رویداد۲۴ | یادداشت تحلیلی زیر نوشته آدریان بلومفیلد خبرنگار ارشد خارجی روزنامه بریتانیایی تلگراف با عنوان «چگونه خیز سریع ترامپ برای پیروزی در ایران به جنگی فرسایشی تبدیل شد» است. نویسنده استدلال میکند جنگی که ترامپ تصور میکرد ظرف سه هفته تمام خواهد شد، شش ماه بعد به بنبستی طولانی رسیده و واشنگتن اکنون از امید به پیروزی سریع نظامی فاصله گرفته و به سمت یک «جنگ فرسایشی اقتصادی» علیه ایران حرکت کرده است. چگونه خیز سریع ترامپ برای پیروزی در ایران به جنگی فرسایشی تبدیل شد؟
وقتی دونالد ترامپ در آخرین روز فوریه به ایران اعلام جنگ کرد، دلایل زیادی داشت که تصور کند دست تقدیر بر شانهاش قرار گرفته است. حکومت اسلامی ضعیفتر از هر زمان دیگری طی چند دهه گذشته بود. اقتصاد آن زیر فشار تحریمها به وضعی آشفته افتاده بود.
عملیاتهای پیدرپی اسرائیل، شبکه نیروهای نیابتی و زرادخانه موشکهای بالستیک ایران را بهشدت تضعیف کرده بود. بخش بزرگی از برنامه هستهای ایران نیز زیر آوار بمبارانهای آمریکا در سال قبل قرار داشت.
به نظر میرسید در ذهن رئیسجمهور تردید چندانی وجود ندارد که تنها چیزی که باقی مانده، یک خیز کوتاه به سوی پیروزی باشکوه است؛ پیروزیای بر یکی از سرسختترین دشمنان آمریکا که میتوانست میراث او را تعریف کند و به دنبال بهزانو درآوردن ونزوئلا در یک ماه پیش از آن، دستاورد دیگری برای او باشد.
برای لحظهای کوتاه، به نظر میرسید اعتمادبهنفس او موجه است. ایران زیر ضربات اولیه آسیب زیادی دید. ترامپ در ۱۱ مارس اعلام کرد: «معلوم شد آسانتر از چیزی است که فکر میکردیم» و پیشبینی کرد «ماجراجویی» او ظرف سه هفته به پایان برسد.
اما سرخوشی رئیسجمهور خیلی زود رنگ باخت؛ جنگی که ظاهراً بر سر جاهطلبیهای هستهای ایران آغاز شده بود، به نبردی بر سر تنگه هرمز تبدیل شد؛ تنگهای که بسته شدن آن پیامد جنگ بود، نه علت آن.
لورل رپ، مقام ارشد سابق وزارت خارجه آمریکا که اکنون ریاست برنامه آمریکا و آمریکای شمالی در اندیشکده چتمهاوس را بر عهده دارد، گفت: «او در تلهای گرفتار شده که خودش ساخته است.»
او افزود: «او آمریکا را در برابر ایران در گوشه رینگ قرار داده، زیرا هرمز اکنون به کلید روشن و خاموشی تبدیل شده که ایران میتواند با استفاده از آن اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد و هیچ راهحل آسانی هم وجود ندارد.»
ترامپ توانایی ایران برای مقاومت در برابر قدرتمندترین نیروی نظامی جهان را اشتباه محاسبه کرده بود.
روزنامه تلگراف می گوید: اما اکنون ایران نیز در معرض ارتکاب اشتباهی معکوس قرار دارد: اینکه فرض کند رئیسجمهور آمریکا در مواجهه با جنگی طولانی و پرهزینه سرانجام اعصابش را از دست خواهد داد؛ نتیجهگیریای که هرچه میگذرد، نادرستتر به نظر میرسد.
جنگ ترامپ روز جمعه ششماهه شد؛ نقطه عطفی تلخ در منازعهای که جهان را به شیوههایی تغییر داد. یک رئیسجمهور آمریکا هرگز تصور نمیکرد و به جای آنکه میراث او را درخشان کند، ممکن است لکهای پاکنشدنی بر آن بگذارد.
