پیدایش خوشه های فناوری جدید در آسیا جلوگیری كند. در عوض باید برای تولید و جذب فناوری های جدید با ظهور آنها در جاهای دیگر آماده شود. توانایی استفاده خوب از افكار و سامانه های متنوع همچنان یكی از مهم ترین امتیازات رقابتی آمریكاست و شركت های آمریكایی باید كاری كنند تا افكار خود صرف نظر از امكان شكل گیری در وهله اول وارد بازار آمریكا شود.شاید بد نباشد صنایع خصوصی آمریكا از نمونه نیروهای مسلح كشور پیروی كنند. سیطره نظامی آمریكا دیگر بستگی به این ندارد كه دیگران را از دستیابی به فناوری های حساس باز دارد. بسیاری از حسگرهایی كه ارتش آمریكا از آن برای ردیابی كشتی ها یا هواپیما ها در فاصله دور یا تعیین اطلاعات استفاده می كند، اقلامی است كه شركت های سراسری جهان به راحتی تولید می كنند. آمریكا كه از پخش این فناوری ها به دشمنان بالقوه ناتوان است، كاری كرده است كه بهتر از دیگران از چنین ابزاری استفاده كند، یعنی با یكپارچه كردن درون داد حسگرها، شبكه های حسگر ایجاد كرده است. در عرصه تجاری، شركت های آمریكایی باید به همین شكل بكوشند مزیت خود را با جذب و یكپارچه كردن این فناوری ها با سرعتی بیش از سایرین حفظ كنند.حفظ چنین سرعتی مستلزم آن خواهد بود كه شركت های آمریكایی در بازارهای آسیایی حضور داشته باشند تا در آتیه افكار را شناسایی كنند، بپرورند و در آن سرمایه گذاری كنند. واشنگتن باید همچنان شركای تجاری خود را - به خصوص پكن- زیر فشار بگذارد تا مفاد موافقتنامه های تجاری موجود را بپذیرند و اجازه این دسترسی را بدهند. همچنین آمریكا باید معیارهای فناوری اختیاری و آزاد را تشویق كند. در ماه مارس ،۲۰۰۴ دولت بوش به قوانینی اعتراض كرد كه براساس آن تمام ابزارهای بی سیم وارداتی به چین باید به نوعی فناوری رمزگذاری تولید شركت های چینی مجهز می بود. پكن بعداً این قوانین را لغو كرد، اما با توجه به علاقه چین به ایجاد معیارهای فناوری جدید، آمریكا باید مراقب تلاشی با ماهیت مشابه در آینده باشد.واشنگتن در داخل كشور نباید منتظر دستاورد بزرگی باشد. سیاستگذاران باید كاری كنند تا آمریكا همچنان پویاترین نظام نوآوری را داشته باشد. بودجه علوم و آموزش باید حفظ شود. با وجودی كه وسوسه برانگیز است كه با كاهش بودجه اختیاری علوم از كسری بودجه كم كرد، این كار یكی از اركان سلامت اقتصادی و فناوری آینده كشور را تضعیف خواهد كرد. بنابر این بودجه تحقیقات پایه به خصوص در بخش علوم فیزیك و مهندسی و نیز تأمین مالی بنیاد ملی علم باید در حد فعلی حفظ شود یا افزایش یابد.به همین اندازه نیز مهم است كه سیاست گذاران فضای كارآفرینی در آمریكا را كه بزرگترین قوت آن است، تقویت كنند. اجزای فضای مناسب نوآوری درآمریكا- شامل بازارهای انعطاف پذیر سرمایه و نیروی كار، مقررات دولتی شفاف و فضایی كه مخاطره پذیری را ارج می نهد- باید تقویت شود. مثلاً دایمی كردن اعتبار مالیاتی تحقیق و توسعه و گسترش آن به سایر انواع تحقیقات مشترك به ایجاد انگیزه های لازم در بسیاری بخش های فناوری كمك خواهد كرد.با گسترش توانایی نوآوری به فراسوی مرزهای آمریكا، این كشور نمی تواند بر این تصور باقی بماند كه همچنان كانون تحقیقات علمی و فناورانه خواهد بود.آمریكا باید با چالش آسیا روبه رو شود. باید فعالانه با مراكز جدید نوآوری تماس برقرار كند و برای یكپارچگی سریع و استفاده از افكار جدید كه در چین، هند و كره جنوبی پدید می آید، آماده شود. از همه مهم تر این كه آمریكا نباید تصور كند نوآوری آینده به طور خودكار رخ خواهد داد. تنها از طریق توجه مجدد به تأمین هزینه تحقیقات علمی، اصلاحات آموزشی، سلامت بازارهای سرمایه و نیروهای كار و نشاط محیط كار و فعالیت است كه آمریكا می تواند مزیت خود- و نوآورترین اقتصاد جهان- را حفظ كند.
منبع : خبرگزاری فارس