دبی طی سالهای گذشته بهعنوان یکی از مراکز اصلی فعالیتهای اقتصادی غیرشفاف شناخته شده و برای ایران اهمیت ویژهای داشته است. این شهر امکانهایی برای دور زدن تحریمهای بینالمللی و دسترسی به منابع مالی حاصل از فروش نفت، بهویژه فروش نفت به چین، فراهم کرده است. میاد مالکی، مقام پیشین وزارت خزانهداری آمریکا، برآورد میکند که حدود ۸۰ درصد مبادلات ارزی خارجی ایران در دبی انجام میشود. از این منظر، دبی یکی از اجزای اصلی سازوکار دسترسی ایران به ارز خارجی است.
الگوی مورد اشاره بر پیوند میان فروش نفت ایران به چین و شبکه مالی مستقر در امارات استوار است. ایران بخشی از منابع حاصل از فروش نفت به چین را برای پرداخت هزینه واردات از همان کشور استفاده میکند، اما بخشی دیگر از این منابع از طریق صرافیها و شبکههای واسطه به حوزههای قضایی دیگری مانند امارات منتقل میشود. در چنین ساختاری، فشار بر دبی میتواند دو مسیر مهم دسترسی ایران را همزمان هدف قرار دهد. نخست، امکان تهیه ارز خارجی و دوم، دسترسی به ذخایر و منابعی که از محل فروش نفت در بانکهای مختلف انباشته شدهاند. هدف تازه واشنگتن؛ شبکه بانکی سایه
تمرکز آمریکا در هفتههای اخیر بهطور مشخص بر شرکتهای پوششی و شبکههای مالی مستقر در امارات افزایش یافته است. وزارت خزانهداری آمریکا تعدادی از شرکتهای مرتبط با امارات را تحریم کرده و آنها را بخشی از نظام بانکی سایه جمهوری اسلامی معرفی کرده است. یکی از شرکتهای هدف، HMS Trading FZE مستقر در دبی است. وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرده این شرکت نقشی مهم در کمک به حکومت ایران برای دریافت درآمد حاصل از فروش نفت در خارج از کشور ایفا میکند و به برخی از بزرگترین صادرکنندگان نفت ایران در دسترسی به منابع مالی کمک میرساند. در بیانیه وزارت خزانهداری همچنین آمده است که بانک شهر ایران، که به گفته دولت آمریکا با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ارتباط دارد، برای پولشویی به دو شرکت صرافی مستقر در دبی اتکای زیادی داشته است.
تحریمهای اعلامشده تنها شرکتهای آمریکایی را هدف قرار نمیدهد. شهروندان و شرکتهای آمریکایی از معامله با شرکتهای دبی نامبردهشده منع شدهاند، اما همزمان واشنگتن تهدید کرده است بانکهای خارجی که آگاهانه با این شرکتها همکاری کنند، مشمول تحریمهای ثانویه خواهند شد.
این بخش از سیاست آمریکا اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هدف صرفاً مسدود کردن فعالیت یک یا چند شرکت نیست، بلکه افزایش هزینه همکاری با شبکههای مالی مرتبط با ایران برای بانکها و مؤسسات خارجی است.
یک مقام دولت ترامپ نیز ادعا کرده است که ترکیب تحریمهای شدید و محاصره دریایی آمریکا اقتصاد ایران را بهشدت تضعیف کرده و ابزارهای دیگری نیز برای افزایش فشار در هفتهها و ماههای آینده در اختیار رئیسجمهوری آمریکا قرار دارد. همکاری امارات؛ حلقه تعیینکننده فشار
اگر تحریمهای جدید آمریکا قرار باشد فشار اقتصادی ملموسی بر ایران وارد کنند، امارات نقش تعیینکنندهای خواهد داشت. دلیل این اهمیت آن است که محدود کردن شبکههای بانکی غیررسمی و صرافیها در دبی میتواند دسترسی ایران به منابع ارزی را دشوارتر کند. این موضوع بهویژه درباره درآمدهای نفتی ایران اهمیت دارد. حتی اگر فروش نفت به چین ادامه یابد، توانایی استفاده از منابع حاصل از این فروش به وجود شبکههای مالی، بانکها و صرافیهایی بستگی دارد که امکان انتقال یا تبدیل پول را فراهم کنند.
در نتیجه، راهبرد آمریکا تنها بر کاهش صادرات نفت ایران متمرکز نیست؛ بلکه میکوشد قابلیت استفاده ایران از درآمدهای حاصل از صادرات را نیز محدود کند. در این چارچوب، مسدود کردن شبکههای مالی مرتبط با امارات میتواند مکمل فشار بر فروش نفت باشد.
نشانههای همراهی بیشتر ابوظبی با این سیاست نیز ظاهر شده است. افرا الحملی، سخنگوی وزارت امور خارجه امارات، اعلام کرده است تمامی تجارت، مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف شدهاند. او این تصمیم را در چارچوب تعهد امارات به حفاظت از یکپارچگی نظام مالی بینالمللی توصیف کرده است. در صورت اجرای گسترده این تصمیم، یکی از مهمترین کانالهای سنتی ارتباط مالی و تجاری ایران در منطقه با محدودیت جدی روبهرو خواهد شد.
