روزگار غریبی است روز خبرنگار؛ آنطور که من تجربه کردهام و میفهمم از برخی جنبهها به روز تولد میماند، دوستان و آشنایان پیام میدهند، یا تلفنی احوال میپرسند، و تمام! گاهی هم با یک جشن و دورهمی و سخنرانی و شام رسمی که چاشنی مراسم است، همراه میشود، و تمام! اگرچه این توجه جامعه به خبرنگاران در آن روز را خالی از فایده نمیدانم و قطعا روحیه میدهد، اما کیست که نداند روز واقعی هیچ خبرنگاری با این چند پیام کوتاه و دورهمیها به شب نمیرسد!
میخواهم تاکید کنم روز خبرنگار سویه دیگری هم دارد که نباید از آن غافل باشیم. تجربه کردهام که میگویم؛ در این روز، هر خبرنگاری فرصت دارد به این بیندیشد که ماهیت این حرفه از کجا نشات میگیرد؟! و چه ضرورتی او را به انتخاب این مسئولیت اجتماعی سخت وادار کرده است که اکنون جامعه جهانی این همه برای او حرمت قائل میشود؟
شک ندارم این کنکاش در ارزشهای کار خبرنگاری سبب میشود از شادی این روز کاسته شود؛ و بلکه غصهدار هم بشویم!
این اندیشهها قطعا نظر ما را به پرسشهایی در باره کمبودهای این حرفه … …































































