به گزارش فرارو به نقل از گاردین، الگوی رفتاری در آمریکا و بریتانیا روشن است: وقتی بیکفایتی و فاصله با وعدهها آشکار میشود، پشت سر هم «نمایشهای تبلیغاتی» به راه میافتد تا توجه از مسئولیتگریزی منحرف شود. به گفته او، غیبت نایجل فاراژ در مراسم اعلام نتایج انتخابات میاندورهای کلکتون - انتخاباتی که بازگشت او به مجلس عوام را تثبیت کرد- نمونهای از همین سیاست بهمثابه سرگرمی است.
حزب «رفرم بریتانیا» گفت فاراژ بهدلیل هشدار پلیس اسکس درباره «تهدید معتبر» در مراسم حاضر نشده؛ ادعایی که پلیس بهسرعت رد کرد. این تناقض نشانهای از انعطاف پوپولیستهای ملیگرا با حقیقت است. پول، امنیت و تحقیقات پارلمانی
استعفای فاراژ از کرسی کلکتون پس از آغاز تحقیقات پارلمانی درباره هدیه ۵ میلیون پوندی اعلامنشده از یک میلیاردر رمزارزی مستقر در تایلند. فاراژ گفته بود این پول برای تأمین امنیت خصوصیاش لازم بوده؛ اما فریدلند با طعنه میپرسد اگر ۵ میلیون پوند برای امنیت کافی نبوده، پس مسئله فقط امنیت نبوده است.
حالا که فاراژ دوباره نماینده شده، تحقیقات درباره پرسشهای مالی پیرامون او—از جمله حمایتهای اعلامنشده—از سر گرفته میشود. اگر نتیجه علیه او باشد، ممکن است دوباره کار به انتخابات میاندورهای بکشد؛ اینبار با حضور جدیتر احزاب اصلی و رقبایی قویتر. ترامپ: قهرمان پوپولیسم و الگوی ناتوانی در حکمرانی
برای فهمیدن وجه مشترک فاراژ و همفکرانش، کافی است به دونالد ترامپ نگاه کنیم: کسی که ده سال پیش—کمتر از پنج ماه پس از برگزیت، بزرگترین پیروزی فاراژ—بر موج نارضایتی از «ساختار حاکم» سوار شد و با شعار «فقط من میتوانم درستش کنم» به کاخ سفید رفت. او در ۲۰۲۴ نیز با وعدهای مشابه دوباره انتخاب شد.
اما وقتی هیاهوی کارزار تمام میشود و نوبت به حکومتداری میرسد، کارنامه ترامپ فاجعهبار است.
او برای مقابله با تورم انتخاب شد، ولی تورم از نوامبر ۲۰۲۴—زمان پیروزیاش—بالاتر رفته است. قیمت بنزین، شاخصی که ترامپ بارها در کمپین ۲۰۲۴ به آن استناد میکرد، بهشدت افزایش یافته و محبوبیت او به حدود ۳۴ درصد رسیده است. حمله به ایران: تصمیمی که همهچیز را تغییر داد
افزایش قیمت بنزین خودبهخود نبوده؛ آنچه نفت را گران کرد، تصمیمی بود که به نظر میرسد مشخصه اصلی این ریاستجمهوری شده: جنگ علیه ایران. این جنگ به فاجعه تبدیل شده و هیچیک از اهداف اعلامشده—که مدام تغییر میکردند—محقق نشده است.
نه تغییر رژیم در تهران رخ داده، نه توان هستهای ایران مهار شده و نه توانمندیهای متعارف ایران بهطور جدی عقب رانده شده است. در مقابل، جنگ به تهران یک اهرم اقتصادی داده: کنترل ایران بر تنگه هرمز، گلوگاه اقتصاد جهانی. نمایش صلح، کمبود مهمات و بیحوصلگی برای دیپلماسی
ترامپ میتواند یک لحظه ادعای پیروزی کند و لحظهای دیگر از «توافق صلح تاریخی» خبر دهد، اما اینها چیزی جز نمایش نیستند. در حالی که موشکهای ایران همچنان شلیک میشوند، ارتش آمریکا در حال تمامکردن مهمات مورد نیاز برای رهگیری یا پاسخ است؛ خطری که ژنرالهای ارشد از همان ابتدا به ترامپ هشدار داده بودند.
غریزه ترامپ میگفت ایران مانند ونزوئلا سریع و آسان سقوط میکند؛ غریزه اشتباه بود. او بارها توافقی با ایران یا توافقی میان حماس و اسرائیل را اعلام میکند، اما خیلی زود مشخص میشود توافقی صورت نگرفته است. ترامپ در سیاستورزیِ رسانهای استاد است، اما در حکومتداری ناتوان؛ پوپولیستهای ملیگرایی که از او الگو میگیرند نیز تفاوتی با او ندارند. نویسنده : جاناتان فریدلند































































