افزایش تمایل امارات به اقدام علیه شبکههای اقتصادی مرتبط با ایران تنها به فشار واشنگتن نسبت داده نمیشود. مجموعهای از حملات اخیر ایران نیز ممکن است در تغییر محاسبات این کشور نقش داشته باشد. مقامهای اماراتی اعلام کردهاند ایران دو موشک بالستیک به سمت امارات شلیک کرده است. این حمله برای نخستین بار طی چند هفته پدافند هوایی امارات را فعال کرد، هرچند مقامها گفتند موشکها در دریا سقوط کردهاند. پیش از آن نیز مقامهای امارات اعلام کرده بودند ایران یک کشتی متعلق به شرکت ملی نفت ابوظبی را هنگام عبور از تنگه هرمز هدف قرار داده است. در چنین شرایطی، امارات همزمان با دو نوع هزینه مواجه شده است. تهدید مستقیم امنیتی و فشار اقتصادی ناشی از تشدید تنش و بستهشدن تنگه هرمز.
کشورهای خلیج فارس در مقطعی تلاش میکردند در حاشیه بمانند و منتظر بمانند که آیا دولت آمریکا میتواند از طریق مذاکره یا توافق با تهران به خصومتها پایان دهد یا خیر. اما ادامه حملات و آثار اقتصادی بحران، بهویژه پیامدهای بستهشدن تنگه هرمز، این محاسبه را تغییر داده است. از این منظر، امارات اکنون به این نتیجه رسیده است که ادامه وضعیت موجود برای اقتصادش قابل تحمل نیست و نمیتواند صرفاً نظارهگر تحولات باقی بماند. نتیجه این ارزیابی، حرکت به سمت موضعی فعالتر در برابر ایران بوده است. از تحریم نفت تا قطع دسترسی به ارز
اهمیت دبی در راهبرد تازه آمریکا از تمایز میان کسب درآمد و «سترسی به درآمد ناشی میشود. ایران ممکن است بتواند همچنان بخشی از نفت خود را به چین بفروشد، اما فروش نفت تنها زمانی از نظر اقتصادی مفید است که بتوان از منابع حاصل از آن برای واردات، تأمین ارز یا سایر پرداختهای خارجی استفاده کرد.
شبکه صرافیها، بانکها و شرکتهای واسطه در دبی یکی از سازوکارهایی بوده که این امکان را فراهم کرده است. بنابراین، اگر همکاری امارات با آمریکا به تعطیلی مؤثر این شبکهها منجر شود، فشار اقتصادی میتواند فراتر از کاهش مستقیم حجم صادرات نفت عمل کند. در واقع، هدف واشنگتن از برخورد با شرکتهای پوششی و بانکداری سایه آن است که حتی درآمدهایی که ایران موفق به کسب آنها میشود، به منابعی با قابلیت استفاده محدود تبدیل شوند. در چنین شرایطی، منابع ممکن است در حسابها باقی بمانند اما انتقال، تبدیل یا استفاده از آنها دشوارتر شود.
به همین دلیل، نقش امارات در این مرحله از جنگ اقتصادی میتواند با اهمیت چین در بازار نفت ایران قابل مقایسه باشد. چین مقصد درآمد است، اما دبی یکی از مسیرهای مهم تبدیل این درآمد به ارز قابل استفاده و دسترسی عملی به منابع مالی محسوب میشود. دبی در مرکز مرحله تازه فشار اقتصادی
تحولات اخیر نشان میدهد راهبرد آمریکا علیه ایران در حال حرکت از تحریم ساده اشخاص و شرکتها به سمت هدفگیری زیرساخت مالی دور زدن تحریمهاست. در این رویکرد، صرافیها، شرکتهای پوششی، بانکهای خارجی و حوزههای قضایی واسطه اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
دبی به دلیل حجم بالای مبادلات ارزی ایران و نقش آن در انتقال منابع حاصل از فروش نفت، در مرکز این شبکه قرار دارد. به همین دلیل، همراهی یا عدم همراهی امارات میتواند بر میزان اثرگذاری مرحله تازه فشار اقتصادی آمریکا تأثیر قابل توجهی بگذارد.
تصمیم امارات برای توقف مبادلات مالی و تجاری با ایران نیز نشان میدهد محیطی که طی سالهای گذشته امکان ادامه بخشی از روابط مالی تهران را فراهم کرده بود، در حال تغییر است. اگر این تصمیم با برخورد عملی با صرافیها، شرکتهای پوششی و بانکهای مرتبط همراه شود، دسترسی ایران به ارز خارجی و منابع نفتی خارج از کشور میتواند بیش از گذشته محدود شود.
نقطه کانونی جنگ اقتصادی جدید ممکن است نه میدان نفتی ایران و نه حتی خریدار اصلی نفت آن، بلکه شبکههایی باشد که پول حاصل از این تجارت را قابل استفاده میکنند. از این منظر، دبی به یکی از مهمترین میدانهای اقتصادی تقابل میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. اقتصاد کلانپیشنهاد ویژه برچسب هاامارات تحریم جنگ ایران آمریکا محاصره ویژه-اقتصاد
شناسه : 607239
لینک کوتاه : لینک کپی شد






























































































































![[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ](/news/u/2026-08-23/ettelaat-j0awm.jpg)

![[محمدعلی مهتدی] سوریه؛ میدان تقابل ترکیه و رژیم صهیونیستی](/news/u/2026-08-23/ettelaat-071n0.jpg)
![[کامران نرجه] ذینفعان تأمین اجتماعی صبور باشند](/news/u/2026-08-23/ettelaat-n4nc3.jpg)
![[علی دارابی] گرفتار دولت در دولت نشویم!](/news/u/2026-08-23/ettelaat-dxse1.jpg)































