آیا ۳۸ میلیارد دلار ارزشش را داشته است؟
بله، قطعا ارزشش را داشته است؛ چون این هزینه برای تامین نیازهای نیروهای ما در اجرای جنگ و انجام دستورهای رئیسجمهور صرف شده است. آنچه اکنون شاهد آن هستیم، تا حدی نتیجه انباشته شدن روند نوسازی به تعویق افتاده و همچنین رویهای است که طی سالهای گذشته دنبال شده است؛ یعنی خرید حداقل میزان لازم از تسلیحات و مهمات، زیرا بودجه وزارت دفاع ما کافی نبوده است.
ممکن است بگویید چطور میشود وزارت دفاع با بودجهای در حدود یک تریلیون دلار با کمبود بودجه مواجه باشد؟ اما مسئله این است که سهم بودجه دفاعی از تولید ناخالص داخلی، امسال از هر زمان دیگری از دهه ۱۹۳۰ تاکنون کمتر است. این در حالی است که جهان طی سالهای گذشته به مکانی خطرناکتر تبدیل شده است. ما همچنان بر مدلی تکیه کردهایم که دیگر مانند گذشته کارآمد نیست؛ مدلی که بر این فرض استوار بود که میتوان با سامانههای کمتر، اما پیشرفتهتر و گرانتر، توان رزمی بیشتری ایجاد کرد.
اما اکنون مشخص شده است که ما به عمق ذخایر تسلیحاتی و مهماتی نیاز داریم. همچنین نیروهای مسلحی لازم داریم که بتوانند عملیاتهایی با این سطح و گستردگی را که اکنون علیه ایران شاهد هستیم، برای مدت طولانی حفظ کنند. در فاصله میان جنگها، همیشه تصور میکنیم جنگ بعدی سریع، ارزان و کارآمد خواهد بود، اما در عمل هیچوقت چنین اتفاقی نمیافتد. …



































































































































