با این حال نشانههایی وجود دارد که دولت ترامپ، پس از شش ماه محاسبه اشتباه، شاید سرانجام در حال تطبیق دادن خود با واقعیت باشد.
رهبری عجول که ترجیح میدهد بر اساس غریزه حکومت کند، ظاهراً به این نتیجه رسیده است که بهترین شانس او برای ایجاد یک گشایش نه در نمایشهای خیرهکننده میدان جنگ، بلکه در اعمال فشار مستمر بر آسیبپذیرترین نقطه ایران، یعنی اقتصاد آن، نهفته است.
اگر ترامپ واقعاً امید خود به پیروزی قریبالوقوع را کنار گذاشته و خود را برای مسیری طولانی آماده کرده باشد، شاید به راهبردی برای غلبه بر ایران دست یافته باشد.
تندروهای ایران مدتهاست معتقدند میتوانند در جنگی که آن را نبرد ارادهها میبینند، بیشتر از واشنگتن دوام بیاورند. محاسبه آنها بر این فرض استوار بوده که با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای آمریکا، ترامپ ترجیح خواهد داد از صحنه کنار بکشد تا اینکه یک جنگ نامحبوب را طولانی کند.
اما اکنون به نظر میرسد رئیسجمهور پذیرفته است که دستیابی به راهحل پیش از انتخابات نوامبر بعید است و آماده است صرفنظر از آن، فشار را ادامه دهد.
تلگراف به اثر محاصره دریایی ایران اشاره کرده و مدعی شده اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی قرار گرفته و مردم این کشور با دشواریهای مالیای مواجهاند که در حافظه زنده آنها سابقه نداشته است. هرچه بحران بیشتر ادامه یابد، چالش برای رهبران ایران نیز جدیتر خواهد شد.
زمان که به نظر میرسید به سود ایران کار میکند، شاید تغییر جبهه داده باشد.
این دقیقاً نتیجهای است که عملگرایان درون دولت ایران نیز به آن رسیدهاند. برخی از آنان از اینکه تندروها پیشنهاد فوقالعاده مساعدی را برای پایان دادن به جنگ با شرایطی مطلوب در ماه ژوئن از دست دادند، ابراز سرخوردگی کردهاند؛ توافقی که بیم دارند دیگر تکرار نشود.
فرزان ثابت، تحلیلگر مسائل ایران در مؤسسه تحصیلات تکمیلی ژنو در سوئیس، گفت: «آنها فرصت داشتند آن توافق را بپذیرند و یک حرکت مثبت ایجاد کنند.»
او افزود: «آن همان راه خروج واقعی بود. آنها اینطور به آن نگاه نکردند. آن را یک پیروزی مطلق میدیدند و بنابراین برداشت من این است که دارند بیش از حد روی دست خود حساب میکنند.»
این جنگ داستان محاسبات اشتباه بوده است. ترامپ توانایی ایران برای مقاومت در برابر قدرتمندترین نیروی نظامی جهان را دستکم گرفت. اکنون ممکن است ایران نیز به نوبه خود درباره ترامپ دچار اشتباه شده باشد. حماقت امپراتوری
بیشتر بخوانید:
زمان به نفع تهران است | اعتراف صریح مقام سابق دولت ترامپ: ۴۷ سال تحریم ایران شکست خورده | فشار حداکثری دیگر جواب نمیدهد
از هرمز تا انتخابات آمریکا؛ آیا ایران میخواهد بحران را به کابوس انتخاباتی ترامپ تبدیل کند؟
چرا ایران برای بازگشت به میز مذاکره با آمریکا عجلهای ندارد؟
رئیسجمهور آمریکا نمیتواند بگوید به او هشدار داده نشده بود. کمی بیش از دو هفته پیش از اعلام جنگ، ترامپ در اتاق وضعیت کاخ سفید پای ارائه پاورپوینتی مفصل از سوی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نشست.
