مردی که پیش از آنکه پدر ما باشد، خودش زندگیای داشته است؛ کودکی، جوانی، آرزوها و شکستهایی که ما شاید هیچگاه از آنها خبر نداشتهایم.
«قصههای بابا» از این جهت کتابی برای پدران و درباره پدران است، اما در نهایت کتابی درباره فرزندان نیز هست؛ درباره ما که در تلاشیم ریشههای خود را بشناسیم.
شناخت پدر، بخشی از شناخت خویشتن است. ما از او تنها نام خانوادگی یا بخشی از ویژگیهای ظاهری و رفتاریمان را به ارث نمیبریم؛ خاطرات او، ترسهایش، باورهایش، سکوتهایش و حتی رابطه دشوارش با ما نیز ممکن است در شخصیت ما ادامه پیدا کند.
از این منظر، هر روایت این کتاب را میتوان تکهای از یک آینه دانست. نویسندگان درباره پدرشان نوشتهاند، اما خواننده در میان این روایتها ممکن است چهره پدر خودش را نیز پیدا کند.
شاید در پدری که نقاش زندگی فرزندش بوده، پدر خود را ببیند؛ یا در پدری که سیاست و عقایدش سایهای سنگین بر خانه … …




















































































