این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
وقتی دود و غبار انفجار در آسمان شهر را فرامیگیرد و بوی تند گوگرد و باروت جای هوای تازه را میگیرد، وقتی سخن از ویرانی زیرساختها، جانباختن هموطنان و ازدسترفتن امکانهای زیستن در میان است، دشوارترین بخش ماجرا تماشای کسانی است که از هزاران کیلومتر آنسوتر، برای فرودآمدن بمبها کف میزنند و ویرانی زادگاه خود را جشن میگیرند. چطور ممکن است یک جامعه به نقطهای برسد که بخشی از آن، نابودی خیابانها، مدارس، پالایشگاهها و فضای زیست مشترک خود را به نظاره بنشیند و حتی خواستار تداوم آن شود؟ این دگرگونی هولناک، یکشبه و خودبهخود رخ نداده است؛ این فرآیند محصول یک کارزار رسانهای و روانی حسابشده است که ناهید صیامدوست، استادیار مطالعات رسانه در دانشگاه تگزاس در آستین، در مقالهای با عنوان «پخش پارازیت» (Spreading Static) در نشریه The New York Review of Books به کالبدشکافی آن پرداخته است.روایت صیامدوست از برزخ روزهای جنگ و ناآرامی آغاز میشود؛ روزهایی که در آن آمارهای متناقض جانباختگان از سوی مراجع مختلف اعلام میشد و در میان بهت و اندوه عمومی، یک شبکه تلویزیونی مستقر در لندن به نام «ایران اینترنشنال» بیوقفه در تلاش برای جاانداختن ایدهای ویرانگر بود: اینکه هیچ راهی برای نجات وجود ندارد مگر ویرانی همهچیز از بیرون، و هیچ آیندهای متصور نیست مگر از مسیر سرنگونی با اتکا به مداخله نظامی خارجی. …

























![[علیمحمد اسکندریجو] درنگی بر زبان در گذار مقیم به شهروند](/news/u/2026-08-26/ettelaat-6dkqh.jpg)









































































































