نتانیاهو طی یک ساعت استدلال کرد که چرا اسرائیل و آمریکا باید از فرصت تاریخی پیشآمده استفاده کنند و در جنگی در خاورمیانه با یکدیگر متحد شوند؛ همان نوع جنگی که ترامپ همیشه قسم خورده بود از آن اجتناب کند.
گزارش شده که نتانیاهو اعلام کرد ایران برای تغییر رژیم آماده است و تنها به یک فشار نهایی نیاز دارد. گفته میشد از بین بردن برنامه موشکهای بالستیک ایران تنها چند هفته زمان خواهد برد؛ برنامهای که بنا بر این ارزیابی، در جنگ ۱۲روزه اسرائیل در سال قبل از درون تهی شده بود.
در مورد تنگه هرمز نیز محاصره از سوی ایران بعید ارزیابی میشد؛تصور این بود که ایران آنقدر سردرگم و ضعیف میشد که قادر به انجام چنین اقدامی نبود. به همین دلیل کشورهای همسایه نیز در امان تصور میشدند.
اما از همان ابتدا در دولت آمریکا افراد تردیدکنندهای وجود داشتند. نیویورکتایمز گزارش داد جان رتکلیف، رئیس سیا، بخشهایی از پیشنهاد اسرائیل ــ بهویژه ایده تغییر رژیم ــ را «مضحک» توصیف کرده بود.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، موضوع را برای رئیسجمهور سادهتر بیان کرد: «به عبارت دیگر، مزخرف است.» ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نیز هشدار داده بود که اسرائیلیها دارند بیش از حد وعده میدهند.
در روزهای اخیر، ادعاهایی مطرح شده که نشان میدهد هشدارهای دقیقتری نیز در اختیار رئیسجمهور قرار گرفته بود.
والاستریت ژورنال این هفته گزارش داد تولسی گبرد، مدیر وقت اطلاعات ملی، ارزیابیای را در اختیار ترامپ گذاشته بود که بر اساس آن، جنگ احتمالاً به روی کار آمدن حکومتی تندروتر منجر خواهد شد که برای دستیابی به سلاح هستهای آمادگی بیشتری دارد.
او همچنین پیشبینی کرده بود ایران تنگه هرمز را خواهد بست و به کشورهای خلیج فارس و نیروهای آمریکایی در منطقه حمله خواهد کرد. مقامهای ارشد نظامی نیز درباره کاهش ذخایر تسلیحاتی حیاتی ابراز نگرانی کرده بودند.
ترامپ هشدارها را کنار گذاشت، اما بخش بزرگی از آنچه پیشبینی شده بود، به وقوع پیوست.
آمریکا و اسرائیل بهسرعت برتری قاطع خود در میدان نبرد را تثبیت کردند. حدود ۱۵۰ شناور نیروی دریایی ایران، همراه با پرتابگرهای موشک بالستیک و سامانههای پدافند هوایی، منهدم شدند.
اما کافی نبود. ایران که زخمی شده و بارها به زمین افتاده بود، پس از هر ضربه دوباره به میدان بازگشت و خود نیز ضربات سنگینی وارد کرد.
پهپادها و موشکهای ایران فرودگاهها و زیرساختهای حیاتی سراسر خلیج فارس و بیش از ۲۰ پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه را هدف قرار دادند.
تصاویر ماهوارهای خسارات گستردهای را به بیش از دوازده سازه، از جمله اسکلهها و شبکههای راداری، در تنها پایگاه دریایی آمریکا در خاورمیانه در بحرین، مقر ناوگان پنجم آمریکا، نشان میداد.
سامانههای پیشرفته پدافند هوایی آمریکا در امارات متحده عربی منهدم شدند. حملات ایران پنج سرباز آمریکایی را در پایگاه هوایی موفقالسلطی در اردن و چهار نفر دیگر را در پایگاه هوایی علیالسالم در کویت کشت.
بدتر از همه اینکه ایران بلافاصله تنگه هرمز را بست و از آن زمان با سرسختی محاصره خود را حفظ کرده و مشکلات اقتصادی را در مناطق نزدیک و دور گسترش داده است.
