تجربه درگیریهای اخیر، از نگاه مسئولان نظامی جمهوری اسلامی ایران، صرفاً یک مواجهه نظامی نبوده، بلکه آزمونی برای ساختار دفاعی کشور، میزان تابآوری جامعه و کارآمدی تجهیزات و تاکتیکهای نیروهای مسلح محسوب میشود. در این میان، ارتش جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده است ضمن بازسازی بخشهایی از توان رزمی آسیبدیده، از تجربیات بهدستآمده در میدان برای بازنگری در شیوههای عملیاتی و ارتقای آمادگی خود استفاده کند. سخنان فرماندهان نظامی نیز نشان میدهد که تجربه جنگ، در کنار هزینههای سنگین آن، به اعتقاد آنان زمینهای برای شناسایی نقاط قوت و ضعف و حرکت به سمت طراحی ساختارها، تجهیزات و تاکتیکهای متناسب با جنگهای آینده فراهم کرده است.
یکی از مهمترین محورهای مطرحشده در این زمینه، تغییر رویکرد دکترین نظامی و حرکت از یک الگوی صرفاً پدافندی به سمت تقویت قابلیتهای آفندی و پاسخ سریع است؛ رویکردی که در ادبیات نظامی جمهوری اسلامی ایران، با هدف افزایش قدرت بازدارندگی و جلوگیری از شکلگیری محاسبات اشتباه از سوی طرف مقابل دنبال میشود. در همین چارچوب، استفاده از حملات پیشدستانه، پاسخ متقابل و هدف قرار دادن نقاطی که از منظر نظامی و عملیاتی دارای اهمیت تلقی میشوند، به عنوان بخشی از تجربیات جنگ اخیر مورد توجه قرار گرفته است.
در سوی دیگر این معادله، مسئله احتمال وقوع درگیری مجدد و نگرانی افکار عمومی از بازگشت جنگ قرار دارد؛ موضوعی که سخنگوی ارتش درباره آن بر ضرورت حفظ آمادگی مستمر تأکید میکند. از نگاه او، متغیرهای متعدد و سیال در محیط منطقهای و بینالمللی، امکان پیشبینی قطعی آینده را دشوار کرده است و به همین دلیل، به جای اتکا به پیشبینی، باید بر افزایش توان دفاعی و بازدارندگی تمرکز کرد. این رویکرد در شرایطی مطرح میشود که هرگونه تغییر در مناسبات میان ایران، آمریکا و دیگر بازیگران منطقهای میتواند بر سطح تنشها و معادلات امنیتی منطقه تأثیرگذار باشد.
در همین حال، موضوع سرنوشت سه خلبان ارتش که در جریان یک عملیات برونمرزی در قطر مفقود شدهاند، از دیگر مسائل مهم و حساس این مصاحبه است. پیگیریهای انجامشده از سوی ارتش و دستگاه دیپلماسی و پاسخ طرف قطری درباره بیاطلاعی از سرنوشت این افراد، ابعاد دیگری از پیامدهای جنگ و پیچیدگیهای آن را نمایان میکند؛ موضوعی که همچنان نیازمند پیگیری و ارائه اطلاعات روشن و مستند درباره سرنوشت این خلبانان است.
روایت ارتش از عملیات دشت مهیار نیز بخش دیگری از این گفتوگوست؛ عملیاتی که از سوی سخنگوی ارتش به عنوان یکی از نمونههای مهم مقابله با تلاش نیروهای آمریکایی برای نفوذ به منطقه اصفهان تشریح شده و در آن بر نقش نیروهای عملیاتی، اطلاعاتی و پدافندی ارتش تأکید شده است. طرح این روایت، در کنار اشاره به برنامههای ارتش برای تولید مستند و آثار تصویری درباره این عملیات، نشان میدهد که ثبت و بازنمایی تجربههای جنگ اخیر نیز به یکی از موضوعات مورد توجه نیروهای مسلح تبدیل شده است.
از سوی دیگر، جنگ اخیر بار دیگر اهمیت فناوریهای نوین در میدان نبرد را برجسته کرده است. پهپادها، سامانههای پدافندی، موشکها، جنگندهها و فناوریهای مرتبط با هوش مصنوعی، در کنار توان اطلاعاتی و ارتباطی، بخش مهمی از جنگهای امروز را شکل میدهند. سخنگوی ارتش نیز با اشاره به ورود تجهیزات جدید و پهپادهای پیشرفتهتر، از تلاش برای ارتقای توان رزمی و حرکت به سمت یک جهش تجهیزاتی سخن میگوید؛ هرچند تأکید دارد که به دلیل ملاحظات امنیتی، بخشی از جزئیات این تجهیزات در شرایط فعلی قابل اعلام نیست.
