به گزارش فرارو، در همین چارچوب، برخی کارشناسان غربی با تکیه بر ادعاهای مطرحشده درباره تحولات اخیر، تلاش میکنند اینگونه القا کنند که جمهوری اسلامی ایران چون توان مقابله مستقیم با آمریکا را ندارد، به سراغ کشورهای منطقه رفته است.
این برداشت، اگرچه ممکن است در نگاه اول ساده و قابل فهم به نظر برسد، اما با واقعیت راهبردی منطقه فاصله دارد. ایران از ابتدا نیز قرار نبوده است در برابر آمریکا وارد یک جنگ کلاسیک شود. جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته دقیقاً برای مقابله با همین برتری متعارف آمریکا، الگوی دیگری از قدرت نظامی را ایجاد کرده است؛ الگویی که بر موشک، پهپاد، توان دریایی، جنگ نامتقارن، عمق راهبردی و استفاده از موقعیت جغرافیایی ایران تکیه دارد.
بنابراین، اینکه چرا ایران یک ناو آمریکایی را مستقیماً هدف قرار نمیدهد، لزوماً به معنای ناتوانی نیست. در بسیاری از مواقع، مسئله اصلی «توانایی» نیست، بلکه «محاسبه» است. بازدارندگی ایران؛ بدون شلیک به ناوهای آمریکا
ایران بهخوبی میداند که حمله موفق به یک ناو یا ناوشکن آمریکایی میتواند سطح درگیری را بهشکل قابلتوجهی تغییر دهد. آمریکا ممکن است چنین اقدامی را عبور از یک خط قرمز تلقی کند و پاسخ آن نیز محدود به همان منطقه نباشد.
تهران در چنین شرایطی باید میان دو موضوع تفاوت بگذارد: اینکه «میتواند» به یک هدف ضربه بزند و اینکه «آیا باید» چنین ضربهای را در آن مقطع وارد کند. این همان نقطهای است که برخی تحلیلها عمداً آن را نادیده میگیرند.
بازدارندگی فقط با منهدمکردن تجهیزات دشمن ایجاد نمیشود. گاهی بازدارندگی در این است که دشمن مجبور شود برای حفظ نیروهای خود آرایش نظامیاش را تغییر دهد، فاصله شناورها را افزایش دهد، تدابیر دفاعی بیشتری اتخاذ کند و هزینه بیشتری برای حضور خود در یک منطقه بپردازد. …






























































































































