کشورهای خلیج فارس که از ابتدا خواهان این جنگ نبودند، از حجم خسارات و همچنین ناکارآمدی چتر امنیتی آمریکا که تصور میکردند از آنها محافظت خواهد کرد، بهتزده شدند.
رهبران خلیج فارس که اعتمادشان را به توانایی واشنگتن برای حفاظت از آنها از دست دادهاند، هر حرکت ترامپ و واکنش تهران به آن را با نگرانی عمیق دنبال کردهاند و بیش از پیش دریافتهاند که گرفتار نیروهایی شدهاند که کنترل چندانی بر آنها ندارند. واقعیت خودش را تحمیل میکند
بیشتر بخوانید: والاستریت ژورنال: ایران برای گسترش جنگ آماده میشود
لبخند ترامپ در هفتههای بعد بهتدریج محو شد. چهل روز بمباران شدید، ذخایر موشکهای رهگیر را کاهش داده، منطقه را تحت فشار قرار داده و قیمت نفت را بهشدت بالا برده بود، اما تأثیر چندانی بر شکستن محاصره ایرانی تنگه هرمز نداشت؛ محاصرهای که نه علت آغاز جنگ، بلکه به میوه تلخ و بدبوی جنگ رئیسجمهور تبدیل شده بود.
رئیسجمهور آمریکا به دنبال راهحل دیگری گشت و از آتشبس گرفته تا کارزارهای فشار اقتصادی و حتی محاصره متقابل را امتحان کرد. اما هیچیک ایرانیها را تکان نداد.
ترامپ با اکراه و تا حدی از سر استیصال، در ماه ژوئن با توافق صلح شگفتانگیز ۱۴ مادهای با ایران موافقت کرد؛ اقدامی که خشم اسرائیل و جمهوریخواهان تندرو را برانگیخت.
در «تفاهمنامه اسلامآباد»، آمریکا متعهد شد به پنج دهه خصومت پایان دهد، تحریمها را کاهش دهد، میلیاردها دلار درآمد نفتی مسدودشده ایران را بازگرداند و محدودیتهای فروش فعلی نفت را کاهش دهد. همچنین راه برای اختصاص ۳۰۰ میلیارد دلار ــ ۲۲۲ میلیارد پوند ــ برای آغاز بازسازی پس از جنگ باز شد.
در این توافق هیچ اشارهای به خواستههای پیشین آمریکا برای برچیدن موشکهای بالستیک ایران نشده بود ــ ترامپ حتی تا آنجا پیش رفت که گفت تهران به آنها نیاز دارد ــ و خبری از مطالبه برچیدن شبکه نیروهای نیابتی ایران نیز نبود. مذاکرات درباره برنامه هستهای نیز به آینده موکول شد.
تمام کاری که ایران باید انجام میداد، پایان دادن به بسته بودن آبراه بود.
اما تنها چند روز بعد، توافق تحت فشار قرار گرفت. ایران تنها اجازه میداد کشتیها از آبهای خودش و مطابق شرایط خودش عبور کنند. کشتیهایی که از آبهای عمان عبور میکردند، خیلی زود خود را در معرض خطر حمله دیدند.
دور تازهای از درگیریها آغاز شد، اما هیچیک از دو طرف آنقدر قدرتمند نبود که بتواند آن را ادامه دهد. نتیجه، بنبست کنونی بود؛ بنبستی که برخلاف انتظار ممکن است آمریکا در نهایت با دست بالا از آن خارج شود. درک اشتباه از شرایط
ترامپ بارها از انعطافناپذیری ایران و امتناع این کشور از پذیرش یک پیشنهاد خوب، وقتی آن را پیش روی خود میبیند، سردرگم به نظر رسیده است؛ مسئلهای که آشکارا برای مردی با پیشینه معاملات املاک و شیفته معاملههای بدهبستانی، آزاردهنده است.