در این میان، نقش نیروی دریایی ارتش و اهمیت تنگه هرمز، دریای عمان و شمال اقیانوس هند نیز از موضوعات قابل توجه گفتگوی ما با سخنگوی ارتش است؛ منطقهای که به دلیل جایگاه راهبردی خود در انتقال انرژی و تجارت جهانی، همواره یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان به شمار میرود. تشریح توانمندیهای نیروی دریایی در رصد و کنترل عملیاتی این محدوده، بخش دیگری از تصویری است که سخنگوی ارتش از توان دفاعی کشور ارائه میکند.
امیر سرتیپ محمد اکرمینیا در این گفتوگوی تفصیلی همچنین به طرح تعیین پاداش برای مقابله با متجاوزان آمریکایی پرداخت؛ طرحی که به گفته او، ریشه در درخواست افرادی دارد که به دلیل محدودیتهای جسمی امکان حضور مستقیم در میدان را ندارند اما خواهان مشارکت مالی در دفاع از کشور هستند. فارغ از ابعاد این طرح، طرح چنین موضوعی از سوی فرماندهی ارتش، حامل پیامی درباره نوع نگاه مسئولان نظامی به نقش جامعه در دفاع از کشور و تلاش برای نمایش آمادگی در برابر سناریوی احتمالی عملیات زمینی است.
اکنون پرسش اصلی این است که تجربه جنگ اخیر چه تغییراتی در نگاه ارتش به میدان نبرد آینده ایجاد کرده است؟ آیا تغییر رویکرد از پدافند به آفند میتواند به افزایش بازدارندگی منجر شود؟ نیروهای مسلح تا چه اندازه توانستهاند آسیبهای واردشده به تجهیزات و زیرساختهای خود را جبران کنند و چه سناریوهایی برای مواجهه با جنگ احتمالی آینده روی میز دارند؟ در کنار این پرسشها، وضعیت خلبانان مفقودشده، ابعاد عملیات دشت مهیار، نقش نیروی دریایی، تجهیزات جدید و نگرانیهای مردم از احتمال وقوع دوباره جنگ، مجموعهای از موضوعات مهمی است که در گفتوگوی پیشرو با سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفته است.
امیر، فرمانده کل ارتش درباره تعیین جایزه برای افرادی که در صورت تجاوز زمینی آمریکا بتوانند متجاوزان آمریکایی را به اسارت درآورند یا از پای درآورند، صحبت کردند. این طرح چه ابعادی دارد و اساساً چرا چنین طرحی در ارتش مطرح شد؟
بسمالله الرحمن الرحیم. من هم از خبرگزاری مهر و جنابعالی که این فرصت را فراهم کردید، تشکر میکنم. اجازه میخواهم ایام ربیعالاول و همچنین روز خبرنگار را که فاصله زیادی از آن نگرفتهایم، به همه مخاطبان عزیز و بهویژه اصحاب رسانه تبریک عرض کنم.
از طرف ارتش جمهوری اسلامی ایران از تمام اهالی رسانه، خبرنگاران و اصحاب رسانه عزیز که امروز در خط مقدم جنگ با دشمن هستند، تشکر میکنم. واقعیت این است که جنگهای امروزی به دلیل درهمتنیدگی ابعاد نرم و سخت، همه عناصر لازم را به خدمت گرفتهاند. امروز دیگر فقط رزمندگان نیروهای مسلح نیستند که در مقابل دشمن قرار دارند، بلکه اصحاب رسانه، خبرنگاران عزیز، فداکار و شجاع نیز جزو سربازان مدافع کشور محسوب میشوند و نقش مهمی در حفظ و صیانت از این آب و خاک، نظام و انقلاب ایفا میکنند. وظیفه خود میدانم از زحمات همه همکاران شما تشکر و قدردانی کنم.
