آنچه در سیریک رخ داد و آنان که جشنشان به عزا تبدیل شد نامی داشتند؛ عضوی از یک خانواده بودند و زندگی و آیندهای داشتند که به ناحق از آنها گرفته شده است. هر مجروح نیز انسانی است که درد این حمله را تا سالها با خود و خانوادهاش حمل خواهد کرد. تقلیل این رنج به عباراتی مانند «اشتباه عملیاتی» یا «حادثه ناخواسته»، چشم بستن بر حقیقتی است که آثار آن بر پیکر کودکان و غیرنظامیان آشکار مانده است.
سیریک را نمیتوان جدا از میناب دید. هنوز تصویر نیمکتهایی که باید محل آموختن و ساختن آینده کودکان این سرزمین میبود، از حافظه مردم ایران پاک نشده است. در میناب، دانشآموزانی که با کتاب و دفتر به مدرسه رفته بودند، قربانی حمله شدند و اینبار در سیریک، مردمی که برای جشن و آغاز یک زندگی کنار هم نشسته بودند، هدف قرار گرفتند. یکجا کلاس درس به سوگ نشست و جای دیگر، خانه عروسی عزادار شد. میان آن نیمکتها و این خانه، خط روشنی وجود دارد: قربانیشدن مردمی که نه در میدان نبرد، بلکه در متن زندگی روزمره خود حضور داشتند.
مدعیان دفاع از حقوق بشر باید پاسخ دهند کودکی که در مدرسه درس میخواند یا کودکی که در مراسم عروسی بازی میکند،چه تهدیدی برای یک قدرت نظامی به شمار میآید؟ چگونه میتوان از دقت تجهیزات نظامی سخن گفت، اما مسئولیت جانهای گرفتهشده را نپذیرفت؟ حتی اگر عاملان جنایتکاراین … …















































































