اما همانطور که رئیسجمهور آمریکا نیز پذیرفته، ایران با یک صدا سخن نمیگوید. مشخص نیست قدرت نهایی در کجا قرار دارد. ظاهراً مسئولیت نهایی بر عهده رهبری جدید است. در غیاب او، قدرت میان مردان کتوشلواری، مردان یونیفرمپوش و روحانیون تقسیم شده و گاه مورد مناقشه قرار میگیرد.
مردان کتوشلواری، در درجه نخست محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، مذاکرات را هدایت کردند.
اما به نظر میرسد قدرت بهطور فزایندهای در دست تندروهای یونیفرمپوش متمرکز شده است؛ کسانی که تا حد زیادی جای نخبگان روحانی را گرفتهاند، درست همانگونه که تولسی گبرد هشدار داده بود.
گزارش شده است که برخی عملگرایان غیرنظامی ایران از اینکه حکومت امتیازهای پیشنهادی در تفاهمنامه اسلامآباد را از دست داده، بهتزدهاند.
کشور در آشفتگی اقتصادی به سر میبرد. محاصره آمریکا چنان نفوذناپذیر است که صادرات نفت ایران عملاً به صفر رسیده؛ موضوعی که رئیس کل بانک مرکزی هفته گذشته نیز به آن اذعان کرد.
پیامدهای این وضعیت برای ایرانیان عادی فاجعهبار بوده است. تورم نزدیک به سهرقمی و سقوط ریال، پسانداز یک عمر بسیاری از مردم را نابود کرده است.
مواد غذایی اساسی و داروها کمیاب و بهشدت گران شدهاند. همزمان با اخراج گسترده کارکنان و انقباض ۶ درصدی تولید ناخالص داخلی، میلیونها خانوار به زیر خط فقر رانده شدهاند.
با توجه به اینکه اعتراضات به بخشی از چرخه سیاسی ایران تبدیل شده، حکومت در حال پذیرش ریسکی فوقالعاده بزرگ است. با این حال، رهبران ایران ظاهراً مصمماند همچنان سازشناپذیر باقی بمانند.
تلگراف می گوید: اینکه چرا ژنرالها تا این اندازه انعطافناپذیرند، همچنان محل حدس و گمان است. برخی معتقدند عادیسازی روابط با آمریکا، که ترامپ پیشنهاد کرده، فلسفه وجودی حکومت را تضعیف خواهد کرد. جمهوری اسلامی بر دشمنی با غرب بنا شده است. اگر غرب به دوست تبدیل شود، چگونه میتواند به حیات خود ادامه دهد؟
ژنرالها همچنین ممکن است نگران باشند که بدون تهدید دائمی جنگ، دیگر کاری برای انجام دادن نداشته باشند.
بیشتر بخوانید:
حلول روح مائو در «آقا محسن» | مردم در خانههایشان دقیقاً چه چیزی تولید کنند که اقتصاد را نجات دهد؟
«روز موعود اقتصادی ایران» عروس تعریفی از آب در آمد | بلومبرگ: تحریمهای جدید، همان سیاست گذشته است
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و شاید قدرتمندترین فرد از میان هفت مردی که تصاویرشان روی بیلبوردها دیده میشود، از بسیاری جهات چیزی جز جنگ نشناخته است؛ او در تمام دوران جنگ ایران و عراق در سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر عهده داشت. تغییر سناریو
تلگراف نوشت: بنابراین خطوط نبرد مشخص شدهاند. ترامپ به این نتیجه رسیده است که کوبیدن قدرت نظامی آمریکا به جسمی غیرقابلحرکت، نتیجه معکوس دارد.
تنها راه باقیمانده، وادار کردن ایران از طریق انزوای اقتصادی است؛ راهبردی که روز دوشنبه اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، از آن رونمایی کرد.
ترامپ آنچه «عملیات طرد اقتصادی» نام گرفته را یک «روز دی اقتصادی» توصیف کرد که قرار است راه را برای تسلیم نهایی ایران هموار کند.
