بااینحال، به باور بخشی از تحلیلگران، پس از جنگ سرد و فروپاشی شوروی، بلوک غرب دچار بحران هویت شد؛ زیرا «دیگری» خود را از دست داده بود. در این خلأ، تروریسم بهعنوان «دیگری» جدید غرب برساخته شد و بلوک شرق، کشورهای مستقل و جریانهای مخالف، به تروریسم یا حمایت از تروریسم متهم شدند. بدین ترتیب ۱۱ سپتامبر به ابزاری برای انگگذاری سیاسی و امنیتیسازی تبدیل شد و با حجم تمرکز و پروپاگاندای رسانهای، مبنای مطالعات تروریسم قرار گرفت.
نکته مهمتر آنکه در متون پژوهشی حوزه تروریسم، ۱۱ سپتامبر و حیات داعش بهعنوان دو نقطه اوج این موضوع شناخته میشوند. همچنین گسترش اسلامستیزی و اسلامهراسی در جهان از پیامدهای آشکار این حادثه است. برخی کارشناسان و روایتهای انتقادی مدعیاند که در جوامع مسیحی و غربی، اسلامستیزی تا حدی جای یهودستیزی را گرفته و تروریسم به اسلام نسبت داده شده است. اگر گزارشهای آمریکایی درباره نقش القاعده درست باشد، القاعده همان جریانی است که بذر آن در دوران جنگ شوروی و افغانستان با سیاستهای آمریکا کاشته شد و بعدها از دل گروههای جهادی سربرآورد؛ نکتهای که هیلاری کلینتون در سال ۲۰۱۰ به نقش آمریکا در تأسیس القاعده اعتراف کرد. بر این اساس، یک سنگبنای غلط و کج در حوزه مطالعات و مبارزه با تروریسم ایجاد شد.
در آغاز نشست، دکتر محمود مهتدی، کارشناس مسائل استراتژیک و دیپلمات سابق کشورمان با تشریح مفهوم تروریسم و تاریخچه ورود واژه «ترور» به ادبیات سیاسی اظهار داشت: ورود واژه «ترور» به ادبیات سیاسی به سالهای پایانی قرن هجدهم و دوران انقلاب فرانسه بازمیگردد. در آن زمان با سرنگونی نظام پادشاهی، آشوب و وحشت امنیتی شدیدی حاکم شد که هر کسی میتوانست دیگری را به همکاری با رژیم سابق متهم کند و مردم عادی احساس امنیت نمیکردند. …


































