اما در رابطه با موضوعی که فرمودید، باید عرض کنم از ماهها قبل افرادی با مراجعه یا تماس تلفنی با ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران درخواست داشتند که به نوعی در جنگ مشارکت کنند. این افراد اظهار میکردند که به لحاظ جسمی، بهویژه برخی از آنها که بازنشسته بودند یا با مشکلات جسمی مواجه بودند، توان لازم برای مشارکت مستقیم در جنگ را ندارند، اما توان مالی برای جهاد مالی دارند و میتوانند از این طریق کمک کنند.
برای کسانی که متجاوزان آمریکایی را از پای درآورند یا به اسارت درآورند، جایزه و پاداش در نظر گرفته شده است
این موضوع در ستاد ارتش مطرح شد و پس از مشورتها و تشکیل جلسات مختلف، طرحی از این جلسات استخراج شد. خلاصه این طرح را روز گذشته امیر فرمانده محترم کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، امیر حاتمی، در جمع خبرنگاران اعلام کردند.
بر اساس این طرح، اگر آمریکاییها دست به حماقت بزنند، تجاوز زمینی علیه کشور ما شکل دهند و وارد سرزمین جمهوری اسلامی ایران شوند، برای کسانی که متجاوزان آمریکایی را از پای درآورند یا به اسارت درآورند، جایزه و پاداش در نظر گرفته شده است. مبلغ این پاداش برای آقایان ۵ میلیارد تومان و برای شیرزنان ایران اسلامی ۱۰ میلیارد تومان تعیین شده است.
جزئیات دیگری نیز وجود دارد. به عنوان نمونه، برخی از مردم عشایر یا اقشار مختلف جامعه دارای مجوز سلاح شکاری هستند. اگر این افراد با سلاح شکاری خود در مقابل متجاوزان اقدام کنند، آن سلاح با دو برابر قیمت خریداری میشود و در موزهای به نام خود آن فرد نگهداری خواهد شد تا نام او در دفاع از این سرزمین در آینده باقی بماند و به عنوان یک اقدام تاریخی، نامش همواره زنده باشد.
همچنین یک قبضه سلاح نیز به عنوان هدیه از طرف ارتش به آن فرد اهدا خواهد شد.
تمام این اقدامات به این دلیل است که دفاع از این آب و خاک و دفاع از این سرزمین آنقدر مقدس و ضروری است که افرادی که اقدام به چنین کاری میکنند، نامشان باید در تاریخ این سرزمین ماندگار شود.
این کلیات طرحی است که از سوی امیر فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران اعلام شد.
نکته مهمی که لازم است بر آن تأکید کنم این است که منابع مالی این طرح عمدتاً از سوی همان جهادگرانی تأمین میشود که خارج از ارتش هستند؛ چه بازنشستگان ارتش و چه افرادی که اساساً هیچ سابقه نظامی ندارند، اما اعلام کردهاند که میتوانند جهاد مالی داشته باشند.
ارتش نیز تضمین کرده است که اگر تجاوزی از طرف آمریکاییها صورت گرفت و هموطنان عزیزمان توانستند رأساً چنین اقدامی را انجام دهند، این پاداش پرداخت خواهد شد.
مردم ایران در طول تاریخ ثابت کردهاند که بدون چشمداشت و با تمام جان و مال خود از کشور دفاع میکنند و انگیزه مالی ندارند. آیا این طرح بیشتر برای پاسخ به نیت کسانی است که امکان جهاد جسمی نداشتند اما میخواستند در دفاع از کشور مشارکت کنند؟
بله، قطعاً همینطور است. همانطور که عرض کردم، این طرح بیشتر از سوی کسانی مطرح شد که خواهان جهاد مالی بودند و امکان جهاد جسمی نداشتند.
دفاع از کشور امر مقدسی است و با این اقدام، در واقع تلاش شده است این موضوع ماندگار شود و اهمیت، ضرورت و تقدس دفاع از کشور برجسته شود و مورد توجه افکار عمومی قرار گیرد. آخرین وضعیت سه خلبان مفقودشده در قطر
در روزهای اخیر خبرهای گستردهای درباره سه خلبان ارتش که در عملیات برونمرزی در قطر مفقود شدهاند، منتشر شده است. با توجه به نامهای که برای صلیب سرخ ارسال شده و همچنین تکذیبیه طرف قطری، آخرین اقدامات و اطلاعات ارتش درباره سرنوشت این خلبانان چیست؟
سابقه این موضوع به یازدهم اسفند سال گذشته، یعنی دو روز بعد از تجاوز نظامی آمریکا به کشورمان، بازمیگردد.
