کمدیهای مبتذل البته پدیده تازهای در سینمای ایران نیستند. فیلمفارسی، با همه تغییرات ظاهری و تکنولوژیک، در چهار دهه گذشته بارها با چهرههای تازه بازگشته است. آنچه امروز در قالب کمدیهای سطحی، شوخیهای دمدستی و داستانهای کممایه به پرده میآید، ادامه همان منطقی است که سالهاست بخشی از سینمای تجاری ایران را تغذیه میکند: کمهزینه فکر کن، مطمئن تولید کن، بفروش و دوباره همان فرمول را تکرار کن.
مسئله فقط بد بودن چند فیلم نیست. مشکل آنجاست که این چرخه به یک الگوی اقتصادی تبدیل شده است. وقتی فیلمی با تکیه بر چند چهره شناختهشده و مجموعهای از شوخیهای تضمینشده میتواند بخش عمدهای از ظرفیت اکران را به خود اختصاص دهد، طبیعی است که سرمایهگذار کمتر به سراغ فیلمی برود که تجربهای تازه ارائه میکند یا مخاطب را به فکر کردن وادار میسازد. نتیجه، سینمایی است که به جای کشف مخاطب، سلیقه موجود را تکرار میکند و به جای ریسک، نسخه قبلی موفقیت را بازتولید میکند.
در این میان، شبکه تولید، پخش و نمایش نیز کموبیش از همین منطق محافظهکارانه پیروی میکند. وقتی اقتصاد سینما شکننده است، صاحبان سرمایه به دنبال کمریسکترین گزینهها میروند؛ و وقتی امکان اکران فیلمها محدود است، سالندار و پخشکننده نیز ترجیح میدهد فیلمی را انتخاب کند که احتمال فروش بیشتری دارد. این چرخه در ظاهر منطقی است، اما در بلندمدت نتیجهای جز فقیرتر شدن سینما ندارد. سینمایی که فقط از فیلمهای امتحانپسداده تغذیه کند، سرانجام مخاطب خود را نیز از دست خواهد داد. اما سوی دیگر ماجرا، تناقضی کمتر دیدهشده دارد. …

![[سیدحسام فروزان] بازگشت سینما به مردم](/news/u/2026-09-07/ettelaat-p0o9d.webp)
![[سیدحسام فروزان] بازگشت سینما به مردم](/news/u/2026-09-07/ettelaat-p0o9d.jpg)
































































































































