لورل رپ از چتمهاوس گفت: «راهبرد صرفاً نظامیای که طی چند ماه گذشته دنبال کردهاند، ظاهراً کار نمیکند یا با بازدهی نزولی مواجه شده است. بنابراین تصمیم گرفتهاند بار دیگر سراغ ابزارهای اقتصادی بروند.»
در نهایت، اقداماتی که اعلام شد به اندازه تبلیغات پیرامون آنها نبود. با این حال راهبرد روشن است. ترامپ از انتظار برای کسب نتایج فوری به رویکردی چرخیده که بر اساس آن معتقد است توانایی صبر کردن دارد.
او امیدوار است در ماههای آینده رهبران ایران، با مشاهده فقیرتر شدن هرچه بیشتر کشورشان، چارهای جز بازگشت به میز مذاکره و پذیرش مصالحهای درباره تنگه نداشته باشند.
مزایای دیگری هم وجود دارد. جنگ فرسایشی اقتصادی میتواند ایران را از صفحه نخست روزنامههای آمریکا کنار بزند و احتمالاً پیش از انتخابات میاندورهای، آن را از ذهن رأیدهندگان نیز دور کند.
بنابراین بازی تازهای در خاورمیانه آغاز شده است. ارتش آمریکا یک گام عقب میرود و قدرت اقتصادی جای آن را میگیرد. این راهبرد بدون خطر نیست. تندروهای ایران اگر در شرایط استیصال قرار بگیرند، ممکن است به جای تسلیم، تشدید تنش را انتخاب کنند و به جای پایان دادن به جنگ، آن را گسترش دهند.
در واقع، مقامهای اطلاعاتی عرب شواهدی به دست آوردهاند که نشان میدهد ایران ممکن است در حال آماده شدن برای حملهای تازه باشد؛ با این امید که هزینهها را برای آمریکا افزایش دهد و قیمت نفت را بالاتر ببرد.
با این حال، اگر ترامپ واقعاً مصمم باشد راهبرد تازه «صبر» را دنبال کند، حتی دور دیگری از تشدید درگیری نیز ممکن است پویایی اساسی جنگ را تغییر ندهد.
آمریکا هم بزرگترین اقتصاد جهان و هم بزرگترین تولیدکننده نفت خام دنیاست و همین امر آن را در مقایسه با اغلب اقتصادهای بزرگ، در برابر پیامدهای جنگ کمتر آسیبپذیر میکند.
امید ایران برای تکرار شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ نیز تاکنون محقق نشده است. شش ماه پس از بسته شدن مهمترین آبراه انرژی جهان، قیمت نفت همچنان بسیار پایینتر از سطحی است که تهران امیدوار بود به آن برسد.
دن پیکرینگ، مدیر ارشد سرمایهگذاری شرکت خدمات مالی Pickering Energy Partners در هیوستون، گفت: «مرحله جدید اکنون تنبیه اقتصادی است، نه تنبیه نظامی از سوی آمریکا. ایران کوتاه نخواهد آمد؛ بنابراین فقط قرار است دو طرف از دو سوی تنگه هرمز به یکدیگر خیره شوند و ببینند کدامیک میتواند بیشتر از دیگری دوام بیاورد.»
آمریکا شاید نتوانسته باشد در میدان نبرد پیروز شود. اما ترامپ که تا اینجا خود معمار بداقبالیهایش بوده، شاید اکنون دریافته باشد که در یک جنگ فرسایشی اقتصادی، او توپخانه سنگینتری در اختیار دارد.
پیکرینگ افزود: «آمریکا میخواهد ببیند آیا فشار اقتصادی جواب میدهد و ایرانیها میخواهند ببینند آیا وقتکشی جواب خواهد داد.»


































































































































