در یازدهم اسفند سال گذشته، دو فروند سوخو از نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران یک عملیات بسیار شجاعانه علیه پایگاه آمریکا در قطر انجام دادند. پس از اینکه اهداف مورد اصابت قرار گرفتند، هواپیماها در مسیر بازگشت مورد اصابت هواپیماهای گشت هوایی دشمن قرار گرفتند و ساقط شدند.
پس از مدتی پیگیری، پیکر مطهر یکی از خلبانها که به شهادت رسیده بود، تحویل شد. این شهید، شهید مجید کاظمی بود که پیکر ایشان در شیراز تشییع و به خاک سپرده شد.
اما از آنجا که هر یک از این هواپیماها دو خلبان داشتند، از سرنوشت سه خلبان دیگر بیاطلاع ماندیم.
پیگیریهای لازم از طریق وزارت امور خارجه، نهاد ریاستجمهوری، ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران و همچنین به صورت مستقیم از طریق ارتش قطر و دولت قطر انجام شده است.
تماسهایی برقرار و پیگیریهایی صورت گرفته، اما تا امروز پاسخی که طرف قطری به ما داده، اظهار بیاطلاعی از سرنوشت این خلبانان بوده است.
ما واقعاً خواهان آن هستیم که طرف قطری با جدیت بیشتری نسبت به این موضوع اهتمام داشته باشد و پاسخ روشن و مستند ارائه کند تا بتوانیم مستندات را بپذیریم و از وضعیت سرنوشت این خلبانان عزیز مطلع شویم.
همانطور که اشاره کردید، روز گذشته وزارت امور خارجه قطر اعلام کرد که از سرنوشت خلبانان بیاطلاع است. ما میگوییم اگر واقعاً بیاطلاع هستند، باید مسئولانهتر از آنچه اکنون عمل میکنند، برخورد کنند و تلاش بیشتری برای مشخص کردن وضعیت این خلبانان عزیز انجام دهند. آمادگی نیروهای مسلح پس از جنگ
آخرین ارزیابی ارتش از وضعیت میدان و سطح آمادگی نیروهای مسلح چیست؟
از زمانی که آتشبس برقرار شد، تلاش کردیم از فرصتهایی که ایجاد شده است استفاده کنیم. فرصتی که در اثر آتشبس ایجاد شد، برای ما بسیار مهم بود و تلاش کردیم حتی یک لحظه از این زمان را از دست ندهیم.
اقدامات جدی در حوزه بازسازی و بهکارگیری مجدد سامانههایی که از سوی دشمن مورد آسیب قرار گرفته بودند، انجام دادیم. همچنین برای تهیه و خرید تجهیزات جدید اقدام کردیم و تجهیزات جدید امروز وارد سازمان رزم یگانهای ارتش شده است. از نظر آمادگی روحی و آموزشهای لازم نیز در این فرصت آتشبس، یک تجدیدقوا انجام دادیم.
به هر حال، ما حدود ۴۰ روز با دو ارتش، به تعبیر مقام معظم رهبری با دو ارتش سران کفر، جنگیدیم. این ارتشها از نظر فناوری و تجهیزات در سطح بالایی قرار داشتند و این جنگ تجربیات زیادی برای ما داشت.
ضمن اینکه تجربیات خوبی به دست آوردیم، اعتمادبهنفس خوبی نیز کسب کردیم؛ چراکه نشان دادیم میتوانیم در مقابل این دو ارتش بجنگیم، مقاومت کنیم، به اهدافی که تعیین میکنیم برسیم و اجازه ندهیم دشمن به اهداف خود دست پیدا کند.
این موضوع هم تجربه خوبی برای ما بوده و هم اعتمادبهنفس بالایی در همرزمان من در نیروهای مسلح ایجاد کرده است. در مجموع، چه به لحاظ سختافزاری و چه به لحاظ روحی و نرمافزاری تلاش کردیم این تجربیات را به کار بگیریم و برای جنگ احتمالی آینده آمادهتر شویم.
