پنجشنبه, ۴ مرداد, ۱۴۰۳ / 25 July, 2024
مجله ویستا

انقلاب ‌اسلامی و نگاه عالمان دینی


انقلاب ‌اسلامی و نگاه عالمان دینی
تاسیس نظام اسلامی در ایران به دست امام خمینی(ره) و سایر عالمان دینی، زمینه را برای ظهور و تحقق ارزشها، پیامها و نظام‌های جدید رفتاری در صحنه کنش‌های فردی و اجتماعی انسان معاصر گشوده است. انسان واجتماع در نگاه دین هویت و ماهیتی ویژه دارند و ارزشها در دستگاه فکری وفلسفی اسلام، تعریفی خاص پیدا می‌کنند.
دین هم اینک در دنیای معاصر حیاتی دوباره پیدا کرده است و نهضت‌های دینی، اندیشمندان و کاوشگران علوم انسانی را در فراخوانی جدید به مطالعه‌ای از سر دقت و کاوشی همراه با عنایت در باب دین دعوت می‌کنند.
حضور دین در صحنه اجتماع و سیاست اقتضا می‌کند که اسلام شناسان و فقیهان ما با نگاهی نو از منظری جدید به فقاهت و دیانت، به تفسیر دین بپردازند و دیدگاه‌های جامعه‌شناختی اسلام را به گونه‌ای روشن و منقح در ساحت دید و نظر صاحبنظران قرار دهند. بی‌شک، رهیافت جامعه‌شناسانه به دین که امروزه تحت عنوان جامعه‌شناسی دین خوانده می‌شود و نوعی نگاه برون دینی به دین است، از ضروریات روزگار ما در عرصه دین پژوهی می‌باشد.
دین واقعیتی انکارناپذیر است و گرچه خود امری ماورای طبیعی و آسمانی است، اما اعتقاد آدمی بدان دارای آثار اجتماعی فراوانی می‌باشد. از نظر ما، دین نهادی در عرض سایر نهادهای اجتماعی نیست، بلکه فرانهادی است که همه نهادهای دیگر را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. از این رو، در جامعه‌شناسی معاصر شاخه‌ای تحت عنوان جامعه‌شناسی دین تاسیس شده تا در قالب‌های علمی جامعه‌شناختی به مطالعه رفتار دینی بپردازد و این فرآیند رفتاری را چونان یک رفتار اجتماعی مورد دقت و بررسی قرار دهد.
آنان که نمی‌خواهند تاثیر عمیق دین و حضور آن در صحنه اجتماع و سیاست و تمدن نوین بشری را بپذیرند، به اعتقاد ما از انصاف علمی و نگاه واقع‌بینانه برخوردار نیستند.
گرایش‌های دنیاگرایانه (سکولاریستی) امروزه در میان اندیشمندان واقع‌بین و جامعه‌شناسان منصف، از وزانتی برخوردار نیست و ادعای برکنار بودن گوهر دیانت از حوزه اجتماع و سیاست مکابره‌ای بیش نمی‌باشد.
رابطه دین و جامعه‌شناسی در حقیقت تعاملی دو سویه است. هر یک از این دو در دیگری نظر می‌کند و به تحلیل و تفسیر پاره‌ای از اصول، مبادی و مسائل آن می‌پردازد.
دریافت صحیح و تفسیر درست قوانین اجتماعی و سنن جامعه‌شناختی در بسیاری از موارد، هرگز بدون آشنایی با بینش‌های درست فلسفی، انسان‌شناختی و بالاخص، بدون اطلاع از راهبردهای دین در مقولات فوق امکان‌پذیر نیست. مباحثی از قبیل فطرت، جبر واختیار، اصالت فرد یا جامعه و مانند آن از جمله مسائلی است که از سویی، صبغه فلسفی، کلامی و دینی دارند و از سوی دیگر، باید از منظر جامعه‌شناسی بدانها پرداخت.
این ترابط و تعامل دوسویه کاوش‌هایی نو و تحقیقاتی بدیع و تازه را در این مقولات طلب می‌کند. امید است پژوهشگران و محققان ما به گونه‌ای شایسته و بایسته بیش از گذشته به این مقولات بپردازند. والسلام
‌قم- محسن غرویان
منبع : روزنامه رسالت