از محمود درویش چه میدانیم؟
متولد اسفند 1320 شمسی در روستای البروه در منطقه جلیل در شمال فلسطین بود. در خانوادهای شامل پنج پسر و سه دختر متولد شد. سال ۱۹۴۸، زمانی که هفت ساله بود به دنبال روز نکبت (فاجعه فلسطین)، او و خانوادهاش مجبور به فرار به لبنان شدند. او یک سال در آنجا ماند و سپس مخفیانه به وطن خود بازگشت و مدت کوتاهی در روستای دیرالاسد، در شمال مجد الکروم، ساکن شد و سپس به همراه خانوادهاش به روستای مجاور الجدیده نقل مکان کرد.
ریتا، مرا دوست بدار
محمود درویش برخلاف نزار قبانی، برای هیچ زن دیگری شعر نگفت. جایی که برایش نوشت: «ریتا، مرا دوست بدار... چون عطر یاسمن... تا غم و اندوه مرد دربند فرو میرد.» اصل داستان درباره محمود درویش همین است؛ وقتی 20ساله بود، عاشق یک دختر جوان و خوش قد و بالایی به اسم «تامر بن عامی» میشود که درویش «ریتا» صدایش میکرد.
اما ریتا یک اسرائیلی بود! داستانشان خیلی تراژیک است؛ محمود عاشق دختری میشود که یک یهودی در سرزمینهای اشغالی بود. از سرگذشت ریتایی میگویم که آواز میخواند و محمود شاعر مسلکی که روستای کودکیاش در حوالی «عکا» به دست اسرائیلیها به اشغال و به آتش کشیده شده بود.
تفنگ و چشمان ریتا …































