اگر در آینده تجاوز دیگری صورت بگیرد، قطعاً همه نیروهای مسلح، اعم از ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران، از آمادگی بالاتر و اعتمادبهنفس بیشتری برای برخورد با دشمن برخوردار خواهند بود. تغییر دکترین نظامی؛ از پدافند به آفند
با توجه به تجربهای که در این جنگ به دست آمد، مهمترین تغییری که در آرایش و آمادگی عملیاتی ارتش ایجاد شد، چه بود؟
یکی از یادگاران شهید سپهبد موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح که در همین جنگ به شهادت رسید، تغییر رویکرد و دکترین نظامی کشور بود.
ایشان از زمانی که مسئولیت ریاست ستاد کل نیروهای مسلح را پذیرفتند، از همان جنگ ۱۲ روزه به سمت تغییر دکترین نظامی حرکت کردند و نیروهای مسلح را به این سمت بردند که یک تغییر دکترین نظامی ایجاد شود. این تغییر دکترین امروز الحمدلله ایجاد شده و آثار آن نمایان است.
یکی از نشانههای این تغییر، «پاسخ سریع» است. البته ما در جنگ از همان ابتدا پاسخ سریع دادیم. شما ملاحظه فرمودید که حدود دو ساعت پس از آغاز تجاوز آمریکا در نهم اسفند، بلافاصله پاسخ دادیم. این یکی از مؤلفههای تغییر دکترین نظامی است؛ یعنی حرکت از پدافند به آفند. ما این دکترین نظامی را به سمت یک دکترین نظامی آفندی بردیم.
اقدام پیشدستانه، بر اساس حقوق بینالملل و منشور، اقدامی مشروع است
مولفه دیگر این بود که اگر دشمن یک نقطه از ما را مورد اصابت قرار میداد، در جاهایی که لازم بود و احساس میکردیم اگر پاسخ داده نشود، دشمن گستاختر خواهد شد، پاسخ کوبندهتری دریافت میکرد.
برای مثال، در طول جنگ، دشمن برخی نقاط و زیرساختهای پتروشیمی و انرژی ما را مورد هدف قرار داد. در همان لحظه که یک نقطه از ما مورد هدف قرار میگرفت، در مواردی چند نقطه از دشمن را مورد هدف قرار میدادیم.
این موضوع نشاندهنده رویکرد آفندی در دکترین جدید نظامی جمهوری اسلامی ایران است که عرض کردم از میراث گرانبهای فرمانده شهید ما، امیر موسوی، محسوب میشود. مولفه دیگر، اقدام پیشدستانه بود. ما در این جنگ چند مرحله اقدام پیشدستانه داشتیم.
اقدام پیشدستانه، بر اساس حقوق بینالملل و منشور، اقدامی مشروع است؛ البته زمانی که با اصل تناسب و ضرورت همراه باشد. این اقدام انجام شد.
در زمانی که پایگاه آمریکا در اردن را مورد هدف قرار دادیم، آمریکاییها در آنجا در حال تجمع نیرو و تجهیزات بودند و قصد داشتند حملات خود را تشدید کنند. قبل از اینکه دست به این کار بزنند، ما آنجا را با حملات پهپادی و موشکی مورد هدف قرار دادیم و با یک اقدام پیشدستانه از گسترش تجاوز آمریکا به داخل کشورمان جلوگیری کردیم.
این یکی از مؤلفههای تغییر دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران است؛ حرکت از پدافند به آفند.
این دکترین در حال طی کردن مراحل تکاملی خود است.
در مجموع، یکی از دستاوردهای جنگ جاری، همین تغییر دکترین با توجه به اقتضائات شرایط، اقتصاد، شرایط روز و نیازهایی بود که در این جنگ احساس کردیم. البته همانطور که عرض کردم، اعتمادبهنفس نیروهای مسلح نیز ارتقا پیدا کرده است.
این تکامل را حتماً پیگیری میکنیم و از مواضع پدافندی به سمت اتخاذ مواضع آفندی پیش میرویم تا انشاءالله به یک بازدارندگی کامل در مقابل تهدیدات دشمنان برسیم. سناریوهای جدید برای جنگ احتمالی آینده
در جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ ۴۰ روزه، رویکرد جدیدی از ارتش و نیروهای مسلح مشاهده کردیم. برای جنگ احتمالی آینده آیا سناریوهای جدیدی پیشبینی و برنامهریزی شده است؟
قطعاً. این روند تکاملی و تحول در دکترین نظامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، یک امر در جریان و مستمر است و به سمت تکامل پیش میرود.
عملیاتهایی که توسط خلبانان ما در یازدهم اسفند انجام شد، چه حمله به پایگاه بوهرینگ توسط جنگندههای اف-۵ و چه حمله به پایگاه آمریکا در قطر توسط سوخوهای ۲۴، رویکرد آفندی ارتش جمهوری اسلامی ایران را نشان میدهد.
این همان رویکردی است که عرض کردم از میراث گرانبهای فرمانده شهید ما، امیر موسوی، محسوب میشود. البته این موضوع ذیل تدابیر فرماندهی معظم کل قوا و تدابیر امام شهید نیز دنبال شده است.
تجهیزات جدیدتر، تاکتیکهای جدیدتر و عرصههای جدیدتر را به کار خواهیم گرفت
نیروهای مسلح ما حتماً این روند را ادامه خواهند داد و برای جنگ احتمالی آینده در همین چارچوب، یعنی با رویکرد آفندی، تجهیزات جدیدتر، تاکتیکهای جدیدتر و عرصههای جدیدتر را به کار خواهند گرفت. جنگ احتمالی آینده میتواند عرصههای جدیدی را دربر بگیرد. ما قبلاً هشدار داده بودیم که اگر دشمن دچار خطای محاسباتی شود، بلادرنگ پاسخ خواهیم داد و علاوه بر آن، جنگ میتواند تمام جغرافیای منطقه را دربر بگیرد.
این اتفاق در طول جنگ رخ داد. در طول جنگ نیز یکی دو بار هشدار دادیم که عرصههای جدیدی مشمول جنگ خواهد شد و قلمرو جنگ گسترش پیدا خواهد کرد.
امروز میبینیم که المندب که تا چندی قبل در جنگ نبود، جزو جغرافیای جنگ قرار گرفته است. پایگاه آمریکا در سوریه نیز مورد هدف قرار گرفت، در حالی که این منطقه قبلاً در جغرافیای جنگ نبود. امروز تهدیدات در سراسر منطقه وجود دارد و ما توانمندی و قابلیت مقابله و مواجهه با آنها را داریم.
فکر میکنم علاوه بر گسترش جغرافیای جنگ، موضوعات جدیدی نیز در جنگ احتمالی آینده مطرح خواهد شد. برای مثال، زیرساختهای انرژی در منطقه و زیرساختهای ارتباطی که عمدتاً از کف خلیج فارس و دریای عمان عبور میکنند.
هر جایی که دشمن منافعی داشته باشد، در صورت تجاوز میتواند در چارچوب اهداف مشروع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد. این یعنی ورود به عرصههای جدید جنگ. نگرانی مردم از وقوع جنگ دوباره
یکی از دغدغههای اصلی مردم این است که آیا دوباره جنگی رخ خواهد داد یا خیر. پاسخ شما به این نگرانی چیست؟
اینکه در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد، اگر بخواهیم علمی با موضوع برخورد کنیم، به دلیل وجود متغیرهای بسیار زیاد و سیالیت تحولات، بهصورت دقیق قابل پیشبینی نیست.
من قاطعانه عرض میکنم حتی خود آمریکاییها نیز برای خودشان راهبرد کاملاً مشخص و قاطعی ندارند. اگر آمریکاییها استراتژی مشخصی داشتند، امروز اینقدر مواضع خود را تغییر نمیدادند.
یک روز آماده جنگ زمینی میشوند، روز دیگر عقبنشینی میکنند و میگویند محاصره را ادامه میدهیم. یک روز ترامپ میگوید هرمز جزو قلمرو آمریکا خواهد بود و روز بعد کاخ سفید بیانیه میدهد که این موضوع شوخی بوده است.
این اظهارات و رفتارهای متناقض نشان میدهد که آمریکاییها استراتژی مشخصی ندارند و این به دلیل استیصالی است که امروز با آن مواجه شدهاند و واقعاً در جنگ با ما درمانده شدهاند.
بنابراین پیشبینی دقیق و قطعی امکانپذیر نیست. آنچه مهمتر از پیشبینی است، کسب آمادگی مستمر است.
ما باید روزبهروز آمادگی خود را افزایش دهیم. حتی اگر در کوتاهمدت و در یک سال آینده با آمریکاییها درگیر نشویم، باز هم نیاز داریم قدرتمندتر از امروز شویم، توانمندیهایمان را بالاتر ببریم و سطح بازدارندگی خود را افزایش دهیم تا برای حوادث پس از این جنگ آماده باشیم.
این جنگ همچنان جنگ جاری محسوب میشود، چراکه با وجود فرصت ۶۰ روزه آتشبس، به نوعی همچنان درگیر جنگ هستیم.
به نظر من باید روی ارتقای توان دفاعی و بازدارندگی متمرکز شویم. اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد، بخشی مربوط به ما، بخشی مربوط به دشمن و بخشی نیز مربوط به تحولات منطقه و نظام بینالملل است که خیلی قابل پیشبینی نیست. پاسخ به نگرانی مردم درباره عملیات زمینی
مردم درباره احتمال عملیات زمینی نیز نگرانیهایی دارند. پاسخ شما به این نگرانی چیست؟
از مردم میخواهم نگران نباشند. واقعاً عرض میکنم که نگران نباشند؛ به خاطر اینکه فرزندان غیوری مانند نیروهای مسلح امروز داریم.
وجود همرزمان من در نیروهای مسلح، در ارتش و سپاه، جای نگرانی برای مردم باقی نمیگذارد. شما ببینید وقتی خطر آنقدر زیاد است که هر لحظه ممکن است لانچرهای موشکی و پهپادی مورد اصابت قرار بگیرند، اما رزمندگان پای لانچر میمانند و تا آخرین لحظه شلیک میکنند.
در حالی که سامانههای پدافندی و لایههای مختلف پدافندی در پایگاه آمریکا در منطقه وجود دارد، خلبانهای شجاع ما میروند و با تمام دشواریها و با وجود برتری فناوری دشمن، عملیات انجام میدهند. نمونه دیگر، زمانی بود که هواپیمای جنگنده ما بر فراز تهران برای تأمین امنیت منطقهای که جلسات شورای عالی امنیت ملی در آن برگزار میشد، حضور داشت. پهپاد دشمن در آن منطقه پرواز میکرد و هواپیمای ما به دلیل سرعت بالای خود نمیتوانست آن پهپاد را که سرعت پایینتری داشت، با موشک مورد هدف قرار دهد. در نهایت هواپیما به صورت فیزیکی با پهپاد برخورد کرد و آن را ساقط کرد.
این یک اقدام شجاعانه است.
وقتی ملت ایران فرزندانی به این شجاعت دارد، نباید نگران باشد. وقتی خلبانهای ما با چنین شرایطی به عملیات میروند و رزمندگان ما پای لانچرهای موشکی و پهپادی تا لحظه آخر میایستند، جای نگرانی نیست.
مردم واقعاً خیالشان راحت باشد. ما با این توانمندیها، انگیزه و ایمان و باوری که فرزندان ملت دارند و البته با حمایت مردم، مأموریت خود را انجام خواهیم داد.
من در مواقع متعدد عرض کردهام که اگر حمایت و پشتیبانی مردم نبود، این انگیزه و روحیه به این شکل مضاعف نمیشد.
ما از گذشته مأموریت داشتیم و انگیزه مقابله با دشمن نیز داشتیم، اما این جنگ و ورود مردم به عرصه خیابانها و تجمعات شبانه، هم انگیزه ما را بالا برد و هم احساس کردیم که واقعاً این مردم، مردمی شجاع و شایسته هستند؛ شایسته دفاع.
ما به خاطر همین احساس مسئولیت، برای اینکه مأموریتهای خود را درستتر و کاملتر انجام دهیم، تلاش کردیم.
به هر حال، من فکر میکنم هیچ جای نگرانی نیست. مردم خیالشان راحت باشد و به حمایت خود از نیروهای مسلح و فرزندان خود در نیروهای مسلح ادامه دهند. ما نیز در خدمت آنها هستیم و تا پای جان ایستادهایم.
شهدایی که از نیروهای مسلح تقدیم شدهاند، خود نشان میدهند که ما تا پای جان پای کار ملت هستیم.



































































































































































